۱۳ دی ۱۳۸۴، ۷:۵۹

نگاهي تحليلي به مجموعه داستان " سنگ سرد "

نگاهي تحليلي به مجموعه داستان " سنگ سرد "

خبرگزاري مهر - گروه فرهنگ و ادب : مجموعه داستان " سنگ سرد " ، مشتمل بر هشت داستان كوتاه برگزيده مسابقه ادبي قصه نويسي جوانان در سال 83 است كه هر داستان به قلم يك نويسنده و با سبك و فضاي متفاوت نسبت به يكديگر به رشته تحرير درآمده اند .

 




به گزارش مهر ، داستان " ايزو = ايده آل " نخستين قصه كتاب است كه بيش از داستان ، به يك لطيفه و شوخي كوتاه شبيه است .

در " ايزو = ايده آل"  راوي از ترس بروز كاهلي خود در برابر رئيس آزمايشگاه ، شروع به توجيه مي كند و در اين راه، اتفاقي نامعمول، او را از اتهام مي رهاند. اين داستان شرح آدمهايي است كه مشغول فعاليت هاي شيميايي و آزمايشگاهي بوده و خود را اغلب با نام هاي آشناي اساطير و يا جهان خارج مثل پرومته و زئوس و پاواروتي صدا مي كنند. اين گونه ارجاعات بينامتني با نام هاي خارج از جهان متن، صرفا براي فضاسازي و نمايش مناسبات ميان آدم هاست و چندان كاربردي و پيش برنده نشان نمي دهد . فضا ، زمان و نحوه وقوع رويدادها، نامشخص و كليت اثر نيز به يك شوخي ادبي - با لحني ژورناليستي - شباهت دارد.

" دالتون ها " ماجراي پسري به نام وحيد است كه با پدر پير و فقير خود، به سختي امرار معاش مي كنند. او از جانب درس و مدرسه طرد مي شود و به اين فكر فرو مي رود كه چگونه مي تواند همچون نيوتن، هم شاگرد تنبل باشد و هم مشهور و موفق. وحيد سپس به دختري خياباني برمي خورد و مفاهيم و معادلات ذهني اش را حل مي كند. او نماد سادگي و بلاهت و شرافتمندي است كه از اين رهگذر، به فردي كج فهم و دير فهم نسبت به دنياي اطراف تبديل شده است . اين سادگي شرافتمندانه، او را همچون پدر سنتي و بيسوادش ، در عالمي سپيد و دست نخورده نگاه مي دارد و همين امر، قدرت درك شرايط و معاني مختلف اجتماعي را از او سلب مي كند.

" دالتون ها " نمونه مناسبي براي شناخت آثار متكي بر گفتگو است؛ گفتگوهايي كه بسيار پالايش شده و كارآمد، به ايجاد فضا ، شخصيت پردازي و نمايش موقعيت اجتماعي آدم ها و ... انجاميده است .

به عقيده تحليلگر ادبي مهر ، " دردهاي تكراري چخوف من " روايت ذهني وهم گونه يك نويسنده از رويدادي شهري و درآميختن آن با شيفتگي به آنتوان چخوف است. مدت كوتاهي نيست كه شيفتگي نويسندگان جوان به الگوها و بزرگان ادبيات، زمينه آفرينش آثاري شده است كه حضور چهره هاي مشهور و رابطه بنيامتني  با ايشان را در داستان ، مد نظر قرار داده اند.

اين قصه نيز غلطان ميان توهم و واقعيت ، در شرايطي كه نقاط  كور و مبهم فراواني براي مخاطب باقي مي گذارد ، يادآوري ذهني يك نويسنده روان پريشي را در مواجهه با چخوف يادآوري مي كند . داستان به آثار تجربي و كارگاهي قديمي پهلو مي زند كه با اتكاي صرف بر عنصر ديالوگ - به ويژه كيفيت افشاگر آن - بيش از داستان ، حتي به نمايشنامه نزديك شده است.

" گدا بود مثل همه گداها " با طرح و قصه ساده رئاليستي اش به دست نوشته هاي خاطره وار دوران نوجواني شباهت داشته و فاقد عناصر و جولانگاه قابل بحث داستاني است.

داستان "هفته اي كه بدون تو گذشت" ، بدون دارا بودن خط سير مشخصي و هدفي از پيش تعيين شده ، به پرگويي راوي و شرح همه جزييات و ماوقع گذشته اختصاص پيدا كرده است.

در داستان " ديگري " باز هم شخصيت يك نويسنده ، محورماجراست ؛ نويسنده اي كه در سرتاسر قصه، به خودگويي و روايتي شخصي اكتفا كرده و توصيف گر وضعيت دلخراش يك انسان تك افتاده و تنها، بعد از از هم پاشيدگي كانون خانواده اش مي باشد .

اين روند در پايان قصه ، با بيدار شدن نويسنده  و محرز شدن داستان وارگي وقايع رخ داده است ، تلاش درجهت حذف سر راست گويي و فرو ريختن قطعيت روايي دارد اما عدم استفاده نويسنده از ظرفيت هاي ادبي (رفت و برگشت هاي زماني و ...) براي گريز از حتميت داستاني و شكستن قالب خطي موجب شده است تا " ديگري" در خلق فضاي پست مدرن و شكست قالب مرسوم " روايت گري يك نويسنده در داستان " بازبماند و اين شكست حاصل نمي شود مگر به مدد چهار سطر پاياني اثر:

"  ... شانه هايم را گرفته بود و به سختي تكان مي داد .

- جلال چرا داد مي كشي ؟ صورتت چرا خيسه ؟  پاشو مهمون داري . بلند شو . بسه ديگه .  دو ساعته داري مي نويسي  . پاشو يه آبي به صورتت بزن..." (ص49)

" طهران " را مي توان داستان موقعيت خواند كه برشي كوتاه و نيمه گزارشي از محيط يك قهوه خانه در محله درخونگاه و توصيف حال و هواي تهران قديم و مناسبات آدم هايي است كه به زبان كوچه و بازار تكلم مي كنند.

اما " سنگ سرد " را مي توان متفاوت ترين داستان مجموعه برشمرد. فرم و محتوا در اين داستان، بيانگر نوعي آوانگارديسم ادبي است. در "سنگ سرد" در دل روايتي كه در زمان حال سير مي كند، ديالوگ هايي كه همچون صدايي از بيرون ماجرا ، داستان را قطع مي كنند و آن را به بخش هايي كوتاه تقسيم مي كنند، در زمان آينده و جلوتر از روال قصه روايت مي شود ؛ به گونه اي كه در پايان ، اين پاره گفتگوها هستند كه بر فضاي داستان، غالب شده و امتداد روايت تلقي مي شوند. تكنيك نويسنده ، در نمايش زمان وقوع قصه نيز جالب توجه است؛ شخصيت اول ماجرا ، مجله "زن روز"ي را ورق مي زند كه روي جلد آن از حضور دختر شايسته ايران در مسابقات بين المللي خبر داده است ؛ يعني كه خواننده مي بايست در فضاي زماني و جغرافيايي پيش از انقلاب به پيگيري آدم ها و ماجرا بپردازد.

به عقيده تحليلگر ادبي مهر ، شخصيت هاي داستان به مدد ذهن پويا و خلاق نويسنده ، قدري نامتعارف اند و خاله پرشر و شوري كه دوچرخه سواري مي كند و مادر بزرگي كه در مسابقه دختر شايسته شركت مي كند و ... " موجب افزايش خرده داستان ها و رواياتي پي در پي از يك خانواده مي شود كه همه، يك كليت را تشكيل مي دهند . اين پاره داستانها به گونه اي وارد ماجرا مي شوند كه بدون لزوم فهم چرايي وقوع يا آغاز و انجام شان به طورمجزا، مستقل و صاحب هويت اند.

مجموعه داستان " سنگ سرد " به قلم جمعي از نويسندگان از سوي نشرعلمي و فرهنگي  در شمارگان دو هزار نسخه و با بهاي پشت جلد 900 تومان روانه پيشخوان شده است .

کد مطلب 273356

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha