۲۷ مرداد ۱۴۰۵، ۸:۵۲

«جایی کمی دورتر»؛ آدرس دیگری برای نام‌آوری در اصفهان

«جایی کمی دورتر»؛ آدرس دیگری برای نام‌آوری در اصفهان

اصفهان-کتاب «جایی کمی دورتر»اثر مهدی تمیزی،حاصل بیش ازسه‌ونیم سال پژوهش میدانی در باغ رضوان اصفهان است که درآن بیش از ۱۲۵ نام‌آور فرهنگ و هنر خارج از قطعه رسمی نام‌آوران را شناسایی کرده است.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها - کوروش دیباج: «جایی کمی دورتر» نام کتابی است که به نام‌آوران فرهنگ و هنر آرمیده در آرامستان باغ رضوان اصفهان، بیرون از قطعه نام‌آوران می‌پردازد. این کتاب که تازه‌ترین اثر مهدی تمیزی است، پس از سه سال و نیم پژوهش و گفتگو با بیش از چهل نفر، سال ۱۴۰۳ نوشتنش به پایان رسید. اواخر همین سال در ۳۳۴ صفحه، قطع رقعی، همراه با تصویرسازی (چهره‌پردازی)، دو زبانه (فارسی انگلیسی) و در ۵۰۰ جلد از سوی نشر اُقنوم منتشر شد. البته کتاب به دلایلی امکان رونمایی پیدا نکرد و اکنون در سال ۱۴۰۵ این رونمایی و معرفی کتاب انجام شد. یک رونمایی و معرفی کتاب با حضور نویسنده و در کنار درگذشتگان آرمیده در همان آرامستان باغ رضوان اصفهان؛ آیینی که ویدئوی آن منتشر شد و با گونه‌ای متفاوت از رونمایی و معرفی کتاب روبه‌رو شدیم.

مهدی تمیزی هنرمند هنرهای تجسمی و پژوهشگر، نزدیک به سه دهه فعالیت حرفه‌ای داشته و ده‌ها نمایشگاه و سخنرانی و یادداشت و کتاب و اثر هنری در کارنامه‌اش دارد.

در کتاب جایی کمی دورتر، نام و اطلاعات بیش از ۱۲۵ نام‌آور آمده و به زندگی و آثار چهل نام‌آور به‌طور ویژه پرداخته شده است. چهره‌پردازی کتاب به قلم وحید شریفی، ترجمه کتاب به انگلیسی انجام شده است .

به همین بهانه با مهدی تمیزی گفتگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانیم.

«جایی کمی دورتر»؛ آدرس دیگری برای نام‌آوری در اصفهان

در کتاب «جایی کمی دورتر» تلاش کرده‌اید تا مفهوم «نام‌آور» را از تعریف‌های رسمی و اداری فاصله دهید. شما در این کتاب، چه تعریفی برای «نام‌آور» داشته‌اید؟ آیا ممکن است فردی بدون برخورداری از موقعیت‌های رسمی و تنها به دلیل اثرگذاری در فرهنگ و هنر، در حافظه تاریخی یک شهر جایگاهی ماندگار داشته باشد؟

از نظر من، تعریف نام‌آور برای کسی است که در نگرش و کاری که انجام می داده، ویژه و به‌گونه‌ای نخبه بوده؛ هرچند که برخی گمان می‌کنند نام‌آور باید بسیار باهوش، درس‌خوانده، عالِم، دانشمند، مشهور یا صاحب پست و مقام باشد. البته ممکن است که چنین مواردی هم باشد، ولی نام‌آور بودن بسیار فراتر از اینها است.

این را بگویم که این تعریف، عمیق و فراتر از سطح شهرت‌طلبی است. من نام‌آور بودن را از معنای مطلق شهرت به معنای اصالت و برتری در اثر می‌دانم. به‌گونه‌ای، تفاوت میان فرد مشهور و فرد نام‌آور، تفاوت میان شنیده شدن و درک شدن است. فرد مشهور ممکن است به دلیل هوش، جایگاه اجتماعی یا حتی جنجال‌های روز، در افکار عمومی بازتاب داشته باشد، ولی این بازتاب لزوماً نشان‌دهنده کیفیت حضور او در جهان نیست.

نام‌آور بودن، برخلاف شهرتِ گذرا، ریشه در نخبگی در عمل دارد. کسی که نام‌آور است، یعنی در جهان متأثر از خود، توانسته است استانداردی جدید تعریف کند، شکافی را پر کند یا نگاهی متفاوت به واقعیت داشته باشد که دیگران توانایی انجام آن را ندارند. این همان مفهوم نخبه (Elite) است؛ یعنی فردی که فراتر از میانگین توانمندی‌ها، در نقطه‌ای از تعالی ایستاده است.

بنابراین، نام‌آوری نه یک لقب اجتماعی که با قدرت یا دانش به دست آید، بلکه یک میراث کیفی است. نام‌آور کسی است که وقتی از او یاد می‌شود، نه فقط نامش، بلکه اثر و نگرش کم‌نظیر یا حتی بی‌نظیرش در ذهن‌ها تداوم می‌یابد. او کسی است که با تکیه بر نبوغ کاربردی و اصالت عمل، از توده مردم متمایز شده و در حافظه جمعی، به جای یک نام، به یک الگو تبدیل شده است.

یکی از مهم‌ترین ایده‌های کتاب، توجه به نام‌آورانی است که با وجود نقش مؤثر در فرهنگ و هنر، خارج از قطعه نام‌آوران آرامستان باغ رضوان اصفهان آرمیده‌اند. این وضعیت را چگونه تحلیل می‌کنید؟ آیا این مسئله را می‌توان نشانه‌ای از محدودیت‌های نظام رسمی شناسایی و یادمان‌سازی دانست یا نتیجه عوامل تاریخی، اجتماعی و مدیریتی است؟ به نظر شما چه بازنگری‌هایی در سیاست‌های شناسایی و ثبت مفاخر فرهنگی می‌تواند تصویر کامل‌تر و عادلانه‌تری از حافظه فرهنگی اصفهان ارائه دهد؟

ابتدا این را بگویم که هفت سال پس از تأسیس آرامستان باغ رضوان اصفهان در سال ۱۳۶۳، قطعه‌ای برای نام‌آوران آماده‌سازی شد و حسین عُرَیضی به‌عنوان نخستین نام‌آور در فروردین ۱۳۷۰ در آن قطعه تازه تأسیس آرام گرفت. پس تعدادی از نام‌آورانی که در کتاب جایی کمی دورتر آمده‌اند، مربوط به آن هفت سال بوده‌اند.

پس از راه‌اندازی قطعه نام‌آوران تا امروز، بودند کسانی که به درستی در این قطعه به خاک سپرده شدند؛ ولی کسانی هم بودند که در زمان زنده بودن، با پیگیری خودشان در اداره های دولتی و یا پس از مرگشان، با پافشاری بازماندگانشان، مجوز گرفتند و پیکرشان در قطع نام‌آوران جا گرفت! شوربختانه با این روش، ماجرای نام‌آور بودن از جایگاه بلند خود به جرگه کوتاه اداری افتاد و ساحتی مدنی به ساختاری دولتی سقوط کرد. این شد که اداره‌های دولتی و افرادی وابسته به آن اداره‌ها، نام‌آور بودن یا نام‌آور نبودن را تعیین می‌کردند. پس پیش آمد که گاهی یک نام‌آور را در قطعه نام‌آوران به خاک نسپردند و گاهی عامدانه یا ناشیانه، کسی را به نامِ نام‌آور، در قطعه نام‌آوران به خاک سپردند

این در حالی است که برای نمونه در همین شهر اصفهان، با آن جایگاهی که گورستان تاریخی این شهر یعنی تخت‌فولاد داشته، تجربه خاکسپاری در آن را کنار گذاشته‌اند و طرح‌های یکسان‌سازی را تا لبِ گور نیز کشانده‌اند! می‌دانیم که در تخت فولاد، آرامگاهِ نام‌آوران به گونه‌ای مدنی، برجسته شده و دیگران گرداگردِ او جای گرفته اند. ضمن آن‌که ارزش یک گورستان در این است که در گذر کردن از پهنه‌اش، گاه‌گاهی به آرامگاه نام‌آوری برخورد کنیم، زیارتش کنیم و رد شویم. این شیوه، همان ضرب‌آهنگ زیبا و لذت‌بخش است که ارزش یک گورستان را تعیین می‌کند.

برای جمع‌بندی بگویم که یک دستورکار برای خود داشتم تا بتوانم نام‌آوران خاکسپاری شده در بیرون از قطعه نام‌آوران، یعنی در گستره آرامستان باغ رضوان را شناسایی کنم: ۱: پیش از شکل‌گیری قطعه نام‌آوران به خاک سپرده شده باشند؛ ۲: خود و یا بازماندگان، برای خاکسپاری در قطعه نام‌آوران پیگیری نکرده باشند؛ ۳: خود و یا بازماندگان، خواسته باشند که در کنار دیگر خویشاوندان خود (یعنی جایی غیر از قطعه نام‌آوران) به خاک سپرده شوند؛ ۴: از سوی نهاد یا اداره ای، اجازه خاکسپاری در قطعه نام‌آوران را نداشته‌اند؛ ۵: نام‌آورانی بوده‌اند که جایگاه خود را فراتر از آن دانسته‌اند که کسی یا نگرشی یا نهاد و اداره ای دولتی بخواهد درباره نام‌آور بودن آنها تصمیم بگیرد.

«جایی کمی دورتر»؛ آدرس دیگری برای نام‌آوری در اصفهان

شناسایی بیش از ۱۲۵ شخصیت فرهنگی هنری که بسیاری از آن‌ها در منابع متداول کمتر معرفی شده‌اند، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای این پژوهش است. در این مسیر چه روش‌شناسی پژوهشی را به کار گرفتید و چگونه داده‌های میدانی، اسناد، منابع مکتوب، روایت‌های شفاهی و بازدیدهای میدانی را در کنار یکدیگر اعتبارسنجی کردید؟ مهم‌ترین دشواری‌های پژوهش در شناسایی این افراد چه بود و این تجربه چه درس‌هایی برای پژوهشگران تاریخ محلی و مطالعات فرهنگی دارد؟

می‌دانیم که شناسایی نام‌آورانی که در قطعه نام‌آوران باغ رضوان اصفهان آرمیده اند، کمابیش آسان است؛ چرا که در یک جا گرد آمده اند و داده هایی هم ـ کم‌وزیاد ـ از آنها وجود دارد. بماند که شوربختانه برخی از آن‌ها نیز داده ای شامل: زندگینامه و پیشه نامه هنوز ندارند و باید در این راستا همّت شود. ولی شناسایی نام آورانی که بیرون از قطعه نام آوران، یعنی در گستره باغ رضوان به خاک سپرده شده اند، کار آسانی نبود و نیست.

این پروژه پژوهشی از آغاز به انگیزه کشف نام و کشف آرامگاه، یک پروژه میدانی با کمترین داده بود. زمانی که این چالش برای این پروژه پژوهشی آغاز شد، حدود چهارده نفر را بیشتر نمی شناختم؛ ولی آرامستان جدید اصفهان نیز همچون جای جای اصفهان، چنان پُرداستان است که هیچ پژوهشی در آن پایان ندارد و تاکنون، بیش از ۱۲۵ نام آور شناسایی شده اند. برای این کار، شبیه به یک عملیات بود نیز دستورکار برای خود تعریف کردم: ۱: شناسایی نام و سپس شناسایی آرامگاه احتمالی‌اش در باغ رضوان؛ ۲: شناسایی آرامگاه در باغ رضوان و سپس شناسایی نام؛ ۳: شناسایی نام یا آرامگاه، از راه گفتگو و مصاحبه با کسانی که نام آور مربوطه را می شناختند؛ ۴: شناسایی نام یا آرامگاه از روی متنها و کتابها که البته این مورد آخر، نسبت به دیگر موارد بسیار کم بود.

به‌طور کلی کتاب جایی کمی دورتر را می‌توان در گروه کتاب‌های دستِ‌اول دانست که برای فیش‌برداری بیش از ۳ سال در گستره آرامستان باغ رضوان قدم زده شده و با بیش از ۴۰ نفر گفتگو و مصاحبه ضبط شده است.

از میان بیش از ۱۲۵ شخصیت شناسایی‌شده، زندگی ۴۰ نفر در جلد نخست منتشر شده است. معیارهای علمی و پژوهشی شما برای این انتخاب چه بوده است؟ آیا این انتخاب را می‌توان نماینده‌ای از تاریخ فرهنگی اصفهان دانست یا صرفاً نخستین گام یک پروژه گسترده‌تر است؟

همان‌گونه که در مقدمه کتاب جایی کمی دورتر نوشته‌ام، هیچ پژوهشی پایان ندارد و همیشه در حال کامل شدن است؛ چه از سوی پژوهشگری که آن را آغاز کرده و یا از سوی کسانی که همان زمان یا بعدها به ادامه آن پژوهش گرایش پیدا می‌کنند. این پژوهش که بیش از سه و نیم سال به طول انجامید، بیش از ۱۲۵ نام‌آوری که در بیرون از قطعه نام‌آوران بوده‌اند را شناسایی کرده و تنها به زندگانی و آثار ۴۰ نفر پرداخته است. بماند که در پرداخت‌های انجام شده، نام‌های بسیاری به میان می‌آید. دلیل این که به چهل نفر پرداخته شده، یکی به بهانه چهلمین سال تأسیس آرامستان باغ رضوان اصفهان بوده و دیگری به سبب این که کتاب به ورطه تعدد کاغذ و فربه شدن اطلاعات نیفتند و به اندازه‌ای باشد که در حوصله یک خواننده، چه کتاب‌خوان حرفه‌ای باشد چه رهگذر دنیای کتاب، قرار گیرد.

در این خصوص، دستورکارهای دیگری نیز برای این کتاب داشته‌ام، از جمله: نام‌آوران محدود به اصفهانی بودن نباشند و از نام‌آورانی که زادگاهشان در دیگر شهرهای ایران بوده نیز نوشته شود. همچنین به زنان در کنار مردان و به تنوع مشاغل و تخصص نام‌آوران نیز توجه کرده‌ام.

کد مطلب 6919800

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha