به گزارش خبرنگار مهر، محمود اکرامی فر، شاعر، ابیاتی را در وصف جنایت مدرسه شجره طیبه میناب و به مناسبت روز دختر، از زبان خانوادههای آنان بیان کرده است. این ابیات به شرح زیر است:
دخترم کاش خواب میماندی، آن سحرگاه شنبه میناب
کاش میماند آفتاب آن روز، بر خلاف طبیعتش در خواب
کاشکی جمعه میشد آن شنبه، تا ابد توی خانه میماندی
کاش شب بود و خواب بودی در زیر نور ستاره و مهتاب
یاد من مانده خواب و رویایت، ساده اما همیشه جالب بود
خواب یک جنگل پر از ماهی، خواب یک برکه پر از سنجاب
کاشکی برف سرخ میبارید، روز تعطیلی مدارس بود
یا که باران تند میبارید، مدرسه را شبانه میبرد آب
کاش در جنگ مادر و دختر پاره میشد کتاب و دفتر تو
با غمی کودکانه میگفتی:«مدرسه؟ نه! پدر مرا دریاب! »
کاشکی پای من قلم میشد، تا نمیبردمت به سمت کلاس
تا نمیرفتی آن خراب شده، تا نمیدیدم این عزا و عذاب
بازیات ناتمام ماند آن روز، بازی شب ادامه پیدا کرد
خون تو چشمه چشمه میجوشد، خون تو میشود شبی سیلاب
غول جادو، نه «دیوآپستین» دمتکان داد و روزمان شب شد
نیمی از تو کنار تاب افتاد، نیم دیگر به آسمان پرتاب...



نظر شما