۵ بهمن ۱۴۰۴، ۱۲:۰۲

قابی کوچک از دعایی بزرگ «روز مرا به ناامیدی پایان مده»

قابی کوچک از دعایی بزرگ «روز مرا به ناامیدی پایان مده»

دعای ۴۶ صحیفه اقرار بنده‌ای است هشیار و پذیرنده و بیننده و شنونده بر هرچه در پهنه فرمانروایی خدا بر عالم می‌بیند؛ و امیدوار به لطف او که همواره پیش از قهر و غضبش بر بندگان روا داشته می‌شود.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: وقتی از سفر عمره برگشته بود، می‌گفت پس از اعمال حج عمره و اتمام طواف و سعی و تقصیر و... در گوشه‌ای از مسجدالحرام روبه‌روی کعبه و در کنار ستونی نشستم تا کمی قرآن بخوانم. در گرمای ظهر خردادماه مکه، مردی روستایی، با لباسی محلی از گرما به ستوه آمده و به ستون تکیه داده بود. نمی‌دانم خسته بود و توان نداشت یا شاید سواد قرآن خواندن نداشت؛ ولی با همان حال چشم به رکن یمانی دوخته، زیرلب چیزی می‌گفت. نگاهش می‌کردم و حالش برایم جالب بود، کمی نزدیک‌تر شدم و در میان همهمه عمره‌گزاران شنیدم که می‌گفت: خدایا، ستار، تونی. غفار، تونی. قهار، تونی... ساده مردِ روستایی شاید خواندن نمی‌دانست، اما خدا را با صفت‌هایی می‌شناخت که به آنها یقین داشت. صفت‌ها را می‌گفت و بزرگی او را، و بعد کوچکی خود را و حاجتش را.

روز مرا به ناامیدی پایان مده

عظمت دعاهای صحیفه سجادیه، جدای از مقام امام معصوم و بیان نورانی آن حضرت، در شیوه ارتباط با خواننده آن دعاست؛ متنی که پس از هزار و اندی سال هنوز زنده و پویاست و هرکس م‌یتواند به اندازه فهمش از آن بهره بردارد، دریایی که هرکس به اندازه پیمانه فهم و دانشش آب نور برمی‌دارد و آسمانی که هرکس به میزان گستردگی روح و افق دیدش در آن پرواز می‌کند. گاهی یک عبارت یک دعا، پنجره‌ای می‌شود برای خواندن متن کاملش. مانند این عبارت ساده از دعای چهل و ششم صحیفه سجادیه «روز مرا به ناامیدی پایان مده». در ابتدای آن این توضیح آمده که «دعای چهل و ششم، از دعای آن حضرت علیه‌السلام است در روز عید فطر آنگاه که نمازش تمام می‌شد، رو به قبله می‌ایستاد و در روز جمعه و عرضه می‌داشت»؛ متن دعا را می‌توان به چهار بخش تقسیم کرد:

ای آن که گستاخان درگاه خود را ناامید نمی‌سازی

بخش نخست که بیان صفات خداست پیش از سخن اصلی این است:

ای آن که رحمت می‌آوری بر آن کس که بندگانت به او رحم نمی‌کنند؛ ای آن که می‌پذیری کسی را که به شهرها نمی‌پذیرندش؛ ای آن که نیازمندان خود را خفیف و خوار نمی‌گردانی؛ ای آن که گستاخان درگاه خود را ناامید نمی‌سازی؛ ای آن که دست رد بر سینه بندگان پرتوقع خود نمی‌زنی؛ ای آن که تحفه ناچیز و کوچک را می‌پذیری و رد نمی‌کنی و هر اندک عملی برایت انجام دهند جزا می‌دهی؛ ای آن که کار بیارزش را به لطف می‌پذیری و در برابر آن پاداش بزرگ می‌بخشی. ای آن که نزدیک می‌شوی به هر کس که به تو تقرب جوید. ای آن که به سوی خود می‌خوانی هر که را که از تو روی برگرداند. ای آن که نعمت خود را دگرگون نمی‌سازی و به کیفر دادن ما شتاب نمی‌ورزی. ای آن که نهال کار نیک می‌پروری تا آن را به ثمر نشانی و انبوه کنی، و از کار بد می‌گذری تا آن را از ریشه برکنی.

هر بزرگی در برابر تو کوچک است

بخش دوم شرح و بیان همان صفات است، با گستردگی بیشتر:

آرزوها پیش از رسیدن به منتهای کرم تو با نیازهای برآورده باز آمدند، و کاسه‌های گدایی محتاجان از بخشش بسیار تو لبالب گردیدند و صفت‌ها پیش از آن که حقیقت نعت تو را دریابند از هم گسیخته شدند. اینک تو را سزاست آن برترین کمال که برتر از هر کمالی است و آن والاترین شکوه که از هر شکوهی والاتر است. هر بزرگی در برابر تو کوچک است و هر شریفی در کنار شرف تو بی‌مقدار؛ آنان که به سوی غیر تو رو کردند، نومید شدند و آنان که نیاز خود پیش دیگری بردند، زیان دیدند و آنان که بر آستان غیر تو فرود آمدند، تباه گردیدند و آنان که در جایی جز وادی فضل تو رزق و روزی جستند به قحطی درآمدند. درگاه نعمتت به روی خواهندگان باز است و بخششت در حق نیازمندان روا، و فریادرسی‌ات به دادخواهان نزدیک. امیدواران از تو ناامید نشوند، و آنان که نیاز خود نزد تو آورند، از عطای تو مایوس نگردند و آمرزش خواهان با عذاب تو به تیره‌روزی نیفتند.

شیوه پروردگاری تو نیکی کردن به بدکاران است

بخش سوم، بیان شیوه پروردگاری خداوند متعال است از زبان امام سجاد (ع)، بیان عظمت الاهی در قالب کلماتی که برای بندگان و تقرب جویندگان به پروردگار بسیار آموزنده است:

خوان روزی‌ات برای کسی که نافرمانی‌ات کند گسترده است و بردباری‌ات برای آن که با تو دشمنی ورزد، آماده. شیوه پروردگاری تو نیکی کردن به بدکاران است و طریقتت رعایت کردن حال تجاوزکاران؛ تا آن جا که مدارا کردن تو آنان را می‌فریبد که توبه نکنند و مهلت دادنت بازشان می‌دارد که از گناه دوری گزینند. اما تو در کیفردادن ایشان شتاب نکرده‌ای تا مگر به فرمانت گردن نهند و مهلتشان داده‌ای چون به پایداری که سزاوار نیک بختی ملک خود مطمئن بودی. پس هرکه سزاوار نیکبختی بوده عمرش را به نیک بختی فرجام داده ای و آن که سزاوار تیره بختی بوده او را به تیره‌بختی‌اش خوار کرده‌ای.

سرانجام کار همه چنان شود که تو خواهی و بازگشت امورشان به سوی تو باشد. هر چه عمرشان به درازا کشد پایه‌های فرمانروایی تو سست نگردد و چون در کیفر دادنشان درنگ کنی، حجت آشکار تو باطل نشود. حجت تو پایدار و باطل نشدنی و فرمانروایی ات جاودان و زائل نگشتنی است.

پس عذاب سخت و دائم نصیب کسی است که از تو روی برتافته و ناامیدی بیچاره کننده آن راست که از درگاه تو دست خالی برگشته و بدترین تیره‌بختی از آن کسی است که به مهلت دادنت گول خورده است. این چنین کسی در آتش عذاب تو چه بسیار دست و پا خواهد زد و روزگار سرگشتگی‌اش در وادی عقاب تو چه طولانی خواهد بود؛ و چه دور است که اندوهش به پایان رسد و بسی ناامید است از این که راه رهایی‌اش گشوده شود این همه بر پایه حکم عادلانه و منصفانه توست که در آن بر کسی جور و ستم روا نمی‌داری.

خدایا! تو دلیل‌های آشکار خود را فراوان و پی‌درپی فرستاده‌ای، و عذرها و نصیحت‌ها را آشکار نموده‌ای، و ما را از عذاب خود بیم داده‌ای، و از سر لطف و مهربانی تشویق کرده‌ای، و مثل‌ها زده‌ای و مهلت را طولانی ساخته‌ای و عذاب را به تأخیر افکنده‌ای، حال آن که می‌توانستی در آن عجله کنی و درنگ ورزیده‌ای، حال آن که بر شتاب کردن توانا بودی. درنگ تو در عقاب ما، نه از روی بی‌قدرتی، و مهلت دادنت نه از روی سستی، و خودداری‌ات از مؤاخذه نه از روی غفلت، و به تأخیر افکندن عذابت نه از روی مداراست، بلکه تا دلیل تو رساتر و کرم تو در حق ما کامل تر و احسانت تمامتر گردد؛ و نعمتت به نهایت حد خود رسد. همه این امور پیش از این بوده و اکنون هست و تا همیشه خواهد بود.

بی زبانی، مرا از حمد و ستایش تو ناتوان می‌دارد

بند چهارم، بیان جایگاه عبد است در برابر معبود، و البته خواسته‌های کوچکی که او را به دریای عظمت پروردگار مرتبط می‌کند:

حجت تو برتر از آن است که جملگی به وصف درآید، و بزرگواری تو بالاتر از آن که دست اندیشه به بلندایش رسد، و نعمت تو بیش از آن است که یک به یک در شمار آید، و احسان تو افزون تر از آن که بر کمترین آن سپاست گویند. بی‌زبانی، مرا از حمد و ستایش تو ناتوان می‌دارد و درماندگی، از بزرگداشت تو زبان مرا می‌بندد، و نهایت کوشش من این تواند بود که به ضعف و درماندگی خود اعتراف کنم؛ و این ای معبود من نه از سر بی رغبتی، که از ناتوانی من است.

اینک این منم که آهنگ آستان تو کرده‌ام و بخشش‌های نیک از تو می‌خواهم، پس بر محمد و خاندانش درود فرست و خواهش پنهانی مرا اجابت کن، و چون تو را بخوانم مرا پاسخگو، و روز مرا به ناامیدی پایان مده، و در آنچه از تو خواسته‌ام دست رد بر سینه‌ام مزن. چون از پیش تو بازگردم یا نزدت آیم در هر دو حالت مرا گرامی بدار، که تو در عمل به خواسته خود دچار سختی نشوی و در اجابت آنچه از تو خواهند عاجز نمانی، و تو بر هر کار توانایی و هیچ جنبش و نیروی کاری نیست جز به خواست خدا، آن والا مرتبه بزرگ.

کوتاه سخن آنکه این دعا، اقرار بنده ای است غرق در دریای توحید پروردگارش. هشیار و پذیرنده و بیننده و شنونده بر هرچه در پهنه سلطنت و فرمانروایی او بر عالم میبیند؛ و امیدوار به لطف او که همواره پیش از قهر و غضبش بر بندگان روا داشته می‌شود. شاید بتوان یک خواسته کلیدی از هر دعای صحیفه برگرفت، مثل این عبارت که: روز مرا به ناامیدی پایان مده!

کد خبر 6730531

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha