۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۵۶

از مرزهای خزر تا آب های آزاد سناریوهای واقعی کریدور گاز

از مرزهای خزر تا آب های آزاد سناریوهای واقعی کریدور گاز

ایده انتقال گاز روسیه از مسیر ایران به خلیج فارس یکی از سناریوهای مهم ژئوپلیتیک انرژی است که می تواند نقشه تجارت گاز در اوراسیا و خاورمیانه را تغییر دهد.

به گزارش خبرنگار مهر، کریدورهای انرژی در جهان تنها مسیرهای فیزیکی انتقال منابع نیستند بلکه ابزارهایی برای شکل دادن به موازنه های ژئوپلیتیک و اقتصادی نیز به شمار می روند. در دهه های اخیر رقابت بر سر مسیرهای انتقال نفت و گاز به یکی از عناصر مهم سیاست خارجی کشورها تبدیل شده است. در چنین فضایی طرح ایجاد کریدور شمال جنوب گاز که هدف آن انتقال گاز روسیه از مسیر ایران به خلیج فارس است به عنوان یکی از سناریوهای مهم در حوزه انرژی اوراسیا مطرح شده است. این ایده بر پایه ظرفیت عظیم تولید گاز روسیه موقعیت جغرافیایی ایران و دسترسی کشورهای حوزه خلیج فارس به بازارهای جهانی شکل گرفته است. اگر چنین کریدوری شکل بگیرد می تواند معادلات عرضه گاز در منطقه را دگرگون کند و به ایجاد یک محور انرژی جدید در میان روسیه ایران و بازارهای جنوبی منجر شود.

ایران در مرکز جغرافیایی این سناریو قرار دارد. موقعیت ترانزیتی ایران میان حوزه دریای خزر آسیای مرکزی و خلیج فارس باعث شده این کشور در بسیاری از طرح های ترانزیت انرژی مورد توجه قرار گیرد. از سوی دیگر روسیه به عنوان یکی از بزرگ ترین تولیدکنندگان گاز جهان به دنبال تنوع بخشیدن به مسیرهای صادراتی خود است. ترکیب این دو عامل سبب شده ایده انتقال گاز روسیه از طریق ایران به جنوب بارها در سطح کارشناسی و سیاسی مطرح شود. این کریدور در صورت تحقق می تواند نه تنها یک مسیر صادراتی جدید برای روسیه ایجاد کند بلکه ایران را نیز به یکی از گره های اصلی تجارت گاز منطقه تبدیل نماید.

سناریوی نخست سوآپ گاز در شبکه ایران

یکی از عملی ترین سناریوهای انتقال گاز روسیه از مسیر ایران استفاده از سازوکار سوآپ گاز است. در این مدل گاز روسیه در مرزهای شمالی ایران تحویل داده می شود و ایران معادل آن را از شبکه گازی خود در جنوب کشور به مقصد مورد نظر صادر می کند. در این حالت گاز وارد شده لزوما به صورت فیزیکی تا خلیج فارس منتقل نمی شود بلکه در شبکه داخلی ایران مصرف می شود و معادل آن در نقطه دیگری تحویل داده می شود.

این روش پیش از این نیز در تعاملات انرژی منطقه تجربه شده است. ایران در سال های گذشته سوآپ گاز ترکمنستان به آذربایجان را اجرا کرده است. چنین الگویی نشان می دهد که شبکه گاز ایران از نظر فنی توان انجام عملیات سوآپ را دارد. در مدل سوآپ روسیه می تواند گاز خود را در شمال ایران تحویل دهد و در مقابل ایران گاز را در نقاطی مانند عسلویه یا بندرعباس در اختیار مشتریان قرار دهد.

مزیت اصلی این روش نیاز کمتر به سرمایه گذاری سنگین در زیرساخت های جدید است. شبکه گسترده خطوط لوله گاز ایران از شمال تا جنوب کشور امتداد دارد و بخش قابل توجهی از انتقال انرژی می تواند از همین زیرساخت موجود انجام شود. البته در برخی نقاط شبکه ممکن است نیاز به تقویت فشار و افزایش ظرفیت انتقال وجود داشته باشد اما این هزینه در مقایسه با احداث یک خط لوله کاملا جدید بسیار کمتر خواهد بود.

از منظر اقتصادی نیز سوآپ یک مدل انعطاف پذیر محسوب می شود. ایران می تواند در ازای ترانزیت گاز کارمزد دریافت کند یا بخشی از گاز را به عنوان حق ترانزیت برداشت نماید. این امر برای روسیه نیز مزیت دارد زیرا امکان دسترسی غیر مستقیم به بازارهای جنوبی را فراهم می کند. در چنین حالتی کشورهای خریدار در حوزه خلیج فارس یا حتی بازارهای فراتر می توانند گاز تحویلی در جنوب ایران را دریافت کنند بدون آنکه لزوما وارد قرارداد مستقیم با شبکه انتقال روسیه شوند.

با وجود مزایا این سناریو با چالش هایی نیز روبه رو است. مهم ترین مسئله ناترازی فصلی گاز در ایران است. مصرف گاز در ایران در فصل زمستان به شدت افزایش می یابد و در برخی سال ها حتی شبکه داخلی با محدودیت عرضه مواجه می شود. برای اجرای پایدار سوآپ لازم است برنامه ریزی دقیقی برای مدیریت مصرف داخلی ذخیره سازی گاز و تنظیم قراردادهای فصلی انجام شود.

سناریوی دوم ترانزیت فیزیکی گاز از شمال ایران به خلیج فارس

سناریوی دیگر انتقال مستقیم یا فیزیکی گاز روسیه از طریق خطوط لوله ایران به سواحل خلیج فارس است. در این مدل گاز پس از ورود به ایران از طریق شبکه خطوط سراسری یا خطوط جدید تا جنوب کشور منتقل می شود و در آنجا به پایانه های صادراتی یا شبکه های منطقه ای تحویل داده می شود.

ایران یکی از گسترده ترین شبکه های خطوط لوله گاز در منطقه را در اختیار دارد. خطوط سراسری گاز که از مناطق شمالی و مرکزی عبور می کنند بخش مهمی از زیرساخت انتقال انرژی کشور را تشکیل می دهند. با این حال انتقال حجم بالای گاز روسیه به جنوب نیازمند افزایش ظرفیت این شبکه خواهد بود. این افزایش ظرفیت می تواند از طریق احداث ایستگاه های تقویت فشار اضافه کردن خطوط موازی و بهینه سازی مدیریت جریان گاز انجام شود.

اگر چنین توسعه ای صورت گیرد ایران می تواند به یک مسیر ترانزیتی مهم برای گاز تبدیل شود. در این صورت گاز روسیه می تواند به تاسیسات انرژی در سواحل خلیج فارس منتقل شود. این تاسیسات ممکن است شامل مجتمع های صنعتی پتروشیمی یا حتی پروژه های تبدیل گاز به ال ان جی باشد. از آنجا که کشورهای خلیج فارس دارای زیرساخت های صادرات انرژی دریایی هستند چنین مسیری می تواند به ایجاد یک حلقه جدید در تجارت جهانی گاز منجر شود.

مزیت این سناریو ایجاد یک کریدور واقعی و پایدار انرژی است. برخلاف مدل سوآپ که بیشتر یک راهکار قراردادی محسوب می شود در این حالت یک مسیر فیزیکی انتقال گاز شکل می گیرد که می تواند در بلندمدت ظرفیت های قابل توجهی را جابه جا کند. این امر برای روسیه نیز اهمیت دارد زیرا به تنوع مسیرهای صادراتی کمک می کند و وابستگی به مسیرهای محدود را کاهش می دهد.

با این حال این سناریو سرمایه گذاری قابل توجهی می طلبد. تقویت شبکه انتقال گاز ایران احداث ایستگاه های جدید و احتمال ساخت خطوط مکمل هزینه های قابل توجهی به همراه دارد. همچنین مسائل مربوط به تامین مالی انتقال فناوری و شرایط ژئوپلیتیک منطقه می تواند بر سرعت اجرای چنین پروژه ای تاثیر بگذارد.

سناریوی سوم ایجاد هاب گازی جنوب ایران و اتصال به بازارهای جهانی

در سناریوی سوم کریدور شمال جنوب تنها یک مسیر انتقال ساده نیست بلکه بخشی از یک طرح بزرگ تر برای ایجاد هاب گازی در جنوب ایران محسوب می شود. در این مدل گاز روسیه پس از ورود به ایران به مجموعه ای از منابع گازی منطقه از جمله گاز تولیدی ایران یا حتی گاز کشورهای آسیای مرکزی متصل می شود و در جنوب ایران به شکل یک هاب تجاری مدیریت می گردد.

ایجاد هاب گازی به معنای شکل گیری یک مرکز قیمت گذاری و تجارت انرژی است که در آن عرضه کنندگان مختلف می توانند گاز خود را به خریداران منطقه ای یا جهانی عرضه کنند. اگر جنوب ایران به چنین هابی تبدیل شود گاز روسیه نیز می تواند در این بازار حضور داشته باشد و از طریق قراردادهای متنوع به فروش برسد.

موقعیت جغرافیایی سواحل جنوبی ایران برای شکل گیری چنین هابی مناسب است. این منطقه در نزدیکی مسیرهای اصلی کشتیرانی انرژی قرار دارد و به بازارهای آسیایی نیز دسترسی نسبتا کوتاهی دارد. علاوه بر این وجود میدان های بزرگ گازی در ایران باعث می شود حجم قابل توجهی از عرضه در همان منطقه متمرکز باشد.

در چنین ساختاری کریدور شمال جنوب به یک زیرساخت کلیدی تبدیل می شود که گاز را از منابع شمالی به هاب جنوبی منتقل می کند. این هاب می تواند با زیرساخت هایی مانند تاسیسات مایع سازی گاز خطوط لوله منطقه ای یا قراردادهای صادراتی بلندمدت تکمیل شود. در نتیجه ایران می تواند نقش فعال تری در تجارت جهانی گاز ایفا کند و به یک نقطه اتصال میان تولیدکنندگان اوراسیا و بازارهای مصرف تبدیل شود.

البته تحقق چنین سناریویی نیازمند برنامه ریزی بلندمدت سرمایه گذاری در زیرساخت ها و ایجاد چارچوب های حقوقی و تجاری شفاف است. بازارهای جهانی انرژی به شدت رقابتی هستند و موفقیت یک هاب گازی به عواملی مانند ثبات مقررات دسترسی آزاد به زیرساخت ها و اعتماد سرمایه گذاران بستگی دارد.

در مجموع ایده انتقال گاز روسیه از مسیر ایران به خلیج فارس اگرچه با چالش هایی روبه رو است اما از نظر جغرافیایی و اقتصادی دارای منطق قابل توجهی است. ایران در نقطه ای قرار دارد که می تواند منابع گازی شمال اوراسیا را به آب های آزاد و بازارهای جهانی متصل کند. بسته به شرایط سیاسی اقتصادی و سرمایه گذاری ممکن است یکی از سناریوهای سوآپ ترانزیت فیزیکی یا ایجاد هاب گازی در عمل شکل بگیرد. هر یک از این سناریوها پیامدهای متفاوتی برای ساختار تجارت انرژی در منطقه خواهد داشت اما در همه آنها یک نکته مشترک دیده می شود و آن نقش محوری ایران در شکل گیری یک کریدور جدید انرژی میان شمال و جنوب است.

کد مطلب 6833840

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha