به گزارش خبرنگار مهر، "خانه عروسک" فیلمی است که با وامداری تمام و کمال به نمایشنامه اصلی و به نوعی باقی ماندن در پیچ و خمهای این نوشته تأثیرگذار ایبسن کمتر میتواند به زبان تصویر و سینما نزدیک شود.
نمایشنامه "خانه عروسک" ایبسن پس از گذر سالیان به جهت محور قرار دادن نگاه و موقعیتی جسورانه برای یک زن خانواده (در زمان نگارش و مقاطعی پس از آن) یک اهمیت ویژه دارد که آن را از پس گذر سالیان همچنان برای فیلمسازان و دنیای سینما جذاب نگاه داشته است.
حتی سینمای ایران هم که ارتباطی تعریفشده و مناسب با ادبیات ندارد به مدد توجه و نقطه دید خاص داریوش مهرجویی به نوعی وامدار ایبسن و این اثر اوست. فیلم سینمایی "سارا" از معدود اقتباسهای موفق در سینمای ایران است که با وجود تکیه بر یک نمایشنامه خارجی، توانسته نمودی کاملاً ایرانی و اینجایی ارائه داده و حرف جهانی و فرازمانی ایبسن را در مناسبات مردمان کشورمان در دهه هفتاد هم وارد کند.
به نظر میآید همین وجه است که موجب میشود یک نمایشنامه، اثری برای تمام دوران لقب بگیرد و آنچه در لایههای درونی اثر وجود دارد هیچوقت کهنه شود. چرا که همچون یک نقطه کور و سیاه باقی میماند حتی در جوامعی که حرکتهای پیشرو و مدرننمایی را مورد توجه قرار میدهند.
"خانه عروسک" به واسطه همین وجه است که میتواند همچنان زنده باشد و امروز هم دیدن فیلمی که بر اساس آن حدود 35 سال پیش ساخته شده همچنان جذاب باشد. اما نکته مورد بحث این است که آیا فیلم گارلند در جذابیتهای بالقوه نمایشنامه ایبسن باقیمانده و یا توانسته سینما را برای ترجمانی تصویری از آن به مدد بگیرد و در واقع تصویری باشد از زاویه دید فیلمساز به متن اصلی؟
به نظر میآید در تحلیل فیلم سینمایی "خانه عروسک" تمام تمرکز و توجه فیلمساز متأثر از نمایشنامه اصلی و تصویر کردن روند اتفاقاتی بده که ایبسن آنها را ترسیم کرده است. شاید به همین دلیل باشد که اگر چند نمای خارجی را از فیلم جدا کنیم، اتفاقی خاص نمیافتد و فیلم متشکل از مجموعه سکانسهای داخلی است با جانمایه اصلی و محوری کار ایبسن که در نوشتار او با دقت و جزئیات ترسیم شده است.
از جمله سکانسهای ناکارآمد که تنها برای بستهبندی سینمایی "خانه عروسک" لحاظ شده میتوان به سکانس سورتمهسواری ابتدایی در خیابان اصلی شهر و یا سکانسی اشاره کرد که شوهر و دوست نورا از مقابل رستوران میگذرند و کارمند مغضوب بانک که در داخل رستوران است با دیدن آنها فرصتی برای تنها حرف زدن با نورا که در خانه مانده پیدا میکند.
نماهایی که به مثابه رابطهای کم قوت عمل کرده و پتانسیل خاص و احتمالاً سینمایی را وارد کار نمیکنند چون جذابیت و اهمیت کلیت کار بر دوش صحنههای گفتگو محور و داخلی است. سکانسهایی که در مدت زمانی کوتاه قرار است موقعیت پوشالی نورا را به عنوان یک زن / مادر موفق و مغرور که برای نجات شوهرش دست به فداکاری بزرگ زده، به موقعیت زنی حقیر همچون عروسک نمایشی پشت ویترین (از نگاه شوهر) تنزل دهد.
فیلم مطابق طراحی نمایشنامه از همان ابتدا همراهی خود را با نورا و دلمشغولیهای او در آستانه کریسمس قرار میدهد که غرور او ناشی از اتمام پرداخت بدهی است که برای نجات جان شوهرش قرض گرفته و آنچه اهمیت دارد این است که او بدون اطلاع همسرش و به تنهایی از پس اینکار برآمده است.
این وجه در جایی میتواند اهمیت پیدا کند که ایبسن و به تأسی از او کارگردان فیلم از نورا تصویر زنی را ترسیم کردهاند که شوهرش با او مانند یک عروسک شکستنی رفتاری کودکانه دارد و مراقب همه جزئیات رفتاریاش از شکلات خوردن که موجب خرابی دندانها میشود تا ... است.
در واقع آنچه باعث میشود نورا بتواند از ورای تصویر پوشالی ساخته ذهن شوهرش قد علم کرده و از هویت زنانه و انسانی خود دفاع کند و سمپات باشد، پرداختن به پیچیدگیهای درونی یک زن است و آنچه میتوان به آن مجموعهای از تناقضات یا جمع اضداد لقب داد.
وجهی که میتواند با کج فهمی به دورویی و چه بسا خطرناک بودن زنان تعبیر شود و با آزاداندیشی نوعی رمز و راز و البته چند وجهی بودن به زنان ببخشد. به نظر میآید همین وجه ناخوشایند برای بسیاری است که موجب شد این نمایشنامه و اجراکنندگان و ایفاگران آن در مقطعی مورد غضب قرار بگیرند و ...
با توجه به همه نکات اشاره شده فیلم گارلند بیش از هر چیز متأثر از وجه نمایشی و تئاتری نمایشنامه ایبسن است بدون آنکه بتواند سینما را به عنوان قطبی تعیینکننده وارد کار کند. کاری که به نظر میآید مهرجویی در "سارا" به گونهای هوشمندانه با ذهنی کاملاً سینمایی و ایرانی توانسته وارد فیلم کند و خوانشی جذاب از نمایشنامه ایبسن ارائه دهد.
فیلم بریتانیایی "خانه عروسک" به کارگرانی پاتریک گارلند یکشنبه 16 تیر ساعت 30/20 در قالب برنامه سینما اقتباس از شبکه چهار سیما پخش شد. این فیلم محصول سال 1973 بر مبنای فیلمنامه کریستوفر همپتن و اقتباسی از نمایشنامه معروف هنریک ایبسن است. کلر بلوم، آنتونی هاپکینز، رالف ریچاردسن و دنهلم الیوت در فیلم نقشآفرینی کردهاند.
داستان "خانه عروسک" در قرن نوزدهم روی میدهد و روایتگر تلاشهایی یک زن ثروتمند برای کمک به همسر ورشکستهاش است که بیپاداش میماند. فیلم سینمایی "خانه عروسک" سال 1974 نامزد دو جایزه بافتا در بخشهای بهترین طراحی لباس و بازیگر نقش مکمل مرد شد.


نظر شما