۳ تیر ۱۴۰۵، ۸:۰۰

۷ نخست‌وزیر در ۱۰ سال؛ چرا انگلیس سیاستمدارانش را قربانی می‌کند؟

۷ نخست‌وزیر در ۱۰ سال؛ چرا انگلیس سیاستمدارانش را قربانی می‌کند؟

با استعفای کی یر استارمر، محافل سیاسی انگلیس خود را آماده می‌کنند تا از هفتمین نخست وزیر این کشور طی ۱۰ سال گذشته رونمایی شود.

خبرگزاری مهر، گروه بین‌الملل: کی یر استارمر نخست‌وزیر انگلیس، دوشنبه استعفای خود را از ریاست دولت اعلام کرد و اندی برنهام رقیبش برای ریاست حزب به سرعت از قصد خود برای جانشینی او خبر داد. واشنگتن پست در این رابطه می‌نویسد که کناره‌گیری استارمر تنها نتیجه رسوایی‌های سیاسی نبود، بلکه اساساً به دلیل شکست ساختاری او در بیرون کشیدن انگلیس از قلب رکود اقتصادی و زیر پا گذاشتن وعده‌های انتخاباتی بزرگش بود.

بر اساس این گزارش، محبوبیت استارمر در عرصه داخلی انگلیس، پس از یک پیروزی تاریخی و قاطع، به سرعت به پایین‌ترین سطح در میان رهبران غربی سقوط کرد. این افول به دلیل عقب‌نشینی سریع او در کمتر از ۳ ماه از تعهداتش مبنی بر عدم افزایش مالیات بیمه ملی و اعمال مالیات‌های جدید مانند مالیات بر ارزش افزوده بر مدارس خصوصی بود که منجر به افزایش هزینه‌های دولتی به سطوح بی‌سابقه شد و در عین حال منجر به کسری بودجه شدید در این کشور شد.

دولت استارمر به جای برچیدن بوروکراسی مانع ساخت و ساز و سرمایه‌گذاری در این کشور، به سیاست‌های مداخله‌جویانه روی آورد که واشنگتن پست آن را «ترفندهای مشکوک دولتی» برای کسب محبوبیت موقت توصیف کرد. همزمان با رکود اقتصادی، مشروعیت استارمر پس از افشای نادیده گرفتن هشدارهای قبلی در مورد نقش «پیتر مندلسون» سفیر انگلیس در واشنگتن در پرونده جفری اپستین محکوم به جرایم جنسی، ضربه مهلکی خورد.

واشنگتن پست در عین حال هشدار می‌دهد که برنهام رقیب استارمر، رویکردی متمایل به مداخله بیشتر دولتی را از طریق فراخوان برای قیمت‌گذاری اجباری کالاها و ملی کردن بخش‌های انرژی و آب اتخاذ می‌کند که ممکن است با واکنش شدید و قاطع بازارهای مالی مواجه شود.

چرا سیاست انگلیس رهبران خود را می‌بلعد؟

روزنامه فایننشال تایمز در پاسخ به این سوال که چرا عرصه سیاسی انگلیس باعث سقوط سریع رهبران خود می‌شود، به تشریح چندین عامل در این خصوص پرداخت:

الف: خروج انگلیس از اتحادیه اروپا

کناره‌گیری استارمر یک روز قبل از دهمین سالگرد رأی انگلیس به خروج از اتحادیه اروپا (برگزیت) اتفاق افتاد، رویدادی که باعث یک معضل لجستیک در این کشور شد و سقف انتظارات عمومی غیر قابل تحقق را ایجاد کرد و باعث شد دولت‌ها نیم دهه را صرف بحث در مورد شکل روابط با اروپا به جای حل بحران‌های ساختاری کشور کنند.

به گفته جرمی هانت، وزیر خزانه‌داری سابق، تأثیر برگزیت عمیق‌تر از آن چیزی است که تصور می‌شود. زیرا حزب کارگر را از پایگاه سنتی خود در مناطق شمالی محروم کرد. از سوی دیگر جنبش محافظه‌کاران نیز حمایت مناطق ثروتمند جنوبی را از دست داد که راه را برای ظهور جریان‌های پوپولیستی به رهبری نایجل فاراژ هموار کرد.

«لوک تریل» کارشناس مسائل انگلیس تأکید می‌کند که شکاف در این کشور امروز دیگر به طور سنتی بین راست و چپ نیست، بلکه به تداخل نظراتی تبدیل شده است که ایجاد هرگونه ائتلاف پایدار را دشوار می‌کند، زیرا جامعه به ۶۰ درصد خواستار «حفظ و توسعه نهادها» و ۴۰ درصد از رأی‌دهندگانی تقسیم شده که خواستار از بین بردن نهادهای سنتی هستند.

ب: اشتباهات فردی

هیچ نخست‌وزیر انگلیسی از سال ۲۰۱۶ در مدیریت چالش‌ها موفق نبوده است. کامرون با همه‌پرسی مشکل‌ساز شد، ترزا می با انتخابات زودهنگام و کمپین ضعیف، اقتدار خود را از بین برد. رسوایی‌های شخصی و گردهمایی‌ها در زمان کووید-۱۹، جانسون را سرنگون کرد. لیز تراس با بی‌احتیاطی اقتصادی خود باعث فروپاشی بازار شد و ریشی سوناک در ارائه یک هدف قانع‌کننده شکست خورد.

بر اساس گزارش فایننشال تایمز، اشتباهات استارمر را می توان در ارائه وعده‌های غیرواقعی و ناتوانی او در اتخاذ تصمیمات سیاسی قاطع و دشوار مانند پرونده هزینه‌های دفاعی دانست.

این روزنامه می افزاید که بحران کنونی در رابطه با رهبرانی است که اشتباهات اساسی و فاحشی مرتکب شده‌اند که در هر دوره زمانی می‌تواند باعث سرنگونی آنها شود.

ج: رکود اقتصادی

انگلیس از بحران مالی بهبود نیافته و رشد آن به دلیل حجم بزرگ بخش مالی‌اش کندتر از کشورهای ثروتمند است. پل جانسون، مدیر سابق موسسه مطالعات مالی، معتقد است که اقتصاد، موتور اصلی سیاست است و رای‌دهندگان از این که وضعیت معیشتی‌شان در حدود ۲۰ سال گذشته بهبود نیافته است، خسته شده‌اند.

نخست‌وزیران متوالی این کشور بر افزایش هزینه‌ها برای درمان مشکلات به جای مقابله با علل آنها و وضع اصلاحات واقعی تمرکز کرده اند که این امر منجر به ثابت ماندن درآمدها و تشدید بحران معیشتی ناشی از تورم شدید از سال ۲۰۲۲ شده است.

از سال ۲۰۱۰، بدهی عمومی بریتانیا با سرعت بی‌سابقه‌ای افزایش یافته و سه برابر سهم این کشور از تولید ناخالص داخلی شده است. با وجود رسیدن مالیات‌ها به سطح بی‌سابقه، یک پوند از هر ۱۲ پوند درآمد دولت برای پرداخت سود بدهی‌ها صرف می‌شود، که این امر باعث نارضایتی مردم می‌شود.

د: ناخرسندی مجازی

ظهور پلتفرم‌هایی مانند ایکس و فیس‌بوک تغییرات اساسی در این کشور ایجاد کرده و سیاست را به محصولی سفارشی بر اساس تقاضای رای‌دهنده تبدیل کرده است. فایننشال تایمز این پدیده را به «پدیده نتفلیکس» تشبیه کرده است.

این وضعیت به ظهور سیاست «شخصی‌سازی» و کاریزمای دیجیتال کمک کرده است. اما یک مشکل بزرگ در این زمینه وجود دارد. سران سیاسی انگلیس به این ترتیب، پس از روز اول قدرت، محبوبیت خود را از دست می‌دهند و جلب حمایت مردم از آنها، تنها بر اساس محبوبیت دشوار است.

این روزنامه می‌گوید که برنهام، که تقریباً مطمئن است جانشین استارمر خواهد شد، شخصیتی خاص دارد که این موضوع تا حدی به دلیل پست‌های او در رسانه‌های اجتماعی درباره فوتبال است.

کد مطلب 6869055

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • علی IR ۱۰:۰۳ - ۱۴۰۵/۰۴/۰۳
      0 0
      ارزیابی فوق دیدگاه رسمی است. نظام سیاسی انگلیس از ضعف ساختاری و ناکارآمدی مزمن و فراتر از قالب تعارضات کارگر- محافظه در رنج است. این ساختار فرتوت در لحظه تاریخی افول است که ریشه در چهار عامل اصلی دارد: اولا، پادشاهی چارلز سوم (مظفرالدین شاه انگلیس)، ۲- رشد جمهوریخواهی در بین نسل های جوان انگلیسی و واگرایی در اقلیم های اسکاتلند، ویلز و ایرلند شمالی، ۳- تشدید ناکارآمدی اقتصادی در پیآمد بحران ۲۰۰۸، ۴- پایان روابط خاص با آمریکا و رودررویی راهبردی با روسیه در اروپا . این چهار عامل متداخل ویرانگر اند.