خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: با گذشت ۳۵ روز از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزایندهای از بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی برای طرفهای متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرده و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخته است.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های غربی
نیویورک تایمز در گزارشی نوشته است:رئیسجمهور ترامپ شامگاه چهارشنبه در اولین سخنرانی زنده تلویزیونی خود از زمان آغاز جنگ با ایران پشت تریبون رفت و کارزار یکماهه حملات هوایی را موفقیتآمیز توصیف کرد. او گفت: «ما در مسیر تحقق تمام اهداف نظامی آمریکا در زمانی بسیار کوتاه - واقعاً کوتاه- هستیم. طی دو تا سه هفته آینده چنان ضربات سنگینی به آنها وارد خواهیم کرد که آنها را به عصر حجر بازمیگردانیم؛ همان جایی که متعلق به آنند.» اما با وجود این پیروزینمایی قاطعانه، رئیسجمهور هیچ مدرکی دال بر وجود طرحی برای حل دو بحرانی که اکنون ماهیت جنگ را تعیین میکنند و پتانسیل تغییر توازن قوا در خاورمیانه و اقتصاد جهان را برای سالهای آینده دارند، ارائه نکرد.
بحران نخست، بسته شدن تنگه هرمز است؛ تنگهای که ماه گذشته پیش از آنکه نیروهای نظامی ایران آن را مسدود کنند، حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکرد. بحران دوم، تهدید پنهان حدود ۹۷۰ پوند اورانیوم با غنای بالای ایران است که گمان میرود در یک یا دو نقطه از این کشور مدفون شده باشد. اگر رئیسجمهور واقعا برنامهای برای حل این مسائل دارد، آن را فاش نکرد. اگر هم ندارد، تأثیرات آنها بر آمریکا را به شانس واگذار کرده است.
نیویورکر هم در گزارشی با تیتر «دونالد ترامپ و پیت هگست؛ روایت تحریفشده از جنگ با ایران» نوشته است:«دونالد ترامپ در حالی که جنگی را آغاز کرده که هنوز به اهداف مورد انتظارش نرسیده، اکنون با واقعیتی دشوار روبهروست: پایان دادن به جنگی که خود آغاز کرده، بدون دستیابی به نتیجه مطلوب، راه آسانی ندارد. او چهارشنبه شب در سخنرانی خود درباره جنگ با ایران تلاش کرد با اغراق، واقعیت میدان را کمرنگ جلوه دهد. با این حال، واقعیت میدانی چیز دیگری را نشان میدهد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همچنان کنترل کشور را در دست دارد و همچنین بر تنگه هرمز مسلط است؛ گذرگاهی که نقش تعیینکنندهای در جریان عرضه جهانی نفت دارد و هرگونه اختلال در آن میتواند بازار انرژی جهان را با محدودیت جدی روبهرو کند. یک ماه حملات هوایی اگرچه به کشته شدن شماری از فرماندهان منجر شده، اما تغییری در ساختار حاکمیت ایران ایجاد نکرده است. با این حال ترامپ مدعی شد مأموریت نظامی «در آستانه تکمیل» قرار دارد و ارتش آمریکا بهزودی بخشی از نیروهای خود را عقب خواهد کشید.
او در عین حال هشدار داد اگر تهران توافقی را نپذیرد، آمریکا «در دو تا سه هفته آینده ضرباتی بسیار شدید وارد خواهد کرد» و افزود: «آنها را به عصر حجر بازمیگردانیم.» این لحن تهاجمی، در عین حال نشانهای از محدودیت گزینههای واشنگتن نیز تلقی میشود؛ زیرا بازه زمانی دو تا سه هفتهای احتمالاً برای اجرای برخی تهدیدهای پیشین ترامپ کافی نیست؛ از جمله حمله زمینی به پایانههای نفتی جزیره خارک یا عملیات گستردهتر برای خارج کردن ذخایر اورانیوم که احتمالاً در تونلهای اطراف تأسیسات هستهای نگهداری میشود.
مجله تایم در گزارشی با تیتر «تلاش ترامپ برای یافتن راه خروج از جنگ با ایران» نوشت:« دونالد ترامپ در سومین هفته جنگ با ایران در دفتر بیضیشکل کاخ سفید حضور داشت که گروهی از نزدیکترین مشاورانش برای رساندن خبری ناخوشایند وارد شدند. نظرسنجیهایی که توسط تونی فابریزیو، نظرسنج باسابقه ترامپ، انجام شده بود نشان میداد جنگی که ترامپ آغاز کرده، بهطور فزایندهای در میان افکار عمومی آمریکا نامحبوب شده است. قیمت بنزین از هر گالن ۴ دلار فراتر رفته بود، بازارهای سهام به پایینترین سطح خود در چند سال اخیر سقوط کرده بودند و میلیونها آمریکایی خود را برای حضور در خیابانها و اعتراض آماده میکردند. همچنین کشته شدن ۱۳ نیروی نظامی آمریکایی تأیید شده بود. شماری از حامیان اصلی و شناختهشده ترامپ نیز نسبت به جنگی که چشمانداز روشنی برای پایان آن دیده نمیشد، انتقاد داشتند.
در چنین شرایطی، این مسئولیت بر عهده سوزی وایلز، رئیس دفتر کاخ سفید، و گروه کوچکی از دستیاران قرار گرفت تا به رئیسجمهور اطلاع دهند هرچه جنگ طولانیتر شود، حمایت عمومی از او و همچنین شانس جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای نوامبر بیشتر در معرض تهدید قرار خواهد گرفت. برای ترامپ، این هشدار صریح نگرانکننده بود. به گفته یکی از مقامهای ارشد دولت، رئیسجمهور در بسیاری از صبحهای اخیر، روز خود را با تماشای ویدئوهایی آغاز کرده که مقامهای نظامی از موفقیتهای میدانی تهیه کردهاند. او به مشاورانش گفته بود ایفای نقش فرمانده کل قوا در حذف تهدید هستهای ایران میتواند به یکی از مهمترین دستاوردهای دوران ریاستجمهوریاش تبدیل شود.
اما بر اساس گفته دو منبع در کاخ سفید، وایلز نگران بود که برخی دستیاران، تصویری بیش از حد خوشبینانه از برداشت داخلی نسبت به جنگ به رئیسجمهور ارائه میکنند؛ تصویری که بیشتر مطابق خواستههای اوست تا واقعیتهای مورد نیاز برای تصمیمگیری. به گفته این منابع، او از همکارانش خواسته بود درباره پیامدهای سیاسی و اقتصادی جنگ صریحتر با رئیس جمهور صحبت کنند.
در نتیجه، ترامپ از شرایط موجود ناراضی شد؛ وضعیتی که او را در تقابل با برخی مقامهای دولت خود قرار داده و نسبت به بازتاب منفی جنگ خشمگین کرده است. به گفته دو مشاور و دو عضو کنگره که طی هفته گذشته با او گفتوگو کردهاند، فشارهای فزاینده سیاسی و اقتصادی باعث شده رئیسجمهور به دنبال راهی برای خروج از بحران باشد. ترامپ به آنان گفته است قصد دارد دامنه عملیات را کاهش دهد، زیرا نسبت به طولانی شدن درگیری و تأثیر آن بر موقعیت جمهوریخواهان در آستانه انتخابات میاندورهای نگران است. در عین حال، او میخواهد این عملیات بهعنوان یک موفقیت قاطع ثبت شود. به گفته متحدان ترامپ، او در حال جستوجوی راهی است که بتواند اعلام پیروزی کند، درگیری را متوقف سازد و امیدوار باشد شرایط اقتصادی پیش از آنکه آسیب سیاسی تثبیت شود، به ثبات برسد.»
رسانههای عربی و منطقهای
وبسایت عربی ۲۱ در مقاله ای به قلم «محمد کریشان» به تنها ماندن رئیس جمهور امریکا در جنگ علیه ایران پرداخت و گفت: جنگ علیه ایران جنگ شخصی ترامپ است که بدون مشورت با متحدان و حتی برخلاف نظر ۹۵ درصد کارشناسان آمریکایی حوزه خاورمیانه، با همراهی نتانیاهو آغاز شده است. ترامپ که از حمایت داخلی و خارجی بی بهره است،از یک سو با باج خواهی از کشورهای عربی خواهان مشارکت آنها در هزینه های میلیارد دلاری این جنگ شده و از سوی دیگر با تهدید به جنایاتی مانند نابودی تأسیسات انرژی و آب شیرین کن های ایران، قوانین بین المللی را نادیده می گیرد. مخالفت متحدانی مانند ناتو و گروه هفت، تظاهرات گسترده «نه به پادشاهان» در آمریکا و ناکامی در جلب حمایت برای تأمین امنیت تنگه هرمز، همگی نشان می دهد او در این ماجراجویی شخصی تنها مانده است. به قول نویسنده، هر کس آتش را برافروخته، خود باید آن را خاموش کند.
المیادین در مقاله ای به قلم «عبدالعزیز بن حبتور» با اشاره به آغاز حمله نظامی علیه ایران در تاریخ ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، تأکید میکند که این جنگ دارای ماهیت دینی–صهیونیستی است.
رسانههای جریان اصلی آمریکا و اسرائیل، این جنگ را با روایتهای توراتی و مسیحی صهیونیستی توجیه میکنند و از مسلمانان و عربها به عنوان «امم» یا «اغیار» (غیریهود) یاد میشود که موجودیتی حیوانی دارند. از دید نویسنده، جریان مسیحی صهیونیستی حاکم در آمریکا، این جنگ را زمینهساز «بازگشت مسیح» و «ساخت هیکل سوم» میداند. او تأکید میکند که از پایان جنگ جهانی دوم، روایت «یهودی مظلوم» برای توجیه تشکیل اسرائیل و اجرای وعده بالفور ساخته شد، در حالی که یهودیان راستگرا به تمامیتخواهی از نیل تا فرات و حتی مدینه معتقدند. در پایان، نویسنده این جنگ را «نبرد وجودی» میان «محور شر صهیونیستی» و «محور مقاومت اسلامی–عربی» (ایران، یمن، لبنان، عراق، فلسطین) توصیف میکند.
وبگاه العهد در مقاله ای به قلم «علی عباد» نوشت: دونالد ترامپ در سخنرانی اخیر خود نتوانست نقشه راه روشنی برای پایان جنگ با ایران ارائه دهد و برخلاف وعده ها، سخنرانی ای آشفته و متناقض ایراد کرد. او همزمان از «پیروزی» و «ادامه سریع جنگ» سخن گفت. کارشناسان آمریکایی این سخنرانی را سرشار از دروغ های قابل راستی آزمایی و فاقد شفافیت دانستند.
با گذشت ۳۵ روز از جنگ، اهداف اولیه مانند سرنگونی نظام ایران کنار گذاشته شده و تمرکز بر بازگشایی تنگه هرمز است. ترامپ نتوانست حمایت داخلی یا بین المللی (حتی از متحدانی مثل بریتانیا و آلمان) جلب کند. افزایش قیمت بنزین و تورم، نارضایتی رأی دهندگان را در پی داشته است. در داخل ایران نیز هیچ نشانه ای از نارضایتی یا شکاف در نظام دیده نمی شود؛ بلکه تظاهرات همبستگی روزانه برگزار می گردد. ایران توانسته با حفظ توان نظامی، به پایگاه های آمریکا و اسرائیل ضربه بزند و جنگ فراتر از پیش بینی ها طولانی شده است. وزیر جنگ آمریکا احتمال ادامه جنگ تا ۸ هفته دیگر را مطرح کرده، درحالیکه اسرائیل خواستار تشدید حملات به زیرساخت های ایران است. اما ایران با بستن تنگه هرمز و هدف قرار دادن دقیق منافع آمریکا، معادلات را پیچیده کرده و هرگونه پیش بینی از پایان جنگ را غیرممکن ساخته است.
پایگاه خبری المسیره در مقاله ای به قلم «علی مهدی العوش» بر لزوم «وحدت جبهه ها» در رویارویی با دشمنان امت اسلامی تأکید کرده و آن را برگرفته از آیه ﴿إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیَانٌ مَرْصُوصٌ﴾ می داند. نگارنده معتقد است مقاومت امروز از دفاع منفعل به عملیات تهاجمی و بازدارنده تبدیل شده و حضور میلیونی مردم در صحنه، پشتوانه روحی جهاد و عامل ارعاب دشمن است. شکست طرح «پایان دهی سریع» آمریکا و اسرائیل در برابر ثبات محور مقاومت (غزه، لبنان، یمن، عراق، ایران) و قدرت موشکی بازدارنده، معادله را به نفع امت تغییر داده است. در پایان، تنها راه نجات از تفرقه و سلطه دشمن را تمسک به «وحدت جبهه ها» و هوشیاری و حضور مردمی دانسته و وعده پیروزی نهایی را با تحقق این اصول می دهد.
پایگاه خبری رأی الیوم در مقاله ای به قلم «ساره مرزوقی» نوشت: دونالد ترامپ از همان روزهای آغاز ریاستجمهوری، نهتنها با مخالفان سنتی، بلکه با متحدان، نهادهای مستقر و حتی رسانهها وارد تقابلی بیسابقه شد. در داخل آمریکا، لحن شخصی و تهاجمی او علیه رقبایی مانند جو بایدن، هنجارهای رقابت سیاسی را شکست.
رسانههایی مثل نیویورک تایمز هدف اتهام «دشمن مردم» و «اخبار جعلی» قرار گرفتند. در سیاست خارجی، انتقاد از ناتو، تصمیمات اقتصادی ناهماهنگ با شرکا و سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران که از نظر کارشناسانی مثل اندرس آسلوند شکستی فاجعهبار بود، تصویر آمریکا را بهعنوان قدرتی غیر قابلپیشبینی خدشهدار کرد. این رویه نه حاصل یک استراتژی منسجم، بلکه بازتابی از نبود مهارهای نهادی و تصمیمگیری لحظهای به نظر میرسید. مهمترین آسیب در دوره ریاست جمهوری ترامپ، فرسایش اعتبار آمریکا بهعنوان بازیگری مسئول و باثبات بوده است.
رسانههای چین و روسیه
شبکه سی جی تی ان چین در تحلیلی با عنوان «ترامپ در جنگی که هنوز پایان نیافته، ادعای پیروزی میکند» نوشت: با افزایش تنشها و بالا رفتن هزینهها، تردیدها درباره این که آیا آمریکا واقعاً میتواند در درگیری خود با ایران ادعای پیروزی کند، بیشتر میشود. زیرا نمیتوان جنگی را صرفاً با اعلام پایان دادن به آن خاتمه داد. آمریکاییها در داخل کشور دارند بهای واقعی یک درگیری طولانیمدت را احساس میکنند. افزایش قیمت انرژی، تغییر نظر افکار عمومی و دشواری بازگشایی تنگه هرمز مشکلات دیگری است که ترامپ با آن روبرو است.
به گزارش خبرگزاری تاس، جان مک کلین، سردبیر نشریه بولتن دانشمندان اتمی، اظهار داشت در حال حاضر «احتمال پایینی» وجود دارد که آمریکا یا اسرائیل از سلاح هستهای علیه ایران استفاده کنند، یا اینکه تهران تأسیسات هستهای اسرائیل را هدف قرار دهد. او اشاره کرد: « به خاطر نتایج واقعاً فاجعهبار رادیواکتیو و هستهای، احتمال وقوع چنین حملاتی پایین است، اما نمیتوان گفت احتمال آنها صفر است.» وی افزود: «تصادفها، محاسبات اشتباه، اتفاقات عجیب و غریب و غیره در جنگها رخ میدهند. بنابراین تا زمانی که این حمله به ایران که من آن را کاملاً مضحک میدانم ادامه دارد، نمیتوان این احتمال را رد کرد. هیچ کس نمیداند که نتایج چه میتواند باشد.»
یک مقام ارشد امنیتی ایران در گفتوگو با راشا تودی اعلام کرده که تنگه هرمز به وضعیت پیش از جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران باز نخواهد گشت. این تنگه که حدود ۲۰٪ نفت دریایی جهان از آن عبور میکند، به دلیل درگیریهای یک ماه اخیر عملاً مسدود شده و این بنبست فشار اقتصادی بر بسیاری کشورها از جمله آمریکا (با قیمت بیش از ۴ دلار بر گالن بنزین) تحمیل کرده است. به گفته این مقام، عبور کشتیها در حال حاضر تنها با تأیید ایران و برقراری تماس کشور صاحب پرچم با تهران امکانپذیر است و تا امروز هیچ کشتی متعلق به دشمن (آمریکا، اسرائیل و متحدانشان) اجازه عبور نیافته است. ایران یک «مسیر امن» در تنگه ایجاد کرده و کنترل خود بر آن را ادامه خواهد داد.
در مقابل، ترامپ به کشورهای وابسته به نفت این تنگه پیشنهاد کرده «شهامت به خرج دهند و آن را تصرف کنند». همچنین ایران اخیراً نظام جدیدی برای دریافت هزینه از کشتیهای عبوری تصویب کرده است؛ به گفته نشریه لویدز لیست، یک کشتی ۲ میلیون دلار پرداخت کرده و پیشبینی میشود در صورت بازگشت کامل ترافیک تنگه هرمز، درآمد سالانه ایران از این محل به ۱۰۰ میلیارد دلار برسد.
راشا تودی با جفری ساکس، استاد سرشناس دانشگاه کلمبیا، گفتگو کرده و وی استدلال میکند که ایران با وسعت جغرافیایی زیاد، کوهستانی بودن، جمعیت زیاد، موشکهای پیشرفته و تونلهای پیچیده زیرزمینی، هدف آسانی نیست، به ویژه با ضربالاجلهای فشردهای که ترامپ تعیین کرده است. ساکس تصریح می کند که رئیسجمهور آمریکا با ادعاهای متکبرانهاش درباره نقش آفرینی آمریکا در این درگیری، دچار توهم شده و یک دروغگوی مطلق است. اما تاریخ راه خود را برای آشکار کردن حقیقت پیدا میکند، همانطور که واقعیت خود را در جنگ ویتنام هم نشان داد. در آن زمان هم مقامات آمریکایی اصرار داشتند ارتششان عملکرد خوبی دارد، اما در نهایت شکست سختی از ویتنام خوردند.
رسانههای رژیم صهیونیستی
به گزارش تایمز اسراییل ارتش اسرائیل امروز جمعه به ناتوانی خود برای خلع سلاح حزب الله اعتراف کرد. ارتش رژیم صهیونیستی اعلام کرد که قصد دارد طرح ایجاد «منطقه امنیتی» در جنوب لبنان را به رهبری سیاسی این رژیم ارائه دهد. این طرح شامل تخریب روستاهای لبنانی در نزدیک مرز و ایجاد پستهای نظامی در عمق چند کیلومتری خاک لبنان است که تاکنون با مقاومت و واکنش متقابل حزب الله ناکام مانده است.
یک مقام ارشد نظامی اسرائیل گفت که اگرچه هدف ارتش تضعیف قابل توجه حزبالله و رفع تهدید آن علیه ساکنان شمال اسرائیل است، اما خلع سلاح کامل این گروه امیدی غیرواقعی بوده و «هدف مورد نیاز» در تهاجم زمینی جاری محسوب نمیشود. وی تأکید کرد: «خلع سلاح حزبالله در پایان این کارزار هدف مورد نیاز نیست.» این اظهارات در حالی مطرح میشود که پیشتر رئیس ستاد ارتش و وزیر جنگ اسرائیل گفته بودند از خلع سلاح حزبالله دست نخواهند کشید. به گفته این مقام، برای خلع سلاح کامل حزبالله، ارتش اسرائیل باید تمام لبنان را فتح کند که چنین امکان و برنامهای وجود ندارد.
در نتیجه، ارتش انتظار توقف کامل شلیک راکتهای حزبالله را ندارد، هرچند راکتهای کوتاهبرد اکنون عمدتاً به سمت نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان شلیک میشوند، نه مکان های غیرنظامی. طبق گزارشها، حزبالله روزانه صدها راکت شلیک میکند، اما بیشتر آنها متوجه نیروهای اسرائیلی در داخل لبنان است. جنگ در ایران همچنان اولویت اصلی ارتش اسرائیل است، اما در صورت آتشبس با ایران، تمرکز اصلی به جبهه لبنان معطوف خواهد شد.
اسرائیل هیوم در گزارشی پیش بینی کرده انتظار میرود جنگ با ایران حداقل ۱۰ روز دیگر ادامه یابد. آمریکا و اسرائیل قصد دارند حملات خود را به اهداف اقتصادی و زیرساختهای غیرنظامی ایران تشدید کنند. مذاکرات به دلیل بیاعتمادی عمیق طرفین به بنبست خورده است: ایران خواستار آتشبس فوری و تضمین عدم ازسرگیری جنگ است، در حالی که آمریکا بازگشایی کامل تنگه هرمز و تحویل تمام اورانیوم غنیشده را شرط میداند. ایران همچنان توانایی آزاردهنده حملات موشکی و پهپادی و اختلال در اقتصاد کشورهای خلیج فارس را حفظ کرده است.
حمایت ایران از گروههای متحد خود در منطقه مانند حزب الله، علیرغم آسیب اقتصادی به ایران قطع نخواهد شد. تغییر یا تضعیف نظام ایران هدفی پیچیده است و مشخص نیست که اصلا فرو بپاشد. یکی از اهداف اصلی آمریکا جلوگیری از آسیب به کشورهای حاشیه خلیج فارس بوده، اما ایران همچنان به تانکرهای نفتی حمله و تردد در تنگه هرمز را مختل میکند. ترامپ از عدم مشارکت اروپا در باز کردن تنگه هرمز ابراز نارضایتی کرده است. از نظر اسرائیل و کشورهای خلیج فارس، جنگ بدون یافتن راهحلی برای بازگشایی کامل تنگه هرمز و بازگشت تردد از آن به سطح پیش از جنگ پایانپذیر نخواهد بود.
آوی ایساخاروف در مقاله ای با عنوان معجزهای برای ما رخ نداد در یدیعوت آحارونت نوشت: پس از گذشت نزدیک به پنج هفته از آغاز جنگ با ایران و حزبالله، میتوان گفت که برخلاف آنچه طرفداران نتانیاهو به ما میگویند، «معجزهای برای ما رخ نداد». بیشتر ما شب عید پسح را در پناهگاه یا اتاق امن گذراندیم، برخی به دلیل رگبار موشکهایی که در شب عید به سمت اسرائیل شلیک شد، نتوانستند اصلاً به مراسم شب عید برسند. این دوران، دوران معجزه نیست.
ایران نشانههایی از بهبودی و بقا نشان میدهد و نه تنها موفق به شلیک موشک به سمت اسرائیل و هماهنگی پرتاب راکتها با حزبالله میشود، بلکه موفق به بستن تنگه هرمز و تأثیر چشمگیر بر بازار جهانی انرژی نیز شده است. تحقق هدف مورد انتظار ما، یعنی سرنگونی نظام و تحویل اورانیوم غنیشده، در این مرحله در افق دیده نمیشود. دستاوردهای نظامی تاکتیکی، هرچند بزرگ و نمادین به پیروزی سیاسی مشخصی تبدیل نشده است. اعتراضات علیه نظام در ایران مشخص نیست چه زمانی دوباره آغاز میشود.طبق اظهارات دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، او قصد ندارد حتی در مذاکرات آتشبس، تحویل اورانیوم غنیشده تا سطح ۶۰٪ به غرب را مطالبه کند، شاید به این امید که آن اورانیوم در جایی زیر آوار یک رآکتور هستهای دفن شده باشد. حزبالله هم بیش از هر چیز توانایی بقای خود را نشان داده است.
این سازمان علیرغم ضربات سنگین، راکتهای کافی در اختیار دارد، حتی در شمال لیتانی. یعنی حتی اگر اسرائیل بر زمین تا آن رودخانه مسلط شود، این امر توانایی حزبالله برای ادامه شلیک راکت به خاک اسرائیل را خنثی نخواهد کرد. لذا هیچ پیروزی آسانی در کار نیست و نیازی به برپایی جشنهای مختلف نیست.
این یک جنگ طولانی است که بعید است در سالهای آینده پایانی داشته باشد. نتانیاهو به زور تلاش میکند احساس سرخوشی و معجزه ایجاد کند. اینطور نیست و حیف است که نتانیاهو و وزیر جنگش اسرائیل کاتس حقیقت را به مردم اسرائیل نمیگویند. کاتس دیروز دوباره تهدید کرد (باز هم) دبیرکل حزبالله، نعیم قاسم، را ترور خواهد کرد، تهدیدی که عمدتاً برای گوشهای رأیدهندگان لیکود طراحی شده است. به جای گفتن حقیقت، این افراد و حامیانشان به رسانههایی حمله میکنند که حقایق را به مردم اسرائیل ارائه میدهند. خشم از اینکه «ناراضیها» کمپین انتخاباتی نتانیاهو را خراب میکنند، قابل درک است، اما اکثر مردم ضربه حقیقت سخت و بیمعجزه را بر تن خود احساس میکنند.
هاآرتص در مقاله ای با عنوان چرا اسرائیلیها ایمان خود را به جنگ با ایران از دست میدهند، می نویسد: زیاد طول نکشید که حمایت ساکنان اسرائیل از جنگ علیه ایران کاهش یافت. بر طبق نظرسنجی ها اسرائیلیها از دادن رای بیشتر به نتانیاهو به خاطر تداوم جنگ با ایران خودداری خواهند کرد و این جنگ همچنان میتواند انتخابات آینده را به طرز چشمگیری تحت تأثیر قرار دهد. حمایت عمومی ساکنان اسرائیل از جنگ با ایران طی کمتر از یک ماه به شدت کاهش یافته است. نظرسنجیها نشان میدهد که حمایت کلی از ادامه جنگ از ۸۳ درصد در هفتههای اول به ۶۸ درصد در هفته چهارم رسیده است (کاهش ۱۵ درصدی). حمایت قوی یهودیان از جنگ از ۷۴ درصد به ۵۰ درصد کاهش یافته است.
دلایل اصلی عبارتند از زندگی در شرایط ترس و نگرانی ناشی از به صدا درآمدن دائمی آژیر و لزوم حضور در پناهگاهها، طولانی شدن جنگ و محقق نشدن سریع اهداف اعلامی. باور به سرنگونی کامل حکومت ایران از ۲۲ درصد در هفته اول به ۱۱ درصد در هفته چهارم رسیده است. برای هر کسی که شب عید پسح را به دلیل رگبار موشکهای ایران به سمت پناهگاهها دویده است (اگر در مرکز اسرائیل بودید حدود هفت بار، دو بار از آنها در دل شب)، دلیل کاهش حمایت از جنگ با ایران مشخص است: این شیوه زندگی نیست. در نظرسنجیهای مؤسسه مطالعات امنیت ملی، تعداد کل اسرائیلیهایی که معتقدند نظام ایران فرو میپاشد یا به طور قابل توجهی آسیب میبیند، به شدت کاهش یافت: از ۶۹ درصد در مجموع به تنها ۴۴ درصد در هفته چهارم. نتانیاهو شاهد هیچ افزایش محبوبیتی در دوران جنگ نبوده و تنها ۳۶ درصد از اسرائیلیها به او اعتماد دارند (۵۶ درصد آنها به او اعتماد ندارند).


نظر شما