تجدّد "شريعت" در اسلام، يا عصري سازي دين درغرب
|
اسلام متكامل ترين نسخه شريعت الهي است كه تضمين سعادت دنيا و آخرت بشر را در همه اعصار برعهده گرفته است |
آخرين آئين الهي
قرآن مجيد با صراحت، پايان بخش بودن اسلام را در آيه ذيل چنين بيان مي فرمايد: " و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو في الآخرة من الخاسرين" (سوره آل عمران، آيه 85) ؛ " و هركه جز اسلام ديني بجويد، هرگز از وي پذيرفته نشود و او در آخرت از زيانكاران است ". در پرتو اين آيه بخوبي روشن مي گردد كه با آمدن اسلام، هيچ آئين ديگري در بارگاه الهي پذيرفته نيست ؛ چه اديان پيشين و چه مكتبهاي پس از آن . بر مبناي اين خصوصيت، دين اسلام بايد عناصري را در درون ساختار خود داشته باشد كه در هرعصري بتواند راهگشاي مردم باشد و هرگز از كاروان زمان ، عقب نماند؛ بلكه پيشاپيش ديگر مكتبها و آئينهايي كه به عنوان مذهب ارائه شده اند حركت كند و راه ساحل نجات را به انسانهاي گرفتار در گردابهاي خودساخته نشان دهد. آنچه ما در اين نوشتار به دنبال آن هستيم ، بررسي اين قدرت خلاقه در اسلام و عناصر بديع آن است كه نيروي كشش پذيري آن را بي نهايت نموده است.
متكامل ترين نسخه شريعت
|
دين الهي ، مانند يك درخت پربار و مقدسي است كه در آغاز خلقت بشر كاشته شده و در طول تاريخ انبياء ، به رشد خود ادامه داده است تا سرانجام ، با آمدن كاملترين انسانها و خاتم پيامبران ، اين شجره طيبه نيز به اوج كمال خود رسيده است |
تضمين سعادت دنيا و آخرت
|
برخلاف برخي از مكاتب و آئين ها كه يا تنها براي حل مشكلات دنيوي مردم طرح و برنامه ارائه مي دهند و يا خود را ضامن سعادت بشر در عالم پس از مرگ مي دانند؛ شريعت اسلام، خوشبختي همه انسانها را در هردو بعد دنيا و آخرت ضمانت مي كند |
به همين دليل، انديشمندان مسلمان نيز، به بيان جامعيت برنامه آئين الهي براي رشد و تعالي بشر در هر دو زمينه دنيوي و اخروي و به عبارت ديگر : مادي و معنوي پرداخته اند. به عنوان مثال، حافظ با زبان شيواي هنر در يك غزل زيبا چنين مي سرايد : صوفي ار باده از اين دست به جام اندازد/ عارفان را همه در شرب مدام اندازد / روز در كسب هنر كوش كه مي خوردن روز / دل چون آينه در زنگ ظلام اندازد / آن زمان وقت مي صبح فروغ است كه شب / گرد خرگاه افق پرده شام اندازد . اين ويژگي، مسئوليت دين ما را دوچندان سنگين مي كند.
|
شريعت اسلام بايد از يك سو نيروي عظيم تجديد شونده و متناسب با زمان را براي سازماندهي امور دنيوي فرد و جامعه در بعد هدايتي و مديريتي داشته باشد؛ و از سوي ديگر، از چنان كشش معنوي چند بعدي بهره ببرد كه بتواند سكان دلها را در هر عصري در اختيار داشته باشد |
احكام تربيتي و احكام مديريتي
دسته اول از مسائل فقه اسلامي ، احكامي هستند كه به منظور تكامل روح انسان و شكوفا شدن استعدادهاي معنوي آدمي و آماده ساختن روان انسانها براي ورود به عالم ملكوت فرستاده شده اند. دسته دوم ، احكامي هستند كه به منظور اداره شئون جامعه و بيان كيفيت مديريت نظام حكومتي در ابعاد سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي آمده است. گروه اول را مي توانيم احكام "تربيتي" و گروه دوم را احكام "مديريتي" بناميم. منظور از احكام تربيتي ، كليه دستوراتي است كه در قوام بخشيدن به نظام اجتماعي و تنظيم روابط بخشهاي مختلف جامعه و اداره امور كشوري و لشكري ، نقش دارند. ابواب گوناگون فقه اسلامي را كه فقهاء بزرگوار ما بر دو بخش " عبادات " و " معاملات " تقسيم نموده اند ، مي توانيم بر اساس مبناي يادشده ، بدين شرح دسته بندي نماييم : ابواب فقهي مربوط به نماز، روزه ، طهارات (شامل غسل ، وضو و تيمم) ، اعتكاف ، حج ، نذر و مانند آنها، در زمره احكام "تربيتي" مي گنجند. اما ابواب مربوط به زكات ، خمس ، امر به معروف و نهي از منكر، جهاد ، قضاء ، شهادات ، وقف ، متاجر، رهن، حجر، اجاره ، وكالت ، وصايا ، قوانين ازدواج و طلاق ، احياء موات، احكام صيد و ذباحه ، احكام ميراث، حدود ، قصاص ، ديات و امثال آنها ؛ به عنوان احكام "مديريتي" به معنايي كه بيان شد؛ قلمداد مي گردند. بخشهايي از دسته نخست مانند برخي ابعاد نماز جمعه ، جنبه حكومتي و مديريتي نيز به خود مي گيرند؛ و بخشهايي از دسته دوم مانند قصد قربت در وقف و جهاد و زكات و خمس نيز، بعد تربيتي دارند. اما پيكره اصلي دسته اول از احكام ، براي خودسازي و تكامل روح و شكوفا شدن معنويت انسانها آمده ؛ و شاكله دسته دوم از احكام ، رسالت اداره شئون جامعه و تنظيم روابط اعضاء آن در زمينه هاي اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و سياسي را بر عهده دارد.
تجدد ذاتي اسلام
|
ابدي بودن اسلام از يك سو ، و نامتناهي بودن سير تكاملي انسان در بستر زمان از سوي ديگر؛ تجدد ذاتي اين آئين بالنده و جاوداني را رقم مي زنند |
|
يكي از حساس ترين فرازهاي مبحث تجدد، تشخيص و تعيين محدوده آن در عرصه شريعت است. پيش از هرچيز بايد روشن گردد كه خداي بزرگ در چه محدوده اي اجازه تطور و تحول را به دين شناسان و مفسران شريعت داده است و درچه زمينه هايي اصول استوار مكتب را جاوداني و منزه از هرگونه دگرگوني معرفي فرموده است |
|
قرآن به عنوان مهمترين منبع معارف اسلامي در درون خود از پتانسيل عظيمي برخوردار است كه مي تواند مطابق سطح فهم و آگاهي مردمان هر عصري تازه و پاسخگو باشد |
مفهوم تجدد ذاتي اسلام
به منظور روشن شدن معناي تجدد در اسلام و تفاوت ميان ديدگاه ما با نظريه هايي مانند تئوري عصريت در كلام جديد و ديدگاه دانش هرمنوتيك در خصوص معرفت ديني ، بحث ذيل را تقديم مي داريم. از آنجا كه ديدگاه عصري سازي معرفت ديني در برخي اديان مانند مسيحيت ، چالش هاي بزرگي را پديد آورده است و برخي برداشت هاي افراطي در اين زمينه ، شريعت را از محتواي اصلي آن تهي ساخته و از اين رهگذر، رسالت اساسي دين را در تربيت و هدايت بشر به حاشيه رانده است؛ بنا بر اين ، نخست به تبيين نظريه عصريت مي پردازيم و سپس تفاوت ديدگاه خود را در خصوص تجدد در اسلام با پديده عصري سازي بيان مي كنيم.
نظريه عصريت
جمعي از انديشمندان برآنند كه نظريه عصريت معرفت ديني، ديدگاهي تفسيري است كه بر پايه عدم ثبات و عدم قطعيت و مطلق نبودن معرفت ديني بنا شده است. ياد آور مي شود كه از تئوري عصري سازي ، نمودهاي گوناگوني عرضه شده است. برخي از نويسندگان به اين مقدار بسنده كرده اند كه مقصود از عصريت، تحول پذيربودن معرفت ديني و علم كلام است. به عبارت ديگر، اصل شريعت در مقام تعريف، امري ثابت و جامع است ولي معرفت بشري از شريعت در مقام تحقق، مانند ديگر معارف انساني دائما در حال تحول است . اما برخي ازسردمداران نظريه عصري سازي معرفت ديني ، اين سخن را كه " تنها شكل و صورت دين با شرايط عصري تعيين و تبيين مي شوند و محتواي دين ، امري مطلق و ازلي و ابدي است" برنمي تابند و تئوري عصريت را تا آنجا توسعه مي دهند كه بر اساس آن ، هم شكل دين و هم محتواي آن را تابع شرايط زماني و مكاني قلمداد مي كنند . برخي از آنان توصيه مي كنند كه اين ديدگاه به كتاب مقدس نيز تعميم داده شود و بر اين مبنا ؛ "انسان" به مقتضاي شرايط زماني و محيطي و براساس فرهنگ رايج و پيش فرضهاي ذهني خود، به تفسير و تبيين آن بپردازد.
برخي از اين نظريه پردازان تصريح مي كنند كه عصري سازي ، به معناي هماهنگ ساختن دين با انديشه هاي مقبول زمان ، فرهنگ رايج و شرايط اجتماعي عصر مي باشد. بر اين اساس، كتاب مقدس بايد طوري تفسير و تبيين شود كه متناسب و ملائم با طرز تفكر عصر حاضر باشد و معارف و مباحثي كه با انديشه هاي رايج زمان مناسب نيستند، طرد شوند. كتاب و سنت به گونه اي نو و بديع تفسير شوند كه با انديشه هاي رايج و فرهنگ معاصر سازگار باشد؛ گرچه اين تفسير جديد، بر خلاف نص كتاب و سنت باشد. مثلا شريعت ، انسان را در برابر خداوند " مكلف " معرفي مي كند. حال اگر زماني فرا رسد كه گرايش رايج و انديشه معاصر ، انسان را از گردونه تكليف خارج دانسته و او را تنها " محق " بداند و او را محور اصلي در قانون گذاري قلمداد نمايد، بايد ديدگاه شريعت در خصوص مكلف بودن انسان طرد شود و كتاب مقدس نيز بر اساس اصالت و محوريت بشر در هرگونه قانون گذاري تفسير و توجيه شود.
ويژگيهاي نظريه عصريت
|
نتيجه متناسب ساختن دين با عصر در تئوري عصريت اين است كه دين و تعليمات آن تابع گرايشهاي متغير هر عصر مي گردند و با وزش هرباد تئوريكي و خيزش هر موج ليبراليستي، تغييرماهيت مي دهند |
هرمنوتيك و تفسير شريعت
به منظور روشن شدن تفاوت ميان نظريه تجدد كه در صدد تبيين آن هستيم با ديگاه دانش هرمنوتيك در زمينه تفسير دين و تبيين معرفت ديني، شايسته است اين نظريه نيز توضيح داده شود تا موضع ما نيز در ازاء آن روشن گردد.
هرمنوتيك از واژه يوناني Hermeneia به معناي تفسير كردن گرفته شده است. گرچه اين اصطلاح در مورد علوم گوناگون به كار رفته است ؛ ولي كاربرد غالب آن در تفسير متون ديني در فرهنگ معاصر، ما را بر آن مي دارد تا اين نظريه را طرح كنيم و موضع خويش را در اين خصوص بيان داريم. دانشمنداني مانند : "فردريش شلايرماخر" ، "مارتين هايدگر" و "هانس گئورگ گادامر" از سردمداران اين نظريه محسوب مي شوند. از ديدگاه برخي از پيشقراولان اين ديدگاه ، فهميدن يك متن و يا يك سخن ، عبارت است از تجربه كردن دوباره اعمال ذهني مؤلف متن يا صاحب سخن. بر اين اساس، شنونده ، مجموعه اي از واژه هاي گوينده يا نويسنده اي را مي شنود و با يك عمل ذهني پيچيده ، معنا و مفهوم آن را به صورت حدسي كشف مي كند. بنا بر اين ، تفسير متن دو جنبه دارد : 1. جنبه ادبي و لغوي به معناي فهم عبارات گوينده بر اساس شرايط زباني كه مؤلف متن با آن محشور بوده است؛ 2. جنبه روان شناختي به معناي فهم ذهنيت خاص مؤلف.
برخي ديگر به اين نكته اشاره كرده اند كه هرگونه تفسيري از متن ، از طريق مجموعه اي از پيشفرضهاي خواننده و شنونده شكل مي گيرد. واژه ها و عبارات ، داراي يك معناي واحد در همه اعصار و شرايط نيستند. معناي كلمات ، مبتني بر شرايط ذهني و زماني و حال هوايي است كه مؤلف ويا گوينده در آن بسر مي برده است. بنا بر اين ، براي فهميدن درست سخن وي ، بايد از آنچه در لغتنامه ها و فرهنگها آمده است فراتر برويم و شرايط زماني و جهان معاصر مؤلف را بازسازي كنيم. هرگونه برداشت و تفسير ما از گذشته وابسته به وضعيت هرمنوتيكي ما است و در آينده نيز ، در معرض تجديد نظر قرار دارد.
بعضي از مشاهير دانش هرمنوتيك مي گويند : از آنجا كه هيچ تفسيري بدون پيشفرض امكان پذير نمي باشد، بنا براين ، هيچ تفسير عيني و نهايي وجود ندارد و ما نمي توانيم مطمئن شويم كه تفسير ما از متن ، صحيح است يا تفسيري ديگر. زيرا تفسير، مستلزم تركيب افق هاي گذشته و حال ؛ و به عبارت ديگر ، تركيب افق متن و سخن گوينده و افق فهم مفسر.
چالش هرمنوتيك در عرصه فهم دين
سرايت نظريه هرمنوتيك به حوزه معرفت ديني، موجب بروز چالش هايي در اين عرصه گرديد. گرچه ديدگاه همه دانشمندان علم هرمنوتيك در اين زمينه يكسان نيست ؛ ولي تعابير جمعي ازانديشمندان اين فن ، لوازم ذيل را تداعي مي كند: 1. قائل شدن به نسبيت در فهم شريعت و تفسير متون ديني ؛ 2. فقدان معيار براي تشخيص صحت يا سقم هريك از قرائت هاي مختلف از دين؛ و3. عدم امكان دستيابي به فهم صحيح متون ديني.
ويژگيهاي نظريه تجدد ذاتي اسلام
پس از آشنايي با مشخصات تئوري عصريت و ديدگاه دانش هرمنوتيك ، اينك به بيان خصوصيت هاي نظريه " تجدد در اسلام" مي پردازيم تا تفاوت اين نظريه با ديدگاه هاي مذكور روشن گردد. اين ويژگيها عبارتند از:
|
جانمايه هاي تجدد در اسلام، به صورت قواعدي كلي در درون پيكره شريعت چنان قرار داده شده اند كه متناسب با مقتضيات هر زمان ، تازگي دين را تضمين نموده و هدايتگري آن را پاس مي داردند. بر اين اساس ، اسلام داراي غناي ذاتي است و منبع تجدد در شريعت ، خودجوش و درون زا است و امري نيست كه از برون بر دين تحميل شود |
منبع : حجت الاسلام سيد رضا حسيني نسب ؛ پايگاه اينترنتي انتخاب


نظر شما