به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «ارمغان تئاتر ارغوانی» شامل ۲۲ نمایشنامه از ناصح کامگاری، نویسنده و نمایشنامهنویس، در یک جلد و ۶۳۰ صفحه توسط انتشارات اساطیر پارسی منتشر شد.
این کتاب مجموعهای از نمایشنامههای کامگاری از دوران جوانی تا دهه ششم زندگی وی را در بر میگیرد؛ آثاری که وجه مشترک آنها، طرح نقادانه موضوعات اجتماعی در قالبهای متنوع تئاتر است.
کامگاری فعالیت نویسندگی خود را از دهه ۱۳۶۰ با داستان کوتاه آغاز کرد و سپس به نمایشنامهنویسی روی آورد.
ناصح کامگاری در یادداشت خود بر این مجموعه، درباره کارنامه درامنویسی، نگاهش به نمایشنامهنویسی و تجربههای زیستهای که بر جهانبینی هنری او تأثیر گذاشتهاند، نوشته است:
«این مجموعه بیستوپنج سال از کارنامه درامنویسی مرا دربرمیگیرد که طی بیست سال گذشته در هفت کتاب مختلف منتشر و اکنون کمیاب شدهاند. حتی اگر نمایشنامههای ناتمام و مجموعه داستان «سقف این خانه کوتاه است» که منتشر شده و «شراب نذری» و «عطر تاتوره» که مجموعههای دوم و سوم است و به آینده نامعلوم نشر حواله شده و همچنین فیلمنامهها و مقالهها و یادداشتها را نیز جزو سیاهه نویسندگی منظور کنم، باز خوشه پرشماری نخواهد بود. این کمحاصلی از کاهلی نیست، یا محاقی که جزای صراحت لحنم بوده، بلکه شاید از آن روست که به نوشتن بسنده نکرده و برهههایی نیز به کارگردانی و طراحی صحنه برای تئاتر دیگران اختصاص دادهام. به هر روی، عمده عمرم مصروف تئاتری بوده که جایگزین تکاپوی معاش در صنعت کردم، چون شیفتگی به دنیای نمایش وامیداشتم طراحی ماشینآلات را وانهم و به جلسات تمرین تئاتر بشتابم. داستانها و نمایشنامههای نخست را نیز، در اوان فعالیت صنعتی نگاشتم، از جمله داستان «گراز» که برگزیده یک مسابقه و نخستین کتابم شد. بقیه، دستاورد دورانی است که دلی با تئاتر حرفهای داشتهام، اما حاشا اگر شرافت قلم و قدم فدای شان و شهرتش کرده باشم ...
بیشک، هر چه تماشاگران تئاتر آموختهتر و فرهیختهتر میشوند برانگیختن شاخکهای اندیشه و احساسشان دشوارتر میشود. من اما خیال خود را از همان سال های نخست نمایشنامهنویسی راحت کردم و مخاطبین آثارم را انسانهایی نکتهسنج و ریزبین فرض کردم؛ آنهایی که مو از ماست میکشند. پس نمایشنامه نوشتن را امری همانند کاشیکاری در بناهای تاریخی ایرانی انگاشتم؛ تراشیدن و ساییدن تکه تکه کلمات و ذره ذره کنار هم چیدن قطعات. دوست داشتم برخی مفاهیم و معانی لای دیالوگها و دستور صحنهها مستور بمانند و به مرور آشکار شوند، حتی اگر پیروی از این روش و پایبندی به چنین منشی موجب شود که برخی لحظات نمایشنامههایم توسط عوام درک و دریافت نشود یا عجولانه سنجیده و سطحی ارزیابی شود. گاهی مرز بین باریکاندیشی و آشکارگویی در آثار هنری به نازکی تار مویی است و تمایز و تشخیص اصالت اثر، ذهن آگاه و آزموده میطلبد. افزون بر این نکته؛ نمایشنامه را اصولا کسی باید بخواند که توان تخیل تئاتری داشته باشد، کسی که بتواند در سفیدی میان سطور نگاشته شده، اعمال و رفتار و حرکاتی نانوشته تجسم کند که توسط بازیگرِ نقش به روی صحنه خلق میشود.
گرچه نمایشنامه را با صفت «ادبیات نمایشی» در کنف «ادبیات» میگنجانند، اما نمایشنامه ماهیتاً، مغایر قصه و رمان و داستان است که آثار هنری کاملند، زیرا نمایشنامه با «اجرا» به کمال میرسد و پیش از آن، یک دستورالعمل برای بازیگر و کارگردان و طراحان و دیگر عوامل است، نقشهای است که بر مبنای آن بنایی میسازند و ملاک ارزیابی باید این باشد که چقدر امکان تولید معماری منسجم و مستحکمی به روی صحنه فراهم میکند.
تلاقی نوجوانی با انقلاب و جنبش کتابخوانی و دغدغه کنشگری، سربازی در کوران جنگ و معاشرت با جوانان اغلب روستایی، بیش از یک دهه اشتغال در محیطهای صنعتی، فعالیت همزمان در سینمای فیلم کوتاه و تئاتر آماتوری، سپس تحصیل مدارج دانشگاهی و معاشرت با جنبش پرشور دانشجویی و بعدها فعالیت صنفی در تئاتر حرفهای و دو دهه تدریس و مراوده با نسل جوان امروز و غوطه در امواج پرفراز و فرود زمانه، همه و همه سیری ناخواسته است که بیشک شکلدهنده بینشم نسبت به ماهیت مبهم زندگی، اجتماع و هنر است و باید در سیاهی سطرها و سفیدی فاصلهها بازتاب یافته باشد، تا همه اگر بضاعتی درخور بررسی و واکاوی بیابد، برعهده مخاطب کتاب و اهالی آتی تئاتر خواهد بود. آیندگانی که ما اکنون، با رویا و مالیخولیایی موهوم، داوری خود را به پسند و پذیرش آنان سپردهایم ... .»
کتاب «ارمغان تئاتر ارغوانی» در ۶۳۰ صفحه و شامل ۲۲ نمایشنامه، توسط انتشارات اساطیر پارسی منتشر شده است.


نظر شما