خبرگزاری مهر، گروه استانها- مطهره میرزایی: هنر فرش و قالی که از دیرباز با فرهنگ و تمدن ایران رشد کرده و در ادوار مختلف نگین زرین هنر ایرانی بوده است همواره توانسته جایگاه هنری خود را با گذشته سالهای دور حفظ کند و همچنان مورد توجه اهل هنر باشد.
هنر فرشبافی در قزوین نیز با پیشینهای کهن و ریشههای عمیق در دوران طلایی صفویه، همواره جایگاهی ویژه در تاریخ هنر و صنایع دستی ایران داشته است و قزوین، به عنوان پایتخت حکومت صفوی، شاهد شکوفایی کارگاههای هنری متعددی بود و صنعت فرشبافی نیز از این دوران، با نقوش اصیل و رنگهای طبیعی خود، هویت منحصربهفردی یافت.
این فرشها، که برخی از نفیسترین نمونههای دوران صفویه محسوب میشوند نه تنها در تزئینات کاخهای سلطنتی به کار میرفتند بلکه شهرت جهانی نیز کسب کرده بودند و به عنوان نمادی از ظرافت و هنر ایرانی شناخته میشدند.
در طول سدهها، فرش قزوین در دو شاخه اصلی، یعنی فرشهای شهری و فرشهای روستایی، خود را نمایان ساخته است و باتوجه به اینکه قزوین مهد تاریخ است و در سنوات مختلف تاریخ توانسته در حوزههای مختلف اثرگذار باشد، این سوال در ذهن مخاطب ایجاد میشود که آیا این هنر اصیل ایرانی توانسته در دیار مینودری هم به نوبه خود تجلی کند یا خیر؟
فرش بافی در قزوین با پیشینه ای کهن
فائزه جواهری، دکتری پژوهش هنر درخصوص فرش قزوین میگوید: هنر فرشبافی در قزوین پیشینهای کهن دارد و ریشههای آن به دوران صفویه بازمیگردد، در زمان سلطنت شاه طهماسب صفوی، که قزوین پایتخت حکومت بود، بسیاری از کارگاههای هنری این دوره به این شهر منتقل شدند و در همین دوران، کارگاههای قالیبافی نیز در قزوین دایر گردید و بنا بر نظر کارشناسان و صاحبنظران فرش، تعدادی از فرشهای ارزشمند دوران صفویه در همین شهر بافته شدند.
وی ادامه میدهد: برخی از این آثار احتمالاً اکنون در موزههای معتبر جهان از جمله موزه متروپولیتن نگهداری میشوند. فرشهای قزوین در آن دوره ویژگیهای منحصربهفردی داشتند و بهدلیل موقعیت فرهنگی و هنری شهر در دوران حدود پنجاهساله پایتختی، یقیناً نمونههایی از فرشهای نفیس صفوی در این دوران در قزوین تولید شده است و در دوره پهلوی نیز صنعت فرشبافی در قزوین رونقی دوباره پیدا کرد؛ از جمله ایجاد کارخانه اعتماد در سال ۱۳۰۹ توسط سید مجتبی نبوی و حاج مهدی معتمدی از مهمترین تحولات این دوره محسوب میشود .
این استاد دانشگاه مطرح میکند: یکی از ویژگیهای برجسته فرشهای قزوین، رنگریزی طبیعی آنهاست که استفاده از رنگهای گیاهی و طبیعی به فرش جلوهای درخشان و ماندگار میبخشید؛ بهگونهای که با گذر زمان نهتنها از کیفیت آنها کاسته نمیشد، بلکه بر درخشش و زیباییشان نیز افزوده میشد.
توقفی در صادرات کهن هنر قزوینی
این کارشناس عنوان کرد: با آغاز جنگ جهانی دوم، صادرات فرش قزوین به کشورهای آمریکا و آلمان متوقف و نبود سفارشهای خارجی موجب رکود کارگاهها شد. با وجود تأسیس کارخانههای دیگری همچون کارخانه سلامت، صنعت فرشبافی قزوین پس از جنگ نتوانست رونق گذشته خود را بازیابد.
جواهری تصریح میکند: در عصر حاضر، بافندگان قزوین عمدتاً فرشهای روستایی استان را تولید میکنند و فرشهای روستایی این منطقه بیشتر ذهنیباف هستند و نقوش آنها بر اساس فرهنگ، محیط و نگرش بافنده شکل میگیرد.
وی میگوید: تنوع نقش در این فرشها بسیار زیاد است، زیرا در روستاهای اطراف قزوین اقوام گوناگونی چون کرد، لر، ترک و فارس ساکناند و همین تنوع فرهنگی، موجب گوناگونی چشمگیر در طرحها و نقوش فرشهای روستایی شده است و هر قوم سنتها و نمادهای خود را در قالب طرحهای انتزاعی بر فرشها نقش میکند و همین امر سبب غنای فرهنگی و زیبایی بصری این آثار شده است.

هر گره یادگار دستی از دیار صفوی
این پژوهشگر عرصه هنر بیان میکند: فرشهای روستایی قزوین نسبت به فرشهای شهری دارای رجشمار پایینتری هستند و معمولاً بین ۳۰ تا ۴۵ رج دارند و ابعاد آنها نیز متنوع است و بیشتر در اندازههای کوچکتر مانند قالیچه و کناره بافته میشوند؛ رنگبندی زمینه در این فرشها اغلب تیره و شامل سرمهای و لاکی است و در گذشته رسم بر این بود که مادران برای دختران خود در جهیزیه، فرشی میبافتند؛ از همین رو، هنرقالیبافی به شکل سنتی در میان روستاییان قزوین نسلبهنسل منتقل شده و بسیاری هنوز به این هنر آشنا هستند، هرچند امروزه بهدلیل تغییر سبک زندگی و کممیلی جوانترها، از تعداد این بافندگان کاسته شده است اما با این حال، فرشهای روستایی بهدلیل قیمت مناسب، طرحهای هندسی ساده و سایزهای کوچک، همچنان طرفداران خود را در میان دوستداران فرش ایرانی دارند.
وی خاطر نشان میکند: فرشهای شهری قزوین معمولاً زمینه لاکی دارند و در مواردی از رنگ کرم نیز استفاده شده است و رجشمار آنها بین ۴۵ تا ۶۰ و از نوع متراکم و گوشتی است و طرحهای رایج در این فرشها شامل لچک و ترنج، واگیره، قابقالی، گردان، قابقابی و نقشهای اسلیمی و خطایی استذو نقش معروف «گل پسته» نیز از طرحهای شاخص فرش قزوین محسوب میشود و برگرفته از باغستانهای سنتی این شهر است.
جواهری عنوان میکند: در دوران اوج شکوه فرش قزوین، حدود سالهای ۱۳۱۹ تا ۱۳۲۰، فرشهایی با کاربردهای خاص مانند فرشهای مناسبتی، فرشهای زیارتنامهدار، و نمونههایی برای سفارش دربار پهلوی بافته شدند و برخی از این آثار نفیس در مخزن امامزاده حسین نگهداری میشوند و در این فرشها معمولاً پنج تا هفت حاشیه و ترکیبی از ۹ تا ۱۶ رنگ دیده میشود که جلوهای پرتنوع به آنها میبخشد
. وی اضافه میکند: در فرشهای روستایی، نقوش با الهام از محیط زندگی و طبیعت اطراف بافنده خلق میشوند و بافنده آنچه را در زندگی روزمره میبیند، بهصورت ساده و انتزاعی در قالب طرح قالی بیان میکند .
وی در ادامه مطرح میکند: از جمله نقوش رایج در این آثار میتوان به نقش حیوانات چون سگ، گربه، گوزن، پلنگ، طاووس، لاکپشت، و پرندگان مختلف اشاره کرد، همچنین نقوش گیاهان، گلها، حوض، سماور، و طرحهای هندسی و شکسته در این فرشها فراوان هستند.
این استاد دانشگاه میگوید: نقشهای سنتی مانند «ماهی درهم»، «ترکمن»، «گیلاس» و نقوش استیلیزه گیاهی نیز در میان طرحها دیده میشود و در بسیاری از موارد، طرحهای لچک و ترنج بهشکل هندسی و شکسته اجرا میگردند.
وی در پایان صحبت هایش بیان میکند: نقشههای متداول فرش قزوین شامل لچک و ترنج، واگیره، قابقالی، محرابی، گلدانی و گلفرنگ هستند و این نقوش در عین شباهت به فرشهای کاشان و تبریز، با عناصری چون برگ انگور و گل پسته از آنها متمایز میشوند.
بحران جنگ جهانی دوم و زوال تدریجی یک برند تاریخی
محمدحسین سلیمانی در گفتوگو با خبرنگار مهر در خصوص سیر تاریخ و تحول هنر فرش در قزوین می گوید: با مطالعات پژوهشی درباره پیشینه فرش قزوین، نشانههای قابل توجهی از قدمت دیرینه این هنر و صنعت در منطقه به دست آمده است. اگرچه برخی منابع، سابقهای هزار ساله برای فرشبافی در قزوین ذکر کردهاند و یا برخی حتی دیرینگی آن را به 1 هزار و 200 سال قبل از میلاد میرسانند، اما اسناد و شواهد درباره فعالیتهای دارباف تا پیش از دوره قاجار اندک است.
با مطالعات پژوهشی درباره پیشینه فرش قزوین، نشانههای قابل توجهی از قدمت دیرینه این هنر و صنعت در منطقه به دست آمده است. اگرچه برخی منابع، سابقهای هزار ساله برای فرشبافی در قزوین ذکر کردهاند و یا برخی حتی دیرینگی آن را به ۱ هزار و ۲۰۰ سال قبل از میلاد میرسانند، اما اسناد و شواهد درباره فعالیتهای دارباف تا پیش از دوره قاجار اندک است.
کارشناس حوزه تاریخ و تمدن استان قزوین بیان میکند: «اسطخری» در سده چهارم هجری قمری در کتاب «مسالک و ممالک»، به تولید گلیمهایی از کرک بز در قزوین اشاره کرده است که مؤید وجود صنایع دستی مانند گلیم و جاجیم در این ناحیه است؛ هرچند وضعیت قالی و قالیچه در آن دوره چندان روشن نیست.

۱۳۰۸ شمسی نقطه عطف فرش قزوین
وی اضافه می کند: تاریخ فرشبافی در قزوین با انتقال پایتخت در دوره صفویه و شکلگیری کارگاههای شاهی رونق گرفت. گرچه هنر فرش این شهر در دوران قاجار با فراز و نشیبهایی همراه بود، اما نقطه عطف آن در سال ۱۳۰۸ خورشیدی با تاسیس شرکت «فرش اعتماد» رقم خورد که این مجموعه که به عنوان اولین کارخانه بزرگ خصوصی فرش در ایران شناخته میشود، با داشتن صدها کارگر و دارهای قالی فراوان، به سرعت شهرت جهانی یافت؛ به طوری که بخشی از تولیدات آن به آمریکا پیشفروش میشد و حتی بر اساس روایتهای محلی، سفارش بافت ۴۸ جفت قالی برای کاخ مرمر به مناسبت ازدواج ولیعهد محمدرضا پهلوی نیز به این کارخانه واگذار شد.
سلیمانی ابراز می کند: دوران درخشان فرش قزوین با آغاز جنگ جهانی دوم، اشغال ایران توسط متفقین و تبعید مدیران کارخانه به باکو رو به افول گذاشت که در نهایت منجر به تعطیلی شرکت اعتماد و تاراج اموال آن شد. اگرچه در دورههای مختلف کارگاههای دیگری مانند کارخانههای شاهرودی، استاد خلیل و استاد صادق در این شهر فعالیت میکردند و تا اواخر دهه ۵۰ حدود ۳۴۰ واحد پراکنده بافندگی در قزوین فعال بودند، اما با از بین رفتن برند «فرش اعتماد»، مکتب فرش قزوین که احیاگر سنتهای صفوی بود، به تدریج محو شد و جایگاه بینالمللی خود را از دست داد.
وی در پایان صحبتهایش میگوید: در حال حاضر، بازار فرش دستباف قزوین و ایران به دلیل رکود اقتصادی، کاهش قدرت خرید داخلی، تحریمها و ضعف در دیپلماسی اقتصادی در وضعیت بحرانی قرار دارد و کشورهای دیگر جایگاه ایران را تصاحب کردهاند. به اعتقاد کارشناسان، احیای مجدد هنر فرش قزوین و زندهکردن برند تاریخی «فرش اعتماد» نیازمند بهبود روابط بینالمللی، نوآوری در طرحهای اصیل صفوی متناسب با ذائقه مدرن و عزم جدی متولیان دولتی (مانند سازمان صمت) در کنار بخش خصوصی است تا این هنر از یک رویای فراموششده به چرخهی اقتصاد بازگردد.
فرشهای روستایی قزوین قدمتی طولانیتر و تنوع بیشتر در طرح و ابعاد دارند و هرچند امروزه کمتر از گذشته تولید میشوند، اما همچنان نماد اصالت، فرهنگ و هنر دیرینه این سرزمین بهشمار میآیند. جایگاه فرش قزوین، چه در گونههای شهری با نقشههای اصیل و چه در قالیهای روستایی که تجلیگر فرهنگ و باورهای اقوام گوناگون منطقه هستند، نمادی از اصالت، فرهنگ غنی و هنر دیرینه این سرزمین محسوب میشود و با وجود چالشهای اقتصادی و اجتماعی که منجر به کاهش تولید و کمرنگ شدن برخی از مکتبهای فرش شده است، اهمیت حفظ این میراث فرهنگی و هنری بیش از پیش نمایان میشود.
تداوم حیات فرش قزوین، نه تنها حفظ یک صنعت، بلکه پاسداشت هویت، سنتها و دانش نسلهای گذشته است که سرمایهای ارزشمند برای آیندگان به شمار میرود. برای تضمین بقا و احیای جایگاه تاریخی فرش قزوین، توجه به حمایتهای جدی دولتی و خصوصی، بازسازی روابط بینالمللی برای تسهیل صادرات، و مهمتر از همه، انتقال دانش و مهارتهای سنتی به نسلهای جوانتر از طریق آموزش و ایجاد بسترهای مناسب، امری ضروری است.
این تلاشها باید با در نظر گرفتن نیازها و سلایق بازارهای امروز و با نوآوری در طرحها و نقشهها صورت پذیرد تا بتواند ضمن حفظ ریشههای اصیل، جایگاه شایسته خود را در مکتبهای بزرگ فرش ایران و جهان بازیابد.


نظر شما