به گزارش خبرنگار مهر، شواهد و مدارک موجود حاکی از آن است که رفتار اغتشاشگران در وقایع اخیر، شباهت قابلتوجهی با عملکرد منافقین در دهه ۶۰ به ویژه بین سالهای ۶۰ تا ۶۸ دارد. در این باره با محمدعلی صمدی، پژوهشگر تاریخ معاصر گفتگو کردهایم.
*۳۰ ترور در روز توسط منافقین
صمدی گفت: منافقین در خرداد سال ۱۳۶۰ با اعلام جنگ مسلحانه، علیه جمهوری اسلامی ایران، در حمایت از ابوالحسن بنیصدر، تلاش کردند مشروعیت نظام را زیر سوال ببرند. آنان با بهانه درباره محدودیتهای ساختاری و عدم امکان فعالیت در چارچوب قانون، به نبرد مسلحانه روی آوردند. از همان روز، عناصر مسلح این گروه به خیابانها ریختند و شهروندان عادی و هر فردی که به هر نحوی ظاهر و چهرهاش به طرفداران جمهوری اسلامی شبیه بود و به وفاداری به نظام شناخته میشد را هدف قرار دادند.
او ادامه داد: این اقدامات به جایی رسید که روزانه تا سی مورد ترور موفق در سراسر کشور ثبت میشد. گشتهای موتوری مسلح آنان، با هدف ایجاد رعب و وحشت در میان وفاداران به نظام و انقلاب و بدون تفکیک، زنان، کودکان، توریستها و کارمندان شرکتهای خارجی را ترور میکردند. مثلاً یک کارمند هندی که کلاهی شبیه به عمامه بر سر داشت، هدف ترور کور قرار گرفتند.
وی افزود: این گروه تروریستی با هویتبخشی دروغین به خود و با استفاده از لباسهای کمیته یا سپاه، مردم را به بهانههای مختلف جمعآوری کرده و در کنار دیوارها به شهادت میرساندند. آنان بانکها را به غارت میبردند و اموال مردم را برای تأمین نیازهای خود به اصطلاح مصادره میکردند. زنان چادری و مردانی که عکس امام (ره) یا شهدای انقلاب نظیر شهید بهشتی و شهید رجایی را همراه داشتند، در محل کار یا کسب هدف حملات قرار میگرفتند. به نمازگزاران در مسیر نماز جمعه حمله میکردند، در یکی از استانها اقدام به آتش زدن اتوبوس (شرکت واحد) حامل شهروندان عادی کردند، که منجر به شهادت یک شیرخواره ششماهه شد. برای مهاجمان فرقی نمیکرد که مسافران انقلابی باشند یا مردم عادی؛ اتوبوس مسافر را در حالی که در آن بودند، به آتش کشیدند.
او ادامه داد: ورود به خانههای مردم و کشتار ساکنان نیز بخشی از جنایات این گروه بود. در یک فقره، شهادت نوجوانی به نام سعید نوری تاجر است که در ماه رمضان و به بهانه پخش آش نذری، جلوی چشم مادرش با چندین گلوله به شهادت رساندند و سپس با ریختن بنزین، منزل مسکونی آنان آتش زده شد، در حالی که هنوز مادر و جنازه فرزند در خانه بودند. یا با پرتاب نارنجک به حیاط خانهها تمام افراد حاضر در خانه را میکشتند، برایشان فرقی نمیکرد چه کسی باشد. مواردی بود که مردِ خانه منزل نبود، و میریختند و مهمانها را از جمله زنان و کودکان و هرکه در خانه بود میکشتند؛ شبیه این در موارد متعددی رخ داده بود.
*عملیات مهندسی از دهه شصت تا زمستان ۱۴۰۴
صمدی گفت: در اغتشاشات اخیر نیز شاهد تکرار همین الگوهای خشونتآمیز بودیم؛ از ایجاد رعب و وحشت در میان مردم، ورود به خانهها و آتش زدن خودروها گرفته تا قطع اعضای بدن… همین کارهایی که در این روزها شاهد بودیم، الگوی کار منافقین بود. چیزی داشتند به اسم عملیات مهندسی، نمونهای دردناک از این خشونتها، شهادت سه جوان زیر ۲۵ سال _که یکی از آنان ۱۷ سال داشت_ است که با لباس مبدل کمیته انقلاب اسلامی اینها را گرفتند و بردند در خانهای؛ پس از چند روز شکنجههای وحشتناک نظیر استفاده از اتو، شوک الکتریکی و کندن پوست… کارهای عجیب و غریبی که از ساحت انسانی به دور است، با تزریق سیانور و در حالی که هنوز نفس میکشیدند، زنده به گور شدند. یکی از حوادث معروف ترور یک معلم در حین تدریس در کلاس درس بود، وارد کلاس شدند جلوی تخته سیاه او را به گلوله بستند و خونش بر تخته سیاه پاشید. صحنههای وحشیانه اخیر نشان میدهد الگو یکیست.
این پژوهشگر تاریخ معاصر ادامه داد: این رویه نشان میدهد که چون این گروهها توانایی جلب بدنه اجتماعی را ندارند و نمیتوانند مردم را اقناع کنند، سطح خشونت را بالا میبرند تا نه تنها حافظان امنیت مردم را از صحنه و بدنه اجتماع خارج کنند بلکه فضای امنیتی را به نفع خود تغییر دهند. رویه کاملاً یکیست، امیدشان این است مردم به خیابان بریزند و اصطلاحاً انقلاب کنند. همان الگوی انقلاب اسلامی، میلیونها نفر به خیابان بریزند.
وی افزود: البته این محاسبه غلط است و هر وقت این کار را کردند، مخالفت توده مردم در خیابان بیشتر شده است. حالا یک امیدی هم به اینها داده شده که اگر سطح خشونت بالا برود امکان مداخله خارجی را افزایش میدهد، اینها تصمیم گرفتهاند این شانسشان را هم امتحان کنند. در دهه شصت در سالهای پایانی جنگ (سال ۶۷) که منافقین وارد ایران شدند، هدفشان این بود با ایجاد کشتار در پایتخت، مجامع بینالمللی مداخله بکنند. نه آن محقق شد و نه این محقق میشود انشالله. اشتباه محاسباتی دارند و مردم را نمیشناسند، حتی همان مداخله خارجی هم اگر رخ بدهد تجربه نشان داده انسجام داخلی بیشتر میشود.
*اشتباه محاسباتی درباره مردم ایران
صمدی گفت: اینها همان رویای شکستخورده دهه شصت را دنبال میکنند، اما محاسبات آنان اشتباه است و مردم ایران با هوشیاری و حضور در صحنه، پاسخ دندانشکنی به آنان خواهند داد. در دهه شصت مردم با حضور گسترده در راهپیماییها و تشییع پیکر شهدایی نظیر شهید بهشتی و شهید رجایی، تشییع شهدای شاخص ترور و… ادعاهای منافقین مبنی بر عدم محبوبیت مسئولان را رد کردند. همکاری مردم با دستگاههای امنیتی در شناسایی و خنثیسازی تیمهای تروریستی و خانه های تیمی نیز نقش بسزایی در برخورد با آنان داشت که هستههای عملیاتیشان را غیر فعال میکرد.
او ادامه داد: شخصیتهای برجستهای نظیر شهید بهشتی (رئیس قوه قضاییه) و شهید رجایی (رئیس قوه مجریه) و شهید باهنر (نخست وزیر)، آیت الله قدوسی (دادستان انقلاب)، چندین نفر از نمایندگان مجلس به غیر از ۷۲ تن، مثل شهید آیت که دم در خانهاش ۶۴ گلوله دو خشاب گلوله بهش شلیک کردند؛ شهدای محراب مثل آیتالله صدوقی، آیتالله مدنی، آیت الله اشرفی اصفهانی، آیت الله دستغیب که اینها را با عملیات انتحاری به شهادت رساندند، با نارنجک میرفتند و ایشان را بغل میکردند. آیتالله دستغیب با ۶ نفر از محافظانشان شهید شدند، در خیابان عامل انتحاری با فریبِ دادن نامه وارد جمع شد و نارنجک را منفجر کرد؛ بخشی از روسای اتحادیه اصناف… هرکس که با اینها همراهی نمیکرد هدف محسوب میشد. حالا حزباللهی باشد یا به هر دلیلی با اینها همراهی نکند، اینها بخشی از جنایات این گروه است.


نظر شما