۱۳ فروردین ۱۴۰۵، ۲۰:۴۶

پایان هژمونی بی‌چالش آمریکا؛ جنگی که ترامپ را زمین‌گیر کرد

پایان هژمونی بی‌چالش آمریکا؛ جنگی که ترامپ را زمین‌گیر کرد

در میانه جنگی که قرار بود «سریع و تعیین‌کننده» باشد، اکنون نشانه‌های یک فرسایش راهبردی برای واشنگتن بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است.

یادداشت مهمان- محمد شاهی، پژوهشگر و کارشناس رسانه: در میانه جنگی که قرار بود «سریع و تعیین‌کننده» باشد، اکنون نشانه‌های یک فرسایش راهبردی برای واشنگتن بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است. برخلاف ادعاهای دونالد ترامپ درباره «نزدیک بودن پایان جنگ»، نه‌تنها اهداف کلیدی محقق نشده، بلکه ابهام در استراتژی خروج و افزایش فشار داخلی و خارجی، تصویر یک بن‌بست ژئوپلیتیکی را ترسیم می‌کند.

فرسایش توان و بی‌دستاوردی راهبردی

ایالات متحده حجم بی‌سابقه‌ای از توان نظامی را به منطقه تزریق کرد، بزرگ‌ترین آرایش نظامی از زمان جنگ عراق، اما نتیجه آن، نه فروپاشی سریع ایران، بلکه ورود به یک جنگ فرسایشی بوده است.

بنا بر اعتراف نیروهای نظامی و امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی توان موشکی ایران نه تنها تضعیف نشده بلکه بله صورت گسترده تر و با تاکتیک های متفاوت تر حملات ادامه دارد، که این مسئله عملاً کارایی عملیات پرهزینه آمریکا را زیر سؤال برده است.

از سوی دیگر، استفاده گسترده از تسلیحاتی مانند موشک‌های کروز و هزینه‌های میلیاردی جنگ، بدون دستاورد ملموس راهبردی، نشانه‌ای از «اتلاف قدرت سخت» در یک محیط نامتقارن است.

خلیج فارس؛ از «کنترل» تا «چالش»

یکی از مهم‌ترین پیامدهای این جنگ، تغییر در معادله امنیتی خلیج فارس است. ایران توانسته با تهدید و اختلال در تنگه هرمز، جریان انرژی جهانی را تحت فشار قرار دهد و تردد دریایی را در این ناحیه را صفر کند.

این جنگ نه‌تنها ایران را تضعیف نکرده، بلکه می‌تواند موقعیت آن را در منطقه تقویت کرده و کشورهای حاشیه خلیج فارس را آسیب‌پذیرتر کند.

این یعنی جابه‌جایی تدریجی از «هژمونی بلامنازع آمریکا» به «میدان رقابت و بی‌ثباتی» و در چنین فضایی، کنترل کامل دیگر در اختیار واشنگتن نیست.

برندگان خاموش: چین و روسیه

در سطح کلان، این جنگ بیش از آنکه موازنه را به نفع آمریکا تغییر دهد، به نفع بازیگران رقیب تمام شده است.

روسیه با ارائه اطلاعات و پشتیبانی غیرمستقیم به ایران، بدون درگیر شدن مستقیم، هزینه‌های آمریکا را افزایش داده است.

در همین حال، تحلیل‌های اروپایی نشان می‌دهد که چین می‌تواند برنده بلندمدت این بحران باشد، چرا که از بی‌ثباتی انرژی و تضعیف موقعیت آمریکا در نظم جهانی بهره می‌برد.

به بیان دیگر، واشنگتن در حال مصرف منابع خود در میدانی است که سود ژئوپلیتیکی آن به رقبایش منتقل می‌شود.

استیصال سیاسی در ترامپ

ادبیات متناقض دونالد ترامپ از اعلام «پیروزی قاطع» تا تهدید به ادامه بمباران بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، بیانگر تلاش برای مدیریت یک بحران بدون دستاورد روشن است.

افزایش نارضایتی داخلی، فشار اقتصادی ناشی از جهش قیمت انرژی، و نبود افق مشخص، همگی نشان‌دهنده وضعیتی است که می‌توان آن را «استیصال راهبردی» نامید.

در ادامه این جنگ، به‌جای تثبیت برتری نظامی آمریکا، چند واقعیت مهم را آشکار کرد:

محدودیت قدرت سخت در برابر بازیگران نامتقارن

شکنندگی کنترل آمریکا بر خلیج فارس

انتقال منافع ژئوپلیتیکی به چین و روسیه

و نهایتاً، فرسایش سرمایه سیاسی در داخل آمریکا

به هر حال آنچه امروز در حال وقوع است نه یک «پیروزی نظامی»، بلکه آغاز یک بازآرایی عمیق در توازن قدرت جهانی است جایی که هزینه‌های آمریکا، سود راهبردی دیگران را تأمین می‌کند.

کد مطلب 6789890

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha