خبرگزاری مهر، گروه جامعه؛ نسل ما جنگ را اینگونه از نزدیک ندیده بود. ما از وحشت ترور جز تعلیق دقایقی دلهرهآور از صحنههای یک سریال چیزی نمیدانستیم. نمیدانستیم منافق شاخ و دم ندارد و به ظاهر شبیه انسان است، اما خوی وحشی و درنده او را به چشم ندیده بودیم. اما امروز گویی چند روزی است در دهه ۶۰ زندگی میکنیم. همان زمان که ماشینها را نگه میداشتند و مردم عادی را به جای دیگری منتقل کرده و به گلوله میبستند. آن دوران کودک، زن، پیر و جوان برای تروریست فرقی نداشت.
آنان از درد خلق سخن میگفتند و ادعای جنگیدن برای رهاییاش را داشتند، اما اسیرش کرده، پوستش را میکندند و زنده در آتش میسوزاندند. همان مردگان تاریخ امروز گویی از گور برخاستهاند، درد گرانی و معیشت را بهانه کردهاند، اما مغازه مردم را آتش میزنند، روی پرستار و پاسدار، پلیس و آتشنشان، کودک خردسال و مرد کهنسال آتش گشودهاند. این جماعت گویی از خون ملت زیست میکنند. آنکه اسلحهاش را به سمت مردم میگیرد درد مردم ندارد او از عمال ابلیس است و رنج مردم را به نفع خود مصادره میکند.
امروز آنچه کلید پیروزی ماست، شجاعت جمعی با تکیه بر قدرت لایزال الهی است که با همراهی همه اقشار مردم محقق میشود و حفظ این هویت مسئولیتی بر دوش تک تک ماست. البته عبور ابراهیمگونه از میانه آتش در حافظه تاریخی ایرانی جماعت، نسل به نسل تا امروز رسیده و میراثی از گذشتگان است. ما در طول تاریخ سلحشورانه جنگیدهایم، تا جایی که دشمن را حتی در لحظه شهادتمان متحیر گذاشتهایم. از همین رو دشمن وقتی میخواهد مخاطب قرارمان دهد به حکومت، دولت و فلان مسئول کاری ندارد و همه ملت ایران را تروریست خطاب میکند و تفاوتی قائل نیست.
شجاعت جمعی محصول ارادهورزی جمعی
این شکل از مبارزه نیاز به کنشگری و شجاعت جمعی دارد. هر فرد، بسته به میزان نزدیکیاش با میدان رخدادها و جایگاه اجتماعی یا خانوادگیاش، به نحوی در معرض مسئولیت قرار میگیرد. در چنین شرایطی، نمیتوان بیطرف یا بیتفاوت باقی ماند؛ بلکه باید بهسرعت نسبت خود را با این نبرد و پیامدهای گسترده آن روشن کرد. نوع مواجهه و کنشگری ما میتواند مسیر آینده این تقابل را تعیین کند.
اما در نبود تابآوری جمعی، شجاعت به عملکردهای فردی و قهرمانانه، محدود میشود به افرادی که ناچارند در خلأ فرهنگی و اجتماعی، بار مسئولیت را تنهایی بر دوش بکشند. اما اگر فضای عمومی جامعه واجد مؤلفههای شجاعتگونه شود، آنگاه این فضیلت اخلاقی از مرزهای فردی فراتر رفته و به یک رویه جاری در بدنه جامعه تبدیل میشود.
رهبر انقلاب در پیام خود خطاب به مردم ایران که با حضور خود در اجتماعات در محکومیت اقدامات تروریستی اخیر نقشه دشمن را خنثی کردند فرمودند: ملت بزرگ ایران خود را و همت و هویت خود را به رخ دشمنان کشید. این هشداری به سیاستمداران آمریکا بود که فریبکاری خود را متوقف کنند و به مزدوران خائن تکیه نکنند.
از این رو، ضروری است نقشها و مسئولیتهای ما نیز متناسب با تحولات و اقتضائات روز، بازتعریف و بهروز شوند تا تأثیرگذاریمان حفظ شود و ارتقا یابد. لذا در این هویت جمعی وابسته به حافظه تاریخی ملت ایران، ایستادگی مردان در میدان بدون مقاومت و همراهی زنان هیچگاه ممکن نبوده است.
شجاعانه زیستن و شجاعت آفریدن
مفهوم شجاعت، صرفاً ویژگیای غریزی یا روانشناختی نیست که بتوان آن را به هیجانهای زودگذر یا کنشهای لحظهای فروکاست. اگر شجاعت را پدیدهای مبتنی بر معرفت، باور قلبی و التزام ایمانی در نظر بگیریم، آنگاه خواهیم دید که زنان در عرصههای حساس و بحرانخیز، نهتنها از مردان عقب نیستند، بلکه در بسیاری از موارد، ظهور و بروز مؤثرتری نیز داشتهاند.
نکته حائز اهمیت، نه صرفاً در کنش شجاعانه زنان، بلکه در نقشی است که آنان در گسترش و استمرار این شجاعت ایفا میکنند. زن نهفقط کنشگر شجاع، بلکه بسترساز شجاعت جمعی است. او به واسطه نقش اجتماعی، خانوادگی و فرهنگی خود، فضایی را شکل میدهد که در آن، شجاعت به یک خُلق جمعی تبدیل میشود.
زن، به اعتبار خصایص روحی، روانی و تربیتی خود، سهمی برجسته در ایجاد و اشاعه این فضا دارد. کنشهای او در سطح خانواده، محله و زیستبوم فرهنگی، شجاعت را از سطح کنش فردی به گفتمان اجتماعی بدل میکند.
از این منظر، سخن از «نقش زنان در مقاومت» محدود به توصیف چند عملکرد نمادین نیست؛ بلکه باید آنان را صاحبان قدرت نرم، مرجع معنوی و عامل شکلدهنده به افقهای رفتاری و فکری جامعه تلقی کرد. زنان هستند که میتوانند شجاعت را از سطح کنش فردی به سطح جامعه ارتقا دهند؛ و از همین مسیر، ورق بسیاری از میدانهای سرنوشتساز را برگردانند. مقاومت یک ملت، زمانی به ثمر مینشیند که زنان آن، با شجاعت در برابر دشمن بایستند.



نظر شما