خبرگزاری مهر، گروه استانها: با شروع جنگ دشمن جنایتکار حمله به چندین دانشگاه و مرکز علمی کشور را که مصداق جنایت جنگی است، آغاز کرد تا شاید بتواند تولید علم و دانش را در ایران عزیزمان متوقف کند. واکاوی ابعاد تعرضات اخیر به مراکز علمی، از یک طراحی پیچیده برای انسداد شریانهای پیشرفت دانشبنیان کشور حکایت دارد.
امیرحسین رهبر عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان و تحلیلگر مسائل راهبردی با تشریح راهبرد سهلایه دشمن در قبال نهاد علم، معتقد است که دانشگاه به دلیل نقش پیشران در صنایع استراتژیک، به هدف اصلی «تروریسم زیرساختی» تبدیل شده است. در ادامه گفتوگو با امیرحسین رهبر عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان را میخوانید:
*در تحلیل منظومه عملیاتی دشمن، چرا در مقطع کنونی شاهد تغییر فاز حملات به سمت مراکز دانشگاهی و نهادهای علمی هستیم؟
باید با نگاهی ژرفاندیشانه اذعان داشت که این دست اقدامات خصمانه را باید در چارچوب راهبرد «ضربه حداکثری به زیرساختهای حیاتی» واکاوی کرد. معاندان با درک نقش کلیدی دانشگاه در احیای ظرفیتهای ملی، درصدد هستند تا فرآیند بازسازی قدرت ایران را در آیندهای نزدیک، با چالشهای زمانبر مواجه سازند. در واقع، منطق حاکم بر این حملات معطوف به این واقعیت است که برای دشمن، یک مرکز تحقیقاتی یا آزمایشگاه مرجع، به مثابه یک شریان استراتژیک است که باید از مدار خدمترسانی خارج شود تا سرعت رشد ملی کاهش پیدا کند.

*به نظر میرسد ابعاد نمادین دانشگاه نیز در این تقابل، وزن بالایی برای دشمن داشته است؛ این موضوع را چگونه تبیین میکنید؟
پُرواضح است که دانشگاه در تراز جمهوری اسلامی، فراتر از یک کانون آموزشی، نماد بلامنازع «خودباوری ملی» است. نباید فراموش کرد که بخش متنابهی از دستاوردهای راهبردی ما در عرصههایی نظیر فناوریهای هوافضا و صنایع پهپادی، ثمره مستقیم مجاهدت علمی در دانشکدههای فنی ما است. بر این اساس، میتوان استدلال کرد که دشمن نه با خشت و گل ساختمان دانشگاه، بلکه با «اراده معطوف به استقلال» یک ملت در ستیز است؛ و کانون عزتآفرینی که ثمره آن «ما میتوانیم» است را مورد تعرض قرار میدهد.
*نقش بازتابهای اجتماعی این حملات در محاسبات اتاق فکرهای دشمن تا چه اندازه پررنگ است؟
بررسیها نشان میدهد که لایه سوم این راهبرد، بر «مهندسی فضای روانی» متمرکز پیدا کرده و نهاد دانشگاه به واسطه پیوند ارگانیک با نخبگان و بدنه جوان جامعه، از ظرفیت بازتابدهندگی بالایی برخوردار است. در تبیین این هدف باید گفت که هرگونه تعرض به ساحت علم، بلافاصله در افکار عمومی طنینانداز شده و هدف نهایی آن، ایجاد شوک اجتماعی برای تحمیل عقبنشینی راهبردی بر ساختارهای حاکمیتی بوده و رویایی که با هوشیاری جامعه نخبگانی همواره ابتر مانده است.

*چه افقی را برای نظام آموزش عالی در دوران پس از بحران متصور هستید؟
باید به این نکته توجه کنیم که پاسخ هوشمندانه ما در مقطع کنونی، استمرار بیوقفه جریان دانش در بسترهای حضوری و آنلاین است. اما در افق بلندمدت دولت باید در نخستین فرصت مقتضی، بازطراحی ساختار دانشگاهها را بر مبنای «سند آمایش آموزش عالی» در دستور کار قرار دهد. به شدت معتقدم که ساماندهی مراکز استانی و ادغام واحدهای موازی، ضرورتی انکارناپذیر برای نیل به یک نظام آموزشی کارآمد است. چنانچه این اصلاحات با درایت اجرا شوند، در دوران پس از جنگ شاهد تولد نظام آموزش عالی منسجمتری خواهیم بود که به شایستگی پاسخگوی مطالبات راهبردی کشور باشد.


نظر شما