خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزایندهای از بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی برای طرفهای متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرده و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخته است. هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شده اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های غربی
پایگاه خبری ام اس ان در تحلیلی صریح اعلام کرد که دونالد ترامپ در جنگ علیه ایران شکست خورده و این مناقشه تنها به قدرتمندتر شدن جمهوری اسلامی ایران منجر شده است. به نوشته این رسانه، علیرغم اهداف اعلامی متعدد و متغیر کاخ سفید، هیچ یک از آنها محقق نشده است.
این گزارش تصریح می کند که هدف تغییر حکومت با شکست کامل مواجه شد و نظام جمهوری اسلامی ایران همچنان پابرجاست. همچنین برخلاف ادعای نابودی کامل ارتش ایران، نیروهای مسلح ایران به حملات موشکی و پهپادی خود علیه مواضع آمریکا و متحدانش ادامه دادند و حتی دو فروند هواپیمای جنگی آمریکا را سرنگون کردند. برنامه هسته ای ایران نیز علیرغم بمباران ها، همچنان فعال باقی مانده است.
ام اس ان می افزاید که بازگشایی تنگه هرمز تنها در ازای اعطای حق دریافت عوارض از کشتی ها به ایران ممکن شد و این آبراه راهبردی عملاً به گمرکی برای تهران تبدیل گردیده است. این رسانه در پایان تأکید می کند که جنگ یک ماهه ترامپ با تحمیل هزینه های سنگین جانی و مالی به آمریکا و تضعیف حیثیت ناتو، نه تنها اهداف واشنگتن را تأمین نکرد، بلکه موقعیت منطقه ای ایران را مستحکم تر و روحیه مقاومت را در میان نسل جدید منطقه تقویت نمود.
روزنامه واشنگتن پست در تحلیلی به بررسی الگوی تکراری دونالد ترامپ در نادیده گرفتن بخش های دشوار توافق های بین المللی پرداخت و آتش بس شکننده اخیر با ایران را مصداق دیگری از این رویکرد ناقص دانست. این رسانه آمریکایی تصریح کرد که ترامپ با اعلام پیروزی زودهنگام و استفاده از بیانیه های تبلیغاتی، شکست در دستیابی به تفاهم واقعی بر سر شروط حیاتی را پنهان می سازد.
واشنگتن پست با اشاره به سه شکاف عمده در توافق آتش بس شامل اختلاف بر سر شمول آن بر لبنان، وضعیت تردد در تنگه هرمز و شرایط مذاکرات آتی، این وضعیت را یادآور توافق های نافرجام قبلی ترامپ با کره شمالی، طالبان و غزه توصیف کرد. در این گزارش آمده است که در تمامی این موارد، فقدان جزئیات الزام آور و سازوکارهای راستی آزمایی، به شعله ور شدن مجدد درگیری ها منجر شده است.
این روزنامه با مقایسه رویکرد سطحی ترامپ با دقت نظر کارشناسی در توافق هسته ای برجام، خاطرنشان ساخت که کنار گذاشتن دیپلمات های حرفه ای و تکیه بر اطرافیان غیرمتخصص، چشم انداز دستیابی به صلحی پایدار را تیره ساخته است. واشنگتن پست در پایان هشدار داد که توافق های نیمه کاره ترامپ در خاورمیانه، به جای خاموش کردن آتش تنش ها، ممکن است به ریختن بنزین بر روی شعله های آن بیانجامد.
سی ان ان در گزارشی به تحلیل وضعیت دشوار متحدان آمریکا در قبال جنگ علیه ایران پرداخت و نوشت که این کشورها اگرچه در این مناقشه مشارکت نظامی ندارند، اما از تبعات سیاسی و اقتصادی آن گریزی ندارند. بر اساس این گزارش، رهبران اروپایی و آسیایی که پیشتر برای جلب رضایت دونالد ترامپ تلاش می کردند، اکنون به دلیل فشار افکار عمومی داخلی و افزایش بهای انرژی، جرأت انتقاد علنی از رئیس جمهور آمریکا را یافته اند.
سی ان ان به کاهش محبوبیت ترامپ در کشورهای متحد اشاره می کند و می افزاید که صندوق بین المللی پول نیز چشم انداز رشد اقتصادی جهان را به دلیل این جنگ کاهش داده است. در این گزارش به طور مشخص به وضعیت بریتانیا اشاره شده که پیش بینی رشد اقتصادی آن برای سال ۲۰۲۶ به ۰.۸ درصد تنزل یافته و دولت استارمر را با بحران مواجه ساخته است. همچنین نخست وزیر ایتالیا، جورجیا ملونی، که از نظر ایدئولوژیک به ترامپ نزدیک بود، پس از انتقاد از اظهارات وی علیه پاپ، طعم حملات لفظی رئیس جمهور آمریکا را چشید.
سی ان ان در پایان نتیجه گیری می کند که متحدان آمریکا علیرغم میل به حفظ رابطه با واشنگتن، به دلیل ضعف نظامی و وابستگی اقتصادی، نه توان پیوستن به جنگ ترامپ را دارند و نه میتوانند از تبعات آن مصون بمانند.
رسانههای عربی و منطقهای
الجزیره در مطلبی نوشت: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به سرعت از مرزهای منطقهای خود فراتر رفته است. این جنگ دیگر صرفاً یک رویارویی نظامی محدود به خاورمیانه نیست، بلکه به رویدادی با ابعاد ژئوپلیتیکی گستردهتر تبدیل شده است که نحوه درک خطرات، واکنش به بحرانها و جایگاه کشورها را در یک سیستم بینالمللی به طور فزایندهای به هم پیوسته و پیچیده تغییر میدهد.
اگرچه صحنه عملیات نظامی از نظر جغرافیایی تعریف شده باقی مانده است، اما پیامدهای آن اکنون در مقیاس جهانی مشهود است. بازارهای انرژی حساسیت بیشتری را تجربه میکنند، اختلافات سیاسی بین کشورها در حال تعمیق است و دولتها خود را مجبور به اتخاذ تصمیماتی میبینند که اثرات آن فراتر از حوزه منطقهای است و بر کل سیستم بینالمللی تأثیر میگذارد.
نوسان قیمت نفت نمونه بارزی از این امر است. این امر نه تنها نگرانیهای مربوط به عرضه، بلکه پیشبینی اختلالات احتمالی در مسیرهای دریایی حیاتی، به ویژه تنگه هرمز را نیز منعکس میکند. تجربه نشان داده است که صرفاً درک بیثباتی برای ایجاد نوسانات شدید کافی است و بر ارتباط نزدیک بین امنیت منطقهای و ثبات اقتصادی جهانی تأکید میکند.
این جنگ با توجه به واکنشهای متنوع بینالمللی به آن، اهمیت تحلیلی ویژهای پیدا میکند. در حالی که برخی از کشورها تصمیم گرفتند خود را با تشدید درگیری همسو کنند، برخی دیگر ترجیح دادند خواستار کاهش تنش و خویشتنداری شوند، در حالی که گروه سوم مسیر پیچیدهتری را با ترکیب احتیاط و اقدام متعادل دنبال کردند.
این واگراییها نشاندهنده تغییر عمیقتری در رفتار دولتها است، جایی که اتحادهای سنتی دیگر تنها عامل تعیینکننده سیاست خارجی نیستند. در عوض، موقعیتیابی استراتژیک انعطافپذیر به عنوان ابزاری مرکزی در مدیریت منافع ملی ظهور کرده است.
عربی 21 با توجه به تحولات مربوط به آتش بس و اینکه آیا آمریکا به دنبال تشدید تنش خواهد بود یا خیر، نوشت: وزارت خزانهداری ایالات متحده روز سهشنبه اعلام کرد که قصد ندارد معافیت موقت تحریم های نفتی مرتبط با ایران را که تا چند روز دیگر منقضی میشود، تمدید کند.
در بیانیهای که توسط این وزارتخانه منتشر شد، آمده است: «مجوز کوتاهمدتی که اجازه فروش نفت ایران را که قبلاً در دریا گیر افتاده بود، میداد، تا چند روز دیگر منقضی میشود و تمدید نخواهد شد.»
وزیر خزانهداری ایالات متحده، چندی پیش اعلام کرده بود که ایالات متحده تحریمهای نفتی ایران در دریا را لغو کرده است. او خاطرنشان کرد که میزان نفت ایران که در حال حاضر در دریا است، تقریباً ۱۴۰ میلیون بشکه است که برای تأمین نیاز ۱۰ روز تا دو هفته کشور کافی است و طبق گزارش خبرگزاری آناتولی، کاملاً برای صادرات به چین در نظر گرفته شده است.
پس از وقوع جنگ با ایران، دولت آمریکا به طور موقت خرید نفت روسیه را که در دریا سرگردان بود، با هدف افزایش عرضه جهانی نفت، مجاز اعلام کرد. فروش، تحویل و تخلیه نفت و فرآوردههای نفتی تحریمشده روسیه تا ۱۱ آوریل مجاز بود، مشروط بر اینکه قبل از ۱۲ مارس در کشتیها بارگیری شده باشند.
المنار با توجه به تهدیدات آمریکایی مبنی بر ادامه محاصره دریایی ایران به واکنش تهران اشاره کرده و نوشت:
فرمانده قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیا(ص) اعلام کرد: چنانچه آمریکای متجاوز و تروریست بخواهد به اقدام غیر قانونی خود در محاصره دریایی در منطقه ادامه دهد و برای کشتیهای تجاری و نفتکش های ایران ناامنی ایجاد نماید، این اقدام آمریکا مقدمه نقض آتشبس خواهد بود و نیروی های مسلح مقتدر ایران، اجازه نخواهند داد هیچ گونه صادرات و واردات در منطقه خلیج فارس، دریای عمان و دریای سرخ تداوم داشته باشد. ایران برای دفاع از حاکمیت ملی و منافع خود با قدرت اقدام خواهد کرد.
بلند اوراک اوغلو نویسنده روزنامه ینی شفق نوشت: سیاستهای تند و حملات لفظی طولانیمدت نتانیاهو علیه ایران، سخنرانیهای او در تریبون مجمع عمومی سازمان ملل و فشارهایی که بر دولتهای آمریکا برای ورود به جنگ وارد میکرد، در عمل به نتیجه مشخصی نرسید. پیشبینی اسرائیل مبنی بر اینکه جنگ در مدت کوتاهی به نتیجه خواهد رسید نیز محقق نشد. ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا که انتظار تغییر حکومت در ایران را «غیرواقعی» میدانست، با واقعیتهای میدانی هماهنگ بود. جنگ طولانی شد و اهداف اعلامشده دستنخورده باقی ماند.
بر اساس برخی ادعاها، نتانیاهو تا آخرین لحظه تلاش کرده بود دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا را از پذیرش آتشبس منصرف کند. اما در نهایت دولت واشنگتن در سیاست خود عقبنشینی کرد و به گفته برخی منابع، بدون در نظر گرفتن موضع اسرائیل، به سمت آتشبس حرکت کرد. در پایان جنگ، هیچیک از اهداف اصلی اعلامشده اسرائیل تحقق نیافت: نه تغییر حکومتی در ایران رخ داد، نه برنامه هستهای متوقف شد و نه دولت تهران تضعیف گردید. برعکس، حکومت ایران با ایستادگی، مهمترین هدف خود را حفظ کرد.
رسانههای چین و روسیه
سی جی تی ان چین در تحلیلی نوشت: اعمال محاصره دریایی آمریکا در تنگه هرمز نه تنها امنیت انرژی، بلکه امنیت غذایی جهانی را با خطر جدی مواجه کرده است. اگرچه هدف اعلامی محاصره، کنترل تردد کشتیها به بنادر ایران است، اما افزایش قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه و متعاقب آن افزایش هزینههای تولید و حملونقل، زنجیره تأمین مواد غذایی را مختل میکشد. کشاورزی صنعتی مدرن بوده و به شدت به سوختهای فسیلی و کودهای مبتنی بر گاز طبیعی وابسته است و افزایش هزینههای حمل بار کانتینری، مستقیماً به قیمت نهایی مواد غذایی در سراسر جهان فشار وارد میکند.
نگرانکنندهترین پیامد این بحران، تأثیر ویرانگر آن بر کشورهای در حال توسعه است. کشورهای جنوب صحرای آفریقا، جنوب آسیا و آمریکای لاتین که درصد بالایی از ذخایر ارزی خود را صرف واردات سوخت و مواد غذایی میکنند، با معضلی دشوار روبرو میشوند: آنها یا باید یارانه پرداخت کالاهای اساسی را افزایش دهند یا با افزایش قیمتها و بیثباتی اجتماعی مواجه شوند. افزایش ۲۰ درصدی قیمت غلات و روغن خوراکی برای یک خانواده فقیر در یک شهر در حال توسعه، یک فاجعه انسانی است.
علاوه بر این، حق بیمه جنگی برای نفتکشهای عبوری از منطقه به شدت افزایش یافته و نوعی «مالیات خطر» را بر تجارت جهانی تحمیل کرده است. تجربه تاریخی نشان داده که افزایش قیمت کالاهای اساسی، ثبات سیاسی را به سرعت از بین میبرد. در جهانی که زنجیرههای تأمین به هم پیوستهاند، مسدود کردن این شاهراه حیاتی به معنای به خطر انداختن امنیت غذایی میلیونها نفر در سراسر جهان است و «با محاصره نمیتوان جهان را سیر کرد.»
اسپوتنیک در تحلیل شکست طرح محاصره تنگه هرمز می نویسد: با اعمال محاصره تنگه هرمز توسط آمریکا، اولین نفتکش چینی به نام «ریچ استاری» با موفقیت از این تنگه عبور کرده و عازم چین شده است. این نفتکش که از شارجه امارات (نه از بندری در ایران) حرکت میکرد، با مالک و خدمه چینی قصد داشت به واشنگتن بفهماند که نمیتواند بر کشتیهای چینی در خلیج فارس مسلط شود. سنتکام اعلام کرده محاصره فقط شامل کشتیهای ورودی یا خروجی از بنادر ایران میشود، بنابراین آزمون اصلی زمانی رخ میدهد که یک نفتکش چینی مستقیماً از بندرعباس خارج شود.
در مقابل، ایران سیستم عوارض دریایی خود را به سطحی پیشرفته رسانده و یک سامانه پنجسطحی برای عبور همه کشتیها ایجاد کرده است. کشتیهایی که اخیراً از کشورهای چین، هند و پاکستان عبور کردهاند، از آبراههای باریک آبهای سرزمینی ایران در نزدیکی جزایر قشم و لارک استفاده میکنند. اکثر کشتیها باید عوارض یک دلار به ازای هر بشکه نفت را به صورت بیتکوین یا یوآن پرداخت کنند و رمز عبور دریافت میکنند. کشتیهای دارای بیمه و ثبت رسمی که به بنادر غربی دسترسی دارند، اجازه عبور ندارند.
نکته جالب توجه، ناوگان سایه ایران شامل حدود ۱۶۰ میلیون بشکه نفت شناور در خارج از تنگه هرمز است. این حجم از ذخیره، ایران را قادر میسازد تا دستکم تا اواسط ژوئیه، مشتریان خود در آسیا (به ویژه چین با واردات ۱.۸ میلیون بشکه در روز) را تأمین کند. این نفتکشها بدون بیمه و بدون نیاز به بنادر غربی، کاملاً در برابر سیستم محاصره آمریکا مصون هستند و صرفنظر از محاصره، به بارگیری در پایانههای ایران ادامه میدهند.
اسپوتنیک در تحلیلی نوشت آمریکا قصد داشت با محاصره دریایی، ایران را تسلیم کند، اما این سیاست به دامی برای خود آمریکا تبدیل شده است. پس از حمله آمریکا به ایران و اقدام تلافیجویانه ایران، قیمت بنزین در آمریکا از ۳ تا ۳.۲ دلار به بالای ۴ دلار رسیده و با اعمال محاصره متقابل تنگه هرمز توسط ایران، قیمت نفت برنت و وست تگزاس اینترمدیت نیز از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرده است. با وجود تولید ۱۳.۵ میلیون بشکهای نفت در آمریکا، از آنجا که نفت کالایی با قیمت جهانی است، افزایش قیمت جهانی به معنای افزایش هزینه پالایشگران آمریکایی و در نتیجه قیمت بنزین برای مصرفکنندگان در این کشور است.
این بحران اقتصادی تأثیر مستقیمی بر محبوبیت سیاسی رئیسجمهور ترامپ داشته و میزان محبوبیت او به ۳۵ تا ۳۶ درصد کاهش یافته که پایینترین رکورد در دوره دوم ریاستجمهوری او محسوب میشود. با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای نوامبر ۲۰۲۶، این شکاف میتواند به ضربهای جبرانناپذیر برای آمریکا تبدیل شود؛ بهگونهای که رئیس مجلس ایران، قالیباف، به طعنه به آمریکاییها گفت: «بهزودی بنزین ۴ تا ۵ دلاری برای شما خاطره خواهد شد.»
نایم جوزف سالم، استاد دانشگاه نظامی لبنان، به راشاتودی گفت: مذاکرات مستقیم لبنان و اسرائیل با میانجیگری آمریکا به صلح منجر نخواهد شد، مگر اینکه واشنگتن برای توقف حملات هوایی و تهاجم زمینی اسرائیل به آن فشار وارد کند. به باور او، گفتوگوهای اخیر در واشنگتن که حزبالله آن را تحریم کرد، فرآیندی فرسایشی و بینتیجه خواهد داشت، زیرا آمریکا قصدی برای توقف عملیات نظامی اسرائیل در لبنان ندارد.
سالم تأکید کرد سیاست اسرائیل «تخریب کل جنوب لبنان برای وادار کردن جمعیت حدود ۴۵۰ هزار نفری این شهرها و روستاها به ترک خانه و تبدیل شدن به جمعیتی آواره» است و چندین شهر به طور کامل با خاک یکسان شدهاند. این حملات که از اوایل مارس پس از حملات راکتی حزبالله در حمایت از ایران آغاز شده، منجر به آوارگی بیش از ۱.۲ میلیون نفر و گسترش «منطقه امنیتی» اسرائیل شده است.
رسانههای رژیم صهیونیستی
اسراییل هیوم در تحلیلی می نویسد: وعدههای اسرائیل برای "خلع سلاح حزبالله" در سطوح سیاسی و نظامی اسرائیل غیرواقعی است. ارتش اسرائیل نه قصد و نه توانایی عبور از تمام شهرها و روستاهای لبنان برای خلع سلاح حزبالله را دارد. حتی اگر دولت لبنان اراده واقعی داشته باشد، توانایی اجرایی آن بسیار محدود است، همانطور که در دوره آتشبس پیشین (نوامبر ۲۰۲۴ تا شروع جنگ اخیر) ثابت شد که حزبالله تلاش میکند نیروهای خود را در جنوب لبنان بازسازی کند.
حقیقت این است که هیچ کس نمیتواند "پایان قطعی ماجرا" را در شمال تضمین کند، قطعاً نه در بلندمدت. علیرغم دستاوردهای نظامی (از جمله عملیات پیجرها و ترور سید حسن نصرالله)، حزبالله همچنان هزاران راکت و پهپاد دارد و نرخ بازسازی تواناییهای آن بالاتر از نرخ تخریبی است که ارتش اسرائیل روزانه انجام میدهد.
در حال حاضر، با آتشبس با ایران، ارتش اسرائیل فعالیت خود را عمدتاً به جنوب لبنان محدود کرده (اصطلاحاً "نوار حفاظتی" به جای "نوار امنیتی") و برای ماهها و حتی سالها در آنجا خواهد ماند. لذا اگر دولت لبنان نتواند (و احتمالاً نتواند) به هدف خود یعنی خلع سلاح برسد، حداقل اسرائیل مشروعیت بینالمللی برای ادامه عملیات خود به دست خواهد آورد.
وای نت نیوز در تحلیل دیگری می نویسد: ساکنان شمال اسرائیل با تردید و بدبینی عمیقی به مذاکرات تاریخی صلح با لبنان نگاه میکنند. در حالی که هیئتهای اسرائیل و لبنان به میزبانی مارکو روبیو در واشنگتن مشغول گفتگو هستند، حزبالله همزمان حملات موشکی و پهپادی شدیدی را به شهرهایی مانند نهاریا و جلیل انجام میدهد. این حملات نشان میدهد که حزبالله نه تنها قصد کنار گذاشتن سلاح را ندارد، بلکه مخالف هرگونه توافق است. مقامات محلی اسرائیل در این زمینه نظرات کاملاً متضادی دارند. برخی از مذاکره مستقیم با دولت لبنان حمایت میکنند و معتقد هستند ارتش اسرائیل هرگز نمیتواند به تنهایی حزبالله را منهدم کند و این وظیفه دولت لبنان است. ولی برخی دیگر معتقدند ما حاضر نیستیم قربانی صلح شویم. نباید با لبنانی ها مذاکره کرد. لبنان توانایی ندارد، اراده ندارد و به همه دروغ میگوید.
لذا علیرغم بیانیه مشترک لبنان و اسرائیل مبنی بر اینکه طرفین توافق کردهاند فرآیند مذاکرات مستقیم را به پیش ببرند، چشمانداز دستیابی به صلحی پایدار بسیار تیره و تار به نظر میرسد.
وای نت نیوز در تحلیل وضعیت اسفبار روابط اسرائیل با اروپا می نویسد: اسرائیل در حال از دست دادن آخرین متحدان خود در اروپاست. کشورهایی مانند فرانسه، اسپانیا، بلژیک و هلند مدتهاست که از اسرائیل فاصله گرفتهاند و اکنون نوبت به متحدان نزدیکتر رسیده است. ایتالیا قرارداد دفاعی خود را به حالت تعلیق درآورده، آلمان از اظهارات وزرای اسرائیل علیه صدراعظم خود خشمگین است، و حتی مجارستان پس از سقوط اوربان، آخرین سنگر حمایت در اروپا را از دست داده است. وضعیت به حدی وخیم است که اسرائیل تقریباً هیچ متحدی در قاره سبز ندارد.
نویسنده این فروپاشی را نتیجه مستقیم نادیده گرفتن اروپا توسط دولت نتانیاهو میداند. اسرائیل سالها به اروپا پیام "کماهمیت بودن" فرستاد و سرمایهگذاری دیپلماتیک خود را روی آمریکا، هند و کشورهای حاشیه خلیج فارس متمرکز کرد. اکنون اروپا پاسخ میدهد: با افزایش انتقادات، خصومت، و بیاعتنایی به نیازهای اسرائیل. حتی متحدان صمیمی مانند جورجیا ملونی (ایتالیا) و فریدریش مرتس (آلمان) نیز در حال دور شدن هستند. نکته تلخ اینجاست که اسرائیل خیلی کوچک تر از آن است که بخواهد با قارهای بزرگ در همسایگی خود دعوا کند.
از دست دادن اروپا یک فاجعه نسلی است. اروپا بزرگترین شریک تجاری اسرائیل، نزدیکترین قاره از نظر فرهنگی و ایدئولوژیک، و سرزمین ریشههای بخش بزرگی از جمعیت اسرائیل است. نویسنده صراحتاً دولت نتانیاهو و بهویژه جناح تندرو را "بزرگترین دشمن اسرائیل در خانواده ملل" مینامد و هشدار میدهد: اگر روزی رئیسجمهوری دموکرات و با تگرش خصمانه در آمریکا روی کار آید و در هند نیز نارندرا مودی جایگزین شود، اسرائیل کاملاً تنها خواهد ماند. این دولت با سیاستهای خود خسارتی جبرانناپذیر به جایگاه بینالمللی اسرائیل وارد کرده است.
هاآرتص در تحلیلی با عنوان اسرائیل نمیداند چگونه بدون جنگ زندگی کند، و شاید نمیخواهد بداند، با کنایه و طنز سیاه به این نکته اشاره میکند که اسرائیل پس از آتشبس با ایران، بلافاصله به دنبال ادامه جنگ در جبهه شمالی (لبنان) بوده است. او معتقد است جنگ برای ساختار سیاسی و نظامی اسرائیل به یک "عادت" و "روال عادی" تبدیل شده است.
نویسنده سپس مفهوم "پیروزی کامل" را نقد میکند، چون پیروزی کامل به معنای پایان جنگ است، در حالی که اسرائیل به جنگ بیپایان نیاز دارد. از نظر وی مشکل استراتژیک اسرائیل این است که نمیتواند طرف مقابل (مثلاً ایران) را مجبور به تسلیم و اعلام شکست کند؛ طرف مقابل فقط "نه" میگوید و مقاومت میکند.
اسرائیل پیشتر نیز در زمان آتشبس، دهها لبنانی را ترور کرده بود و اکنون به دنبال اشغال جنوب لبنان و شهرکسازی است، در حالی که شهرکنشینان آماده کوچ به آنجا هستند. لذا اسرائیل بدون جنگ، خون، و تخریب نمیتواند زندگی کند و شاید خودش هم نمیخواهد این چرخه متوقف شود.
۰۰:۱۳ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۷


نظر شما