۲۷ مرداد ۱۴۰۵، ۱۷:۰۳

روایتی از نیم‌قرن زندگی با هنر هرمزگان؛ «جَهله» چگونه تبدیل به ساز شد

روایتی از نیم‌قرن زندگی با هنر هرمزگان؛  «جَهله» چگونه تبدیل به ساز شد

بندرعباس- موسی کمالی، پژوهشگر، نوازنده، فیلم‌ساز، عکاس و هنرمند هرمزگان، سال‌هاست فرهنگ، هنر، موسیقی، آیین‌ها و زندگی روزمره مردم جنوب را در قالب‌های مختلف هنری ثبت و روایت می‌کند.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها- علی ستاری: موسی کمالی چاهویی، پژوهشگر، نوازنده، فیلم‌ساز، عکاس، نقاش، مجسمه ساز، نویسنده و هنرمند موسیقی بومی هرمزگان، بیش از چهار دهه از زندگی خود را در مسیر هنر، فرهنگ و ثبت میراث بومی این استان سپری کرده است؛ هنرمندی که فعالیتش را از آموزش قرآن و گروه‌های سرود دانش‌آموزی آغاز کرد، در سال‌های دفاع مقدس برای رزمندگان برنامه اجرا کرد، از آخرین نسل فیلم‌سازان هشت میلی‌متری هرمزگان بود و بعدها با تبدیل «جَهله»؛ ظرف سفالی فراموش‌شده هرمزگانی، به یک ساز موسیقی، بخشی از فرهنگ صوتی و میراث ناملموس جنوب را دوباره به صحنه آورد.

آغاز یک مسیر هنری از آموزش قرآن

روایتی از نیم‌قرن زندگی با هنر هرمزگان؛  «جَهله» چگونه تبدیل به ساز شد

موسی کمالی چاهویی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره آغاز فعالیت‌های هنری خود اظهار کرد: من متولد هشتم بهمن سال ۱۳۴۷ در بندرعباس هستم و تقریباً از ۱۲ سالگی فعالیت هنری‌ام را آغاز کردم؛ البته پیش از آن، در دوره دانش‌آموزی در کلاس‌های آموزش، حفظ و قرائت قرآن شرکت می‌کردم و در واقع مسیر هنری من از همین‌جا و از قرآن شروع شد.

وی ادامه داد: پس از آن وارد گروه‌های سرود شدم. در اوایل دهه ۶۰، در امور تربیتی استان گروهی متشکل از حدود ۱۵ دانش‌آموز از مدارس مختلف تشکیل شد که مسئولیت ساماندهی آن با آقای حسن رجبی بود. در ادامه، نوازندگان انتخاب شدند و در مجموعه امور تربیتی، یک گروه موسیقی میدانی و یک گروه سرود شکل گرفت.

این هنرمند هرمزگانی افزود: در جشنواره‌های دانش‌آموزی که در اردوگاه شهید میرزا کوچک‌خان رامسر برگزار می‌شد، شرکت می‌کردیم و خوشبختانه گروه‌های استان هرمزگان معمولاً رتبه‌های خوبی کسب می‌کردند. گاهی گروه راهنمایی اول می‌شد و گاهی گروه دبیرستان رتبه دوم را به دست می‌آورد و ما به‌عنوان نماینده استان در این جشنواره‌ها حضور داشتیم.

از جشنواره‌های دانش‌آموزی تا اجرای برنامه برای رزمندگان

کمالی چاهویی با اشاره به حضور خود در اردوهای دانش‌آموزی بیان کرد: در تابستان‌ها نیز ما را به اردوهای مختلف می‌بردند و برای دانش‌آموزانی که از سراسر استان به اردو می‌آمدند برنامه اجرا می‌کردیم. گاهی ۳۰۰ تا ۴۰۰ دانش‌آموز در اردو حضور داشتند و ما برای آنها برنامه‌های هنری اجرا می‌کردیم.

وی گفت: در کنار این فعالیت‌ها، گروه ما تنها گروهی بود که همراه با مسئول خود، آقای رجبی، برای رزمندگان نیز برنامه اجرا می‌کرد. در کیش برنامه داشتیم و به جزایری مانند لارک و هنگام نیز می‌رفتیم و برای نیروهایی که در مناطق مختلف مستقر بودند، برنامه اجرا می‌کردیم.

این پژوهشگر و هنرمند موسیقی بومی هرمزگان افزود: در آن سال‌ها فقط سرود اجرا نمی‌کردیم؛ نوازندگی، تئاتر و برنامه‌های طنز نیز داشتیم. گاهی دو یا سه ساعت در کنار رزمندگان برنامه اجرا می‌کردیم و حتی در برخی مناطق چند روز در کنار آنها می‌ماندیم.

خاطره‌ای از دیدار با رهبر انقلاب در سال‌های دانش‌آموزی

کمالی چاهویی یکی از خاطرات ماندگار دوران دانش‌آموزی خود را حضور در برنامه‌ای با سخنرانی رهبر شهید انقلاب عنوان کرد و گفت: زمانی که در اردوگاه شهید میرزا کوچک‌خان رامسر بودیم، حضرت آقا برای سخنرانی به اردوگاه آمدند. حدود دو هزار دانش‌آموز در اردوگاه حضور داشتند و به هرکدام یک شاخه گل در دست داشت.

وی ادامه داد: ایشان روی جایگاه قرار گرفتند و ما از بالای محوطه گل‌ها را به سمت ایشان پرتاب کردیم. برای ما که آن زمان دانش‌آموز بودیم، صحنه بسیار جذاب و خاطره‌انگیزی بود و هنوز هم این خاطره را به یاد دارم.

این هنرمند هرمزگانی همچنین با اشاره به حضور خود در جشنواره نهج‌البلاغه اظهار کرد: در آن جشنواره نیز شرکت کردم و رتبه دوازدهم را به دست آوردم و جایزه ویژه اخلاق به من تعلق گرفت که یک جلد قرآن کریم بود.

ورود به دنیای عکاسی و فیلم‌سازی

روایتی از نیم‌قرن زندگی با هنر هرمزگان؛  «جَهله» چگونه تبدیل به ساز شد

کمالی چاهویی درباره تغییر مسیر فعالیت‌های خود در سال‌های بعد گفت: به تدریج فعالیت ما با اداره فرهنگ و ارشاد و صداوسیما ادامه پیدا کرد و بعد به سمت سینمای جوان، عکاسی و فیلم‌سازی رفتم.

وی افزود: ما تقریباً آخرین نسل فیلم‌سازان هشت میلی‌متری در هرمزگان بودیم. در آن دوره یک فیلم کوتاه سه دقیقه‌ای درباره ساخت وسایل و سازه‌های سنتی با چوب و نخ و همچنین انواع کپر و سازه‌های بومی ساختیم.

این فیلم‌ساز هرمزگانی با تشریح دشواری‌های فیلم‌سازی در آن دوره بیان کرد: فیلم‌سازی با نگاتیو انجام می‌شد. فیلم را با دوربین هشت میلی‌متری ضبط می‌کردیم و حلقه‌های کوچک سه دقیقه‌ای داشتیم. فیلم‌ها برای ظهور و پردازش ارسال می‌شد و بعد با دستگاه‌های مخصوص مونتاژ می‌کردیم.

وی ادامه داد: حتی دوربین هشت میلی‌متری خودم را هنوز دارم و سالم است. آن دوره، فیلم‌سازی تجربه بسیار متفاوتی بود؛ باید فیلم را می‌گرفتیم، برای ظهور می‌فرستادیم و بعد مرحله تدوین را با دستگاه و چسب انجام می‌دادیم. هر برش و هر فریم برای ما اهمیت داشت.

«جَهله» چگونه از یک ظرف سفالی به ساز موسیقی تبدیل شد؟

روایتی از نیم‌قرن زندگی با هنر هرمزگان؛  «جَهله» چگونه تبدیل به ساز شد

کمالی چاهویی نقطه عطف فعالیت خود در موسیقی بومی را آشنایی با «جَهله» دانست و گفت: در جریان فیلم‌سازی هشت میلی‌متری، به روستای حکمی رفتیم و در یک کارگاه جهله‌سازی مشغول کار بودیم. آنجا با دوستانی که همراه من بودند، از جمله آقای حسین شجاعی، آقای شعبانی و آقای غلام سبزی‌کار که در صداوسیما فعالیت داشت، از آب کوزه( جهله) خوردیم.

وی ادامه داد: همان‌جا یک جَهله را برداشتم و روی تنه درخت نشستم و شروع به زدن آن کردم. بعد درباره این وسیله تحقیق کردم و متوجه شدم که «جَهله» در اصل «چَهله» بوده؛ یعنی چاه کوچک. این وسیله هم برای نگهداری و حمل آب استفاده می‌شده و هم کاربردهای دیگری مانند نگهداری شیره خرما، آرد و حبوبات داشته است.

این پژوهشگر افزود: با گذشت زمان و آمدن برق، یخچال و آب خنک، استفاده از این ظرف‌ها کمتر شد و جَهله تقریباً از زندگی روزمره مردم کنار رفت. من احساس کردم می‌توان از آن به‌عنوان یک ساز استفاده کرد.

از بازار میناب تا نخستین گروه جَهله‌نوازان

کمالی چاهویی درباره چگونگی شکل‌گیری نخستین گروه جَهله‌نوازان گفت: یک روز به دوستانم گفتم که پنجشنبه به بازار می‌روم و جَهله می‌خرم. آنها فکر کردند شوخی می‌کنم و گفتند می‌خواهی با این ساز بزنی؟ گفتم چرا که نه؛ من پیش از آن سازهای کوبه‌ای و دهل‌های بومی را می‌زدم.

وی ادامه داد: هفته بعد به پنجشنبه‌بازار میناب رفتیم و جَهله خریدیم. آن زمان قیمت هر جَله حدود ۵۰ تومان بود و تقریباً ۲۰ جَهله خریدم. بعد در محله خواجه عطا به خانه دوستان می‌رفتم و با آنها تمرین می‌کردیم.

این هنرمند هرمزگانی گفت: همان سال با نخستین جشنواره موسیقی هرمزگان همزمان شد. دوستان را راضی کردیم که با گروه شرکت کنیم. همه جَهله می‌زدند و لباس‌های بلند عربی پوشیده بودیم. حتی یک جَهله را روشن کردیم و در سالن قرار دادیم و قطعات مولودی و عرفانی، از جمله آثاری درباره پیامبر اکرم(ص)، اجرا کردیم.

وی افزود: در همان جشنواره جایزه ویژه جشنواره را دریافت کردیم. بعد از آن تصمیم گرفتیم هر سال به مناسبت میلاد حضرت محمد(ص) به صورت رایگان به صداوسیما برویم و یک برنامه ضبط و اجرا کنیم.

صدایی از دل خاک؛ روایت یک ساز کاملاً بومی

روایتی از نیم‌قرن زندگی با هنر هرمزگان؛  «جَهله» چگونه تبدیل به ساز شد

کمالی چاهویی درباره ویژگی منحصربه‌فرد جَهله به‌عنوان ساز موسیقی اظهار کرد: این ساز ویژگی بسیار خاصی دارد؛ نه برای ساخت آن درختی قطع شده، نه پوستی از حیوان گرفته شده و نه چیزی از طبیعت جدا شده است. جنس آن از همین خاک است.

وی تصریح کرد: وقتی با جَهله ساز می‌زنیم، در واقع با بخشی از بدن و خاک خودمان صدا تولید می‌کنیم. انگار صدای خود انسان و صدای سرزمین ماست که از درون این کوزه بیرون می‌آید.

این هنرمند هرمزگانی با بیان اینکه سال‌ها کسی از جَهله به‌عنوان ساز استفاده نکرده بود، گفت: حتی برای سازندگان جَهله هم جالب بود که وسیله‌ای که سال‌ها کاربرد روزمره داشته، به یک ساز تبدیل شده است. ما کاربرد آن را تغییر دادیم و برای نخستین بار آن را به شکل جدی در موسیقی به کار گرفتیم.

سه اندازه برای جَهله؛ از «جمالی» تا «گدوک»

کمالی چاهویی با اشاره به انواع جَهله بیان کرد: جَهله در سه اندازه وجود دارد؛ جَهله جمالی که معروف‌ترین نوع است، جَهله متوسط و جَهله گدوک که اندازه کوچک‌تری دارد.

وی درباره نام «جمالی» توضیح داد: درباره این نام روایت‌هایی وجود دارد. یکی از آنها این است که زنان جوان که توان بیشتری برای حمل این جَهله داشتند، از نوع جمالی استفاده می‌کردند.

این پژوهشگر با اشاره به خاطرات نسل‌های گذشته از کاربرد جَهله افزود: مادرم تعریف می‌کرد که زنان برای آوردن آب به چاه‌های نایبند می‌رفتند و مسیر را تا خواجه عطا طی می‌کردند. یک جَهله را روی سر می‌گذاشتند و یک جَهله را نیز زیر بغل حمل می‌کردند. این نشان می‌دهد که جَهله زمانی بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی مردم هرمزگان بوده است.

جَهله هنوز در فهرست میراث ناملموس ثبت نشده است

روایتی از نیم‌قرن زندگی با هنر هرمزگان؛  «جَهله» چگونه تبدیل به ساز شد

کمالی چاهویی با اشاره به تلاش‌ها برای ثبت سازهای بومی هرمزگان گفت: جُفتی و عود به‌عنوان بخشی از میراث معنوی و ناملموس ثبت شده‌اند، اما جَهله هنوز ثبت نشده است و امیدوارم این اتفاق رخ دهد.

وی افزود: جَهله ظرفیت بسیار زیادی برای معرفی فرهنگ و هویت هرمزگان دارد. این ساز نشان می‌دهد که می‌توان یک وسیله ساده و روزمره را دوباره کشف کرد و از دل آن یک ظرفیت هنری و فرهنگی به وجود آورد.

موسیقی تنها بخشی از فعالیت‌های هنری من است

این هنرمند درباره دیگر فعالیت‌های خود گفت: فعالیت من فقط به موسیقی محدود نمی‌شود. در زمینه مجسمه‌سازی نیز کار کرده‌ام، داستان کوتاه نوشته‌ام و مجموعه ترانه دارم. یک مجموعه شعر بلند درباره جنگ نیز نوشته‌ام که هنوز منتشر نشده است.

کمالی چاهویی با اشاره به فعالیت خود در حوزه ترانه‌سرایی اظهار کرد: برخی ترانه‌هایی که نوشته‌ام توسط هنرمندانی مانند ناصر عبداللهی و عمران طاهری اجرا شده است. بخش دیگری از ترانه‌ها نیز بیشتر زمزمه‌های خلوت خودم هستند که خودم اجرا می‌کنم.

هنر بومی زمانی زنده می‌ماند که دوباره زندگی شود

روایتی از نیم‌قرن زندگی با هنر هرمزگان؛  «جَهله» چگونه تبدیل به ساز شد

کمالی چاهویی گفت: برای من هنر فقط اجرای موسیقی یا ساخت فیلم نیست؛ هنر بخشی از زندگی و هویت مردم است. وقتی یک وسیله فراموش‌شده مانند جَهله را دوباره وارد موسیقی می‌کنیم، در واقع بخشی از خاطره و فرهنگ مردم را زنده می‌کنیم.

وی تأکید کرد: هرمزگان سرشار از سازها، نواها، قصه‌ها، آیین‌ها و ابزارهایی است که اگر درباره آنها پژوهش نشود و به نسل جدید منتقل نشوند، ممکن است برای همیشه از بین بروند. وظیفه هنرمندان و پژوهشگران این است که این میراث را ثبت کنند، به زبان امروز معرفی کنند و اجازه ندهند فرهنگ بومی در گذر زمان فراموش شود.

از ضرب‌آهنگ موسیقی تا رنگ‌های جنوب

کمالی چاهویی درباره فعالیت خود در حوزه نقاشی می‌گوید: بیشتر نقاشی‌هایی که انجام می‌دهم ذهنی و بداهه هستند، اما در آنها از المان‌های جنوبی استفاده می‌کنم؛ رنگ‌هایی که در جنوب وجود دارد و عناصر زندگی روزمره مردم مانند برقع، کوزه و جهله، ماهی، پروانه و حتی نفت، در نقاشی‌های من حضور دارند؛ در کنار این عناصر، از باورها و افسانه‌های جنوب نیز استفاده می‌کنم؛ افسانه‌هایی مانند بابادریا، دریا سیاه، زنگی، منتیل و دیگر روایت‌های بومی که بخشی از فرهنگ شفاهی جنوب هستند؛ معمولاً تلاش می‌کنم برداشت نهایی را به عهده خود بیننده بگذارم؛ اینکه چه تصویری دریافت می‌کند و از یک نقاشی چه مفهومی را برداشت می‌کند.

سه نمایشگاه انفرادی و تجربه حضور در نمایشگاه‌های مختلف

این هنرمند هرمزگانی با اشاره به برگزاری نمایشگاه‌های خود ادامه داد: تاکنون سه نمایشگاه انفرادی داشته‌ام. یکی از آنها در تهران برگزار شد. یک نمایشگاه نیز در زمینه جهله‌نگاری داشتم که در آن روی جهله کار نقاشی انجام داده بودم؛ همچنین نمایشگاهی در دفتر یونسکو در تهران، در نیاوران برگزار شد. در آنجا یکی از بچه‌های بندرعباس، آقای یوسف جلال‌زاده، نمایشگاهی با عنوان «هزار چهره» داشت که مجموعه‌ای از عکس‌هایی با شخصیت‌های مختلف بود و ما نیز در کنار آن نمایشگاه، اجرای موسیقی داشتیم؛ بعد از آن نیز نمایشگاهی برگزار شد که ۱۶ کشور در آن حضور داشتند و ما نماینده ایران بودیم.در نخستین تجربه نمایشگاهی نیز در معبد هندوها، همراه با احمد کارگران و موسی عامری، یک نمایشگاه گروهی برگزار کردیم. برای نخستین بار آنجا را آماده کردیم و نمایشگاه حدود ۱۵ روز در معبد هندوها برپا بود. بعد از آن نیز نمایشگاه‌های انفرادی و گروهی دیگری برگزار شد.

روایت کودکان جنوب در قاب مستند

کمالی چاهویی درباره فعالیت خود در حوزه فیلم‌سازی نیز گفت: در زمینه فیلم‌سازی تقریباً دو کار کوتاه مستند درباره کودکان کار کرده‌ام. منطقه‌ای در خواجه‌عطا وجود دارد که بیشتر ساکنان آن از خانواده‌هایی با ریشه‌های آفریقایی هستند؛دو مستند درباره کودکان آنها ساختم؛ «بچه‌های شرجی» درباره پسرها و «دختران شرجی» درباره دخترها.«بچه‌های شرجی» در جشنواره فیلم بیستم تهران به عنوان کاندید انتخاب شد و «دختران شرجی» نیز فکر می‌کنم در جشنواره بیست‌ودوم، در بخش جنبی و بخش بین‌الملل به نمایش درآمد.

۳۰۰ ساعت تصویر از زندگی جنوب؛ آرشیوی که هنوز کامل نشده است

این فیلم‌ساز با اشاره به حجم گسترده تصاویر و راش‌هایی که طی سال‌های گذشته ثبت کرده است، اظهار کرد: نزدیک به ۳۰۰ ساعت راش از محرم، کودکان و زندگی روزمره محله‌ها و افرادی که در همین ساحل بازی می‌کنند، گرفته‌ام؛ این مجموعه را با عنوان «بندرعباس پنهان» دنبال کردم. علاوه بر آن، یک مجموعه عکس بسیار خوب از هرمز دارم که متأسفانه به دلیل نبود حمایت، هنوز چاپ نشده است، بخشی از کارها نیز به صورت مجموعه عکس مستند است. فیلم‌های دیگری هم دارم که هنوز نیاز به تدوین دارند. از حدود ۱۵ سال پیش از خالو قنبر مستند گرفته‌ام و نزدیک به ۴۰ ساعت تصویر از او دارم.همچنین از سفرهایی که برای اجرای موسیقی به خارج از کشور داشته‌ایم، تصاویر و فیلم‌هایی دارم. از میناب، پنجشنبه‌بازار میناب، سفالگری و موضوعات مختلف دیگر نیز تصاویر و راش‌هایی دارم که هنوز جای کار و تدوین دارند.

«موسیقی و نقاشی» دو حوزه‌ای که بیشترین تعلق را به آنها دارم

کمالی چاهویی در پاسخ به این پرسش که در میان حوزه‌های مختلف هنری، به کدام بخش تعلق بیشتری دارد، گفت: من بیشتر به موسیقی و نقاشی علاقه دارم. همیشه سعی کرده‌ام آن ریتم و ضرب‌آهنگ را در نقاشی و موسیقی پیدا کنم؛ علاقه بسیار زیادی هم به عکاسی دارم. ما عکاسی را با نگاتیو و دوربین‌های قدیمی انجام داده‌ایم. در دفتر انجمن سینمای جوان دستگاه آگراند داشتیم و خودمان ظهور و چاپ می‌کردیم، کنتاکت می‌زدیم، عکس‌ها را انتخاب می‌کردیم و نوردهی انجام می‌دادیم؛ واقعاً عکاسی لذت‌بخش است. عکاسی خودش جادو است؛ همان‌طور که سینما جادو دارد.

موسیقی جنوب فقط «موسیقی بندری» نیست

این هنرمند با اشاره به تنوع موسیقی در هرمزگان تأکید کرد: وقتی درباره موسیقی جنوب صحبت می‌کنیم، گاهی همه چیز را با عنوان «موسیقی بندری» می‌شناسند، در حالی که موسیقی هرمزگان بسیار گسترده‌تر و متنوع‌تر است؛ حتی در مناطق مختلف استان، موسیقی ویژگی‌های خاص خودش را دارد. میناب موسیقی خاص خود را دارد و من به دلیل سال‌ها زندگی و فعالیت در آن منطقه، ارتباط نزدیکی با میناب پیدا کرده‌ام و واقعاً آن را دوست دارم؛ میناب یکی از قطب‌های فرهنگی هرمزگان است و موسیقی بسیار غنی دارد. عزاداری‌های آن فوق‌العاده است و مراسمی که در این منطقه برگزار می‌شود، ظرفیت فرهنگی بسیار زیادی دارد. تعزیه‌خوانی‌های میناب نیز بسیار قابل توجه است؛ اگر به منطقه سیریک بروید و مراسم عاشورا را ببینید، واقعاً تحت تأثیر قرار می‌گیرید. زنان نیز در این آیین‌ها با یکدستی و زیبایی خاصی حضور دارند.

از «ظهیری» تا «رویدری»؛ تنوع مقام‌ها و نواهای هرمزگان

کمالی چاهویی درباره تنوع نغمه‌ها و مقام‌های موسیقی هرمزگان بیان کرد: از نظر خوانش آهنگ‌ها و نوحه‌ها، مقام‌ها و شیوه‌های مختلفی داریم. ظهیری در منطقه میناب، فراغی، لالایی، رویدری، شمالی و جزیرتی از جمله این گونه‌ها هستند؛ این تنوع نشان می‌دهد که موسیقی هرمزگان یک مجموعه بسیار گسترده و ریشه‌دار است و نمی‌توان همه آن را با یک عنوان کلی معرفی کرد.

سازهایی که یکی‌یکی در حال فراموشی‌اند

این پژوهشگر و نوازنده هرمزگانی با اشاره به تنوع سازهای بومی استان هرمزگان گفت: تنوع سازها در موسیقی هرمزگان بسیار زیاد است؛ سرنا، انواع دهل، پیپه، دول، مرگساز، شیمپا، شیمبا و لیوا از جمله سازهایی هستند که در موسیقی مناطق مختلف استان مورد استفاده قرار گرفته‌اند؛ جهله نیز یکی از سازها و عناصر مهم موسیقی و فرهنگ جنوب است که امروز در معرض خطر فراموشی قرار دارد.مدتی پیش دو یا سه نفر از میراث فرهنگی برای تهیه گزارش درباره جهله، هم جهله‌سازی و هم جهله‌نوازی، آمده بودند. حتی موزه ملی بریتانیا نیز بخشی از سازهای مرتبط با این حوزه را ثبت می‌کند.اما مسئله اینجاست که اگر سازندگان فعلی این سازها، خدای نکرده از دنیا بروند، دیگر ممکن است کسی که به سطح و تجربه استاد برسد، وجود نداشته باشد. شاید شاگردانی داشته باشند، اما انتقال این دانش به شکل استاد و شاگردی، بسیار مهم است.

میراث فرهنگی ما فقط ساختمان و بنا نیست

کمالی چاهویی با انتقاد از نبود آرشیو جامع برای موسیقی و هنرهای بومی هرمزگان اظهار کرد: یکی از دردهایی که همیشه دارم این است که رسانه‌های هرمزگان، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و صداوسیما به اندازه کافی برای آرشیو کردن این آثار و صداها اقدام نکرده‌اند.ما باید اینها را ثبت و آرشیو کنیم؛ یک سال آقای شریفیان از بوشهر آمد و سازهای سنتی هرمزگان را تهیه کرد. در بوشهر موزه‌ای به نام «موزه خلیج فارس» ایجاد شده و در آن سازهای مختلفی از مناطق جنوب، از قیچک گرفته تا سازهای دیگر، جمع‌آوری شده است. موزه سازشناسی خلیج فارس در بوشهر نمونه‌ای از چنین کاری است.اما در هرمزگان، با وجود این همه تنوع موسیقی و ساز، هنوز آرشیوی جامع و قابل دسترس نداریم.

وقتی سند تصویری از گذشته امروز ساخته می‌شود

این هنرمند با اشاره به اهمیت ثبت تصویری تغییرات شهر بندرعباس گفت: من از نوار ساحلی بندرعباس، از محدوده خواجه‌عطا تا نیم‌دایره، شیلات و زیر پرچم، از سال‌های قبل از اینکه خیابان‌کشی و سنگ‌ریزی‌ها انجام شود، تصویر گرفته‌ام و به نوعی تاریخ این شهر را به تصویر کشیده‌ام؛ شهرداری بندرعباس باید چنین تصاویری را به عنوان سند نگهداری کند. اینها اسناد تاریخی شهر هستند؛ امروز شاید یک نفر تصور کند این تصاویر اهمیت چندانی ندارند، اما ۲۰ یا ۳۰ سال دیگر، وقتی نسل آینده بخواهد بداند ساحل بندرعباس چگونه بوده است، همین تصاویر می‌توانند یک سند ارزشمند باشند.

اگر امروز ثبت نکنیم، فردا بخشی از هویت‌مان را از دست می‌دهیم

کمالی چاهویی در پایان گفت: اینها چیزهایی هستند که اگر به آنها توجه نشود، در آینده دچار مشکل می‌شویم؛ فرض کنید فرزند من یا نسل بعد از او بپرسد ساحل بندرعباس در گذشته چگونه بوده است. اگر تصاویر و اسناد ثبت نشده باشد، فقط باید دنبال یک پیرمرد بگردیم که بگوید فلان مکان چگونه بوده و چه چیزی در آنجا وجود داشته است.اما اگر این تصاویر و اسناد جمع‌آوری و آرشیو شوند، می‌توانیم گذشته را به نسل آینده نشان دهیم؛ من ایده‌های زیادی در این زمینه داشته‌ام و حتی درباره ضرورت ثبت این میراث با مسئولان نیز صحبت کرده‌ام. واقعاً حیف است که سازهای خودمان، نواهای خودمان، آیین‌های خودمان و بخشی از زندگی مردم جنوب بدون ثبت و آرشیو باقی بماند.

به اعتقاد این هنرمند، هرمزگان تنها صاحب مجموعه‌ای از سازها، نغمه‌ها، آیین‌ها و هنرهای بومی نیست؛ بلکه گنجینه‌ای از حافظه تاریخی و فرهنگی جنوب را در اختیار دارد که اگر امروز برای ثبت، مستندسازی و آرشیو آن اقدام نشود، بخشی از این میراث ممکن است برای همیشه از دست برود.

کد مطلب 6919715

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha