۱۸ شهریور ۱۳۸۴، ۱۰:۲۹

تجدّد "شريعت" ، يا عصري سازي دين

تجدّد "شريعت" ، يا عصري سازي دين

خبرگزاري "مهر" - گروه دين و انديشه : اخيرا مبحث سنگين و پرمايه تجدد در شريعت، توسط برخي از پژوهشگراني در دستور كار قرار گرفته است كه گرچه در رشته تحصيلي خود متخصص هستند، ولي در زمينه درونمايه هاي فقه اسلامي و تكامل خودجوش آن ، از تخصص لازم بي بهره اند. اين امر مي تواند بجاي اين كه پرده اي از چهره حقيقت بردارد، بر تراكم ابرهاي ابهام و شكاكيت در آسمان دين و دانش بيفزايد.

تجدّد "شريعت" در اسلام، يا عصري سازي دين درغرب

اسلام متكامل ترين نسخه شريعت الهي است كه تضمين سعادت دنيا و آخرت بشر را در همه اعصار برعهده گرفته است

آئين اسلام، به عنوان متكامل ترين نسخه شريعت الهي كه تضمين سعادت دنيا و آخرت بشر را در همه اعصار برعهده گرفته است، رسالتي سنگين را بردوش دارد كه اين مكتب را  در برابر آرمانهاي بلند انسانها در طول زمان، پاسخگو قلمداد مي كند. به منظور تبيين گزاره بالا، نخست به شرح ابعاد اين ويژگي اسلام ، و سپس به توضيح مسئوليت بزرگ آن مي پردازيم.

آخرين آئين الهي

قرآن مجيد با صراحت، پايان بخش بودن اسلام را در آيه ذيل چنين بيان مي فرمايد: " و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو في الآخرة من الخاسرين" (سوره آل عمران، آيه 85) ؛ " و هركه جز اسلام  ديني بجويد، هرگز از وي پذيرفته نشود و او در آخرت از زيانكاران است ". در پرتو اين آيه بخوبي روشن مي گردد كه با آمدن اسلام، هيچ آئين ديگري در بارگاه الهي پذيرفته نيست ؛ چه اديان پيشين و چه مكتبهاي پس از آن . بر مبناي اين خصوصيت، دين اسلام بايد عناصري را در درون ساختار خود داشته باشد كه در هرعصري بتواند راهگشاي مردم  باشد و هرگز از كاروان زمان ، عقب نماند؛ بلكه پيشاپيش ديگر مكتبها و آئينهايي كه به عنوان مذهب ارائه شده اند  حركت كند و راه ساحل نجات را به انسانهاي گرفتار در گردابهاي خودساخته نشان دهد.  آنچه ما در اين نوشتار به دنبال آن هستيم ، بررسي اين قدرت خلاقه در اسلام و عناصر بديع آن است كه نيروي كشش پذيري آن را بي نهايت نموده است.

متكامل ترين نسخه شريعت

 دين الهي ، مانند يك درخت پربار و مقدسي است كه در آغاز خلقت بشر كاشته شده و در طول تاريخ انبياء ، به رشد خود ادامه داده است تا سرانجام ، با آمدن كاملترين انسانها و خاتم پيامبران ، اين شجره طيبه نيز به اوج كمال خود رسيده است

با تدبر در جهانبيني اسلامي ، به اين نتيجه مي رسيم كه جوهر همه اديان آسماني يكي است. دين الهي ، مانند يك درخت پربار و مقدسي است كه در آغاز خلقت بشر كاشته شده و در طول تاريخ انبياء ، به رشد خود ادامه داده است تا سرانجام ، با آمدن كاملترين انسانها و خاتم پيامبران ، اين شجره طيبه نيز به اوج كمال خود رسيده است. كمال اين درخت تنومند به حدي است كه براي هرنسلي ، ميوه مناسب زمان را عرضه مي دارد و مسئوليت خويش را در برابر بشر در همه اعصار بر دوش مي گيرد. قرآن مجيد ، همه پيامبران را كه راهبانان اين طريق مقدسند مي ستايد و چنين مي فرمايد : " انا اوحينا اليك كما اوحينا الي نوح و النبيين من بعده و اوحينا الي ابراهيم و اسماعيل و اسحق و يعقوب و الاسباط و عيسي و ايوب و يونس و هارون و سليمان و آتينا داود زبورا . و رسلا قد قصصناهم عليك من قبل و رسلا لم نقصصهم عليك و كلم الله موسي تكليما . رسلا مبشرين و منذرين لئلا يكون للناس علي الله حجة بعد الرسل و كان الله عزيزا حكيما " (سوره نساء ؛ آيه 163 تا 165). " ما به تو وحي كرديم ، همچنان كه به نوح و پيامبران بعد  از او وحي كرديم ؛ و به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط و عيسي و ايوب و يونس و هارون و سليمان وحي نموديم و به داود ، زبور بخشيديم. و پيامبراني كه داستان آنان را بر تو حكايت كرديم و رسولاني كه قصه آنان را با تو بازگو ننموديم ؛ و خداوند با موسي آشكارا سخن گفت. پيامبراني كه بشارت دهنده و هشدار دهنده بودند، تا براي مردم پس از آمدن آنان ، در مقابل خدا حجتي نباشد و خداوند عزيز و حكيم است ".  بر همين اساس، ما هرگز از غير مسلمانان (مانند مسيحيان ) نمي خواهيم تا با اختياركردن اسلام ، دين خود را عوض كنند ؛ بلكه از آنان مي خواهيم تا با اختيار كردن اسلام ، دين خود را تكامل بخشند و با افزودن معارف اسلامي بر رسالت حقيقي ديگر انبياء الهي ، به مرحله متكامل تري كه مورد پذيرش خداوند است ، راه يابند.

تضمين سعادت دنيا و آخرت

برخلاف برخي از مكاتب و آئين ها كه يا تنها براي حل مشكلات دنيوي مردم طرح و برنامه ارائه مي دهند  و يا خود را ضامن سعادت بشر در عالم پس از مرگ مي دانند؛ شريعت اسلام، خوشبختي همه انسانها را در هردو بعد دنيا و آخرت ضمانت مي كند

برخلاف برخي از مكاتب و آئين ها كه يا تنها براي حل مشكلات دنيوي مردم طرح و برنامه ارائه مي دهند  و يا خود را ضامن سعادت بشر در عالم پس از مرگ مي دانند؛ شريعت اسلام، خوشبختي همه انسانها را در هردو بعد دنيا و آخرت ضمانت مي كند و براي هر دو جنبه جسمي و روحي آنها دستور العمل دارد. امام حسن مجتبي (ع) در آخرين وصيت خود چنين  مي فرمايد : " اعمل لدنياك كأنك تعيش أبدا ؛ واعمل لآخرتك كأنك تموت غدا " ؛" براي دنيايت چنان تلاش كن ، مثل اينكه براي هميشه زنده خواهي ماند؛ و برا ي آخرت خود نيز چنان كار كن؛ مانند اينكه فردا از جهان رخت خواهي بست ".

به همين دليل، انديشمندان مسلمان نيز، به بيان جامعيت برنامه آئين الهي براي رشد و تعالي بشر در هر دو زمينه دنيوي و اخروي و به عبارت ديگر : مادي و معنوي پرداخته اند. به عنوان مثال، حافظ با زبان شيواي هنر در يك غزل زيبا چنين مي سرايد : صوفي ار باده  از اين دست  به جام   اندازد/ عارفان  را همه  در شرب  مدام  اندازد / روز در كسب هنر كوش كه مي خوردن روز /  دل چون  آينه  در زنگ  ظلام   اندازد /  آن زمان وقت مي صبح فروغ است  كه شب /  گرد خرگاه  افق  پرده   شام      اندازد . اين ويژگي، مسئوليت دين ما را دوچندان سنگين مي كند.

 شريعت اسلام بايد از يك سو نيروي عظيم تجديد شونده و متناسب با زمان را براي سازماندهي امور دنيوي  فرد و جامعه  در بعد هدايتي و مديريتي داشته باشد؛ و از سوي ديگر، از چنان كشش معنوي چند بعدي بهره ببرد كه بتواند سكان  دلها را در هر عصري  در اختيار داشته باشد

شريعت اسلام بايد از يك سو نيروي عظيم تجديد شونده و متناسب با زمان را براي سازماندهي امور دنيوي  فرد و جامعه  در بعد هدايتي و مديريتي داشته باشد ؛ تا همگام با رشد دانش بشر و تحول ابزارها و شيوه هاي زندگي اجتماعي و ظهور ايدئولوژي هاي روزآمد ، ابتكار عمل را در راهگشايي جوامع انساني در دست داشته باشد؛ و از سوي ديگر، از چنان كشش معنوي چند بعدي بهره ببرد كه بتواند سكان  دلها را در هر عصري  در اختيار داشته باشد و كشتي بشريت را به ساحل نجات آرامش و جزيره امن فضيلت رهنمون گردد.  به همين دليل، شايسته است مجموعه دستورهاي فقهي اسلامي را به دو بخش مجزا  تقسيم كنيم .


احكام تربيتي و احكام مديريتي

دسته اول از مسائل فقه اسلامي ، احكامي هستند كه به منظور تكامل روح انسان و شكوفا شدن استعدادهاي معنوي آدمي و آماده ساختن روان انسانها براي ورود به عالم ملكوت فرستاده شده اند. دسته دوم ، احكامي هستند كه به منظور اداره شئون جامعه و بيان كيفيت مديريت نظام حكومتي در ابعاد سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي آمده است. گروه اول را مي توانيم احكام "تربيتي" و گروه دوم را احكام "مديريتي" بناميم.  منظور از احكام تربيتي ، كليه دستوراتي است كه در قوام بخشيدن به نظام اجتماعي و تنظيم روابط بخشهاي مختلف جامعه و اداره امور كشوري و لشكري ، نقش دارند. ابواب گوناگون فقه اسلامي را كه فقهاء بزرگوار ما بر دو بخش " عبادات " و " معاملات " تقسيم نموده اند ، مي توانيم بر اساس مبناي يادشده ، بدين شرح دسته بندي نماييم : ابواب فقهي مربوط به نماز، روزه ، طهارات (شامل غسل ، وضو و تيمم) ، اعتكاف ، حج ، نذر و مانند آنها، در زمره احكام "تربيتي" مي گنجند. اما ابواب مربوط به زكات ، خمس ، امر به معروف و نهي از منكر، جهاد ، قضاء ، شهادات ، وقف ، متاجر، رهن، حجر، اجاره ، وكالت ، وصايا ، قوانين ازدواج و طلاق ، احياء موات، احكام صيد و ذباحه ، احكام ميراث، حدود ، قصاص ، ديات و امثال آنها ؛ به عنوان احكام "مديريتي" به معنايي كه بيان شد؛ قلمداد مي گردند. بخشهايي از دسته نخست مانند برخي ابعاد نماز جمعه ، جنبه حكومتي و مديريتي نيز به خود مي گيرند؛ و بخشهايي از دسته دوم مانند قصد قربت در وقف و جهاد و زكات و خمس نيز، بعد تربيتي دارند. اما پيكره اصلي دسته اول از احكام ، براي خودسازي و تكامل روح و شكوفا شدن معنويت انسانها آمده ؛ و شاكله دسته دوم از احكام ، رسالت اداره شئون جامعه و تنظيم روابط اعضاء آن در زمينه هاي اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و سياسي را بر عهده دارد.

تجدد ذاتي اسلام

 ابدي بودن اسلام از يك سو ، و نامتناهي بودن سير تكاملي انسان در بستر زمان از سوي ديگر؛ تجدد ذاتي اين آئين بالنده و جاوداني را رقم مي زنند

از آنجا كه از يك سو انسان در گذر زمان ، همگام با كاروان هستي ، مراحل كمال را يكي پس از ديگري در هردو بعد فردي و اجتماعي طي مي كند ؛ و از سوي ديگر، شريعت اسلام ، مسئوليت پاسخگويي به نيازهاي بشر را در همه اعصار بر عهده گرفته است ؛ بنا بر اين، آئين الهي ما بايد نيرويي شگرف در درون خود داشته باشد كه امكان شكوفايي معارف  و تناسب شيوه هاي هدايتي و مديريتي خود را  با هر عصري و براي هر نسلي فراهم سازد. به عبارت ديگر، ابدي بودن اسلام از يك سو ، و نامتناهي بودن سير تكاملي انسان در بستر زمان از سوي ديگر؛ تجدد ذاتي اين آئين بالنده و جاوداني را رقم مي زنند.

يكي از حساس ترين فرازهاي مبحث تجدد، تشخيص و تعيين محدوده آن در عرصه شريعت است. پيش از هرچيز بايد روشن گردد كه خداي بزرگ در چه محدوده اي اجازه تطور و تحول را به دين شناسان و مفسران شريعت داده است و درچه زمينه هايي اصول استوار مكتب را جاوداني و منزه از هرگونه دگرگوني معرفي فرموده است

يكي از حساس ترين فرازهاي مبحث تجدد، تشخيص و تعيين محدوده آن  در عرصه شريعت است. از آنجا كه آئين ما به عنوان دين الهي مبتني بر تعبد و پرستش خدا و پيروي كامل از دستورات او مي باشد؛ پيش از هرچيز بايد روشن گردد كه خداي بزرگ در چه محدوده اي اجازه تطور و تحول را به دين شناسان و مفسران شريعت داده است و درچه زمينه هايي اصول استوار مكتب را جاوداني و منزه از هرگونه دگرگوني معرفي فرموده است. از يك سو شارع اسلام مي فرمايد: "حلال محمد حلال الي يوم القيامة و حرامه حرام الي يوم القيامة" . "آنچه محمد حلال و روا فرموده تا روز رستاخيز حلال است و آنچه حرام و ناروا دانسته ، تا قيامت حرام و ناروا خواهد بود" ؛  از سوي ديگر در روايت ذيل چنين مي خوانيم: " سئل النبي (ص) : ما بال القرآن لايزداد علي النشر و الدرس الا عضاضة؟ فقال: لأن الله بتارك و تعالي لم يجعله لزمان دون زمان و لا لناس دون ناس . فهو في كل زمان جديد و عند كل قوم غض الي يوم القيامة " ،" از پيامبر (ص) سؤال شد: چگونه است كه هرچه زمان بيشتر بر قرآن مي گذرد، جز بر تازگي و طراوت آن نمي افزايد؟  پيامبر(ص) فرمود: زيرا خداوند قرآن را براي زماني خاص و مردمي خاص (يعني براي يك عصر و يك نسل) قرار نداده است. از اين رو، قرآن در هر زمان و نزد هر مردمي تا روز رستاخيز، تازه و با طراوت مي باشد".

قرآن به عنوان مهمترين منبع معارف اسلامي در درون خود از پتانسيل عظيمي برخوردار است كه مي تواند مطابق سطح فهم و آگاهي مردمان هر عصري تازه و پاسخگو باشد

از اين روايت به خوبي روشن مي گردد كه قرآن به عنوان مهمترين منبع معارف اسلامي در درون خود از پتانسيل عظيمي برخوردار است كه مي تواند مطابق سطح فهم و آگاهي مردمان هر عصري تازه و پاسخگو باشد. مسئوليت بزرگي كه بر دوش انديشمندان اسلامي قرار دارد اين است كه معناي درست اين تجدد و وسعت دايره آن را با دقت و متانت تبيين نمايند؛ تا از يك سو، موجبات جمود احكام و معارف اسلامي را فراهم نسازند و از سوي ديگر ، جوهر حقيقي دين را به حاشيه نرانند.

مفهوم تجدد ذاتي اسلام

به منظور روشن شدن معناي  تجدد در اسلام و تفاوت ميان ديدگاه ما با نظريه هايي مانند تئوري عصريت در كلام جديد و ديدگاه دانش هرمنوتيك  در خصوص معرفت ديني ،  بحث ذيل را تقديم مي داريم. از آنجا كه ديدگاه عصري سازي معرفت ديني  در برخي اديان مانند مسيحيت ، چالش هاي بزرگي را پديد آورده است و برخي برداشت هاي افراطي در اين زمينه ، شريعت را از محتواي اصلي آن تهي ساخته  و از اين رهگذر، رسالت اساسي دين را در تربيت و هدايت بشر به حاشيه رانده است؛  بنا بر اين ، نخست به تبيين نظريه عصريت  مي پردازيم و سپس تفاوت ديدگاه خود را در خصوص تجدد در اسلام با پديده عصري سازي بيان  مي كنيم.

نظريه عصريت

جمعي از انديشمندان  برآنند كه نظريه عصريت  معرفت ديني، ديدگاهي تفسيري است كه بر پايه عدم ثبات و عدم قطعيت و مطلق نبودن معرفت ديني بنا شده است.  ياد آور مي شود كه از تئوري عصري سازي ، نمودهاي گوناگوني عرضه شده است. برخي از نويسندگان به اين مقدار بسنده كرده اند كه مقصود از عصريت، تحول پذيربودن معرفت ديني و علم كلام است. به عبارت ديگر، اصل شريعت در مقام تعريف، امري ثابت و جامع است ولي معرفت بشري از شريعت در مقام تحقق، مانند ديگر معارف انساني دائما در حال  تحول است .  اما برخي ازسردمداران نظريه عصري سازي معرفت ديني ، اين سخن را كه " تنها شكل و صورت دين با شرايط عصري تعيين و تبيين مي شوند و محتواي دين ، امري مطلق و ازلي و ابدي است"  برنمي تابند و تئوري عصريت را تا آنجا توسعه مي دهند كه بر اساس آن ، هم شكل دين و هم محتواي آن را تابع شرايط زماني و مكاني قلمداد مي كنند . برخي از آنان توصيه مي كنند كه اين ديدگاه به كتاب مقدس نيز تعميم داده شود و بر اين مبنا ؛ "انسان" به مقتضاي شرايط زماني و محيطي و براساس فرهنگ رايج و پيش فرضهاي ذهني خود، به تفسير و تبيين آن بپردازد.

برخي از اين نظريه پردازان تصريح مي كنند كه عصري سازي ، به معناي هماهنگ ساختن دين با انديشه هاي مقبول زمان ، فرهنگ رايج و شرايط اجتماعي عصر مي باشد. بر اين اساس، كتاب مقدس بايد طوري تفسير و تبيين شود كه متناسب و ملائم با طرز تفكر عصر حاضر باشد و معارف و مباحثي كه با انديشه هاي رايج زمان مناسب نيستند، طرد شوند. كتاب و سنت  به گونه اي نو و بديع تفسير شوند كه با انديشه هاي رايج و فرهنگ معاصر سازگار باشد؛ گرچه اين تفسير جديد، بر خلاف نص كتاب و سنت باشد.  مثلا شريعت ، انسان را در برابر خداوند " مكلف " معرفي مي كند. حال اگر زماني فرا رسد كه گرايش رايج و انديشه معاصر ، انسان را از گردونه تكليف خارج دانسته و او را تنها " محق " بداند و او را محور اصلي در قانون گذاري قلمداد نمايد، بايد ديدگاه شريعت در خصوص مكلف بودن انسان  طرد شود و كتاب مقدس نيز بر اساس اصالت و محوريت بشر در هرگونه قانون گذاري تفسير و توجيه شود.

ويژگيهاي نظريه عصريت

نتيجه متناسب ساختن دين با عصر در تئوري عصريت اين است كه دين و تعليمات آن تابع گرايشهاي متغير هر عصر مي گردند و با وزش هرباد تئوريكي و خيزش هر موج ليبراليستي، تغييرماهيت مي دهند

با تدبر در تئوري عصريت ، روشن مي گردد كه اين نظريه داراي ويژگي هاي ذيل مي باشد: 1. مبناي اساسي نظريه عصري سازي ، عدم ثبات ، عدم قطعيت و نسبي بودن معرفت ديني در نزد برخي ؛ و يا  نسبي بودن و عدم ثبات اصل دين در نزد بعضي ديگر محسوب  مي شود؛ 2. محور عصريت، برداشت انسان از دين در چهار چوب شرايط زماني و مكاني و فرهنگ رايج است ؛ 3. متناسب ساختن دين با عصر در تئوري عصريت، امري است كه از برون بر دين تحميل مي شود. بنا بر اين ، ميزان در تفسير و تبيين كتاب و سنت ، نص محتواي آنها و غناي ذاتي شريعت  نيست ؛ بلكه انديشه هاي رايج هرعصر و فرهنگ معاصر ، به عنوان معيار اصلي در اين امر به حساب مي آيند . روشن است كه برمبناي اين ويژگي، دين و تعليمات آن تابع گرايشهاي متغير هر عصر مي گردند و با وزش هرباد تئوريكي و خيزش هر موج ليبراليستي، تغييرماهيت مي دهند. به همين دليل، حتي برخي از مناديان عصري سازي مانند "جان هال" آسيبها و پيامدهاي نامطلوب اين تئوري را جدي دانسته و برآنند كه نظريه عصريت ممكن است به لغزش گاه نسبيت كشيده شود و سرانجام ، در پرتگاه شكاكيت  سقوط كند. آشكار است كه اين نظريه ، محتواي تعاليم شريعت و نقش فعال آن را در هدايت بشرسلب  مي كند و جوهراصلي دين را به حاشيه مي راند.

هرمنوتيك و تفسير شريعت

به منظور روشن شدن تفاوت ميان نظريه تجدد كه در صدد تبيين آن هستيم با ديگاه دانش هرمنوتيك در زمينه تفسير دين و تبيين معرفت ديني، شايسته است اين نظريه نيز توضيح داده شود تا موضع ما نيز در ازاء آن روشن گردد.

هرمنوتيك از واژه يوناني Hermeneia به معناي تفسير كردن گرفته شده است. گرچه اين اصطلاح در مورد علوم گوناگون به كار رفته است ؛ ولي  كاربرد غالب آن در تفسير متون ديني  در فرهنگ معاصر، ما را بر آن  مي دارد تا اين نظريه را طرح كنيم و موضع خويش را در اين خصوص بيان داريم. دانشمنداني مانند :  "فردريش شلايرماخر" ، "مارتين هايدگر"  و "هانس گئورگ گادامر" از سردمداران اين نظريه محسوب مي شوند. از ديدگاه برخي از پيشقراولان اين ديدگاه ، فهميدن يك متن و يا يك سخن ، عبارت است از تجربه كردن دوباره اعمال ذهني مؤلف متن يا صاحب سخن. بر اين اساس، شنونده ، مجموعه اي از واژه هاي گوينده يا نويسنده اي را مي شنود و با يك عمل ذهني پيچيده ، معنا و مفهوم آن را به صورت حدسي كشف  مي كند. بنا بر اين ، تفسير متن دو جنبه دارد : 1. جنبه ادبي و لغوي به معناي فهم عبارات گوينده بر اساس شرايط زباني كه مؤلف متن با آن  محشور بوده است؛ 2. جنبه روان شناختي به معناي فهم ذهنيت خاص مؤلف.

برخي ديگر به اين نكته اشاره كرده اند كه هرگونه تفسيري  از متن ، از طريق مجموعه اي از پيشفرضهاي خواننده و شنونده شكل مي گيرد.  واژه ها و عبارات ، داراي يك معناي واحد در همه اعصار و شرايط نيستند. معناي كلمات ، مبتني بر شرايط ذهني و زماني و حال هوايي است كه مؤلف ويا گوينده در آن بسر مي برده است. بنا بر اين ، براي فهميدن درست سخن وي ، بايد از آنچه در لغتنامه ها و فرهنگها آمده است فراتر برويم و شرايط زماني و جهان معاصر مؤلف را بازسازي كنيم. هرگونه برداشت و تفسير ما از گذشته وابسته به وضعيت هرمنوتيكي ما است و در آينده نيز ، در معرض تجديد نظر قرار دارد. 

بعضي از مشاهير دانش هرمنوتيك مي گويند : از آنجا كه هيچ تفسيري بدون پيشفرض امكان پذير نمي باشد، بنا براين ، هيچ تفسير عيني و نهايي وجود ندارد و ما  نمي توانيم مطمئن شويم كه تفسير ما از متن ، صحيح است يا تفسيري ديگر. زيرا تفسير، مستلزم تركيب افق هاي گذشته و حال ؛ و به عبارت ديگر ، تركيب افق متن و سخن گوينده و افق فهم مفسر.

چالش هرمنوتيك در عرصه فهم دين

سرايت نظريه هرمنوتيك به حوزه معرفت ديني، موجب بروز چالش هايي  در اين عرصه گرديد. گرچه ديدگاه همه دانشمندان علم هرمنوتيك در اين زمينه يكسان نيست ؛ ولي تعابير جمعي ازانديشمندان اين فن ، لوازم ذيل را تداعي مي كند:  1. قائل شدن به نسبيت در فهم شريعت و تفسير متون ديني ؛ 2. فقدان معيار براي تشخيص صحت يا سقم هريك از قرائت هاي مختلف از دين؛ و3. عدم امكان دستيابي به فهم صحيح متون ديني.

ويژگيهاي نظريه تجدد ذاتي اسلام

پس از آشنايي با مشخصات تئوري عصريت و ديدگاه دانش هرمنوتيك ، اينك به بيان خصوصيت هاي  نظريه " تجدد در اسلام" مي پردازيم تا تفاوت اين نظريه با ديدگاه هاي مذكور روشن گردد. اين ويژگيها عبارتند از:

جانمايه هاي تجدد در اسلام، به صورت قواعدي كلي در درون پيكره شريعت چنان قرار داده  شده اند كه متناسب با مقتضيات هر زمان ، تازگي دين را تضمين نموده و هدايتگري آن را پاس مي داردند. بر اين اساس ، اسلام داراي غناي ذاتي است و منبع تجدد در شريعت ، خودجوش و درون زا است و امري نيست كه از برون بر دين تحميل شود

1. اصل و گوهر دين ما ، امري ثابت ، پايدار و غني تر از نيازهاي بشري هر عصر  مي باشد  وتوانايي پاسخگويي به آرمانهاي انسانها را براي هميشه دارد؛ 2. شريعت اسلام، همانند اقيانوس بي كراني است كه فرزندان هر عصري ، در سطح خاصي از اين درياي سرشار، به صيد گوهر هاي نا متناهي آن مي پردازند؛  3. هر يك از افراد بشر در هر زمان نيز، به تناسب سطح فكري خود و به اندازه گنجايش ظرف وجودي خويش ، از آن چشمه زلال برداشت  مي كند. اين برداشت محدود ازدين، اگر از مسيري كه شريعت توصيه نموده صورت گيرد ، مطابق با واقع ؛ و در غير اين صورت ، مي تواند نادرست و زاييده لغزش انساني باشد؛ 4. تجدد در دين به معناي تلاش اسلام شناسان هر عصري براي درك درست شريعت در سطحي است كه شارع  ، رسالت هدايت بشر را  براي آن عصر بردوش گرفته است؛ 5. جانمايه هاي تجدد در اسلام، به صورت قواعدي كلي در درون پيكره شريعت چنان قرار داده  شده اند كه متناسب با مقتضيات هر زمان ، تازگي دين را تضمين نموده و هدايتگري آن را پاس مي داردند. بر اين اساس ، اسلام داراي غناي ذاتي است و  منبع تجدد در شريعت ، خودجوش و درون زا است و امري نيست كه از برون بر دين تحميل شود. قواعد عام فقهي در كنار فروع فقهي و علم اصول فقه ، امري متمايز است كه بررسي دقيق آن ، يكي از كليدهاي اصلي براي گشودن راز تجدد در فهم قوانين  شريعت در عين ثبات و غناي ابدي اصل دين است؛ و اينطور نيست كه فرهنگ معاصر و شرايط زماني و مكاني و پيش فرضها و يافته هاي علمي و فلسفي جديد، تحول را بر معرفت ديني تحميل نمايد؛ و  6. بستري كه رودخانه شريعت اسلام  بر آن جاري است ، داراي معيارهايي است كه بالندگي آن را تا ابد تضمين مي كند. جايگاه والاي عقل و خردورزي ، ارزش بي بديل عدالت خواهي و اهميت سماحت در اسلام، از جمله اين معيارها به حساب مي آيند.

منبع : حجت الاسلام سيد رضا حسيني نسب ؛ پايگاه اينترنتي انتخاب

کد مطلب 225983

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha