۱۴ شهریور ۱۴۰۵، ۱۳:۵۵

در مکتب رهبر شهید انقلاب/۱۰

روایت پیشرفت؛ حلقه مفقوده معرفی دستاوردهای کمتر دیده‌شده ایران

روایت پیشرفت؛ حلقه مفقوده معرفی دستاوردهای کمتر دیده‌شده ایران

مدیر روابط عمومی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی با تأکید بر ضعف روایت دستاوردها گفت: مسئله کشور کمبود پیشرفت نیست، بلکه نبود روایت دقیق، انسانی و مستند از مسیر آن است.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: «روایت پیشرفت» در سال‌های اخیر به یکی از محورهای مهم در بازخوانی دستاوردها و تجربه‌های کشور تبدیل شده است؛ روایتی که قرار نیست صرفاً به بیان آمار و نتایج محدود شود، بلکه مسیر رسیدن به دستاورد، موانع، شکست‌ها و تلاش انسان‌هایی را که این مسیر را طی کرده‌اند، بازگو می‌کند. اهمیت این موضوع تا آنجاست که رهبر انقلاب بارها بر ضرورت تبیین پیشرفت‌های کشور تأکید کرده و حتی روایتگران پیشرفت را مورد توجه و حمایت قرار داده‌اند.

در این نگاه، پیشرفت تنها به حوزه‌های نظامی و دانش‌بنیان محدود نیست و عرصه‌هایی همچون اقتصاد، پزشکی، مدیریت، فرهنگ و فعالیت‌های اجتماعی نیز ظرفیت روایت شدن دارند. با این حال، بسیاری از این تجربه‌ها همچنان برای افکار عمومی ناشناخته مانده‌اند و همین مسئله ضرورت روایت دقیق و مردمی آنها را دوچندان می‌کند.

در همین راستا، با حسام مدحت، مدیر روابط عمومی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی(حسینیه هنر) و انتشارات راه یار گفت‌وگو کردیم.

* با توجه به اینکه در حوزه «روایت پیشرفت» از پیشگامان این عرصه هستید و انتشارات راه‌یار نیز از نخستین مجموعه‌هایی بوده که به‌صورت جدی این حوزه را دنبال کرده است، کمی درباره شکل‌گیری این رویکرد توضیح دهید. چه شد که به این نتیجه رسیدید که باید به سراغ روایت پیشرفت‌های کشور بروید و دستاوردها و تجربه‌های شکل‌گرفته در این مسیر را در قالب کتاب روایت کنید؟

مسئله «روایت پیشرفت» از اینجا اهمیت پیدا کرد که ما سال‌هاست با هجمه و حمله‌ای از سوی دشمنان خارجی و برخی جریان‌های داخلی برای برجسته‌سازی مشکلات و مسائل کشور مواجه هستیم. امروز نیز در شرایطی که درگیر جنگ هستیم، دشمن به‌صورت عیان و آشکار دشمنی خود را با ایران قوی و مقتدر نشان می‌دهد و در برابر این مؤلفه ایستاده است.

در داخل کشور نیز سال‌هاست جریان روشنفکری و تفکر غرب‌زده، همسو با این نگاه، تصویری از ایران به جوانان ارائه کرده که گویی ایرانی‌ها حتی قادر به ساختن و پیشرفت در یک عرصه هم نیستند. این جریان تلاش می‌کند روایت خود را از مسائل و مشکلات انقلاب اسلامی ارائه دهد و طبیعی است که روایت پیشرفت و دستاوردهای انقلاب اسلامی همواره برای این جریان یک چالش بوده و با آن مقابله کرده است.

در نتیجه، بخشی از ناامیدی و پالس‌های منفی که امروز به‌ویژه در میان جوانان، دانشجویان و حتی عموم مردم مشاهده می‌کنیم، محصول همین فضاست. البته بخشی از مشکلات کشور واقعی و طبیعی است و بخشی نیز به این هجمه و جنگ روایت‌ها بازمی‌گردد؛ اما در کنار همه این موارد، یک مسئله مهم دیگر نیز وجود دارد و آن «خلأ روایت» است.

هجمه‌های سنگین دشمن، سانسور و بایکوت خبری بسیاری از دستاوردها و همچنین تفکر روشنفکری و غرب‌زدگی که روایت ایران مقتدر را در تعارض با بقای فکری خود می‌بیند. یکی از ویژگی‌های جریان غرب‌زده این است که خود را وابسته نشان می‌دهد و به‌تبع آن، ایران را نیز کشوری وابسته معرفی می‌کند

ما در حوزه ادبیات پایداری، با وجود اینکه هنوز ظرفیت‌های بسیاری برای کار وجود دارد، آثار قابل توجهی تولید کرده‌ایم. چه در زمینه هشت سال دفاع مقدس و چه در روایت جنگ‌های اخیر، همچنان وجوه پنهان و ناگفته بسیاری وجود دارد که باید به آن‌ها پرداخته شود؛ اما به‌هرحال به لطف تقریظ‌های رهبر شهید انقلاب و تلاش نویسندگان، آثار و روایت‌های جامعی در این حوزه منتشر شده و توانسته‌اند مخاطب را با خود درگیر کنند.

در مقابل، «روایت پیشرفت» حوزه‌ای نسبتاً نوپاست و شاید کمتر از یک دهه است که به‌صورت جدی مورد توجه قرار گرفته است. اهمیت این حوزه نیز دقیقاً از همین‌جا ناشی می‌شود؛ چراکه روایت پیشرفت می‌تواند در برابر روایت‌های منفی و ناامیدکننده‌ای که از سوی دشمن خارجی و برخی جریان‌های داخلی ارائه می‌شود، روایت دیگری از ظرفیت‌ها، توانمندی‌ها و دستاوردهای انقلاب اسلامی ارائه کند.

انتشارات راه‌یار نیز از همین منظر وارد این حوزه شد. ما در واحد تاریخ شفاهی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی (حسینیه هنر)، پیش از این بر پیوست مردمی انقلاب اسلامی و جمع‌آوری روایت‌های مردم عادی تمرکز داشتیم. در ادامه، به این نتیجه رسیدیم که در حوزه پیشرفت نیز باید همین پیوست مردمی و روایت انسانی را دنبال کنیم و تجربه‌های واقعی افرادی را که در مسیر پیشرفت کشور نقش داشته‌اند، ثبت و روایت کنیم.

نخستین کتابی که در این مسیر تولید شد، «آرزوهای دست‌ساز» بود که به‌خوبی مورد استقبال جوانان و دانشجویان قرار گرفت. کتاب دوم نیز «سلول‌های بهاری» بود که به زندگی دکتر حسین بهاروند، از چهره‌های شناخته‌شده حوزه سلول‌های بنیادی، می‌پردازد.

درباره «سلول‌های بهاری» نیز نکته‌ای وجود دارد که برای ما اهمیت ویژه‌ای داشت. این کتاب پیش از انتشار، مورد توجه و تقریظ رهبر شهید انقلاب قرار گرفت. ایشان تاکید داشتند که حتما قبل از منتشر شدن کتاب آن را مطالعه کنند و ما نیز پس از آماده شدن اثر، نسخه‌ای از آن برای ایشان ارسال کردیم و ایشان کتاب را مطالعه کردند و بر انتشار آن تأکید داشتند و تقریظی نیز بر آن نوشتند.

به این ترتیب، مسئله روایت پیشرفت در راه‌یار شکل گرفت و به‌تدریج گسترش پیدا کرد؛ چراکه ما این حوزه را یک خلأ جدی در فضای روایت کشور می‌دانستیم و معتقد بودیم باید در برابر روایت‌های ناامیدکننده و نگاه‌های غرب‌زده، روایت دقیق و مستندی از توانمندی‌ها، تجربه‌ها و پیشرفت‌های انقلاب ارائه شود.

* وقتی پلB۱ در جنگ رمضان مورد هدف قرار گرفت، تازه بعد از تخریب آن متوجه شدیم که چنین سازه‌ای در کشور وجود داشته و صفر تا صد طراحی و ساخت آن به دست مهندسان ایرانی انجام شده است؛ اتفاقی که طبیعتاً حسرت و تأسف زیادی به همراه داشت. نمونه‌های مشابه این پروژه‌ها کم نیستند؛ دستاوردهایی که بسیاری از مردم حتی اطلاعی از وجود آن‌ها ندارند. به نظر شما دلیل این مسئله چیست؟ چرا با وجود دستاوردهای متعدد در کشور، همچنان بخش قابل توجهی از مردم از این پیشرفت‌ها بی‌خبرند؟ مسئله، کمبود دستاورد است یا ضعف در روایت و معرفی آن‌ها؟

به‌نظر من چند عامل در این مسئله دخیل است که به‌صورت مختصر به آن‌ها اشاره می‌کنم. مهم‌ترین عامل همان مسئله‌ای است که در سؤال نخست مطرح کردم؛ یعنی هجمه‌های سنگین دشمن، سانسور و بایکوت خبری بسیاری از دستاوردها و همچنین تفکر روشنفکری و غرب‌زدگی که روایت ایران مقتدر را در تعارض با بقای فکری خود می‌بیند. یکی از ویژگی‌های جریان غرب‌زده این است که خود را وابسته نشان می‌دهد و به‌تبع آن، ایران را نیز کشوری وابسته معرفی می‌کند. در مقابل، روایت پیشرفت، روایت خروج از وابستگی و حرکت به سمت استقلال و خوداتکایی است.

اما فارغ از این مسئله، به‌نظر من مهم‌ترین مشکل ما این است که اساساً با کمبود دستاورد یا پیشرفت مواجه نیستیم؛ بلکه با ضعف در روایت پیشرفت مواجهیم.

در مجموع، می‌توان گفت سه موضوع اصلی برای انتشارات راه‌یار اهمیت دارد: خودِ دستاورد و اثرگذاری آن، سیر تربیتی و زیست سوژه و همچنین روحیه جنگندگی، خلاقیت و جهادی او در مسیر رسیدن به هدف

دومین عامل، حمایت ناکافی برخی سازمان‌ها و نهادهای مرتبط است. یک محقق تاریخ شفاهی برای شناسایی سوژه و رسیدن به یک روایت دقیق، گاهی باید مدت‌ها زمان صرف کند و به اطلاعات و اسناد مختلف دسترسی داشته باشد. بخش قابل توجهی از این اطلاعات در اختیار سازمان‌ها و نهادهایی است که باید در این مسیر همکاری کنند و اطلاعات لازم را در اختیار پژوهشگر و راوی قرار دهند.

از سوی دیگر، تولید کتاب در حوزه روایت پیشرفت، فرایندی زمان‌بر و پرهزینه است. گاهی برای تولید یک کتاب، صدها ساعت مصاحبه انجام می‌شود و بعد از آن، پیاده‌سازی، پژوهش، نویسندگی، تدوین، طراحی و آماده‌سازی اثر برای انتشار انجام می‌شود. در نهایت نیز این کتاب باید وارد بازار نشر شود؛ بازاری که با مشکلات اقتصادی و تورم دست‌وپنجه نرم می‌کند. بنابراین حمایت سازمان‌ها و نهادهای مرتبط از این جریان باید جدی‌تر شود تا امکان تولید این آثار فراهم شود.

عامل سوم نیز غلبه روایت‌های روابط‌عمومی و خبری بر روایت‌های عمیق و داستانی است. شما به‌عنوان خبرنگار بهتر از من می‌دانید که در یک خبر، معمولاً اینکه «چه اتفاقی افتاده» اهمیت دارد؛ اما در روایت پیشرفت، «چگونه اتفاق افتادن» اهمیت بسیار بیشتری پیدا می‌کند. ما باید مسیر رسیدن به یک دستاورد را روایت کنیم؛ اینکه چه کسانی در این مسیر حضور داشتند، با چه مشکلاتی مواجه شدند، چه تصمیم‌هایی گرفتند و چگونه از موانع عبور کردند.

وقتی صحبت از روایت می‌کنیم، عناصر داستان، درام و قصه نیز اهمیت پیدا می‌کنند. متأسفانه در بسیاری از موارد به بولتن‌ها، گزارش‌های روابط‌عمومی، تیترهای خبری و نهایتاً یک مصاحبه اکتفا کرده‌ایم و از روایت واقعی فاصله گرفته‌ایم.

به‌نظر من این سه عامل در ناشناخته ماندن بخشی از دستاوردهای کشور مؤثرند؛ البته عامل نخست پررنگ‌تر است. در نهایت، تأکید من این است که ما مشکل دستاورد نداریم؛ مشکل اصلی ما ضعف در روایت پیشرفت است.

دستاوردهای ایران قربانی ضعف در روایت شده‌اند

* شما در حوزه «روایت پیشرفت» آثاری نیز منتشر کرده‌اید؛ از جمله کتاب‌هایی درباره موضوعاتی مانند سلول‌های بنیادی و پژوهشگاه رویان. هنگام انتخاب یک سوژه، چه ویژگی‌هایی برای شما اهمیت دارد که به این نتیجه برسید یک موضوع ظرفیت تبدیل شدن به یک کتاب و روایت شدن را دارد؟ به‌عبارت دیگر، چه مؤلفه‌هایی باعث می‌شود یک دستاورد را واجد ارزش و ظرفیت لازم برای ثبت و روایت در قالب کتاب بدانید؟

در انتشارات راه‌یار و واحد تاریخ شفاهی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی(حسینیه هنر)، برای انتخاب سوژه در حوزه «روایت پیشرفت» چند مؤلفه برای ما اهمیت دارد. نخست اینکه چه اتفاقی رخ داده و آن دستاورد چه تأثیری بر انقلاب اسلامی، ارتقای توانمندی‌های کشور و همچنین زندگی مردم داشته است.

اما ما به این نقطه بسنده نمی‌کنیم و به گذشته سوژه نیز توجه داریم؛ اینکه چه سیر تربیتی را طی کرده، در چه محیطی رشد کرده، تحت تأثیر چه اتفاقات و افرادی قرار گرفته و چه سختی‌ها و موانعی را پشت سر گذاشته است. در واقع، مسیر رسیدن فرد به آن قله برای ما به اندازه خود دستاورد اهمیت دارد.

برای مثال، در کتاب «پرواز دسته‌جمعی پرنده‌ها»، افرادی که در نهایت یک اتفاق بزرگ را رقم زدند، از دل مسجد و محیط‌های تربیتی انقلاب اسلامی رشد کرده بودند. به تعبیری می‌توان گفت این افراد نمونه‌ای از «انسان تراز انقلاب اسلامی» بودند. یا درباره دکتر حسین بهاروند، می‌بینیم که او از یک روستا و در شرایط سخت زندگی و فقر رشد کرده، اما مسیر خود را ادامه داده و بر آرمان‌ها و اهدافش پایبند مانده تا در نهایت به یک دستاورد علمی مهم برسد. بنابراین این سیر تربیتی برای ما بسیار مهم است.

مؤلفه دوم، «جنگندگی» سوژه است؛ اینکه فرد چگونه توانسته در ساختارها و بروکراسی‌های موجود، مسیر جدیدی ایجاد کند و با خلاقیت، ابتکار، شجاعت و نوآوری به هدف خود برسد. گاهی یک فرد با یک ایده و خلاقیت جدید، مسیری را که ممکن است سال‌ها زمان ببرد، در مدت بسیار کوتاه‌تری طی کرده و یک حرکت جهادی را رقم زده است. این روحیه و جسارت برای ما اهمیت زیادی دارد؛ اینکه سوژه چگونه توانسته از موانع عبور کند و به قله‌های علمی و فناوری برسد.

در مجموع، می‌توان گفت سه موضوع اصلی برای ما اهمیت دارد: خودِ دستاورد و اثرگذاری آن، سیر تربیتی و زیست سوژه و همچنین روحیه جنگندگی، خلاقیت و جهادی او در مسیر رسیدن به هدف.

نکته دیگری که برای ما حائز اهمیت است، توجه به خاستگاه این افراد است. ممکن است یک دانشمند یا نخبه در خارج از کشور تحصیل کرده یا از نظر فکری مسیر متفاوتی را طی کرده باشد؛ اما ما در بسیاری از آثارمان تلاش کرده‌ایم نشان دهیم که بخش قابل توجهی از دستاوردهای جمهوری اسلامی را نیز افرادی رقم زده‌اند که از دل محیط‌های مذهبی، مساجد، پایگاه‌های بسیج و مجموعه‌های مردمی انقلاب اسلامی رشد کرده‌اند. این مسئله برای ما اهمیت دارد که نشان دهیم نیروهای تربیت‌شده در همین محیط‌ها نیز توانسته‌اند در عرصه‌های مختلف علمی و فناورانه به دستاوردهای مهمی دست پیدا کنند.

* معمولاً وقتی از «پیشرفت» صحبت می‌کنیم، این تصور وجود دارد که دستاوردهای کشور صرفاً به حوزه‌هایی مانند صنعت موشکی محدود می‌شود؛ درحالی‌که روایت پیشرفت، عرصه‌های بسیار گسترده‌تری را دربرمی‌گیرد. با توجه به اینکه در روایت پیشرفت، تمرکز بر انسان‌ها و مسیر شکل‌گیری این دستاوردهاست، به نظر شما قهرمان اصلی این روایت‌ها چه کسی است؟ آیا قهرمان، صرفاً فردی است که یک دستاورد علمی یا فناورانه را خلق کرده، یا باید مجموعه‌ای از انسان‌ها و حتی مردم عادی را که در شکل‌گیری و تحقق این پیشرفت نقش داشته‌اند، قهرمانان این روایت دانست؟

دسته‌بندی قهرمانان در روایت پیشرفت کار ساده‌ای نیست، اما از نظر من، قهرمان این روایت کسی است که متوقف نمی‌شود؛ یعنی هر مشکلی که در مسیر برایش به وجود می‌آید، باعث نمی‌شود کار را رها کند، بلکه تلاش می‌کند راهی برای حل آن پیدا کند.

گاهی یک مشکل کوچک آن‌قدر برجسته می‌شود که تصور می‌کنیم همه‌چیز تمام شده و دیگر امکان ادامه دادن وجود ندارد. در حالی که قهرمان روایت پیشرفت کسی است که با وجود شناخت مسیر، با وجود سنگلاخ‌ها، سختی‌ها و شکست‌های متعدد، مسیر خود را برای رسیدن به قله ادامه می‌دهد.

بسیاری از سوژه‌های روایت پیشرفت ما، چه افرادی مانند دکتر بهاروند و چه مجموعه‌هایی که روی یک پروژه کار کرده‌اند، مسیر آسان و همواری نداشته‌اند. این افراد با چند مانع جدی مواجه بوده‌اند؛ نخست، پیچیدگی‌های مسیر علمی و فناورانه‌ای که طی کرده‌اند. دوم، بروکراسی و ساختارهای اداری موجود در کشور. همه می‌دانیم که وارد کردن یک محصول یا فناوری جدید به ساختارهای اداری و رساندن آن به مرحله اجرا، نیازمند پیگیری، زمان و هزینه زیادی است.

مسئله دیگر، جلب اعتماد است. گاهی فردی محصولی را تولید کرده، مستندات و گواهی‌های لازم را نیز ارائه داده و حتی محصولش از نمونه خارجی بهتر بوده، اما در ابتدا مورد اعتماد قرار نگرفته است. یکی از آثار ما به نام «۲۰میکرون دقت» چنین اتفاقی رخ داده است که فرد محصولی را تولید کرده بود و حتی اعلام کرده بود که محصولش از نمونه آلمانی بهتر است، اما با وجود ارائه گواهی‌ها، با بی‌اعتمادی مواجه شد. عبور از چنین موانعی و اثبات توانمندی، خود یک مسیر دشوار است.

ما می‌خواهیم «روایت» ارائه کنیم؛ روایتی واقعی و انسانی. روایت واقعی هم فقط روایت موفقیت نیست، بلکه شکست‌ها را نیز دربرمی‌گیرد. اینکه همه‌چیز خوب و بدون مانع پیش رفته باشد، اساساً روایت پیشرفت نیست

در کنار همه این موارد، «استمرار» اهمیت زیادی دارد. اینکه فرد بتواند با وجود همه این موانع، کار خود را ادامه دهد و از مسیر خارج نشود، برای ما اهمیت دارد. به‌نظر من، این ویژگی‌ها ریشه در یک نظام ارزشی و تربیتی دارد؛ بستری که انقلاب اسلامی برای این جوانان فراهم کرده و مفاهیمی مانند مقاومت، ایستادگی و خودباوری را در ذهن آن‌ها شکل داده است.

رهبر شهید انقلاب بارها بر این نکته تأکید داشتند که برای حفظ و بقای کشور باید قوی باشیم و ایران قوی بسازیم. تجربه جنگ نیز به‌خوبی اهمیت این مسئله را نشان می‌دهد. اگر در حوزه صنایع نظامی وابسته بودیم، در شرایط جنگ چه اتفاقی می‌افتاد؟ یا در حوزه سازندگی، وقتی می‌بینیم یک پل یا زیرساخت در مدت کوتاهی بازسازی می‌شود، اگر فناوری یا مواد اولیه آن وابسته به خارج بود، آیا امکان چنین سرعت عملی وجود داشت؟

بنابراین از نظر من، قهرمان روایت پیشرفت کسی است که در مسیر رسیدن به یک قله متوقف نمی‌شود؛ کسی که با روحیه جنگندگی، برای افزایش رفاه مردم، کمک به جامعه و تقویت آرمان‌های انقلاب اسلامی، تلاش می‌کند و با وجود همه موانع، مسیرش را ادامه می‌دهد. چنین فردی از نظر من قهرمان اصلی روایت پیشرفت است.

* همان‌طور که اشاره کردید، رهبر شهید انقلاب اسلامی بر موضوع «روایت پیشرفت» و ضرورت تبیین دستاوردهای کشور تأکید ویژه‌ای داشتند و در کنار آن، رهبر انقلاب نیز همواره بر اهمیت «ایران قوی» تأکید کرده‌اند. با توجه به این رویکرد، برنامه انتشارات راه‌یار در ادامه مسیر «روایت پیشرفت» چیست؟ به‌ویژه پس از شهادت رهبر شهید، چه برنامه‌ای دارید تا این مطالبه را جدی‌تر دنبال کنید و دستاوردهای کمتر دیده‌شده کشور را به مردم معرفی و روایت کنید؟ با توجه به تجربه جنگ اخیر و نمونه‌هایی مانند پلو دیگر زیرساخت‌ها و دستاوردهایی که در این مدت مورد هدف قرار گرفتند، راه‌یار چه برنامه‌ای برای ثبت و روایت این ظرفیت‌ها و دستاوردها دارد؟

ما تلاش کرده‌ایم موضوع «روایت پیشرفت» را در تاریخ شفاهی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و انتشارات راه‌یار به حوزه‌های مختلف گسترش دهیم. پیش از این، تمرکز بیشتری بر حوزه‌های علمی و فناوری و شرکت‌های دانش‌بنیان داشتیم، اما در ادامه حوزه‌هایی مانند اقتصاد، مدیریت و پزشکی را نیز به این مجموعه اضافه کردیم. برای نمونه، در حوزه اقتصاد کتاب «کافه جلبک» منتشر شد و در حوزه مدیریت نیز آثاری مانند «کفش آهنی‌ات را دربیاور» را دنبال کرده‌ایم. «کافه جلبک» نیز به‌عنوان یکی از آثار جدید این جریان، روایتی از پیوند علم و اقتصاد مردمی در بوشهر است.

گام بعدی ما، روایت دستاوردهایی است که در جریان جنگ اخیر بیشتر برای مردم شناخته شدند. برای مثال، درباره پل B۱، مجموعه‌های داروسازی، برخی کارخانه‌های پتروشیمی، پالایشگاه‌ها و فناوری‌هایی که در جریان جنگ آسیب دیدند، تلاش کرده‌ایم به سراغ روایت این دستاوردها برویم. البته درباره برخی از این موضوعات محدودیت‌هایی وجود دارد و نمی‌توانم جزئیات یا نام همه پروژه‌ها را مطرح کنم، اما کار در این زمینه آغاز شده است.

به‌نظر ما باید هرچه سریع‌تر سراغ جمع‌آوری روایت این دستاوردها برویم؛ چراکه در جریان جنگ، برای بخشی از مردم مشخص شد که مثلاً یک پل یا یک مجموعه صنعتی چه ابعاد و اهمیتی داشته است. حالا در کنار شناخت خود دستاورد، باید بدانیم این پروژه چگونه شکل گرفته، چه کسانی آن را ساخته‌اند، چه موانعی در مسیر وجود داشته و چه داستان‌هایی پشت آن بوده است. حتی در مرحله بازسازی نیز می‌توانیم روایت‌های مهمی پیدا کنیم.

بنابراین تلاش ما این است که روایت پیشرفت را به موضوعات مختلف گسترش دهیم و آن را صرفاً به حوزه دانش‌بنیان محدود نکنیم.

نکته مهم دیگر این است که ما در روایت پیشرفت به دنبال ارائه آمار و ارقام یا صرفاً تحلیل و گزارش نیستیم؛ بلکه می‌خواهیم «روایت» ارائه کنیم؛ روایتی واقعی و انسانی. روایت واقعی هم فقط روایت موفقیت نیست، بلکه شکست‌ها را نیز دربرمی‌گیرد. اینکه همه‌چیز خوب و بدون مانع پیش رفته باشد، اساساً روایت پیشرفت نیست.

برای نمونه، در کتاب «۲۰ میکرون دقت»، بخش قابل توجهی از روایت به شکست‌ها و موانعی اختصاص دارد که در نهایت زمینه‌ساز پیشرفت شده‌اند. به‌نظر من، همین نگاه باعث می‌شود مخاطب با یک تجربه واقعی مواجه شود، نه یک روایت انتزاعی و شعاری.

از این منظر، تفاوت مهمی میان «توسعه» و «پیشرفت» وجود دارد. رهبر شهید انقلاب هم بر پیشرفت تاکید داشتند. پیشرفت با سخت‌کوشی، مقاومت، جنگندگی و تلاش همراه است و مجموعه این عوامل است که در نهایت می‌تواند به تولید یک محصول، ارائه یک خدمت یا دستیابی به یک نتیجه منجر شود؛ نتیجه‌ای که می‌تواند به تقویت توانمندی‌های کشور، افزایش رفاه مردم و ارتقای جایگاه ایران اسلامی کمک کند.

این همان مسیری است که ما در انتشارات راه‌یار دنبال کرده‌ایم و امیدواریم بتوانیم روایت پیشرفت را در ابعاد مختلف کشور گسترش دهیم و بخشی از تجربه‌های کمتر دیده‌شده را ثبت و به مخاطب معرفی کنیم.

ادامه دارد...

کد مطلب 6937872

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • ادم IR ۱۵:۵۸ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۴
      0 0
      مثال یک قالی است یک قالی تا بافته بشه احتیاج به نقشه داره.زمان میبرد.بعضی جاها آدم کم میاره خسته میشه بند تموم میشه بعضیا ناامیدت میکنند.اما ان را بایدتا اخر ببافی کسی که یک قالی رو تا اخر نتونه ببافه و پای سختیها و زحمتش نایسته نمیتونه یه قالی دیگه ببافه.بهش نمیگن قالیباف.قالیباف باید صبر داشته باشه.بایدناخن هاش زخمی بشه تا کارکشته بشه.بایدیه جاهایی قالی را که نگاه میکنید میگید وای من نمیتونم.اصلا کار من نیست درحالیکه این قالی می‌تونه قابلیتهای تورو ظرفیتهای تورو برای یک کارنشون بده.کشورداری هم همینه پیشرفت هم همینه