جواد بلندی در گفتگو با خبرنگار مهر با بررسی ابعاد مختلف شخصیت عمر خیام او را متفکری دانست و اظهار کرد: خیام در شعرهایش به پرسشهای بنیادین انسان درباره مرگ، زمان و معنای زندگی میپردازد و در نهایت با پذیرش واقعیت جهان، انسان را به آگاهی، آزادی از توهمات و تجربه شادی در لحظه اکنون دعوت میکند.
مدرس ادبیات و منتقد ادبی بیان کرد: مطالبی که در این گفتگو مطرح میشود صرفاً حاصل ذهن شخصی وی نیست، بلکه برآمده از سالها مطالعه و بهرهگیری از آثار و اندیشههای استادان و اندیشمندانی همچون مصطفی ملکیان، استعلامی، کاوه بهبهانی و داریوش شایگان است.
وی افزود: آنچه ارائه میشود چکیدهای از خواندن، شنیدن و تأمل درباره دیدگاههای این بزرگان در حوزه ادبیات و اندیشه است.
بلندی در ادامه با اشاره به شخصیت چندبعدی عمر خیام گفت: شخصیت خیام را میتوان در چهار ساحت بررسی کرد. نخست خیام به عنوان ریاضیدان؛ شخصیتی برجسته که در حوزه جبر اقلیدوسی و حل معادلات چندمجهولی نقش مهمی داشته است.
مدرس ادبیات گفت: در این حوزه تخصصی برای داوری ندارد، اما بیتردید خیام در تاریخ ریاضیات چهرهای برجسته به شمار میرود.
به گفته وی، وجه دوم شخصیت خیام به عنوان منجم و اخترشناس است؛ دانشمندی که با تنظیم تقویم جلالی یکی از دقیقترین تقویمهای جهان را پدید آورد.
بلندی گفت: خیام در زمان خود متوجه ناهماهنگیهای موجود در محاسبه سالهای کبیسه شد و با اصلاح آن، نظام زمانسنجی دقیقتری ارائه کرد.
مدرس ادبیات سومین ساحت شخصیت خیام را وجه فلسفی او دانست و گفت: خیام فیلسوفی متعلق به سنت مشایی و دلبسته اندیشههای ابنسینا بود. حتی در برخی روایتها آمده است که در لحظات پایانی عمر نیز کتاب «شفا»ی ابنسینا را مطالعه میکرد.
وی افزود: چهارمین ساحت شخصیت خیام، که موضوع اصلی این بحث است، خیام به مثابه هنرمند و شاعر است. در این زمینه همواره این پرسش مطرح بوده که آیا خیام شاعر همان خیام ریاضیدان، منجم و فیلسوف است یا نه. اگرچه برخی پژوهشگران نظریهای مطرح کردهاند مبنی بر اینکه رباعیات خیام متعلق به فرد دیگری به نام علی بن محمد خلف خراسانی است، اما به گفته بلندی، بسیاری از پژوهشگران این دیدگاه را چندان معتبر نمیدانند.
بلندی تأکید کرد: برای تحلیل اندیشه خیام، چندان اهمیتی ندارد که این اشعار دقیقاً متعلق به چه شخصی بوده است؛ آنچه اهمیت دارد نظام فکری منسجمی است که در مجموعه رباعیات منسوب به خیام دیده میشود.
مدرس ادبیات همچنین به اختلاف نظر درباره تعداد رباعیات اصیل خیام اشاره کرد و گفت: از حدود ۱۲ رباعی تا بیش از هزار رباعی به خیام نسبت داده شده است و چاپهای مختلف نیز اعداد متفاوتی ارائه میکنند. با این حال، معمولاً پژوهشگران بر مجموعهای از رباعیات که احتمال اصالت بیشتری دارند تکیه میکنند.
وی در ادامه با طرح تمایزی میان «خیام تاریخی» و «خیام تأویلی» گفت: خیام تاریخی شخصیتی است که در منابع تاریخی و تذکرهها درباره او سخن گفته شده و بررسی آن نیازمند دانش تاریخی و تسلط بر منابع است. اما خیام تأویلی شخصیتی است که از دل رباعیات منسوب به او استخراج میشود؛ یعنی نظام اندیشهای که از شعرها برمیآید.
به گفته بلندی در این بحث تمرکز بر خیام تأویلی است؛ خیامی که از خلال رباعیاتش شناخته میشود.
مدرس ادبیات سپس به بررسی محتوای فکری شعر خیام پرداخت و گفت: برای فهم اندیشه خیام باید به سه موضوع توجه کرد؛ نخست پرسشهای بنیادینی که در شعر او مطرح میشود، دوم پاسخهای نظری او به این پرسشها و سوم پاسخهای عملی یا توصیههای زندگی که ارائه میدهد.
وی بیان کرد: شعر خیام بر محور مواجهه با «تجربه عدم» شکل میگیرد؛ یعنی رویارویی انسان با نیستی، مرگ و ناپایداری جهان. از نگاه خیام، ساختار جهان خود مبتنی بر فنا و تغییر است؛ در گردش فصلها، در آمد و شد روز و شب و در دگرگونی دائمی طبیعت میتوان این ناپایداری را دید.
بلندی افزود: این تجربه عدم تنها در جهان بیرونی نیست، بلکه در وجود انسان نیز حضور دارد. انسان مرگ را ابتدا از طریق مرگ دیگران تجربه میکند، سپس به آگاهی از مرگ خود میرسد و در نهایت درمییابد که گریزی از آن وجود ندارد.
به گفته این مدرس ادبیات این وضعیت انسان را با پرسشی بنیادین روبهرو میکند: اگر جهان ناپایدار است و انسان نیز سرانجام خواهد مرد، معنای زندگی چیست؟
بلندی در تشریح پاسخ نظری خیام گفت: نخستین پاسخ او این است که بسیاری از پرسشهای بنیادین زندگی اساساً بیپاسخاند. خیام معتقد است انسان نباید تصور کند که سرانجام به پاسخ نهایی این معماها دست خواهد یافت.


نظر شما