۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۶:۲۶

روایت «تله در تهران» جایی برای تنفس ندارد

روایت «تله در تهران» جایی برای تنفس ندارد

یک کارشناس ادبی گفت: ما با رمانی عاشقانه، اجتماعی، سیاسی روبرو هستیم که نسل جوان در حال زیست با آن است. جالب این است که کتاب صرفا عاشقانه نیست، بلکه سایه اتفاقات مختلف بر روی روایت سوار است.

به گزارش خبرنگار مهر، آئین رونمایی از کتاب «تله در تهران» در روز جمعه 25 اردیبهشت در سکوی ایوان شاهنامه باغ کتاب برگزار شد. در این نشست، فاطمه ولی‌نژاد، نویسنده کتاب در کنار کارشناس محبوبه معراجی‌پور، حضور داشت.

محبوبه معراجی‌پور در ابتدای نشست گفت: کتاب «تله در تهران» رمانی بسیار جذاب است و روایت خاصی دارد، زندگی فاطمه‌ ولی‌نژاد نیز جذاب‌تر از خود رمان است. این کتاب عاشقانه‌ای از اردیبهشت 1403 تا آبان 1403، در دانشگاه کالیفرنیا را روایت می‌کند که در دل یک تجمع ضدصهیونیستی شکل می‌گیرد و در پایان به شهادت شهید رئیسی، سیدحسن نصرالله و اسماعیل هنیه می‌رسد. با خوانش این رمان درمی‌یابیم، اتفاقاتی که هر روز با آن مواجه می‌شویم، چگونه زندگی افراد را دچار پیچش و فراز و فرود می‌کند.

در ادامه، معراجی‌پور خلاصه‌ای از کتاب «تله در تهران» را در نشست بیان کرد و نوشته روی جلد کتاب را با تاکید خواند «عاشقانه‌ای که دو هفته مانده به جنگ، نوشته شد!»

فاطمه ولی‌نژاد درباره علت پرداختن به کاراکتر «امیری» بیشتر از باقی کاراکترها گفت: من عموما در حرفه نویسندگی، اول سوژه را انتخاب می‌کنم و سپس به سراغ شخصیت‌پردازی می‌روم. برای این کتاب هم بنا داشتم به اتفاقات برهه اردیبهشت تا آبان 1403 بپردازم. بعد از پایان کتاب‌هایی که می‌نویسم، شخصیت‌هایی که خلق کرده‌ام از اعضای خانواده به من نزدیک‌تر هستند، شخصیت امیری نیز، نماد افراد انقلابی و پای‌کار بود که در جامعه به دلیل ظاهر و جایگاه، کسی او را قبول نداشت. شخصیت «محیا» نماد دختری انقلابی بود که بیشتر به ظاهر نگاه می‌کرد و «حامد» که در ظاهر خبرنگار و در واقع جاسوس بود را انقلابی‌تر از «امیری» می‌دانست.

وی درباره تکنیک‌های نویسندگی در داستان افزود: به طور کلی داستان در نظر من همانند فیلم است، سعی می‌کنم موسیقی داستان، طراحی صحنه، شخصیت‌ها و... همه در خدمت تم داستان باشند. همچنین سعی داشتم از تکنیک واج‌آرایی استفاده کنم همانگونه که حافظ درباره صدای ریختن دانه‌های تسبیح سروده است «رشته تسبیح اگر بگسست، معذورم بدار
دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود» که مخاطب با حرف «س»، صدای ریختن دانه‌های تسبیح را بشنوند. من نیز سعی کردم در داستان، با توجه به حس ترس، شک و ... در کلام، تکنیک‌های ادبیات را استفاده کنم.

او درباره چالش‌های تولید این کتاب بیان کرد: کتاب تله در تهران در دوماهگی دخترم نوشته شد، دخترم را روی پا می‌خواباندم و لپتاپ را کنارم می‌گذاشتم تا در کنار مادری، به نویسندگی بپردازم. امروز که به این اتفاقات فکر می‌کنم، احساسم این است، این کتاب را من ننوشتم و چیزی فراتر به کمک من آمده بود.

محبوبه معراجی‌پور درباره نثر کتاب گفت: این کتاب بشدت نثر روان و دلنشینی دارد همچون بخش‌هایی که نوشته شده «دستش روی دستگیره مانده و نگاهش بین چشمانم پرپر می‌زند»، «نفهمیدم برای نجات جانم، جانش به گلو رسیده»، «در هجوم گردوخاک پیچیده در هوا چشمانم چیزی را نمی‌دید، فریادش بر فرق سرم کوبیده شد: چرا با ماشین خودت آمدی دیووونه؟». عموما گفته می‌شود که کلام را نشکنید تا مخاطب گیج نشود و به ادبیات ضربه نخورد، اما در این کتاب ضربه‌ای به ادبیات کتاب نخورده است.

نویسنده پاسخ داد: من همانگونه که گفتم، سعی کردم کتاب را به شکل فیلم تالیف کنم. زمانی که مخاطب روایت را می‌خواند و به دیالوگ می‌رسد، انتظار دارد با لحن محاوره برخورد داشته باشد و من نیز این کار را کردم. دیالوگ‌ها به صورت یک فیلم کامل راوی شخصیت‌ها هستند، همانطور که می‌فهمیم کلمه «دیوونه» تنها از زبان حامد برمی‌آید، شخصی که به ظاهر مودب است اما در باطن به صورت دیگری است.

ولی‌نژاد درباره روش داستان‌نویسی خود گفت: من از معدود نویسندگانی هستم که به روش داینامیک داستان‌نویسی می‌کنم، روزانه داستان را در بخش‌های کوتاه در کانال بارگذاری می‌کنم و بازخورد می‌گیرم. به یاد دارم که در پایان داستان قرار بود اتفاقی رقم بزنم که دیدم مخاطبان در حال حدس زدن آن اتفاق هستند؛ به همین سبب، پایان را تغییر دادم و بسیار بهتر شد. این سبک داستان نویسی با حضور مخاطب برای من بسیار دلنشین بود.

کارشناس افزود: ما با رمانی عاشقانه، اجتماعی، سیاسی روبرو هستیم که نسل جوان در حال زیست با آن است. جالب این است که کتاب صرفا عاشقانه نیست، بلکه سایه اتفاقات مختلف بر روی روایت سوار است. همانند زندگی امروز ما، که سایه جنگ بر آن سوار است.

نویسنده پاسخ داد: اصلیت روایت، ایده است. من هم ایده داشتم تا اتفاقات آن برهه در تاریخ ثبت شود و به دست کسانی برسد که شاید خیلی هم با جامعه انقلاب و اتفاقات آن آشنا نباشند. به همین سبب، روایت رخدادهای جبهه مقاومت را در قالب داستانی عاشقانه نوشتم تا مخاطبان با آن همراه شوند.

کد مطلب 6831647

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha