خبرگزاری مهر، گروه استان ها: از روزهای نخست تجاوز نظامی دشمن به خاک ایران، مراکز علمی و دانشگاهی در کنار زیرساختهای عمرانی و مسکونی، به صورت مستقیم و هدفمند مورد اصابت قرار گرفتهاند.
آماری که وزارت علوم، تحقیقات و فناوری منتشر کرده، نشاندهنده ابعاد گسترده این جنایت است: ۱۵۴ نقطه علمی شامل دانشکدهها، آزمایشگاههای پژوهشی، خوابگاههای دانشجویی، کتابخانههای تخصصی و مراکز تحقیقاتی در ۲۱ دانشگاه و نهاد علمی بر اثر حملات هوایی و موشکی دشمن، تخریب یا آسیب جدی دیدهاند. برآورد اولیه خسارتها، رقم ۴ هزار میلیارد تومان را نشان میدهد.
خبرگزاری مهر در گفتوگو با محمد جلایی، عضو هیئت علمی دانشگاه گیلان، ابعاد حقوقی، سیاسی و اجتماعی این تجاوزات را بررسی کرده است.
*با توجه به آمار اعلام شده مبنی بر هدف قرار گرفتن ۱۵۴ نقطه علمی در ۲۱ دانشگاه و نهاد علمی کشور، ارزیابی شما از این تجاوز آشکار دشمن به ساحت علم و دانشگاه چیست؟
این آمار بسیار تلخ و هشداردهنده است. آنچه ما شاهد آن بودیم، یک جنگ تمامعیار علیه علم و دانش در این سرزمین است. دشمن به خوبی میداند که دانشگاهها و مراکز علمی، قلب تپنده توسعه و پیشرفت کشور هستند. هدف قرار دادن ۱۵۴ نقطه، یک اتفاق تصادفی یا جنگی نبود؛ بلکه یک راهبرد از پیش طراحی شده برای تضعیف بنیانهای علمی و فکری ایران محسوب میشود. این تجاوز، آشکارترین مصداق نقض همه معاهدات حقوق بین الملل و کنوانسیون ژنو است.
* به نظر شما سکوت نهادهای علمی بینالمللی در قبال این حملات چه پیامدهایی برای جایگاه حقوقی و اخلاقی این سازمانها دارد؟
این سکوت، فاجعهبار است. نهادهایی مثل سازمان ملل و شورای امنیت سازمان ملل و دیوان بین المللی دادگستری لاهه و یونسکو که اساساً برای دفاع از حقوق بشر و حفاظت از میراث علمی و فرهنگی تشکیل شدهاند، در برابر این جنایات آشکار سکوت کردهاند. این سکوت، معنایی جز همراهی با ظالم و توجیهکننده جنایات ندارد. پیامد این سکوت برای این سازمانها، از دست دادن کامل مشروعیت اخلاقی و حقوقی است. از این پس، هیچ کس در جهان این نهادها را مدافع حقوق بشر نخواهد دانست. آنها به ابزاری در دست قدرتهای بزرگ تبدیل شدهاند.
*محکومیت این تجاوزات از سوی جامعه علمی کشور چه پیامی برای افکار عمومی جهان دارد؟
جامعه علمی ایران با محکومیت این جنایات، این پیام روشن را به افکار عمومی جهان میدهد که علم، مرز نمیشناسد و جنایت علیه علم، جنایت علیه تمام بشریت است. وقتی یک مرکز تحقیقاتی در ایران بمباران میشود، در واقع به آینده تمام انسانها در سراسر جهان خسارت زده میشود. ما میگوییم که این جنایتکاران نه تنها با ملت ایران، بلکه با عقل و خرد جمعی بشری در جنگ هستند. افکار عمومی جهان باید بدانند که سکوت در برابر این جنایات، به معنای امضای حکم مرگ برای آینده علم در تمام کشورهای مستقل است.
* برآورد ۴ هزار میلیارد تومانی خسارت به مراکز علمی و دانشگاهی را چگونه ارزیابی میکنید؟ این خسارات چه تأثیری بر روند توسعه علمی کشور داشته است؟
رقم ۴ هزار میلیارد تومان، فقط بخش کوچکی از حقیقت است. این رقم، خسارت مادی تجهیزات، ساختمانها و زیرساختهاست. اما خسارت واقعی، از دست رفتن سالها تحقیق، نابودی نمونههای آزمایشگاهی منحصر به فرد، از بین رفتن پایاننامهها و رسالههای دکتری و مهمتر از همه، شهادت دانشمندانی که سالها برای تربیت آنها هزینه و زمان صرف شده بود. اما نکته امیدوارکننده این است که ملت ایران ثابت کرده که از هر ضربهای قویتر برمیخیزد.
*به نظر شما هدف دشمن از هدف قرار دادن مراکز علمی و دانشگاهی چه بود؟ آیا این حملات را میتوان نوعی جنگ ترکیبی علیه هویت علمی ایران دانست؟
قطعاً همین طور است. دشمن به خوبی میداند که نقطه قوت و بازدارندگی ایران، توانمندی علمی و فناوری آن است. پیشرفتهای ایران در حوزههای هستهای، هوافضا، نانو، بیوتکنولوژی و پزشکی، چشم آنها را کور کرده است. هدف دشمن از این حملات، «نابودی نسل دانشمند ایران» و «توقف قطار پیشرفت علمی» است. آنها میخواهند پیام بدهند که «اگر علمی تولید کنید که در برابر ما بازدارنده باشد، آن علم و صاحبانش را نابود میکنیم.» این دقیقاً همان جنگ ترکیبی علیه هویت علمی ایران است.
*شهادت جمعی از اساتید و دانشجویان در این حملات، چه خلأهایی در جامعه علمی کشور ایجاد کرده است؟
هر استاد شهید، یک دانشگاه کوچک بود. هر دانشجوی شهید، یک آینده علمی بود که ناگهان خاموش شد. این شهادتها، خلأهای عمیقی در حوزههای تخصصی ایجاد کرده است. اساتیدی که سالها تجربه پژوهشی داشتند و راهنمای پایان نامههای متعدد بودند، به یکباره از میان ما رفتند. دانشجویانی که در آستانه دفاع از رساله یا کشف علمی مهم بودند، به شهادت رسیدند. این خلأها، نه تنها از نظر آموزشی و پژوهشی، بلکه از نظر روحی و روانی نیز بر جامعه علمی سنگینی میکند. اما این را هم باید گفت که خون شهدا، درخت علم را در این سرزمین آبیاری خواهد کرد و دانشمندان جوان با انگیزهای مضاعف جای آنها را خواهند گرفت.
*به عنوان یک عضو جامعه علمی، چه اقداماتی را برای پیگیری حقوقی این تجاوزات پیشنهاد میکنید؟
پیشنهاد من پنج اقدام مشخص است: اول: تشکیل یک پرونده حقوقی جامع و مستند با همکاری وزارت علوم، وزارت خارجه و سازمان انرژی اتمی برای طرح در دیوان دادگستری بینالمللی لاهه.
دوم: تهیه گزارش تصویری و مستند از تمام مراکز آسیبدیده توسط تیمهای بینالمللی حقیقتیاب مستقل.
سوم: راهاندازی یک جنبش جهانی دانشگاهیان در اعتراض به این جنایات و جلب امضای هزاران استاد و دانشجو از سراسر جهان برای محکومیت این حملات.
چهارم: پیگیری غرامتهای بینالمللی نه فقط برای خسارت مادی، بلکه برای شهدا و مجروحان علمی.
پنجم: ثبت این جنایات به عنوان «نسلکشی علمی» در محاکم بینالمللی. این مفهوم جدیدی است که باید وارد ادبیات حقوقی جهان شود. وقتی شما عمداً مراکز علمی و دانشمندان یک کشور را هدف قرار میدهید، در واقع نسل آینده آن کشور را میکشید. این، نسلکشی است.
جلایی در پایان با اشاره به عزم راسخ جامعه علمی کشور برای تداوم مسیر پیشرفت، خاطرنشان کرد: دشمن فکر میکند با بمباران دانشگاهها میتواند اراده علمی ملت ایران را بشکند. اما تاریخ نشان داده که این سرزمین، بارها از خاکستر خود ققنوس وار برخاسته است. ما به زودی نه تنها خسارتها را جبران خواهیم کرد، بلکه با سرعتی بیشتر از قبل، قلههای جدیدی از علم و فناوری را فتح خواهیم کرد. خون شهدای علم، مشعل فروزانی است که راه آیندگان را روشن میکند.


نظر شما