۳۰ تیر ۱۴۰۵، ۱۷:۰۲

مرغ سحر

مرغ سحر

آنچه یک ملت را در سخت‌ترین شرایط سرپا نگه می‌دارد، بیش از هر عامل دیگری، روحیه جمعی و باور به توانایی عبور از بحران است که در بطن زندگی روزمره میلیون‌ها انسان عادی تجلی می‌یابد.

به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: واقعیت تلخ آن است که در فضای رسانه‌ای و مجازی، جریان‌های سازمان‌یافته یا خودجوشی شکل گرفته‌اند که هدفشان نه نقد سازنده، بلکه القای مطلق بن‌بست و بی‌فایدگی هر تلاشی است. این جریان‌ها با بزرگ‌نمایی حساب‌شده مشکلات، حذف سیستماتیک نقاط روشن جامعه، تمسخر امیدها و تکرار شبانه‌روزی روایت‌های تاریک، می‌کوشند دل مردم را خالی کنند و حس بی‌پناهی را جایگزین اراده جمعی سازند. خطرناک‌تر آنکه این جوسازی‌ها گاه با ظاهری دلسوزانه عرضه می‌شوند، به‌گونه‌ای که مخاطب عادی به سختی می‌تواند مرز میان همدردی واقعی و تخریب حساب‌شده را تشخیص دهد.

تفاوت نقد صادقانه با جوسازی مخرب در همین نقطه آشکار می‌شود. منتقد دلسوز مشکل را می‌بیند، بیان می‌کند، اما در کنارش راه‌حل پیشنهاد می‌دهد و به ظرفیت‌های موجود نیز اشاره دارد. اما جوساز تنها می‌خواهد سیاهی را مطلق نشان دهد تا امید از چشم‌ها رخت ببندد. او نه دنبال اصلاح است و نه دغدغه بهبود اوضاع دارد، بلکه حیاتش در گرو ادامه ناامیدی است. شناخت این تفاوت ظریف اما سرنوشت‌ساز، مهارتی است که جامعه امروز به آن نیاز دارد. هر صدای منتقد، دشمن نیست، اما هر ادعای دلسوزی نیز لزوما خیرخواهانه نیست.

رسانه‌ها در این میان مسئولیتی خطیر بر دوش می‌کشند. رسانه دیده‌بان جامعه است و وظیفه‌اش بازتاب حقیقت در تمام ابعاد آن. انعکاس مشکلات، بی‌تردید وظیفه رسانه است، اما تبدیل هر خبر به اهرمی برای کوبیدن بر طبل یأس، خیانت به همان مردمی است که رسانه مدعی نمایندگی صدای آنهاست. واقع‌نگری یعنی هم دیدن سختی‌ها و هم تلاش‌هایی که در دل همین سختی‌ها جریان دارد، هم کاستی‌ها و هم قدم‌های رو به جلو. رسانه‌ای که فقط تاریکی را ببیند، آینه‌ای شکسته است و رسانه‌ای که چشم بر مشکلات ببندد، اعتماد مخاطب را از دست می‌دهد. تعادل در روایت‌گری، هنری است که رسانه‌های مسئول باید در خود بپرورانند.

مسئولان و کارگزاران نیز باید بدانند که موثرترین سلاح در برابر جوسازان، نه سخنرانی، بلکه عمل و حل ملموس مشکلات مردم است. هر مشکل معیشتی که حل شود، هر وعده‌ای که به سرانجام برسد و هر گام شفاف در پاسخگویی، قوی‌ترین پاسخ به کسانی است که از ناکارآمدی تغذیه می‌کنند. وقتی مردم ببینند مسئولان درد آنها را می‌فهمند و برای رفع آن تلاش می‌کنند، خودبه‌خود در برابر القائات منفی مقاوم‌تر می‌شوند. مردم حق مطالبه و انتقاد دارند و مسئولان موظفند این مطالبه‌گری را فرصتی برای اصلاح بدانند. همدلی واقعی با مردم، در درک عمیق روزمرگی‌های آنان و تلاش صادقانه برای سبک‌تر کردن بار زندگی‌شان معنا می‌یابد.

اما در نهایت، خود مردم هستند که محکم‌ترین قفل را بر دروازه ناامیدی می‌زنند. هوشمندی جمعی، توانایی تشخیص دلسوز از فرصت‌طلب و تفکیک نقد سازنده از تخریب ویرانگر است. مردم ما در طول تاریخ نشان داده‌اند که در لحظات حساس، سره را از ناسره باز می‌شناسند. هر شهروندی با انتخاب آگاهانه منابع اطلاعاتی، سنجیدن هر خبر پیش از پذیرش و امتناع از بازنشر محتوای مخرب، می‌تواند سهمی موثر در حفظ سلامت روانی جامعه ایفا کند. پیوند آگاهی مردم، مسئولیت‌پذیری حاکمیت و واقع‌نگری رسانه‌ای، تنها نسخه‌ای است که می‌تواند فضای مسموم را خنثی کند. نه امید واهی و نه ناامیدی مطلق، بلکه واقع‌بینی همراه با اراده، راه عبور از این مرحله است. ایران و ایرانی در دل سخت‌ترین روزگاران نیز راه خود را یافته و این بار نیز خواهد یافت، به شرط آنکه اجازه ندهیم بازرگانان ناامیدی، متاع یأس خود را بر سفره مردم بگسترانند.

کد مطلب 6895007

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha