خبرگزاری مهر، گروه استانها - کوروش دیباج: در حالی سیوهفتمین دوره نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران(هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران) روزهای پایانی خود را سپری میکند که بار دیگر بحث قدیمی نسبت این رویداد عظیم فرهنگی با بدنه واقعی نشر کشور، ناشران شهرستانی، کتابفروشیها و نویسندگان خارج از پایتخت به یکی از جدیترین موضوعات حوزه کتاب تبدیل شده است؛ موضوعی که برای اصفهان، بهعنوان یکی از تاریخیترین کانونهای فرهنگ و نشر ایران، معنایی دوچندان دارد.
نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران طی بیش از سه دهه برگزاری، همواره از یک سو بهعنوان بزرگترین رویداد فرهنگی کشور و مهمترین ویترین صنعت نشر معرفی شده و از سوی دیگر با انتقادهایی جدی درباره تمرکزگرایی، تضعیف کتابفروشیهای محلی، شکلگیری رانتهای فرهنگی و حذف تدریجی زیستبوم نشر شهرستانها روبهرو بوده است.
اکنون در شرایطی که صنعت نشر ایران با بحران کاغذ، افت سرانه مطالعه، کاهش قدرت خرید مخاطبان، بحران توزیع و تغییر الگوهای مصرف فرهنگی مواجه است، فعالان کتاب اصفهان معتقدند مسئله فقط برگزاری یک نمایشگاه نیست، بلکه سخن از ساختاری است که طی سالها سهم فرهنگی شهرستانها را به حاشیه رانده و مرکزیت نشر را بیش از پیش در تهران متمرکز کرده است.

اصفهان؛ شهری با پیشینه فرهنگی بزرگ اما سهمی کمرنگ در نمایشگاه کتاب
مهرانگیز بیدمشکی، مدیرعامل تعاونی ناشران اصفهان و مدیرمسئول نشر نهفت، معتقد است اصفهان امروز نهتنها نقش تعیینکنندهای در نمایشگاه کتاب ندارد بلکه حتی حضورش نیز در سالهای اخیر بهشدت کمرنگ شده است.
وی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به سابقه تاریخی اصفهان در تولید فرهنگ، هنر و اندیشه میگوید: اصفهان شهری است که خاستگاه مکاتب هنری، موسیقی و اندیشه بوده و طبیعی است که باید سهم مؤثری در بزرگترین رویداد نشر کشور داشته باشد، اما واقعیت امروز خلاف این موضوع را نشان میدهد.
به گفته بیدمشکی، حتی در نمایشگاه مجازی کتاب که بخشی از هزینههای لجستیکی و حضور فیزیکی ناشران حذف شده، شمار ناشران اصفهانی حاضر در رویداد همچنان بسیار اندک است و این مسئله نشان میدهد مشکل صرفاً اقتصادی نیست بلکه ریشه در ساختار سیاستگذاری فرهنگی دارد.
وی معتقد است: بازار کتاب یک موجود زنده است که نیازمند اکوسیستمی متوازن میان تمرکز و پراکندگی است و سیاستگذار فرهنگی باید چنین توازنی را ایجاد کند، اما در عمل، روندهای موجود به نفع تمرکز در پایتخت عمل کردهاند.
مدیرعامل تعاونی ناشران اصفهان با انتقاد از سیاستهای دولتی حوزه نشر تأکید میکند: بخشی از بحران کنونی ناشی از ورود نگاههای غیرتخصصی به مدیریت فرهنگ است؛ نگاهی که بهجای توجه به کیفیت و زیست فرهنگی، بر آمارسازی، مجوزدهی گسترده و اداره روزمره متمرکز شده است.
وی میگوید: در شرایطی که برای تمدید مجوز ناشران، تولید سالانه چند کتاب به یک الزام اداری تبدیل میشود، عملاً کمیت جای کیفیت را میگیرد و نتیجه آن انبوه کتابهایی است که نه بازار واقعی دارند و نه برآمده از نیاز فرهنگی جامعهاند.
بیدمشکی همچنین با اشاره به مشکلات مزمن نهادهای صنفی نشر در اصفهان میگوید: تعاونی ناشران اصفهان طی سه دهه فعالیت بدون برخورداری از حمایتهای رانتی یا تسهیلات خاص دوام آورده اما همچنان از حداقل زیرساختهای لازم محروم است؛ موضوعی که از نگاه او نشان میدهد مدیریت شهری و استانی اهمیت واقعی تشکلهای فرهنگی را درک نکردهاند.
وی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به تمرکز امکانات در تهران میگوید: اصفهان همواره سهم بالایی در اقتصاد کشور داشته اما در مقابل، سهم فرهنگی متناسبی دریافت نکرده است؛ وضعیتی که به باور او موجب فرسایش تدریجی بدنه نشر و فرهنگ شهر شده است.

نمایشگاهی که از نگاه برخی ناشران نیاز به تغییر سیاست در اجرا دارد
محمد احمدینژاد، مدیرمسئول نشر خاک، نگاه انتقادی تندتری به نمایشگاه کتاب تهران دارد و معتقد است: این رویداد در سالهای اخیر بیش از آنکه در خدمت توسعه فرهنگ کتابخوانی باشد، به سازوکاری رانتی و نمایشی تبدیل شده است.
وی در گفتگو با خبرنگار مهر میگوید: بودجههای کلانی که طی سالها صرف برگزاری نمایشگاه شده عمدتاً در اختیار گروه محدودی از ناشران قرار گرفته و بسیاری از ناشران مستقل یا شهرستانی عملاً سهمی از این چرخه نداشتهاند.
احمدینژاد با انتقاد از ساختار مدیریتی حوزه نشر تأکید میکند: منافع صنعت نشر عملاً در تهران و تا حدی قم متمرکز شده و همین تمرکز باعث شده ناشران شهرستانی امکان رقابت واقعی پیدا نکنند.
وی معتقد است: نمایشگاه کتاب در بسیاری از سالها به جای آنکه به فضایی برای تعامل حرفهای تبدیل شود، به نوعی بازار موقت فروش کتاب با مناسبات غیرحرفهای بدل شده و شأن فرهنگی آن آسیب دیده است.
مدیر نشر خاک همچنین با اشاره به بحران معنا در جهان معاصر میگوید: مسئله امروز فقط کتاب نیست بلکه جامعه جهانی اساساً با بحران معنا روبهرو شده و طبیعی است که کتاب نیز تحت تأثیر این وضعیت قرار گیرد.
وی در عین حال تأکید میکند: برخلاف تصور رایج، هنوز لایهای جدی از کتابخوانان حرفهای در ایران وجود دارد؛ مخاطبانی که حاضرند برای کتاب هزینه کنند، اما ساختار فرهنگی و اقتصادی موجود امکان رشد طبیعی این طبقه فرهنگی را محدود کرده است.
احمدینژاد با مرور تجربههای شخصی خود از برگزاری نمایشگاههای کتاب در دانشگاه هنر اصفهان میگوید: حتی در سالهایی که تبلیغات گستردهای وجود نداشت، کتاب همچنان میتوانست مخاطب جدی خود را پیدا کند و این نشان میدهد بحران اصلی بیش از آنکه به مخاطب مربوط باشد، به سیاستگذاری بازمیگردد.
وی یکی از مهمترین آسیبهای نمایشگاه کتاب را تبدیل شدن کتاب به ابژهای نمایشی میداند و معتقد است: طی سالها، تصویرسازیهای تبلیغاتی و رسانهای جای مواجهه واقعی با کتاب را گرفتهاند.
کتابفروشیهای اصفهان؛ قربانیان خاموش نمایشگاه کتاب
فرزانه امین، مدیر داخلی پردیس کتاب اصفهان، از زاویهای دیگر به مسئله نگاه میکند؛ زاویهای که کمتر در سیاستگذاریهای فرهنگی دیده میشود و آن وضعیت کتابفروشیهای محلی است.
وی در گفتگو با خبرنگار مهر میگوید: نمایشگاه کتاب تهران در سالهای ابتدایی، برای بسیاری از مخاطبان شهرستانی یک فرصت مهم برای دسترسی به کتابهای تازه بود، اما امروز با گسترش فضای مجازی و شبکههای اطلاعرسانی، این کارکرد تا حد زیادی تغییر کرده است.
به گفته امین، مسئله اصلی آن است که نمایشگاه بهتدریج کتابفروشیها را وارد رقابتی نابرابر با ناشران کرده؛ رقابتی که در آن مخاطب ترجیح میدهد کتاب را با تخفیف مستقیم از ناشر تهیه کند و همین مسئله بخش مهمی از گردش اقتصادی کتابفروشیهای محلی را از بین میبرد.
وی تأکید میکند: افت فروش کتابفروشیها تنها محدود به ایام نمایشگاه نیست بلکه حتی تا هفتهها پس از پایان آن نیز ادامه پیدا میکند و این مسئله برای کتابفروشیهای کوچک محلی بسیار خطرناک است.
مدیر داخلی پردیس کتاب اصفهان معتقد است اگر هدف واقعی حمایت از کتابخوانی باشد، باید یارانهها و بنهای خرید کتاب به سمت کتابفروشیهای شهرها هدایت شوند تا هم مخاطب وارد فضای کتابفروشی شود و هم چرخه اقتصادی محلی حفظ گردد.
وی میگوید: کتابفروشی فقط محل فروش کتاب نیست بلکه یک فضای فرهنگی و اجتماعی است که میتواند نسل جوان را به سمت گفتوگو، آگاهی و تجربه فرهنگی سوق دهد؛ فضایی که با تضعیف اقتصادی، آرامآرام از بین میرود.
امین همچنین بر ضرورت همدلی میان ناشران و کتابفروشان تأکید میکند و معتقد است: اگر این دو بخش بهجای رقابت فرسایشی، در قالب یک شبکه همافزا عمل کنند، امکان احیای زیست فرهنگی کتاب در شهرهایی مانند اصفهان وجود خواهد داشت.
نویسندگان اصفهانی و مسئله عبور از فیلتر پایتخت
مالک شیخی، نویسنده و مدرس دانشگاه، مسئله نمایشگاه کتاب را در نسبت با وضعیت نویسندگان شهرستانی تحلیل میکند؛ نویسندگانی که به باور او اغلب ناچارند برای دیده شدن از فیلتر ناشران و شبکههای فرهنگی تهران عبور کنند.
وی با اشاره به دوگانههای حاکم بر فضای فرهنگی کشور میگوید: نویسنده شهرستانی اغلب میان قطبهای مختلف گرفتار میشود؛ از یک سو محدودیتهای اقتصادی و پخش و از سوی دیگر نوعی تمرکزگرایی فرهنگی که امکان دیده شدن مستقل را دشوار میکند.
شیخی معتقد است: ساختار نشر ایران طی دهههای گذشته بهگونهای شکل گرفته که تهران به مرکز مشروعیت فرهنگی تبدیل شده و همین مسئله باعث شده بسیاری از نویسندگان شهرستانی برای تثبیت جایگاه حرفهای خود ناچار به مهاجرت یا اتصال به شبکههای پایتخت شوند.
وی با اشاره به تجربه شخصی خود در انتشار آثارش میگوید: حتی در مواردی، نگاههای ایدئولوژیک متضاد نیز نویسنده را در تنگنا قرار میدهند؛ بهگونهای که یک اثر ممکن است همزمان از سوی ناشران مختلف به دلایل متفاوت رد شود.
این نویسنده همچنین معتقد است: اصفهان با وجود ظرفیتهای عظیم فرهنگی و صنعتی میتوانست به قطب مهم نشر ایران تبدیل شود، اما سیاستهای تمرکزگرایانه و بیتوجهی تاریخی به زیرساختهای فرهنگی شهر چنین امکانی را تضعیف کرده است.
شیخی در عین حال تأکید میکند: صنایع بزرگ اصفهان میتوانند نقش مهمی در حمایت از کتاب و کتابخوانی ایفا کنند؛ موضوعی که به گفته او در بسیاری از کشورهای توسعهیافته بهعنوان بخشی از مسئولیت اجتماعی صنایع تعریف شده است.

نمایشگاه کتاب؛ فرصت فرهنگی یا فروشگاه بزرگ موقت؟
محمدرضا رهبری، نویسنده، مدرس داستاننویسی و منتقد ادبی، معتقد است بحث نمایشگاه کتاب را نمیتوان صرفاً با یک نگاه مطلق نفی یا تأیید کرد، زیرا این رویداد در دورههای مختلف کارکردهای متفاوتی داشته است.
وی در گفتگو با خبرنگار مهر میگوید: نمایشگاه کتاب در برخی سالها توانسته بستری مؤثر برای ارتباط میان نویسندگان، ناشران و مخاطبان فراهم کند و حتی به تقویت برند ناشران و نویسندگان اصفهانی کمک کند، اما در سالهای دیگر به دلیل ضعف سیاستگذاری و تغییر شرایط فرهنگی جامعه، کارکردهایش تضعیف شده است.
رهبری معتقد است هنگام تحلیل نمایشگاه کتاب باید سه کارکرد اصلی آن را در نظر گرفت؛ ارتباط میان نویسندگان و ناشران، ارتباط مخاطبان با تولیدکنندگان کتاب و ایجاد انگیزه عمومی برای توجه به کتاب و مطالعه.
به گفته این منتقد ادبی، یکی از مشکلات اساسی حوزه کتاب آن است که سیاستگذاران تفاوت میان ترویج کتابخوانی و فروش کتاب را درک نکردهاند و همین مسئله باعث شده بسیاری از برنامههای فرهنگی عملاً به تبلیغات فروش تبدیل شوند.
وی تأکید میکند: نویسنده امروز ناچار است پس از تولید اثر، وارد چرخه اقتصادی نشر نیز بشود و نسبت به تبلیغ، معرفی و دیده شدن کتاب خود حساسیت داشته باشد؛ مسئلهای که در جهان امروز به بخشی از حرفه نویسندگی تبدیل شده است.
رهبری همچنین معتقد است: مفهوم مطالعه، کتابخوانی و حتی نقش ناشر در جهان امروز تغییر کرده و نهادهای رسمی فرهنگی هنوز خود را با این تحولات هماهنگ نکردهاند؛ به همین دلیل بسیاری از سیاستها همچنان با الگوهای متعلق به دو دهه قبل اداره میشوند.
وی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به مفهوم هویت فرهنگی میگوید: اصفهان را باید بهعنوان یک سرمایه ملی فرهنگی دید، نه صرفاً یک جغرافیای محلی، و ظرفیتهای فرهنگی این شهر میتواند برای کل کشور الهامبخش باشد.
اکنون و در پایان سیوهفتمین دوره نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، آنچه از مجموع دیدگاههای فعالان نشر، نویسندگان، کتابفروشان و مدیران فرهنگی اصفهان برمیآید، تصویری پیچیده و چندلایه از مهمترین رویداد کتاب کشور است؛ رویدادی که همچنان میتواند فرصتی بزرگ برای صنعت نشر باشد، اما در صورت تداوم تمرکزگرایی، ضعف سیاستگذاری و بیتوجهی به زیستبوم فرهنگی شهرستانها، ممکن است بیش از گذشته به عاملی برای فرسایش تدریجی کتابفروشیها، ناشران مستقل و جریانهای فرهنگی خارج از پایتخت تبدیل شود.


نظر شما