خبرگزاری مهر، گروه استان ها- محمدرضا قائدی چوبری*: رشت امروز دیگر شهر کمبودجه سالهای گذشته نیست. شهری که تا چند سال پیش با بودجهای حدود ۱۲۵۰ میلیارد تومان اداره میشد، اکنون در سال ۱۴۰۵ با بودجهای در حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان مدیریت میشود. این رشد چندبرابری، فرصتی تاریخی برای ارتقای کیفیت زندگی شهری است.
با این حال، پرسش ساده و قابلفهم شهروندان همچنان پابرجاست: چرا با وجود این افزایش چشمگیر منابع، ترافیک همچنان نفس شهر را گرفته است؟
اجرای پنج پل غیرهمسطح، اقدامی مهم و قابل دفاع بود. این پروژهها بخشی از گرههای ترافیکی را کاهش دادهاند و نمیتوان تلاشهای انجامشده را نادیده گرفت.
اما واقعیت آن است که مسئله ترافیک در رشت همچنان بهطور کامل حل نشده است؛ زیرا ترافیک یک «پروژه» نیست، بلکه یک «سیستم» است. حل آن نیازمند نگاه جامع، پیوسته و مبتنی بر تحلیل است، نه صرفاً اجرای پروژههای عمرانی.
رشت شهری است با هسته تاریخی متراکم، معابر مرکزی کمعرض، تمرکز کاربریهای اداری در مرکز شهر و رشد نامتوازن در پیرامون. در چنین ساختاری، نمیتوان برای همه نقاط نسخهای واحد تجویز کرد.
در برخی موارد، اصلاح هندسی یک تقاطع میتواند اثربخشتر از احداث یک پل پرهزینه باشد.
در مواردی دیگر، هوشمندسازی چراغهای راهنمایی و رانندگی کارآمدتر از اجرای سازههای سنگین است.
و در بسیاری از نقاط، توسعه حملونقل عمومی تنها راهکار پایدار به شمار میآید.
مدیریت شهری زمانی موفق است که پیش از انتخاب راهحل، مسئله را بهدرستی تحلیل کند.
تصمیمگیری میلیاردی بدون تحلیل، دارای ریسک بالاست
هر پل غیرهمسطح هزینهای چندصد میلیارد تومانی در بر دارد؛ رقمی که از محل سرمایه عمومی تأمین میشود. بنابراین، پیش از اجرای چنین پروژههایی باید پرسید:
• آیا تحلیل مبدا و مقصد سفرها انجام شده است؟
• آیا حجم تردد در ساعات اوج بهصورت علمی بررسی شده است؟
• آیا هزینه-فایده پروژه با گزینههای جایگزین، از جمله توسعه حملونقل عمومی، مقایسه شده است؟
• بازگشت اجتماعی سرمایه (Social ROI) این پروژهها چگونه سنجیده شده است؟
مدیریت شهری، مدیریت سرمایه عمومی است و سرمایه عمومی باید بر اساس منطق حرفهای، دادههای دقیق و تحلیل کارشناسی اداره شود.
امروزه در بسیاری از شهرهای پیشرو جهان، سیاستگذاری ترافیکی بر پایه تحلیل داده، شبیهسازی سناریوهای حملونقل و ارزیابی شاخصهای عملکرد (KPI) انجام میشود. پروژهای که شاخص ارزیابی نداشته باشد، حتی اگر قابل افتتاح باشد، موفقیت آن قابل سنجش نخواهد بود.
اگر مشخص نباشد یک پروژه چه میزان از زمان سفر کاسته، چه مقدار در مصرف سوخت صرفهجویی ایجاد کرده یا چه اثری بر کاهش آلودگی داشته است، نمیتوان درباره اثربخشی آن قضاوتی دقیق داشت.
اگر تمرکز صرف بر ساخت پل و تسهیل عبور خودروها باشد، گرههای ترافیکی تنها از نقطهای به نقطه دیگر منتقل میشوند. راهکار پایدار آن است که شهر با رویکرد انسانمحور طراحی شود؛ رویکردی که در آن پیادهراهها تقویت میشوند، حملونقل عمومی جذابتر میشود و وابستگی به خودروی شخصی کاهش مییابد.
در چنین مدلی، ترافیک بهصورت ریشهای و پایدار مدیریت خواهد شد.
افزایش چندبرابری بودجه شهری، مسئولیت تصمیمگیران را نیز چندبرابر میکند. شورای اسلامی شهر باید از نقش صرفاً تصویبکننده بودجه فراتر رود و به نهادی راهبردی برای سیاستگذاری، نظارت و ارزیابی عملکرد تبدیل شود.
بدون نظام ارزیابی عملکرد، گزارشهای شفاف و تحلیل بازده سرمایهگذاری شهری، افزایش منابع لزوماً به افزایش بهرهوری منجر نخواهد شد.
ساخت پلهای غیرهمسطح اقدامی مثبت بود، اما کافی نیست.
رشت امروز بیش از هر زمان دیگری به مدیریت علمی، دادهمحور و مبتنی بر نگاه سیستمی نیاز دارد.
اگر تصمیمها بر پایه علم، شفافیت و مسئولیتپذیری اتخاذ شوند، رشت میتواند به الگویی موفق در مدیریت شهری شمال کشور تبدیل شود.
*کارشناس ارشد مدیریت


نظر شما