به گزارش خبرگزاری مهر، تسنیم نوشت: ناصر کنعانی، سخنگوی سابق وزارت امور خارجه در یادداشتی درباره چرا رخدادهای تلخ دیماه در ایران طراحی آمریکایی ـ صهیونیستی بود! نگاشته است، آمریکا از زمان وقوع انقلاب اسلامی و پیروزی آن در ۲۲ بهمن ۵۷، کینه جمهوری اسلامی ایران را به دل دارد. به تعبیر مقام معظم رهبری «کینه آمریکا نسبت به کشور و انقلاب، کینه شتری است و به این آسانیها دستبردار نیست.» دلیل چنین کینهای روشن است؛ پیروزی انقلاب اسلامی علاوه بر اخراج فضاحت بار آمریکا و کوتاه کردن دست چپاولگر آن از ثروتهای بیشمار ایران، اقتدار سنتی و طولانیمدت ایالات متحده در منطقه غرب آسیا از بین برد و در دیگر مناطق دور و نزدیک جهان نیز خط سومی را پیش روی استقلال خواهان و آزاداندیشان جهان قرار داد.
این جمله قدیمی ریچارد مورفی، معاون وقت وزیر خارجه آمریکا خطاب به نمایندگان کنگره این کشور صرفا نمونهای از اعترافهای رایج در اتاقهای فکر و تصمیم آمریکا نسبت به انقلاب ایران بود که همچنان تدوام و اصالت دارد:"پدیده انقلاب اسلامی ایران تنها یک مسئله استراتژیک متعارف نیست، مسئله امواجی است که این انقلاب پدید آورده و بنیادهای تمدن معاصر غرب را به لرزه انداخته است."
از زمان وقوع انقلاب اسلامی تاکنون موقعیت و نفوذ آمریکا در حوزه راهبردی غرب آسیا که یکی از مهمترین مناطق ژئوپلیتیک، ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک جهانست، متزلزل است. از نگاه بسیاری از مقامات و اندیشمندان آمریکایی، استحاله و یا تغییر نظام در ایران، تنها راه اعاده برتری بلامنازع آمریکا در غرب آسیاست. افزون بر آن، ج.ا.ایران اینک متحد قدرتمند چین و روسیه است که دو تهدید درجه اول راهبردی آمریکا محسوب میشوند و اگر آمریکا دیر بجنبد، مجبورست به جای برخورد جداگانه با هر یک از آنها، در برابر یک محور متحد ثلاثی بایستد.
تلاش واشنگتن از آغاز دولت دوم ترامپ، جدایی ارکان این محور ثلاثی از یکدیگر و محاسبه جداگانه هرکدام از آنها بوده است. واشنگتن عبور پیروزمندانه از پرونده ایران و تعیین تکلیف آن را مقدمه تمرکز قویتر بر چین و روسیه میداند. لذا از نگاه آمریکا، تعیین تکلیف جمهوری اسلامی ایران اینک اهمیت و فوریت راهبردی دارد.
دولتهای متمادی آمریکا اعم از دموکرات و جمهوریخواه در دشمنی با نظام و ملت ایران هرگز خسّت بخرج نداده و کم نگذاشتهاند. آنها در تحریم حداکثری ملت ایران، عملا دست به تنبیه جمعی و بدون تفکیک ملت ایران زدند. توصیف سیاستهای جاری آمریکا علیه ایران بعنوان رویکرد شخصی و شخصیتی ترامپ یک اشتباه فاحش و سفیدشویی آمریکاست. ترامپ محصول سیاست و حکومت در آمریکا و نماینده نظام سیاسی و فرهنگی حاکم بر این حکومت استعماری و استکباری است.
تاریخ آمریکا بیانگر اینست که این کشور همواره کاسبکارانه، سارقانه، استعمارگرانه و جنایتکارانه عمل کرده است. ترامپ جدیدترین چهره از ماهیت حقیقی لیبرال_دموکراسی آمریکایی است که تعارفات و ظرافتهای دیپلماتیک را در تعاملات و کنشهای بینالمللی کنار گذاشته است.
و اما رژیم صهیونیستی ضمن اشتراک نظر و هدف با آمریکا در ضرورت تغییر و براندازی نظام جمهوری اسلامی و فراتر از آن تجزیه ایران، چالشها و بحرانهای ویژه خود را نیز دارد که به اعتقاد رهبران صهیونیستی بدون حل مسئله ایران، قادر به عبور از آنها نخواهند بود. از نگاه رژیم اسرائیل، تداوم بقای ایران و نظام جمهوری اسلامی، بقای اسرائیل و نیز راهبرد تأسیس "اسرائیل بزرگ" را با تهدید وجودی و بنیادین مواجه میکند.
اسرائیل درک میکند که جمهوری اسلامی ایران اینک در معادلات جهانی به قدرتی نوظهور با مؤلفههای متعدد قدرت تبدیل شده و زمان برای توقف آن بسرعت در حال از دست رفتن است. وقوع عملیات طوفان الاقصی توسط یک جنبش سیاسی و نظامی متحدِ ایران، زلزلهای مهیب بود که ستونهای بقای اسرائیل بعنوان یک موجودیت نظامی، اطلاعاتی و امنیتی را دچار تکانههای ویرانگر و تَرَکهای عمیقی نمود، بگونهای که نخستوزیر جنایتکار آن در طول کمتر از سه سال اخیر، بارها جنگ علیه حماس و حزبالله و ایران را جنگی وجودی توصیف کرده است.
عملیات طوفان الاقصی و پس از آن جنایات وحشیانه اسرائیل در نوار غزه باعث شد که حکومت رژیم جعلی اسرائیل و نخستوزیر و وزیر دفاع سابق آن، نزد دیوان دادگستری و دیوان کیفری بینالمللی به ارتکاب جنایت جنگی و مبادرت به نسلکُشی متهم شوند و عملکرد این رژیم بعنوان نماد بارز تروریسم سازمان یافته در جهان شناخته شود. به این ترتیب آنچه که آمریکا و اسرائیل طی دههها سرمایهگذاری و فعالیت مستمر کوشیده بودند تا ایران را تهدیدی جهانی جلوه داده و منزوی کنند، به ضد خود تبدل شد و خود آنها در جایگاه متهم و تهدید درجه اول صلح و امنیت بینالمللی قرار گرفتند.
طوفان الاقصی، طوفانی در جغرافیای فلسطین و سرزمینهای اشغالی نبود، بلکه طوفانی در جغرافیای ضمیر انسانها بود که جهانیان را بیدار و آنها را متوجه حقوق ملت و مسئله فلسطین و میزان توحّش اسرائیل و آمریکا نمود. طوفان الاقصی و متعاقبا جنایات جنگی اسرائیل علیه فلسطینیان با حمایت تمامعیار آمریکا، مسئله فلسطین را به صدر تحولات سیاسی، اجتماعی و انسانی جهان سوق داد. رژیم اسرائیل ایران همانند آمریکا ایران را زمینه ساز وقوع چنین طوفان سهمگین و ویرانگری میداند و معتقداست که باید خاستگاه این طوفان برای همیشه خاموش شود.
از نظر آمریکا و اسرائیل، هدف وسیله را توجیه میکند. هدف اساسی آمریکا و اسرائیل، تغییر و براندازی در ایران است. از نظر آنها هر رویدادی که در چارچوب پذیرش اصل نظام بوده و ثبات و استقرار و استحکام آن را موجب شود، نامطلوب تلقی میشود. اعتراض مسالمتآمیز و گفتمان میان مردم و دولت که روندی در چارچوب نظام و نمادی از مسئولیتپذیری دولت نسبت به شهروندان است، مطلوب آمریکا و اسرائیل نیست و آن را خارج از چارچوب اهداف بنیادین خود در قبال جمهوری اسلامی ایران میبینند.
آمریکا و اسرائیل در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه علیه ایران و ایرانیان برغم هزینههای مادی و معنوی بسیار سنگین و عبور از همه خطوط قرمز بینالمللی، سیلی بسیار محکمی خوردند و طراحی حداقل ۲۰ ساله آنها برای تغییر نظام در ایران به گِل نشست. آنها حدود ۶ ماه پس از جنگ ۱۲ روزه، طرح دوم یا "پلان B" خود را کلید زدند.
مواضع صریح ترامپ و نتانیاهو و دیگر مقامات آمریکایی و صهیونیستی در حمایت از اغتشاشگران در ایران و تهدید صریح رئیس جمهور آمریکا به حمله نظامی به ایران در صورت برخورد با آنها، تردیدی باقی نگذاشت که اغتشاشگران مسلح و تروریستها(که بر موج اعتراضات مسالمتآمیز و مشروع بخشی از جامعه ایران سوار شده بودند)، پیاده نظام آمریکا و اسرائیل برای تحقق اهداف جنگ ناکام ۱۲ روزه علیه ایران بودهاند.
در فتنه اخیر دیماه، آمریکا و اسرائیل سعی کردند با زمینه سازی برای تبدیل اعتراض بخشی از مردم به مشکلات و نارساییهای اقتصادی و معیشتی-که اتفاقا آمریکا خود از بزرگترین عوامل این مشکلات است- به اغتشاش و بحران و جنگ داخلی، با یک تیر چند هدف را همزمان بزنند و کار را تمام کنند:
۱. فتنه و بیثباتی عمیق و گسترده داخلی ایجاد نموده و کارآمدی و مشروعیت نظام جمهوری اسلامی ایران را زیر سئوال ببرند.
۲. مردم ایران را که سرمایه و پشتوانه بزرگ نظام هستند، در مقابل نظام قرار دهند.
۳. با کشته سازی انبوه و کشتار ایرانیان به دست تروریستهای وطن فروش و متهم سازی نظام، ایران را به جای اسرائیل در صدر افکار عمومی و مجامع بینالمللی نشانده و رژیم اسرائیل را از زیر آوار سنگینترین و بیسابقه ترین فشار سیاسی و افکار عمومی طول دوران عمر نامشروع آن خارج کنند.
۴.با بیثبات سازی داخلی در ایران و تضعیف تواناییهای ملی، کار ناتمام جنگ ۱۲ روزه را در گامهای جدید و چند مرحلهای خود تمام کنند.
آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه به یقین رسیده بودند که محاسبات انها نسبت به ملت ایران غلط بوده و تا وقتیکه مردم ایران پای نظام خود در کنار رهبری، دولت و نیروهای مسلح آن هستند، عبور از نظام جمهوری اسلامی غیرممکن است، فلذا در جریان آشوب داخلی با سوار شدن بر حرکت اعتراضی مسالمت آمیز برخی معترضان و وارد کردن جریانات مسلح، تروریستی و آموزش دیده، آمده بودند که از خاکریز مستحکم ملت عبور کنند تا به اصل نظام برسند.
با نمایان شدن آثار شکست اغتشاشگران مسلح و نیروهای تروریستی، رئیس جمهور آمریکا برای حفظ آنها در میدان و روحیه دادن به جریانات تحت حمایت خود و تداوم ناآرامی و آشوب خیابانی در ایران، رسما ایران را تهدید به حمله نظامی در صورت برخورد خشن (یعنی قاطع و بازدارنده) با آشوبگران کرد. کاخ سفید حتی پس از سرکوب و شکست آشوبگران و تروریستهای وطن فروش، همچنان ایران را به جنگ تهدید میکند.
همه اینها تردید باقی نگذاشته است که فتنه اخیر، بخشی از "پلان B" آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران پس از شکست خفت بار در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه بوده است. البته نتیجه این آتش افروزی نیز، شکستی دیگر برای آنها و رقم خوردن یومالله ۲۲ دیماه برای ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی بود. به این ترتیب آمریکا به همراه اسرائیل دومین شکست خود را در دومین کلان پروژه ضدایرانی طی حدود ۷ ماه دشت کردند.
آنچه که آمریکا و اسرائیل در پروژه جدید ضدایرانی خود در فتنه دیماه انجام دادهاند، در امتداد طراحیهای سخت و نرم علیه ایران از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی از جمله طراحی کودتا، بکارگیری گروهکهای تروریستی و تجزیهطلب، جنگ تحمیلی ۸ ساله، محاصره و تحریمهای اقتصادی، عملیاتهای تروریستی، فتنههای داخلی و منطقهای، تلاش برای انزوای منطقه ای و جهانی ایران، فتنه مذهبی، جنگ علیه متحدان ایران در منطقه و نهایتا جنگ تحمیلی ۱۲ روزه بوده است.
تردیدی نیست که آمریکا و اسرائیل خود را ناگزیر به ادامه دشمنی کینه توزانه علیه جمهوری اسلامی ایران میبینند، لذا ملت ایران یقینا با درک درست شرایط، همچون گذشته با تداوم حضور مستحکم پشت رهبری حکیم و شجاع و نیز دولت و نیروهای مسلح خود، مهیای تداوم دفاع از میهن و انقلاب خویش و تحمیل یک شکست تمام کننده بر دشمن قسم خورده خود هستند.


نظر شما