۵ آبان ۱۳۹۲، ۱۰:۱۲

"بخشیدن" چیست و چگونه رخ می دهد/ گذشت بازگشت به مسیر طبیعی زندگی است

"بخشیدن" چیست و چگونه رخ می دهد/ گذشت بازگشت به مسیر طبیعی زندگی است

بخشش و گذشت حقيقي به آساني محقق نمي شود، چرا که فرآيند بخشیدن معمولا پس از فائق آمدن بر ضربه روحي وارده و فروكش كردن نسبي خشم و دلشكستگي اوليه آغاز مي شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، "بخشايندگي" عبارت است از رها كردن احساس آزردگي و خصومت با خطاكار و توجه كمتر به ماجراجويي كه موجب رنجش شده و بخش قابل ملاحظه اي از وقت فرد رنجيده را به خود مشغول داشته است. زماني مي توان گفت عفو و بخشايش حقيقتا صورت گرفته كه فرد آسيب ديده، رشته زندگي را از نو به دست گيرد و به شيوه اي سالم و سازنده، حركت به پيش را آغاز كند.

فرد با بخشش در حقيقت بلند نظری زيادي از خود نشان مي دهد، البته ممكن است در ضمن آن احساس كند به او به شدت بي احترامي شده است، اما تلاش همزمان براي درك انگيزه خطاكار و بررسي اينكه انگيزه او تا چه حد از نامقبول بودن رفتارش مي كاهد، عمل بزرگوارانه اي است. با اين اقدام شجاعانه و احترام برانگيز نشان مي دهد كه قادر به حل مسئله هست. هيچ كس نمي تواند ما را به اصرار به بخشيدن فردي وادارد كه با ما بدرفتاري كرده، اما به خطر آسايش و سلامتي خودمان عاقلانه نيست كه كماكان عصباني و برآشفته بمانيم و به خطاكار اجازه دهيم به رنجاندن و عذاب دادن ما ادامه دهد.

مصمم براي بخشيدن

بخشايش حقيقي به آساني محقق نمي شود. فرآيند بخشايش معمولا پس از فائق آمدن بر ضربه روحي وارده و فروكش كردن نسبي خشم و دلشكستگي اوليه آغاز مي شود، يا احتمالا پس از زماني كه قرباني كنارآمدن با آن احساسات را ياد گرفت و توانست آنها را با استفاده از شيوه هايي مهار كند. وقتي كسي مي گويد كه فردي را خواهد بخشيد، معني واقعي كلامش اين است كه مايل است او را ببخشد. او به اين ترتيب خود را ملزم به برداشتن اولين قدم براي طي كردن فرآيند بخشايش مي كند. به عبارتي مي توان گفت احساس و طرز تلقي قرباني دچار تحول"شده است. در اين حالت قرباني به اين نتيجه مي رسد غالبا هم به صورت ناگهاني كه ادامه وضعيت فعلي هيچ نفعي برايش ندارد و چه بسا كه بگويد خطاكار را بخشيده است. با اين حال اقرار زباني به بخشيدن به معناي تحقق قطعي بخشش نيست.

احساس گناه، انگيزه اي براي بخشيدن

احساس گناه محركي بي نظيري است. وقتي در موردي احساس گناه مي كنيم اين احساس از درون ما را مي خورد و سوهان روحي است كه آن قدر تحريكمان مي كند، تا فكري برايش بكنيم. داشتن نوعي احساس گناه در مورد قصور طولاني ما در بخشيدن اگر چه بايد اذعان كرد كه چنين احساسي احتمالا بسيار ضعيف خواهد بود نقش مهمي در تداوم تلاش بزرگوارانه مان براي بخشيدن طرف مقابل دارد.

در اين مرحله به ياد آوردن وضعيت هايي كه در آنها نقش خطاكار را داشته و بخشيده شده ايد، بسيار سودمند است همه ما مي توانيم وقايعي از اين دست احتمالا مربوط به دوران كودكي مان را به ياد بياوريم. اعتراف به اين حقيقت كه در گذشته موجب رنجش ديگران شده ايد.تمرين بسيار فروتنانه اي است.

خطا كاران نيازمند بخشايش هستند

براي اكثريت ما،بخشيده شدن احساس آرامشي بي حد و حساب و احساس امتنان نسبت به شخصي كه ما را بخشیده است به همراه دارد كه بسيار دلنشين است. اين آرامشي كه احساس مي كنيم به ما مي فهماند كه ما هم، در مقام خطا كار رنج برده ايم. تا قبل از رسيدن به اين مرحله، باور رايج ميان قرباني ها اين است كه آنها تنها كساني هستند كه در جريان آن واقعه رنج مي برند، حال آنكه در اكثر موارد خطاكار نيز در رنج و عذاب است. خطاكار بر حسب چگونگي تعبيرش از و ضعيت، ممكن است احساس گناه، رنجيدگي يا ستم ديدگي كند و يا خود را آماج سو تفاهم بداند. گرچه اين هميشه و در همه موارد صدق نمي كند اما چنين نيست كه خطاكار از وضعيت پيش آمده رضايت داشته باشد. خطاكار حتي اگر يكدنده تر ازآن باشد كه خود اعتراف كند نياز به بخشيدن دارد.

عذرخواهي لازم است؟

غالبا اين سوال پيش مي آيد كه قبل از بخشايش نيازي به اعتراف گناه و معذرت خواهي از جانب خطاكار هست يا نه؟ در يك دنياي ايده آل، افراد خاطي به گناه خود اعتراف مي كنند، پوزش مي خواهند و آن گاه بخشيده مي شوند. متاسفانه در دنياي ما معمولا چنين اتفاقي نمي افتد، اما بخشش در هر حال مزاياي زيادي دارد، حتي در مواردي كه اقرار و عذرخواهي خطاكار را در پي نداشته باشد. اگر چه خودداري از اعتراف و طلب پوزش، احيا روابط عادي با خطاكار را تا حدودي دشوارتر مي كند اما اين كار عملي است.

براي بسياري از افراد عذرخواهي به خاطر كاري كه انجام داده اند به غايت دشوار است به اين دليل ساده كه يا بيش از حد يكدنده اند يا آن قدر اعتماد به نفس ندارند كه آبروريزي حاصل از اعتراف به خطا و اظهار تاسف را تحمل كنند. درست همان گونه كه بخشيدن كسي نيازبه شهامت دارد اعتراف به خطا نيز دل و جرات مي خواهد. اين كار نيز به منزله تصديق اين واقعيت است كه شما هم درست مانند ديگراني كه مرتكب اشتباه مي شوند، جايز الخطا هستيد.

عذرخواهي مي تواند علامتي براي بسته شدن پرونده آن ماجرا باشد و به طرفين اين امكان را بدهد كه به دنبال زندگي عادي خود بروند. عذرخواهي قلم بطلان روي آنچه رخ داده است نمي كشد. تا حدودي به متعادل تر شدن روابط ميان دو طرف كمك مي كند.

عده اي مي گويند با طي كردن فرآيند بخشش، در مورد رفتار خود به نوعي درون بيني دست مي يابند و نهايتا بيشتر احساس اعتماد به نفس مي كنند. خيلي ها به كلي و عميقا تغيير كرده اند به خصوص در مواردي كه بخشيدن يك خطاي بزرگ مطرح بوده است. اين عده مي گويند كه نظرشان نسبت به زندگي تا حدودي دگرگون شده؛ آرام تر و منطقي تر شده اند و در صورت مواجهه با وضعيت هاي مشابه كمتر دچار خشم و برآشفتگي خواهند شد.

کد خبر 2163069

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha