خبرگزاری مهر، گروه جامعه؛ در جریان جنگ ۱۲روزه و همچنین جنگ رمضان، سازمان پزشکی قانونی کشور یکی از مجموعههایی بود که از نخستین ساعات وقوع حملات، در کنار سایر دستگاههای امدادی، انتظامی و قضایی، مسئولیت سنگین شناسایی و احراز هویت جانباختگان را بر عهده گرفت.
گستردگی حملات، اصابت به مراکز نظامی و امنیتی، تخریب ساختمانها و حجم بالای تلفات، شرایطی متفاوت از حوادث معمول را برای مجموعه پزشکی قانونی رقم زد؛ بهگونهای که در بسیاری از موارد، پیکرها بهصورت کامل در دسترس نبودند و قطعات انسانی و بقایای اجساد باید با روشهای تخصصی مورد بررسی و شناسایی قرار میگرفتند.
آغاز فعالیتها از نخستین ساعات حمله
با شنیدهشدن نخستین صداهای انفجار، هماهنگی میان سازمان پزشکی قانونی، ستاد بحران، مراجع قضایی، نیروهای انتظامی و مراکز مرتبط آغاز شد.
در ساعات ابتدایی، حجم واقعی حادثه، تعداد مصدومان و جانباختگان و گستره مناطق آسیبدیده مشخص نبود. با افزایش ارجاع پیکرها و بقایای انسانی، سازمان پزشکی قانونی بهسرعت وارد فرآیند مدیریت بحران شد.
با توجه به اینکه بخشی از مراکز نظامی و امنیتی هدف حمله قرار گرفته بودند، دسترسی به پیکرها نیز در مواردی با دشواریهای جدی همراه بود. همچنین برای انتقال و پذیرش پیکرها، هماهنگیهای ویژهای میان دستگاه قضایی، نیروهای نظامی و انتظامی و پزشکی قانونی انجام شد.
ایجاد ساختار ویژه برای پذیرش و شناسایی
با توجه به تجربه بهدستآمده از جنگ ۱۲روزه، تمهیدات لازم برای مواجهه با حوادث گسترده در جنگ رمضان از قبل مورد توجه قرار گرفته بود. یکی از اقدامات مهم، آمادهسازی یک سوله مشترک بحران با همکاری شهرداری تهران بود. پیکرها و بقایای انسانی پس از تفحص به این محل منتقل میشدند و فرآیندهای مربوط به پذیرش، ثبت مشخصات، کدگذاری، معاینه، تصویربرداری، نمونهبرداری و شناسایی در آنجا انجام میگرفت.
این ساختار موجب شد خدمات پزشکی قانونی با سرعت، دقت و تکریم بیشتری به خانوادههای جانباختگان ارائه شود.

کدگذاری و مستندسازی بقایای انسانی
یکی از دشوارترین بخشهای عملیات، مواجهه با پیکرهایی بود که در اثر انفجار بهشدت متلاشی شده بودند. در بسیاری از موارد، آنچه به پزشکی قانونی تحویل داده میشد، یک پیکر کامل نبود؛ بلکه قطعاتی از بدن، استخوان یا سایر بقایای انسانی بود. به همین دلیل برای هر قطعه، کد اختصاصی تعیین میشد تا امکان ردیابی و تطبیق آن با سایر نمونهها و پروندهها وجود داشته باشد.
این کدگذاری اهمیت بسیار زیادی داشت؛ زیرا ممکن بود تنها بقایای باقیمانده از یک فرد، یک قطعه استخوان یا بخش کوچکی از بدن باشد.
در کنار آن، از پیکرها، قطعات، لباسها و متعلقات قابل استفاده تصویربرداری و مستندسازی انجام میشد.
روشهای تخصصی شناسایی
با توجه به شدت تخریب، در بخش قابل توجهی از موارد امکان شناسایی ظاهری وجود نداشت. در چنین شرایطی، پزشکی قانونی از روشهای تخصصی برای احراز هویت استفاده کرد.
مهمترین روشها شامل:
بررسی و تصویربرداری از چهره و بقایای صورت در موارد قابل استفاده
بررسی نشانههای فردی مانند خالکوبی، آثار جراحی و سایر علائم خاص
بررسی لباس و متعلقات همراه پیکر
انگشتنگاری در موارد امکانپذیر
نمونهبرداری ژنتیکی
تهیه پروفایل DNA از بقایای انسانی
تطبیق پروفایل ژنتیکی با نمونههای خانوادهها
بررسی و تطبیق قطعات مختلف مربوط به یک فرد
در مواردی که پیکر بهشدت سوخته یا متلاشی شده بود، DNA عملاً مهمترین ابزار برای احراز هویت محسوب میشد.
نقش آزمایشگاه ژنتیک
با توجه به اینکه درصد بالایی از پیکرهای ارجاعشده بهصورت کامل قابل شناسایی نبودند، بخش ژنتیک پزشکی قانونی نقش تعیینکنندهای در این عملیات داشت. نمونههای مورد نیاز از بقایای انسانی دریافت و در مراکز تخصصی ژنتیک بررسی میشد. همچنین از خانواده افراد مفقود یا جانباخته، در موارد لازم نمونههای ژنتیکی تهیه شده بود تا امکان تطبیق فراهم شود.
پس از تهیه پروفایل ژنتیکی شهدا و خانوادهها، فرآیند تطبیق انجام میشد و نتیجه برای احراز هویت و تحویل پیکر به خانواده مورد استفاده قرار میگرفت. این ظرفیت تخصصی سبب شد حتی در مواردی که هیچ امکان شناسایی ظاهری وجود نداشت، هویت جانباختگان با روش علمی و قابل استناد مشخص شود.

دشواریهای انسانی و عاطفی عملیات
جنگ رمضان تنها یک عملیات تخصصی برای کارکنان پزشکی قانونی نبود؛ بسیاری از کارکنان با صحنههایی مواجه شدند که از نظر روحی بسیار سنگین بود. در میان پیکرهای بررسیشده، زنان، کودکان، نوزادان و حتی جنینهای داخل رحم مادران وجود داشتند. مشاهده این صحنهها برای کارکنانی که خود دارای خانواده و فرزند بودند، فشار روحی زیادی ایجاد میکرد.
در برخی موارد، خانوادهها برای شناسایی عزیزان خود مراجعه میکردند و کارکنان پزشکی قانونی علاوه بر انجام وظایف تخصصی، تلاش میکردند با حفظ آرامش و رعایت کرامت خانوادهها، آنان را در این شرایط دشوار همراهی کنند.
حس همدلی، مسئولیتپذیری و همکاری میان کارکنان از ویژگیهای برجسته این دوره بود. بسیاری از نیروها بهصورت شبانهروزی در محل کار حضور داشتند و حتی در روزهای نخست، امکان ترک مراکز برای آنان وجود نداشت.

حجم بالای پیکرها و شرایط ویژه جنگ
در یکی از مراحل عملیات، تعداد زیادی پیکر بهصورت همزمان به پزشکی قانونی منتقل شد. شدت انفجار در بسیاری از مناطق به حدی بود که اجساد به قطعات کوچک تبدیل شده بودند.
در مواردی حتی بقایای انسانی همراه با وسایل شخصی، لباس، تلفن همراه و سایر متعلقات به مرکز منتقل میشد. با این حال، در بسیاری از موارد، شدت سوختگی و تخریب مانع استفاده از این متعلقات برای شناسایی میشد و ضرورت استفاده از روشهای علمی، بهویژه DNA، افزایش مییافت.شدت تخریب به فاصله محل حادثه از محل انفجار وابسته بود و هرچه فاصله کمتر بود، میزان متلاشیشدن پیکر بیشتر میشد.
یکی از عوامل مؤثر در مدیریت این بحران، همکاری میان پزشکی قانونی، قوه قضاییه، نیروی انتظامی، نیروهای نظامی، ستاد بحران، شهرداری و سایر دستگاههای مرتبط بود.هماهنگی قضایی برای تعیین تکلیف پیکرها، صدور دستورات لازم، انتقال اجساد و انجام نمونهبرداریهای تخصصی، روند شناسایی را تسریع کرد.
همچنین همکاری مدیران، پزشکان، کارشناسان، نیروهای فنی، کارکنان اداری و کارکنان مراکز استانها، امکان ارائه خدمات مستمر در شرایط جنگی را فراهم کرد.
کارکنان سازمان پزشکی قانونی در طول بحران بهصورت شبانهروزی در مراکز مربوطه حضور داشتند. پزشکان، کارشناسان، نیروهای آزمایشگاهی، متخصصان ژنتیک و سایر کارکنان، با وجود فشار کاری و روحی بالا، فرآیند پذیرش، معاینه، مستندسازی، نمونهبرداری، شناسایی و تحویل پیکرها را ادامه دادند.
در این شرایط، مسئولیت کارکنان تنها محدود به انجام یک فرآیند اداری یا پزشکی نبود؛ بلکه آنان در برابر خانوادههایی قرار داشتند که برای یافتن و شناسایی عزیزان خود، به پزشکی قانونی مراجعه میکردند.
نقش تجربه جنگ ۱۲روزه
تجربه جنگ ۱۲روزه در آمادهسازی سازمان برای مواجهه با جنگ رمضان بسیار مؤثر بود. پس از تجربه بحران قبلی، ظرفیتهای مورد نیاز شناسایی شد و برای ایجاد محلهای پذیرش، نگهداری، نمونهبرداری، بررسی ژنتیکی و مدیریت پیکرها برنامهریزی بیشتری صورت گرفت. این تجربه موجب شد در بحران بعدی، فرآیند پذیرش و شناسایی با ساختار منسجمتری انجام شود و خانوادهها در کوتاهترین زمان ممکن خدمات تخصصی دریافت کنند.
عملکرد سازمان پزشکی قانونی کشور در جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان را میتوان مجموعهای از اقدامات تخصصی، مدیریتی و انسانی دانست که هدف اصلی آن، شناسایی علمی جانباختگان، حفظ کرامت آنان و پاسخگویی به خانوادهها بود. در شرایطی که بسیاری از پیکرها به دلیل شدت انفجار قابل شناسایی ظاهری نبودند، استفاده از کدگذاری دقیق، تصویربرداری، انگشتنگاری و بهویژه روشهای ژنتیکی، امکان احراز هویت تعداد زیادی از جانباختگان را فراهم کرد.
تجربه این دو دوره نشان داد که پزشکی قانونی در شرایط بحران و جنگ، علاوه بر نقش تخصصی در تعیین هویت و علت فوت، بخشی مهم از فرآیند مدیریت اجتماعی بحران و حفظ آرامش خانوادههای آسیبدیده را نیز بر عهده دارد.
این عملکرد حاصل همکاری مجموعهای از پزشکان، کارشناسان، متخصصان ژنتیک، کارکنان آزمایشگاه، نیروهای اداری و فنی و مدیران سازمان بود که در شرایط دشوار، بهصورت شبانهروزی در مسیر انجام مسئولیت خود ایستادند.



نظر شما