مازیار ستوده، برادر شهید والامقام حسین ستوده در گفتگو با خبرنگار مهر، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره این شهید بزرگوار، ابعادی ناگفته از زندگی پرفروغ وی را تشریح کرد.
وی در ابتدای سخنان خود با اشاره به رابطه عمیق خود با این شهید والامقام اظهار داشت: رابطه ما فراتر از یک پیوند برادری بود؛ ما دو رفیق صمیمی بودیم که از کودکی در کنار یکدیگر بزرگ شدیم. اما آنچه برای همیشه در ذهن من حک شده، عشق و اعتقاد قلبی حسین به ساحت مقدس اهل بیت (علیهم السلام) به ویژه امام حسین (ع) و تلاوت پرشور زیارت عاشورا بود. او مداح اهل بیت بود و توسل به ائمه اطهار، راهگشای او در تمامی مشکلات زندگی بود.
برادر شهید ستوده در ادامه به تشریح بارزترین ویژگی برادرش پرداخت و گفت: برنامه هفتگی حسین با هیئتهای مذهبی گره خورده بود و به هیچ عنوان حضور در این مراسم را از دست نمیداد؛ حتی در زمان مرخصی از خدمت، برنامهریزی میکرد تا پیش از آغاز مراسم، خود را به هیئت برساند. او علاوه بر مداحی، به آموزش این هنر و قرائت زیارت عاشورا به جوانان و همسن و سالان خود اهتمام ویژهای داشت.
وی با اشاره به چگونگی ورود برادرش به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی افزود: حسین یک شغل آزاد و موفق برای خود راه انداخته بود، اما هنگامی که برای گزینش سپاه پذیرفته شد، با شور و شوقی وصفناپذیر به من گفت: «من میخواهم برای رضای خدا به نظام خدمت کنم». او با وجود آنکه میدانست حقوق و مزایای نظامیگری قابل مقایسه با شغل قبلیاش نیست، همه چیز را رها کرد و لباس پاسداری را با افتخار بر تن کرد. امروز که به آن روزها مینگرم، به خوبی درک میکنم که آن «رضای خدا» که از آن سخن میگفت، جز همین شهادت پرفضیلت نبود.
برادر این شهید گرانقدر با اشاره به تخصص و تعهد شهید ستوده تصریح کرد: حسین یک نخبه علمی و عملیاتی بود. او در کار با ماشینآلات سنگین و تعمیرات تخصصی نظیر داشت، به گونهای که حتی در زمان مرخصی نیز به دلیل نیاز مبرم همکارانش برای رفع مشکلات فنی، به محل کار فراخوانده میشد.
آخرین ماموریت شهید حسین ستوده
وی در خصوص مأموریت نهایی برادرش گفت: مأموریت اصلی حسین و همرزمانش، حراست از تنگه هرمز و پاسداری از آبهای سرزمینی خلیج فارس بود. پس از حادثه، ۴۰ روز سخت و طاقتفرسا را در انتظار بازگشت پیکرش سپری کردیم. بارها برای شناسایی پیکرهایی که شباهتی به او داشتند مراجعه کردم، اما شرایط به گونهای نبود که بتوان برادرم را به راحتی شناسایی کرد. سرانجام پس از ۳۹ روز، پیکر مطهرش از طریق آزمایش دی.ان.ای شناسایی شد و خودم به تنهایی برای شستشوی پیکر او رفتم. آن لحظات برایم بسیار سخت بود.
برادر شهید ستوده در پایان به کرامات و اقدامات ارزشمند برادرش اشاره کرد و گفت: در مسیر بازگشت پیکر حسین به زادگاهش، شاهد صحنههای شگفتانگیزی بودیم. در هر روستایی که توقف میکردیم، مردم با شناختن نام او، برای وداع با پیکر شهید میآمدند. تازه در آن زمان فهمیدم که حسین مخفیانه به دورترین روستاهای کمبضاعت میرفت و برای مردم داغدار و مشتاق، به مداحی و برگزاری مراسم عزاداری میپرداخت. او مصداق واقعی یک انسان برگزیده بود که همواره در پی گرهگشایی از کار دیگران بود و بیاعتنا از کنار نیازمندان عبور نمیکرد. زندگی شهید حسین ستوده سراسر درس و تجربهای ناب برای نسل جوان و جامعه ماست.


نظر شما