عباس؛ ترجُمان جوانی و جوانمردی

حضرت عباس(ع) همواره اباعبدالله(ع) را با عنوان «سیدی یابن رسول الله» خطاب می کرد. مورخان این امر را ناشی از علم ایشان به برتری مقام امامت بر هر نسبت دیگر می دانند.

به گزارش خبرنگار مهر، یکی از چهره های مهم حماسه عاشورا، حضرت ابالفضل العباس(ع)، یار و برادر اباعبدالله(ع) است. با توجه به نقش آن حضرت در نهضت حسینی، در این جا گوشه هایی از شخصیت ایشان معرفی می شود.

زیست نامه

حضرت عباس(ع) فرزند امام علی(ع) و ام البنین(س) است. پس از وفات حضرت زهرا(س)، حضرت علی(ع) به برادر خود، عقیل، که در نَسَب شناسی قبیله های عرب استاد بود، سفارش کردند که از بین شجاعان عرب برای ایشان همسری بیابد تا فرزندانی شجاع به دنیا بیاورد. عقیل نیز ام البنین را معرفی کرد، که از زنان فاضل و علاقمند به خاندان اهلبیت(ع) بود. حضرت ابالفضل در روز چهارم شعبان سال ۲۶ هجری به دنیا آمد و بنا بر قول مشهور، در سن ۳۴ سالگی همراه با چند تن دیگر از برادران خود (یعنی عبدالله، جعفر و عثمان) در روز عاشورا در رکاب سیدالشهدا به شهادت رسید و مزار او در کربلا زیارتگاه عاشقان و ارادتمندان اوست. آن حضرت با «لبابه»، دختر عبیدالله بن عباس بن عبدالمطلب، ازدواج کرد. برای وی شش، و گاه پنج، فرزند ذکر کرده اند: عبیدالله، فضل، قاسم، حسن، محمد، و بنت. نوادگان حضرت عباس جملگی از نسل عبیدالله، و برخوردار از دانش و فضل و بزرگی بودند. (مقرم، ۱۴۰۸ق: ۱۳۳ و ۱۳۶)

شخصیت علمی و اخلاقی

 خاندان و تبار حضرت عباس(ع) جملگی در عرب به شجاعت و جوانمردی معروف بودند. آن حضرت هم از جانب پدر و هم از جانب مادر، فضیلت ها و اخلاق پسندیده ای را به ارث برده بود. حضرت ابالفضل در نزد پدر و معلمی چون امیرالمومنین(ع)، مادری چون ام البنین و خواهران و برادرانی چون حضرت زینب(س) و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) رشد کرد و تربیت شد. روشن است که کسی که در چنین محیطی تربیت و از چنین سرچشمه ای سیراب شود خود صاحب خصال و فضایل فراوان خواهد بود.

از جمله ویژگی های وی داشتن ایمان و یقین و آشنایی با احوال زمانه و شرایط روزگار پدر و برادران خود بود. برخی از کسانی که به معرفی زندگی حضرت عباس(ع) پرداخته اند، وجهه علمی و فقهی ایشان را نیز مورد بررسی قرار داده اند. آنان برای اثبات این بعد از ابعاد شخصیت آن حضرت، به برخی از گفتار و رفتار او در روز عاشورا تمسک کرده اند؛ که از آن جمله است خطاب او به اباعبدالله(ع) با عنوان «سیدی یابن رسول الله» و پرهیز از خطاب ایشان به عنوان «برادر». مورخان این امر را ناشی از علم ایشان به برتری مقام امامت بر هر نسبت دیگر می دانند. درباره مقام علمی و فقهی حضرت ابالفضل(ع) موارد و شواهد دیگری هم وجود دارد که برای پرهیز از طولانی شدن کلام، از بیان آنها خودداری می شود (بنگرید به: مظفر،۱۳۷۱: ۲/۱۸۲ـ ۱۹۸). فصاحت و بلاغت در کلام، اخلاص در عمل، ایثار و گذشت، برادری و مواسات، زهد و بی رغبتی به دنیا، شوق به عبادت، ایمان و بصیرت را از دیگر شاخصه های شخصیتی او بر شمرده اند (تاریخ امام حسین(ع)، ۱۳۷۹: ۹/ ۱۲۴ ـ ۱۵۵).

در مکتبِ عباس

 زندگی قمر بنی هاشم حاوی درس هایی ارزشمند است که علاقه مندان به ایشان می توانند از آنها برای رشد و تعالی فردی و اجتماعی خود بهره گیرند. برخی از این درس ها چنین است:

۱. توجه به مسئله همسرگزینی

حضرت علی(ع) برای انتخاب همسر به برادر خود،  عقیل، که در نسب شناسی وارد بود، سفارش کردند تحقیق نموده و زنی مناسب و از خاندان و تباری شایسته برای ایشان انتخاب نماید. این امر نشان دهنده اهمیت زن در زندگی، و بیان گر لزوم توجه و دقت در انتخاب همسر است. نقش زن در تربیت فرزندان شایسته امری است که همگان به تجربه دیده ایم و بررسی های علمی و پژوهش های تربیتی نیز آن را تأیید می کند، ولی جدای از همه اینها، در منابع و متون اسلامی نیز در این زمینه سخنان فراوانی از پیشوایان دینی نقل شده است. برخی از کسانی که به بررسی و تحلیل زندگی حضرت ابالفضل پرداخته اند به روایت هایی از این دست استناد کرده و تاثیر همسر را در تربیت نسلی شایسته مورد تاکید قرار داده اند(از جمله بنگرید به: مظفر،۱۳۷۱: ۱/۱۸۵ ـ ۲۰۸). آنان تربیت فرزندانی چون زینب، حسن، حسین و عباس را ثمره توجه والدین گرامی اینان در انتخاب همسر دانسته اند.

آنچه گفته شد می تواند برای نسل امروز درسی شایسته باشد که برای تشکیل خانواده و انتخاب همسر، اولا معیارها و ملاک هایی معقول و پسندیده را در نظر بگیرند، ثانیا درباره همسر آینده خود به تحقیق و بررسی پرداخته و به محیط و خانواده ای هم که او در آن رشد یافته توجه داشته باشند. نکته ای که به ویژه امروزه از سوی برخی جوانان مورد غفلت واقع می شود، توجه به اخلاق و عادت هایی است که، برخلاف قیافه و شکل ظاهری، پایدار است و گاه تا آخر عمر همراه همسر خود باقی می ماند و تاثیر آن در زندگی بیشتر از مسائلی چون زیبایی و امور مالی است. بالا رفتن آمار طلاق، وجود اختلاف های پایدار و مواردی از این قبیل، نشان گر آن است که برخی از جوانان امروز، مسئله انتخاب همسر را امری بسیار ساده و سردستی به حساب می آورند؛ از این رو گمان می کنند تنها ابراز علاقه و محبت های اولیه می تواند ضامن تداوم این روحیه و آمادگی برای مواجهه با مشکلات زندگی باشد.

۲. وفاداری در راه ارزش های الهی و انسانی

 یکی از مهم ترین ویژگی های حضرت ابالفضل(ع) آن بود که در راه ایمان و آرمان خود به عهد خویشتن با امام خود وفادار ماند، و این وفاداری را با بذل جان خویش به اثبات رسانید. اهمیت این کار حضرت وقتی بیشتر روشن می شود که بدانیم ایشان از طرف مادر خود با برخی از سران سپاه یزید قوم و خویش بود. از این رو، عبیدالله بن زیاد برای او و برادرانش امان نامه ای فرستاد تا دست از یاری اباعبدالله(ع) بردارند. آنگاه که امان نامه را به نزد او آوردند آن را رد کرد و گفت به آنان بگویید ما را به امان شما نیازی نیست. ما در امان خداییم و امان خدا از امان کسانی چون شما بهتر است. آنگاه هم که شمر می خواست با استفاده از این آشنایی، عباس را از صف یاران حسین(ع) دور نماید به او پاسخ داد: «لعنت خدا بر تو و بر امان تو باد. آیا برای ما امان آورده ای در حالی که فرزند رسول خدا امانی ندارد و از ما می خواهی که از لعنت شدگان و فرزندان لعنت شدگان پیروی نماییم؟» شمر از این پاسخ ناراحت شد و به سوی لشگر یزید بازگشت.

نکته مهمی که در اینجا باید به آن اشاره کرد و برای نسل جوان ما بسیار ارزشمند است آن است که صرف وفای به عهد، امری نیکو نیست، بلکه این کار وقتی قابل تقدیر است که در راه اهداف و آرمان هایی ارزشمند باشد. حتی کشته شدن در راه دوست ، که از وفای به عهد بالاتر است، نیز آنگاه دارای ارزش است که در راهی پاک و برای رسیدن به اهدافی متعالی باشد. امروزه دیده می شود که برخی از جوانان در راه دوستان خود و به خاطر عهد و پیمانی که با رفیقان خود دارند دست به هر کاری می زنند و به قول خودشان تا آخر خط ایستاده اند، ولی باید توجه داشت که از دیدگاه اسلام و در مکتب حضرت سیدالشهدا(ع) و حضرت ابالفضل(ع)، این «نیت» و «هدف» است که به یک کار ارزش، قداست و جاودانگی می دهد. این یکی از درس هایی است که جوانان علاقمند به مکتب حسینی و کسانی که در مجالس و هیئت های عزادارای آنان شرکت می کنند باید به آن توجه داشته باشند.

۳. جانبازی در راه دفاع از دین و آیین

 یکی دیگر از ویژگی ها و شرافت های حضرت ابوالفضائل، افتخار جانبازی در راه باورهای دینی و ارزش های والای انسانی است. او نشان داد که رشد و اصلاح جامعه و جلوگیری از زشتی ها و منکرات، همچنین دفاع از فضیلت های انسان ساز دینی آنچنان ارزش و اهمیتی دارد که می زیبد انسان در راه آن از بذل جان خویش دریغ ننماید.

۴. تفسیر صحیح جوانمردی و شجاعت

تاریخ نگارانی که به معرفی ایشان پرداخته اند گاه به این نکته اشاره کرده اند که در شجاعت کسی جز پدر و برادرش همپای او نبود. به باور ایشان علت آنکه پدر بزرگوارش او را «عباس» نامید به خاطر آن بود که به شجاعت او و عبوس بودنش در برابر دشمنان، علم و آگاهی داشت (تاریخ امام حسین(ع)، ۱۳۷۹: ۱۱۵). در واقعه عاشورا نیز برادرش، حضرت سیدالشهدا(ع)، به این شجاعت اذعان داشت؛ به همین خاطر او را به عنوان پرچمدار لشکر خویش انتخاب کرد.

در این جا نیز به مناسبت بحث، لازم است نکته ای را بیفزاییم و آن اینکه از سیره و سلوک حضرت عباس به دست می آید که اولا شجاعت، صرف اسلحه به دست گرفتن و جنگیدن نیست؛ بلکه دفاع از جان و مال و ناموس مردمان و کمک و یاری به ضعیفان نیز جلوه ای از جلوه های شجاعت و جوانمردی است. ثانیا آنچه به شجاعت و جوانمردی انسان اهمیت و ارزش می دهد و باعث می شود خاطره جوانمردان و شجاعان به نیکی در دنیا باقی بماند، آن است که این ویژگی در راه درست به کار رود. حیات و شهادت حضرت عباس نشان داد که صفاتی چون شجاعت آنگاه که در راستای ارزش های انسانی و الاهی قرار گیرد، تاثیر فراوانی از خود باقی خواهد گذاشت؛ وگرنه بوده اند در طول تاریخ انسان هایی که هر یک در میدان و معرکه جنگ یا در غیر آن از خود شجاعت های فراوان نشان داده اند، ولی گاه نه تنها نام نیکی از آنها باقی نمانده بلکه لعن و نفرین مردمان همواره بدرقه راهشان بوده است.

همچنین کسانی که گاه در شهرها و محله ها راه را بر ناموس مردم بسته یا به اذیت و آزار دیگران می پردازند هر چند ممکن است خود را شجاع یا جوانمرد بدانند ولی روشن است که لایق این عنوان نیستند. بر خلاف اینان، مشاهده می کنیم که دست کم در جامعه خود ما هنوز که هنوز است نام و یاد کسانی چون پوریای ولی و جهان پهلوان تختی یا جوانانی که در برابر دشمن ایستاده و جوانمردانه از دین و مملکت و ناموس خود دفاع کردند، به نیکی و خوبی باقی مانده و رفتار و کردار آنان ضرب المثل شده است. در طی دفاع هشت ساله ای که در ایران معاصر اتفاق افتاد نمونه هایی فراوان از شجاعت و جوانمردی جوانانی، گاه بسیار کم سن و سال، اتفاق افتاد که اگر به درستی و به طور جذاب برای نسل امروز تعریف شود، این افراد می توانند به عنوان بهترین الگوهای تربیتی و تندیس های جوانمردی برای این نسل نو خاسته باشند.

ما و حضرت ابالفضل(ع)

افراد، مراکز و مؤسسه های تبلیغی جامعه ما درباره معرفی نهضت عاشورا و پرچمداران و پیشگامان آن، مسئولیتی بس سنگین بر عهده دارند. اگر بخشی از نسل جدید امروزه گاه از واقعه عاشورا جز در چند روز مشخص در طول سال یاد نمی کند و اگر آگاهی برخی آنان از کسانی چون حضرت ابالفضل چندان زیاد نیست، بخشی عمده از مسوولیت این وضعیت بر عهده کسان، مراکز، نهادها و رسانه هایی است که وظیفه معرفی دین و تبلیغ آن را بر عهده دارند ولی در این زمینه آن گونه که شایسته است عمل نمی کنند. البته خود نسل جوانی هم که در این راه گام جدی به پیش بر نمی دارد به سهم خویش مسوولیت دارد.

در مورد حضرت ابالفضل(ع)، مناسب آن است که پژوهشگران، خطیبان، و اصحاب جراید و رسانه های گروهی و اطلاع رسانی، ضمن تعمیق آگاهی ها و پژوهش های خود درباره این بزرگوار، ابتدا شناختی همه جانبه از شخصیت او پیدا کنند، سپس او را به دیگران، و به طور خاص جوانان، بشناسانند. هر چند مهم ترین جلوه گاه تجلی و بروز شخصیت و اندیشه حضرت عباس در واقعه عاشورا بود ولی دیگر مقاطع زندگی او را نیز نباید به فراموشی سپرد. اگر مبلغان و تلاشگران عرصه تبلیغ دین و تعظیم شعائر مذهبی بتوانند با توجه به شخصیت ایشان، مفهوم درست شجاعت و جوانمردی را به نسل امروز بشناسانند کاری بس بزرگ و ارزشمند انجام داده اند. این کار می تواند به معدود افرادی که شجاعت را در گردن کشی و ظلم، و جوانمردی را در همدستی و همداستانی با خلافکاران می دانند بفهماند که مفهوم واقعی شجاعت و جوانمردی چیست و مصادیق آن کدام است. می تواند به آنها نشان دهد که:

گر بر سر نفس خود امیری مردی

گر بر دگران خرده نگیری مردی.

مردی نبود پیاده را پای زدن

گر دست فتاده ای بگیری مردی.

منبع: عباس؛ ترجُمان جوانی و جوانمردی، حسینعلی رحمتی برگرفته از کتاب «از کعبه تا عشق: نگاهی دوباره به حماسه انسان ساز عاشورا»، انتشارات روزنامه اطلاعات.

منابع:

تاریخ امام حسین(ع): موسوعه الامام الحسین(ع)(۱۳۷۹)، تهران: سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، دفتر انتشارات کمک آموزشی وزارت آموزش و پرورش، چاپ اول.

مظفر، عبدالواحد(۱۳۷۱)، بطل العلقمی: العباس الاکبر ابن الامام امیر المومنین علی بن ابی طالب(ع)، قم: انتشارات شریف رضی، ۳ جلد، چاپ اول.

مقرم، عبدالرزاق(۱۳۷۴)، زندگانی امام زین العابدین(ع)، ترجمه: حبیب روحانی، مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش های اسلامی، چاپ اول.

کد خبر 4715539

برچسب‌ها

مطالب بیشتر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 9 + 1 =