۲۰ فروردین ۱۴۰۵، ۱۶:۵۳

آتش‌بس ثمره بازدارندگی ایران است؛ ضرورت حفظ وحدت از سوی مردم

آتش‌بس ثمره بازدارندگی ایران است؛ ضرورت حفظ وحدت از سوی مردم

اصفهان- پذیرش شروط ایران از سوی آمریکا تجلی قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی است و این موفقیت حاصل بکارگیری هوشمندانه اهرم‌های ژئوپلیتیک، توان نظامی و قدرت نرمی بود.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها: بامداد چهارشنبه ۱۹ فروردین، با میانجیگری پاکستان و در پی پذیرش طرح پیشنهادی ۱۰ ماده‌ای ایران برای پایان جنگ، توسط رئیس جمهوری آمریکا، اعلام آتش‌بس شد. ترامپ طرح پیشنهادی از سوی ایران را پذیرفت و آن را مبنای مذاکرات میان ایران و آمریکا عنوان کرد.

پس از چهل روز جنگ، قرار است به مدت دو هفته آتش‌بس میان ایران و آمریکا و اسراییل برقرار باشد تا مذاکرات برای دستیابی طرف‌ها به یک توافق صلح پایدار و فراگیر به نتیجه برسد.

اکنون نوبت میز مذاکره است؛ جایی که حفظ دستاوردهای به‌دست‌آمده، مستلزم تعادلی دقیق و حساب‌شده میان قدرت چانه‌زنی و الزامات دیپلماتیک است. تاریخ نشان داده که پیروزی در میدان جنگ، لزوماً به موفقیت در میز گفت‌وگو منجر نمی‌شود. ایران با در دست داشتن کارت‌های مهمی چون تنگه هرمز و توان نظامی و منطقه‌ای باید این مزیت‌ها را به گونه‌ای مدیریت کند که هم از منافع ملی محافظت شود و هم فضایی برای توافق‌های پایدار فراهم شود. بدون این تعادل، هرگونه مذاکره‌ای محکوم به شکست خواهد بود. در میان تنش‌های پس از آتش‌بس، آمریکا اعلام کرده است مذاکرات شنبه ۲۲ فروردین در اسلام آباد برگزار می‌شود؛

خبرنگار مهر در همین ارتباط گفتگویی با محمدعلی بصیری، استاد علوم سیاسی دانشگاه اصفهان انجام داده که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید..

از نظر شما مهم‌ترین دستاورد ایران در توافق آتش‌بس اخیر چیست؟

در ابتدا باید بگویم در موضوع درگیری نظامی، ما باید ببینیم چه کسی شروع کننده بوده و چه هدفی را دنبال می‌کرده است؟ و همچنین کی با چه هدفی مقابله می‌کند؟

اسرائیل و آمریکا اعلام کرده بودند که ما با حمله به ایران نظام را می خواهیم تغییر دهیم. توان ساخت سلاح اتمی آن را نابود کنیم و ۴۰۰ کیلو اورانیوم با غنای بالا را تحویل بگیریم، موشک‌ها را از بین ببریم و گروه‌های نیابتی ایران را قلع و قمع کنیم. این چهار هدفی بود که آمریکا و اسرائیل برای آنها جنگ را آغاز کردند و هیچ کدام از این اهداف تحقق نیافته است. هرچند اکنون ادعا می‌کنند که ما توان ایران را ضعیف کردیم و رجز جنگی می‌خوانند و بلوف می زنند اما به هرجهت ساختار نظام جمهوری اسلامی و عملکرد آن پابرجاست با وجود اینکه شماری از مسئولان و سران کشور به شهادت رسیدند.

از طرفی موضوع هسته‌ای ایران و حق غنی‌سازی منتفی نشده است و برنامه موشکی و گروه های نیابتی و محور مقاومت فعال بوده و این‌ها دستاوردهایی است که ایران دارد.

دستاورد دیگر ایران این است که دشمنان تصورشان این بود که با حمله، طی سه روز به اهداف یاد شده دست پیدا می کنند و مردم نیز به شورش و قیام برمی‌خیزند که این‌ها هم محقق نشد.

به بیان دیگر، تصور طرف مقابل دست برتر بود که جنگ را آغاز کرد. اساسا جنگ زمانی رخ می دهد که موازنه قدرت و وحشت به نفع یک طرف برهم بخورد و آنها فکر می کردند در عرض سه روز به اهداف خود می‌رسند. طرف مقابل که به این اهداف نرسیدند، کم دستاوردی نیست و ایران تمام اهداف آنان را خنثی کرد.

نکته دوم، ایران در این جنگ، دست برتری را تجربه کرد که تنگه هرمز را می‌تواند ببندد و نشان داد یک اهرم بسیار مهم‌تر از حتی بمب اتم و موشک و نیابتی‌ها دارد که تمام دنیا و منطقه را می تواند تحت تاثیر قرار دهد. این نیز دستاوردی بود که ایران در این جنگ اجرا کرد و ایران به دلیل توان ژئوپلیتیک منحصر بفرد و نیروهایی که دارد، این را عملیاتی می‌کند.

نکته دیگر، ۱۰ شرط ایران است که آمریکا پذیرفته و اعلام شده مبنای مذاکرات است، شروطی که در راستای اهداف ایران است. در ابتدا آمریکایی‌ها شروط پانزده‌گانه را مطرح کرده بودند که ایران بر اساس آن تسلیم شود اما تسلیم نشد و این نشان می‌دهد که موازنه برقرار شده است و محاسباتی که طرف مقابل می کرد که موازنه به نفع آنهاست و ایران را می توانند تسلیم کنند با مقاومت چهل روزه و علی رغم هزینه های سنگینی به کشورمان، محقق نشد.

من معتقدم این آتش بس دو هفته ای نشان می‌دهد که آنچه طرف مقابل انتظار داشت، محقق نشده و بایستی از مسیر جدیدی با ایران برخورد کنند؛ از طریق مذاکره. باید منتظر بمانیم که ببینیم این مذاکرات به یک توافق بلند مدت و عادلانه می تواند بیانجامد یا خیر.

به هر رو اکنون توازن و برابری بین هر دو جبهه برقرار شده که این آتش بس بدست آمده است و خواسته‌های حداکثری که طرف مقابل با هدف دستیابی به آنها جنگ را علیه ایران آغاز کرد، محقق نشده است.

به نظر شما این آتش‌بس و توافق احتمالی برای پایان دائمی جنگ، چه تأثیری بر جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی ایران دارد؟

این جنگ نشان داد که درگیری بین ایران و آمریکا و اسرائیل نیست بلکه جنگ بین قدرت‌ها و بازیگران منطقه و از جمله دو جبهه درگیر است؛ یعنی ظاهر ماجرا این است که آمریکا خواسته‌هایی در این جنگ داشت، خواسته‌هایی حداکثری؛ ایران هم همینگونه بود از جمله شکست آمریکا و اخراج او از منطقه و فروپاشی اسرائیل بود اما باطن قضیه این است که بازیگران منطقه‌ای و حتی فرامنطقه ای در این جنگ مستقیم و غیرمستقیم درگیر بودند؛ بیش از ۲۰ کشور و همچنین قدرت‌های منطقه ای از جمله عربستان و ایران و مصر و ترکیه و پاکستان و هند به نوعی درگیر بودند؛ گفتگوهای مستقیم و غیرمستقیم داشتند و به غیر از کشورهایی که زیر آتش بودند، دولت‌های بزرگی یعنی آمریکا در یک طرف و روسیه و چین هم نقش ایفا کردند که نمونه آن هم همین قطعنامه اخیر بحرین علیه ایران بود که روسیه و چین آن را وتو کردند و نشان دادند طرف ایران هستند.

هرچند آمریکا و اسرائیل اکنون مدعی اند روسیه و چین حتی اطلاعات ماهواره‌ای در اختیار ایران گذاشتند که آسیب‌ به مواضع و زیرساخت‌های آنها در منطقه وارد کند. بنابراین در این چهل روز یک جنگ با لایه‌های بین المللی بین قدرت‌های منطقه‌ای و حتی فرامنطقه ای و ۲ جبهه ای رخ داد.

واکنش کشورهای منطقه به توافق آتش‌بس را چطور ارزیابی می‌کنید؟ و چه پیامی دارد؟

بیشتر کشورها و سازمان‌های بین المللی داخل و خارج منطقه، از این آتش بس استقبال کردند زیرا جنگ برای همه ضرر دارد حتی برای کشورهایی خارج از منطقه. خسارات مادی و معنوی برای اقتصاد و تجارت بین الملل، ثبات رفاه و امنیت جهان دارد و برای همین است که همه تقریبا با جنگ موافق نبودند. اکنون شاهد هستیم که بیشتر سران کشورها از این آتش‌بس استقبال کردند و حتی مقامات منطقه‌ای ابراز امیدواری کردند که بتوان از طریق دیپلماسی و مذاکره این مشکل را دو طرف درگیر حل و فصل کنند.

به نظر شما این توافق چه فرصت‌های جدیدی برای اقتصاد و امنیت ملی ایجاد می‌کند؟

در آتش بس معمولا دو طرف تجدید قوا کرده و نقاط ضعف خود را برطرف می کنند اما اگر این آتش‌بس به یک توافق بلندمدت برسد به تثبیت منطقه و ایران و کاهش تنش و بی ثباتی که رفاه، اقتصاد و توسعه را در منطقه و در ایران متزلزل می کرد، می انجامد.

امیدواریم خروجی مذاکرات یک توافق پایدار و عادلانه باشد اما بالاخره سیاست و دیپلماسی افت و خیز دارد؛ امید است که نتیجه دهد اما ممکن است که بی نتیجه هم بماند؛ باید منتظر بود این پانزده روز چه اتفاقی می‌افتد زیرا طرف مقابل سابقه خوبی در مذاکرات گذشته نداشتند و این سبب بی اعتمادی طرف ایرانی شده است.

با وجود این، حالت خوشبینانه این است که به یک نتیجه می‌رسد و توافقی صورت می‌گیرد ولی گذشته آقایان نتانیاهو و ترامپ نشان می دهد که این‌ها فرصت طلب بودند و خیلی وقت‌ها در میانه مذاکره زیر میز زدند و حمله نظامی کردند. امید است این مسئله در مذاکرات جاری تکرار نشود.

وزارت خارجه عربستان ضمن استقبال از آتش‌بس، تأکید کرده که مسئله تنگه هرمز باید به معاهده سال ۱۹۸۴ پایبند بماند؛ یعنی نباید یک رژیم حقوقی جدید برای تنگه هرمز توسط ایران در توافق با آمریکا اجرا شود. به نظر شما آیا امکان دارد در طول مذاکرات پیش‌رو بین آمریکا و ایران برای دستیابی به توافق پایدار، کارشکنی‌هایی از سوی کشورهای عربی یا برخی کشورهای دیگر صورت گیرد؟

ببینید هر کشوری دیدگاه خود را بیان می‌کند ولی این‌ها دیدگاه‌ها، موضوعی نیست که به آنها عمل کرد؛ در این مذاکرات ایران و حامیانش در یک سو قرار دارند و آمریکا در سمت دیگر و در جریان مذاکرات باید دید چه توافقی می شود. آن توافق و امتیازات بستگی به قدرت دو طرف دارد.

ضمن اینکه ما حقوق و موازین بین المللی را همیشه ایدئولوژی و رسم الخط قدرت غالب می دانیم؛ اگر جایگاه قدرت ایران برای غرب تثبیت شده باشد نمی توان با آن جدل کرد؛ احتمالا رژیم جدیدی برای تنگه هرمز ترسیم خواهد شد و با قدرت، ایران آن را اجرا می کند، مباحث حقوقی آن هم با لایه های پیچیده شاید جلو برود.

حتی چند روز پیش ترامپ مطرح کرد که در تنگه هرمز می‌خواهد حق ترانزیت دریافت کند؛ این‌ها رجزخوانی‌ها و زیاده‌خواهی‌های دوره بحران جنگ و قبل از توافق است. مهم این است که نظام قدرت ایران در منطقه، اکنون جزو این ۱۰ بند شرط است که بر ترسیم رژیم جدید هرمز با حق ترانزیت ایران تمرکز دارد و ترامپ از این ۱۰ ماده پیشنهادی ایراد نگرفته و گفته است می‌توانیم روی این ۱۰ ماده مذاکره کنیم.

از این رو، در کلیت توافق وجود دارد و این نشان می‌دهد که ایران دست برتر را دارد که طرف مقابل این ۱۰ ماده پیشنهادی را مبنای مذاکرات قرار دادند. ممکن است در هر کدام از این مواد پیشنهادی در جریان مذاکرات یکسری امتیاز آنها بگیرند و یکسری امتیاز ما بگیریم؛ پیچیده است اما در سیاست، قدرت تعیین کننده است. بنابراین اگر قدرت ما، جایگاه برتر ما و خطرات ناشی از آن را پذیرفته باشند، امتیاز می دهند که مسئله را به نحوی حل و فصل کنند که ثبات در منطقه ایجاد بشود.

نقش قدرت‌های نرم ایران در این نتیجه چطور ارزیابی می‌کنید و چه درس‌هایی از این فرآیند می‌توان برای مذاکرات آینده بگیریم؟

به هر رو، فرهنگ و تمدن ۶ هزار ساله ایران یک بخشی از قدرت نرم اوست و همین باعث شد مردم در این چهل روز وحدت و انسجام خود را حفظ کنند علی رغم تقاوت‌های قومی، مذهبی و زبانی که ایران دارد و با وجود فراخوان‌های متعددی که دشمن اعلام می کردند که مردم به خیابان‌ها بیایند و همراه شوند برای ضربه زدن به حاکمیت و فروپاشی آن و حتی مقابله ای که در درگیری‌ها و کشته هایی که داد.

برای مثال، در حمله اخیری که به اصفهان شد و توطئه‌ای بود که اورانیوم را بربایند یا در قضیه کودتایی بشود که خود وزیر جنگ آمریکا گفت هر کسی نیروهای ما را می دید اگر تفنگی در دست داشت شلیک می کرد و کسی از ما استقبالی نکرد؛ این بخشی از قدرت نرم ایران بود که محاسبات آمریکا و نتانیاهو را با خطای استراتژیک رو برو کرد.

الان دعوایی که در کنگره آمریکا شده و حتی ممکن است ترامپ را به استیضاح و عزل و باختن در انتخابات بعد بکشاند یا در خود اسرائیل بین تندروها و نتانیاهو شده همین بحث الان یعنی داغ شده که شما درخصوص قدرت نرم ایران و توان بازدارندگی و موشکی آن دچار اشتباه محاسباتی شدید؛ همچنین بخش عمده ای از مردم پشت سیستم حکومت هستند و این‌ مسائل باعث شده که بگویند آمریکا و اسرائیل با این آتش شکست خوردند.

به هر جهت قدرت فرهنگ تمدنی و مذهبی ایران بخشی از قدرت نرم این کشور است که در جنگ خود را نشان داد و قدرت سخت ایران، نیروهای مسلح دریایی، زمینی و هوایی مخصوصا موشکی و پهپادی نقش بزرگی ایفا کرد.

مجموع این قدرت نرم و سخت در واقع قدرت هوشمند بود که به آن خواسته‌های حداکثری که طرف مقابل داشت، اجازه تحقق نداد. به طوری که حتی برخی تحلیلگران غربی مخالف ایران هم می گوید عملا این به نوعی پیروزی برای ایران شده است.

با این حال، معتقدم باید منتظر بود که در عمل، اهداف تحقق پیدا کند و این ادعا که ایران پیروز شده روی برگه و روی مسائل منطقه خود را آشکار خواهد کرد؛ گرچه تبلیغات ترامپ که اساسا منطق و استعداد درست ندارد و بیشتر پی زیاده‌خواهی، بلوف و در واقع بی ثباتی است، هم مسئله را برای طرفداران خود معکوس نشان می‌دهد اما دیدگاه کارشناسان بی طرف موفقیت را بیشتر برای ایران مطرح می‌کند.

با توجه به رخدادهای ماه‌های اخیر داخل و جنگ و مذاکرات پیش رو، شرایط را چطور پیش‌بینی می‌کنید و چه توصیه‌ای دارید؟

توصیه ای که در این شرایط به مردم باید کرد این است که آن اتحاد و انسجام را حفظ کنید زیرا آشکار شد حتی برای آن دسته از مخالف هایی که خیال می کردند آمریکا و اسرائیل می آیند و ایران را بهشت می‌کند. نشان دادند که دعوای این‌ها بر سر کُلیت این آب و خاک و تمدن است.

تهدیدهایی که ترامپ می کرد که ایران را به عصر حجر می رسانیم و از زمین سوخته سخن می‌گفت، باید توجه داشت که در این قضیه ایرانی موافق و مخالف در داخل و خارج کشور، یکسان ضربه می‌خورند این روشنگری برای خیلی از افرادی که ساده لوح بودند و فریب خوردند و هنوز هم تحت تاثیر ساده لوحی هستند نشان داد که مسئله، جمهوری اسلامی و موشک و سلاح اتمی نیست مسئله برای کلیت ایران بزرگ است و نابود کردن تمدن و تمامیت ارضی ایران است. نقشه اسرائیل بزرگ، تجزیه کردن کشورهای اسلامی از جمله ایران است بنابراین دیگر هیچ شک و تردیدی برای ملت ایران حتی مخالفان در ابن باره نمی‌ماند.

این اواخر حتی اپوزیسیون نیز در برابر زیاده خواهی های ترامپ موضع می گرفتند، از این رو وحدت و انسجام را باید بیشتر کنیم.

نکته دیگر این است که بین نخبگان کشور هم بایستی یک اجماعی شکل بگیرد که اکنون در این شرایط دومرتبه جبهه بندی نکنند زیرا طرف‌های مقابل ایران از مباحث نظامی ناامید شدند و می‌خواهند دومرتبه آشوب‌ها را تشدید کنند و از آن طریق باز امتیاز بگیرند.

نخبه ها چه داخل و چه خارج سیستم، در جناح‌ها باید مد نظر داشته باشند که بر طبل آشوب اجتماعی نکوبند و در این شرایط مردم را به چند دستگی دعوت نکنند. این خیلی مهم است که در جریان مذاکرات یا در آینده کوتاه درگیری‌های شود ایران از دست برتر برخوردار باشد.

به مسئولان توصیه می‌کنم که تجارب تلخ و شیرین گذشته باید آنان را هوشیارتر کند چه در بحث بازدارندگی و باز توان نظامی که باید در این شرایط خود را بازسازی و به روز کند و اینکه در مذاکرات یک وضعیت بینابینی را از طرف مقابل بایستی تعقیب کنند زیرا حداکثرخواهی چه از طرف ما و چه از طرف مقابل دو مرتبه ممکن است مذاکرات را به بم‌بست بکشاند و دوباره جنگ شروع شود که به نفع نیست.

این تجربیات مذاکرات گذشته، جنگ ها و تنش های داخلی بایستی محاسبات دولتمردان ما را منطقی تر و عاقلانه تر و کارشناسی تر و علمی تر پیش ببرد که بشود این مسئله بحران را با بیشترین موفقیت و حداقل هزینه به نتیجه منطقی سوق داد.

کد مطلب 6795966

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha