۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۹:۱۴

اسلام با دلال‌بازی و سوداگری مخالف است/کار کارگر، مایه عزت و استقلال

اسلام با دلال‌بازی و سوداگری مخالف است/کار کارگر، مایه عزت و استقلال

در منطق قرآنی و روایی، درآمد باید برخاسته از سعی، تلاش و عمل باشد، بر این اساس، اسلام هرگونه ثروت بادآورده، سوداگری، ربا و دلال‌بازی را که ریشه در کار واقعی ندارند، نفی می‌کند.

به گزارش خبرنگار مهر،در نظام فکری اسلام، «کار» فراتر از یک فعالیت صرفاً اقتصادی برای تأمین معیشت، به عنوان یک ارزش اخلاقی و عبادی و بلکه رکنی برای تعالی روح و تحقق عدالت اجتماعی تعریف می‌شود. برخلاف مکاتب مادی که کارگر را تنها ابزاری در خدمت تولید ثروت یا قطعه‌ای از ماشین سرمایه‌داری می‌بینند، اسلام کارگر را «مجاهد فی‌سبیل‌الله» و عمل او را مایه عزت، کمال عقل و استقلال شخصیت می‌داند. بوسه پیامبر اکرم (ص) بر دستان پینه‌بسته کارگر، نه یک حرکت نمادین ساده، بلکه عالی‌ترین تجلیل قدسی از جایگاه کسی است که با بازوی خویش، چرخ‌های حیات جامعه را به حرکت درمی‌آورد. در ادامه به بررسی جامع جایگاه کارگر در سه ساحت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی با تکیه بر منابع اصیل اسلامی و اندیشه‌های معاصر می‌پردازیم.

کارگر به عنوان ستون فقرات تولید و پیشرفت

در منطق قرآنی و روایی، درآمد باید برخاسته از سعی، تلاش و عمل باشد. بر این اساس، اسلام هرگونه ثروت بادآورده، سوداگری، ربا و دلال‌بازی را که ریشه در کار واقعی ندارند، نفی می‌کند. از منظر اقتصادی، کارگر «ستون فقرات تولید» و به تعبیر دقیق‌تر، عامل جان‌بخشی به سرمایه است. بدون حضور کارگر، سرمایه و فناوری به خودی خود توان ایجاد ارزش افزوده و شکوفایی ملی را ندارند.

در اندیشه سیاسی-اقتصادی اسلام، دولت موظف به توازن‌بخشی در جامعه است تا شکاف طبقاتی مانع از کرامت انسانی کارگر نشود. مقصود از توازن اجتماعی، نه برابری مطلق در درآمد، بلکه تأمین سطح معیشتی متعارف و همراه با رفاه برای همگان است. کارگر باید بتواند با دسترنج خود، هزینه‌های زندگی خانواده‌اش را در حد شأن انسانی تأمین کند. از همین رو، دخالت دولت اسلامی در روابط کارگری و کارفرمایی نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت برای تحقق «قسط و عدل» است. وضع مقرراتی همچون تعیین حداقل حقوق متناسب با تورم، نظارت بر بهداشت محیط کار و صیانت از حقوق مزدبگیران، از وظایف حاکمیتی است که ریشه در فقه مقارن و اصول سیاست اقتصادی اسلام دارد.

کارگر در آیینه نهج‌البلاغه و سیره معصومین

در سیره حضرت علی (ع) و متون نهج‌البلاغه، کار به عنوان ابزاری برای تربیت انسان و زدودن سستی و تنبلی مطرح است. امام علی (ع) خود در مقام حاکم اسلامی، از کار بدنی در مزارع و نخلستان‌ها ابایی نداشتند و با این عمل، فرهنگ کار را در جامعه نهادینه می‌کردند. در اندیشه علوی، تقسیم کار یک ضرورت اجتماعی است و پاداش هر کس باید دقیقاً در قبال کاری باشد که انجام می‌دهد. کار باعث حفظ استقلال فردی و مانع از وابستگی و ذلت در برابر دیگران می‌شود.

از نظر اجتماعی، جامعه کارگری در اسلام به عنوان «سرمایه انسانی» و نه صرفاً «نیروی کار» شناخته می‌شود. اسلام با نفی بهره‌کشی و استثمار، بر رابطه برادرانه میان کارگر و کارفرما تأکید دارد. امنیت شغلی و ایمنی محیط کار، حقوقی است که اجتماع موظف به تأمین آن برای کارگران است. همچنین، کار به عنوان عاملی برای پیشگیری از فساد اخلاقی و اجتماعی نگریسته می‌شود؛ چرا که بیکاری منشأ بسیاری از انحرافات است و کارگر با اشتغال سازنده، نه تنها خود را، بلکه جامعه را از سقوط در گرداب فقر و بزهکاری نجات می‌دهد.

کارگر، رکن اقتدار ملی و مقابله با وابستگی

در ساحت سیاسی، جامعه کارگری در خط مقدم استقلال کشور قرار دارد. در دنیای امروز که تحریم‌های اقتصادی به ابزاری برای فشار بر ملت‌های مستقل تبدیل شده است، کارگر نقش مدافع مرزهای اقتصادی را ایفا می‌کند. «جهش تولید» که به عنوان یک راهبرد کلان در نظام اسلامی مطرح است، بدون حضور کارگر ماهر، باانگیزه و باایمان میسر نخواهد بود. کارگر با تولید کالای باکیفیت داخلی، وابستگی به بیگانگان را قطع کرده و قدرت چانه‌زنی سیاسی نظام اسلامی را در عرصه‌های بین‌المللی افزایش می‌دهد.

اندیشه سیاسی اسلام تأکید دارد که حال خوب جامعه کارگری، حال ملت را خوب می‌کند. این بدین معناست که رضایت‌مندی، امنیت خاطر و رفاه کارگران، مستقیماً با ثبات سیاسی و امنیت ملی گره خورده است. دشمنان همواره تلاش کرده‌اند تا با تحریک مطالبات کارگری، شکاف ایجاد کنند، اما هوشیاری این قشر نجیب و پیوند عمیق آنان با ارزش‌های دینی، همواره مانع از تحقق این توطئه‌ها شده است. مشارکت کارگران در سود تولید و شریک کردن آنان در سرنوشت کارگاه‌ها، راهبردی است که اسلام برای ارتقای انگیزه و تحقق عدالت سیاسی-اقتصادی پیشنهاد می‌دهد.

چالش‌ها و الزامات تحقق جایگاه واقعی کارگر

علی‌رغم تأکیدات فراوان متون اسلامی، رسیدن به نقطه مطلوب نیازمند تحولات ساختاری است. فرهنگ‌سازی درباره رابطه مستقیم «درآمد و ثروت با کار و تلاش» یکی از نیازهای مبرم است. باید این تفکر در جامعه نهادینه شود که ثروت‌های ناشی از ویژه‌خواری و رانت، مخالف منطق قرآنی است. از سوی دیگر، دولت و نهادهای قانون‌گذار باید با اصلاح قوانین کار، بر تضمین امنیت شغلی و جلوگیری از قراردادهای موقت استثماری تمرکز کنند.

ارتقای مهارت کارگران، توجه به آموزش‌های فنی و حرفه‌ای و فرهنگ‌سازی برای مصرف کالای ایرانی، اضلاع دیگری هستند که جایگاه کارگر را در زنجیره ارزش ملی تقویت می‌کنند. وقتی مصرف کالای داخلی به یک فرهنگ تبدیل شود، تقاضا برای کار کارگر ایرانی افزایش یافته و ثروت ملی به جای خروج از کشور، در سفره کارگران به جریان می‌افتد.

مطالعه جایگاه کارگر در اندیشه اسلامی نشان می‌دهد که این دین مبین، جامع‌ترین نگاه را به این قشر دارد. کارگر در اسلام نه یک برده اقتصادی، بلکه یک شریک اجتماعی و یک مجاهد سیاسی است. از دیدگاه فقهی، حقوق کارگر پیش از خشک شدن عرق او باید پرداخت شود و از دیدگاه سیاسی، او رکن استقلال ملی است. تحقق آرمان‌های اقتصادی اسلام در گرو تکریم واقعی کارگر، تأمین معیشت او و مبارزه با ساختارهایی است که ثروت را بدون تلاش تولید می‌کنند.

جامعه‌ای که در آن کارگر عزیز باشد، جامعه‌ای مقتدر، مستقل و مزین به عدالت خواهد بود.

کد مطلب 6794438

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha