به گزارش خبرنگار مهر، رونمایی کتاب «اتحادیه کامیونداران سیبیلو»، با حضور ساسان ناطق، نویسنده اثر و تیمور آقامحمدی، کارشناس منتقد، چهارشنبه ۲۸ مرداد در فروشگاه کوثر انتشارات امیرکبیر برگزار شد.
ساسان ناطق، نویسنده کتاب «اتحادیه کامیونداران سیبیلو»، درباره ایده اولیه گفت: با کتاب «اتحادیه کامیونداران سیبیلو» سالها زندگی میکردم. بخشی از این رفتارهایی که در این کتاب دیده میشود، ناشی از رفتارهای پدر خودم بود که یک آمریکاستیزی از ابتدا در کلام و رفتارش وجود داشت. مکتوب شدن چنین خاطراتی، در واقع تهنشین شدن خاطرات ماست. زندگی در یک خانواده سنتی، با پدری که سعی میکند اصالت خانواده را در هویت ایرانی بودنشان نگه دارد و این در رفتار و کلامش پیداست. اینها چیزی بود که شکل یک ذهنی من را داشت و باید آن را در کتاب بیان میکردم.
ناطق، با اشاره به تفاوت روایتگری در کتاب گفت: ما تلویزیون نیستیم که چند کودک بگذاریم در داستان، یکی پسر باشد، یکی هم دختر. نویسنده نگاه متفاوتتری به جهان برای انتقال معنا و مفاهیم دارد، نیاز دارد. دنیای کتاب «اتحادیه کامیونداران سیبیلو» دنیای ویژه خودش است. رفتار پدر، در عین حال که دشمنستیز و آمریکاستیز است، باورهای دینیاش در زیارت حرم حضرت معصومه و امام رضا و حضورش در جبهه، در جبهه هم کمک به همنوعان خودش در شهر و در مدرسه پسرش را نشان میدهد.
نویسنده اثر، در ادامه گفت: او میخواهد در سطح خودش حرکت کند و میخواهد وظیفه خودش را انجام بدهد. امام رحمتاللهعلیه یک جمله داشت: «هرکسی سر جایش هست؛ آن کاری که بر عهده و وظیفهاش هست، همان را انجام بدهد.» اگر هرکس در هر مقام و هر جایی کار خودش را انجام بدهد، وطن پابرجاست. این راننده کامیون کار خودش را انجام بدهد؛ یعنی وظیفه خودش نسبت به خانوادهاش را انجام دهد و این کار را درست انجام دهد.
او، درباره بازنمایی احترام به پدر و مادر در ادبیات ایرانی گفت: احترام پدر به مادر، یکی از جنبههای آموزشی و آموزههای دینی ما بوده که همیشه به بزرگترهای خودمان احترام بگذاریم. فکر میکنم تا زمانی که ایران، ایران است، درست است، ما قدرت حیات داریم. احترام ما نسبت به مادرها و پدرهایمان کم نخواهد شد. و اگر ادبیات ما نمیتواند که برای ما بهخاطر مادران مشکل بدهد، شاید ادبیات ابتری باشد. اما خدا را شکر، ادبیات ما دارد رسالت خودش نسبت به پدرها و مادرها را در کارها نشان میدهد.
«اتحادیه کامیونداران سیبیلو»، روایتی مدرن از دل سنت و فرهنگ ایرانی
تیمور آقامحمدی، کارشناس منتقد، درباره گروه سنی مخاطبان کتاب «اتحادیه کامیونداران سیبیلو» گفت: این کتاب، یک رمان نوجوان است که مخاطبش نوجوان است، اما نوجوانی که در اوایل دوران نوجوانی قرار دارد. به همین دلیل، اگر قرار باشد ما آن را بخوانیم و دربارهاش صحبت کنیم، خود مخاطب و گروه مخاطب اهمیت زیادی دارد؛ از این منظر که پیرنگ بر اساس آن طراحی میشود.
آقامحمدی، درباره مضمون و محتوای کتاب گفت: این کتاب را استعارهای از تاریخ معاصر خودمان میدانم. کتاب آمده است آن گرهها و بزنگاههایی را که انسان معاصر ایرانی با آنها مواجه بوده، بازنمایی بکند. نسبت انسان ایرانی با غرب بهراحتی در این کتاب قابل رهگیری است. مخاطب وقتی کتاب را میخواند، متوجه میشود ما در طول سالها و در دورههای مختلف چه نسبتی با غرب داشتهایم.
این کارشناس منتقد، ادامه داد: پدر خانواده پرچمدار این ستیز با دشمن است؛ کاملاً منتقد غرب و آمریکاستیز است. اما اگر قصه از این منظر روایت میشد، یک داستان تکصدایی داشتیم. در حالی که داستان و رمان چیزی است که صداهای مختلفی را میطلبد. ما باید صداهای مختلف را بشنویم و نگاههای متفاوت را ببینیم.
او درباره انتخاب حادثه یازده سپتامبر بهعنوان یکی از مقاطع مهم داستان بیان کرد: ما میبینیم که در داستان، یکی از مقاطع خیلی حساس و خوبی انتخاب شده است؛ یعنی حادثه یازده سپتامبر. اگر این قصه قبل از این حادثه یا بعد از آن اتفاق میافتاد، نسبت ما با غرب چندان مشخص نبود. بهترین حادثه برای این روایت انتخاب شده است. این مسئله را نویسنده در میان داستانش قرار داده و مدام نگاه میکند و مدام تعامل شخصیتهای مختلف را روایت میکند. اینجا نکتهای هست که صداهای دیگر شنیده میشود.
آقامحمدی، درباره چندصدایی بودن این کتاب گفت: احساسات در داستان یکسویه نیست. برای همین، یکی از ویژگیهای مثبت این کار، چندصدایی است؛ اما چندصدایی که در نهایت یک جمعبندی دارد. یعنی اثر آمریکاستیز و دشمنستیز است. نویسنده در این اثر یکطرفه به قاضی نرفته و اجازه شنیدهشدن صداهای دیگر را داده است.
این کارشناس منتقد، درباره تفاوت رمان با روایت مستند از رویدادهای تاریخی گفت: اگر نویسنده از یک رویداد واقعی مثل جنگ یا حادثه سپتامبر بنویسد، شما میبینید که مابهازای تاریخی دارد و همه اینها وجود دارد. من بهعنوان مخاطب چرا باید رمان بخوانم؟ میتوانم بروم یک کتاب مستند درباره آن واقعه مطالعه کنم و آن اتفاق را بهعنوان یک امر تاریخی ببینم.
او افزود: علت اینکه ما میرویم رمان میخوانیم، دلایل مختلفی دارد. وقتی نویسندهای یک رمان مینویسد، دارد یک رخداد و واقعه بیرونی را از صافی نگاه خودش عبور میدهد و آن را بدل میکند به یک حقیقت ذهنی برای مخاطب. ما آن را یک واقعیت بیرونی نمیبینیم، بلکه یک حقیقت عاطفی و ذهنی میبینیم. اینجا نویسنده سعی کرده در این کتاب از فرهنگ ایرانی خیلی استفاده کند؛ یعنی یک داستان مدرن برآمده از سنت و فرهنگ ایران.
آقامحمدی درباره تفاوت نگاه تاریخ و رمان به رویدادها گفت: اگر تاریخ به ما میگوید در دنیا چه اتفاقی افتاده، رمان میگوید این اتفاق چه تأثیری در زندگی افراد گذاشته است. در ابن اثر، نویسنده نور میتاباند بر زندگی یک خانواده ایرانی و میگوید آن اتفاق چه اثراتی بر زندگی آدمها گذاشته است. این اتفاق بسیار بزرگی است. نویسنده نیامده اطلاعات بفروشد، بلکه تاجر تجربه است


نظر شما