خبرگزاری مهر؛ گروه استانها - سمیه اسماعیل زاده: جامعه عشایری مازندران با وجود نقش پررنگ در دامداری و در اختیار داشتن حدود ۳۵ درصد دام سبک استان، همچنان برای برخورداری از جاده مناسب، آب، برق پایدار و خدمات بهداشتی با مشکلات جدی روبهرو است و بخش قابل توجهی از این خانوارها نیز هنوز در آمار رسمی کشور ثبت نشدهاند.
مسیر مراتع بالادست ورسک در سوادکوه، جادهای خاکی و پیچدرپیچ است که پیش از رسیدن به چشماندازهای بکر مراتع، ناهمواری و گرد و خاک خود را به رخ میکشد. پس از عبور از روستاها و ارتفاعات جنگلی، مسیر به مراتع ییلاقی میرسد؛ جایی که نهرهای آب گاه از کنار و گاه از میان جاده خاکی عبور میکنند.
در هر سوی این مراتع، پای کوهها، بر فراز تپهها و در سایه دامنهها، خانههای کوچکی در کنار یکدیگر دیده میشود؛ خانههایی که هر کدام نام و نشانی دارند و در میان علفزارهای گسترده، گلههای گوسفند نیز پراکندهاند.
خانهها از گل، سنگ و چوب یا سیمان و بلوک ساخته شدهاند؛ بناهایی کوچک که تمام زیست، کار و زندگی ساکنان خود را برای حدود چهار ماه سال در نهایت سادگی در خود جای دادهاند.

دامداری؛ شغلی که در خون عشایر است
در ایوان یکی از همین خانهها، حسین رحمانی از زندگی عشایری میگوید؛ زندگیای که به اعتقاد او نه یک انتخاب شغلی، بلکه بخشی از اصالت و هویت خانوادگی است.
رحمانی میگوید: دامداری و این زندگی اصالت ما است و در خونمان است و آدم که نمیتواند خون خودش را رها کند. این جمله شاید تمام روایت زندگی عشایری باشد؛ حلقه وصلی که زندگی این خانوادهها را از گذشتههای دور تا امروز به مراتع و گلهها پیوند داده است.
زندگی عشایر سوادکوه با کوچ، صدای گلهها در سکوت مرتع، تاریکی شبها، روزهای مهآلود و سرما، حتی در کنار آفتاب تند ارتفاعات، گره خورده است؛ جامعهای که سالها حتی در باور عمومی نیز چندان شناختهشده نبود و بسیاری نمیدانستند مازندران و سوادکوه نیز جامعه عشایری دارند.
جاده؛ نخستین مشکل عشایر سوادکوه
در خانه کناری، محمود رحمانی، برادر کوچکتر حسین، مهمترین مشکل عشایر منطقه را جاده دسترسی میداند.
او میگوید: هرچند امسال جاده شنریزی شده است، اما تردد خودروهای معمولی در آن همچنان دشوار است و مشکل تنها به فصل ییلاق محدود نمیشود؛ چراکه در پاییز و زمستان نیز عبور خودروهای آفرود میتواند به مسیر و مرتع آسیب وارد کند.
کمی پایینتر، در مرتع پایین «کراکره»، پای صحبت بهروز مختاری، دامدار ۵۷ ساله مینشینیم. او میگوید با بارش باران، حتی خودروهای کمکدار نیز به سختی میتوانند در این مسیرها تردد کنند.

مشکل اما با پایان بارندگی تمام نمیشود؛ پس از تابش آفتاب، رد عمیق چرخ خودروهای کمکدار روی گل خشکشده باقی میماند و ناهمواریهایی ایجاد میکند که عبور خودروهای معمولی را غیرممکن میسازد.
این بنبست ارتباطی در زمان بیماری بیش از هر زمان دیگری خود را نشان میدهد؛ زمانی که آمبولانسهای اورژانس امکان عبور از جاده را ندارند و اهالی ناچار میشوند بیماران خود را پیاده و بر دوش تا پاییندست منتقل کنند. ضعف آنتندهی تلفن همراه نیز این شرایط را دشوارتر میکند.
برق؛ فراتر از روشنایی
مشکل روشنایی و برق به اندازه راه دسترسی جدی است. پنلهای خورشیدی موجود در برخی مناطق تنها کفاف روشنایی دو لامپ کوچک و شارژ تلفن همراه را میدهند.
برای تأمین روشنایی بیشتر و استفاده از یخچال، برخی دامداران ناچار به استفاده از ژنراتورهای گازوئیلی هستند، اما نداشتن سهمیه سوخت، تهیه آن را نیز با دشواری روبهرو کرده است. گاهی دامداران مجبورند سوخت مورد نیاز خود را گالنگالن از دیگران تهیه کنند و آن هم با نرخ آزاد.
برق برای این تولیدکنندگان تنها وسیلهای برای روشن کردن خانه نیست؛ انرژی مورد نیاز برای نگهداری محصولات لبنی و مواد غذایی نیز اهمیت دارد. نبود یخچال، عشایر را مجبور میکند با وجود مشغله فراوان، برای خرید مایحتاج روزانه هر هفته و گاهی زودتر به پاییندست بروند.
پنلهایی که در مه و باران کمجان میشوند
در همین ارتفاعات، افشار راعی، دامدار ۶۱ سالهای که از ۱۴ سالگی پا به پای گلهها زندگی کرده است، دغدغههای دیگری دارد.
او از نبود حمام کنه برای دامها میگوید و معتقد است: گوسفندانی که از مناطق مختلف به مراتع میآیند، میتوانند زمینه انتقال بیماری را فراهم کنند. به گفته وی، یک گوسفند آلوده میتواند تمام گلههای منطقه را آلوده کند و تلف شدن دام، هم برای دامدار خسارت اقتصادی دارد و هم موجب کاهش تولید پروتئین کشور میشود.
اگرچه اداره امور عشایر هر سال تعداد محدودی پنل خورشیدی در اختیار عشایر قرار میدهد، اما استهلاک پنلها و شرایط جوی منطقه از کارایی آنها میکاهد.

در این منطقه، طی ۷۵ روز اخیر نزدیک به ۴۰ روز هوا مهآلود و گاه بارانی بوده و همین مسئله موجب کاهش کارایی پنلهای خورشیدی شده است.
راعی چهار سال پیش یک پنل خورشیدی دریافت کرده، اما امروز ظرفیت باتری آن به دلیل فرسودگی کاهش یافته است. او حتی به فرزندانش اجازه شارژ تلفن همراه را نمیدهد تا مبادا تنها لامپ روشن سرپناهشان در تاریکی خاموش شود.
آب شرب در لولههای فرسوده
آب شرب دامداران نیز حکایت خود را دارد. عشایر آب چشمه را از فاصله چندصد متری با استفاده از لوله به محل سکونت خود منتقل میکنند، اما بخشی از این لولهها اکنون فرسوده و شکسته شدهاند.
راعی میگوید: چند سال است برای دریافت لولههای جدید درخواست داده، اما هنوز اتفاقی برای رفع این مشکل نیفتاده است.
او به یک تناقض بزرگ نیز اشاره میکند؛ اینکه صنایع بخش قابل توجهی از تسهیلات و حمایتهای دولتی را دریافت میکنند، در حالی که عشایر نیز تولیدکنندگان واقعی هستند اما به دلیل سکونت در مناطق دوردست، نیازهایشان کمتر دیده میشود و از بخشی از خدمات و تسهیلات بیبهره میمانند.
عشایر البرزنشین؛ جامعهای که دیر دیده شد
عمران عباسی، نماینده مردم قائمشهر، سوادکوه، جویبار، سوادکوه شمالی و سیمرغ در مجلس شورای اسلامی، با اشاره به تفاوت مفهوم عشایر در مناطق مختلف کشور اظهار کرد: مفهوم عشایر از دیرباز در ذهن عموم مردم با عشایر زاگرسنشین گره خورده، اما درباره عشایر البرزنشین این شناخت وجود نداشته است.
وی افزود: در زاگرس، کوچروی به معنای جابهجایی در گستره وسیع و برای مدت طولانی است، اما در البرز کوچروی از یک مبدأ به یک مقصد انجام میشود که در طولانیترین شکل آن سه روز زمان میبرد و عشایر مازندران حدود هشت تا ۹ ماه از سال را در مبدأ و باقی سال را در مقصد سپری میکنند.

عباسی گفت: همین تفاوت موجب شده عشایر این منطقه برای مدتها جدی گرفته نشوند.
وی با بیان اینکه واژه «عشایر مازندران» تنها حدود پنج سال است که در سرفصل بودجه کشور قرار گرفته است، افزود: متأسفانه در این مدت نیز این موضوع با فراز و نشیب همراه بوده و هنوز برای بسیاری از مسئولان استانی مفهوم عشایرنشین بهطور کامل جا نیفتاده است.
نماینده مردم در مجلس چهار اولویت اصلی عشایر را جاده، آب، بهداشت و برق دانست و گفت: هرچند در بخش جاده اقدامات و اعتبارات قابل توجهی اختصاص یافته، اما این حوزه همچنان نیازمند بهبود است.
عباسی افزود: در حوزه آب نیز در هر نقطه از مناطق عشایری حوزه انتخابیه که نیاز به آبرسانی باشد، آمادگی لازم برای تهیه لوله و مخزن وجود دارد.
تعداد واقعی عشایر بیشتر از آمار ثبتشده است
عباسی با اشاره به گستردگی حوزه سرزمینی سوادکوه و سوادکوه شمالی، تعداد عشایر سوادکوه را بسیار بیشتر از ۸۰۰ خانوار اعلامشده در سامانه دانست و گفت هنوز بسیاری از خانوارها در سامانه ثبت نشدهاند.
این اختلاف تنها مختص سوادکوه نیست و کل جامعه عشایری استان را دربرمیگیرد؛ بهگونهای که از حدود چهار هزار و ۷۰۰ خانوار عشایر مازندران، تنها یک هزار و ۵۰۰ خانوار در سامانه عشایری کشور ثبت شدهاند.
حجتالله شعبانی، رئیس اداره امور عشایری استان، نیز در گفت وگو با خبرنگار مهر این موضوع را تأیید میکند و میگوید: حدود چهار هزار و ۶۶۳ خانوار عشایری در سامانه مدیریت امور عشایری ثبتنام کردهاند، اما این خانوارها هنوز تأیید نشدهاند و در مرحله راستیآزمایی مرکز آمار ایران قرار دارند.

وی با اشاره به اینکه در سال ۱۴۰۰ حدود یک هزار و ۵۰۰ خانوار ییلاقی مورد تأیید مرکز آمار قرار گرفتند، دلیل این اختلاف آماری را تازهتأسیس بودن اداره امور عشایر استان در آن زمان و نادیده گرفته شدن ویژگیهای فرهنگی و اقلیمی مازندران عنوان کرد.
شعبانی افزود: با توجه به پیگیریهای انجامشده و پذیرش مرکز آمار مبنی بر اینکه مازندران شرایط متفاوتی نسبت به سایر استانها دارد، در حال اخذ پیمانکار هستیم تا نقاط ییلاق و قشلاق هر عشایر مشخص و سایر اطلاعات نیز جمعآوری شود تا آمار عشایر استان بهروز شود.
وی گفت این روند به دلیل شرایط جنگی کشور با تأخیر مواجه شده است.
۳۵ درصد دام سبک مازندران در اختیار عشای
رئیس اداره امور عشایری مازندران با اشاره به ظرفیت تولیدی جامعه عشایری استان گفت: حدود ۳۵ درصد دام سبک استان مربوط به عشایر است.
به گفته شعبانی، عشایر مازندران حدود یک میلیون و ۱۱۵ هزار رأس دام سبک و ۱۴۸ هزار رأس دام سنگین در اختیار دارند و وجود همین دام سنگین یکی از ویژگیهای متمایز عشایر استان محسوب میشود.
وی از جمله اقدامات اداره امور عشایری استان طی چهار سال اخیر را توزیع یک هزار پنل خورشیدی، دریافت کد عشایری برای ۲۴۲ مدرسه، تأمین آرد عشایر، استقرار و پیگیری خانه بهداشت سیار و مرمت سالانه راههای عشایری برشمرد.
شعبانی افزود: هدف ما در حوزه راهها مرمت است و نه آسفالت؛ چراکه آسفالت ممکن است موجب حضور خوشنشینها در مراتع و ایجاد مزاحمت برای تولیدکنندگان شود.
آمار ناقص، سهم عشایر از اعتبارات را کاهش میدهد
رئیس اداره امور عشایری مازندران یکی از مهمترین پیامدهای نقص آماری را محدودیت در دریافت منابع مالی و در نتیجه توزیع امکانات دانست و گفت: بخش قابل توجهی از بودجه برخی دستگاهها از محل مالیات بر ارزش افزوده تأمین میشود، اما سهم اداره امور عشایر بر مبنای آمار قدیمی سال ۱۳۸۷ محاسبه میشود.
وی افزود: در حال حاضر تنها از شهرستان آمل و بخشهایی از بابل و نکا، منابع مرتبط با مالیات بر ارزش افزوده به این حوزه اختصاص مییابد، در حالی که برای نمونه سوادکوه سهمی از این محل ندارد.
شعبانی تصریح کرد: اگر آمار عشایر بهدرستی اصلاح شود و سهم مالیات بر ارزش افزوده مناطق عشایری نیز به سازمان امور عشایر اختصاص یابد، تحول چشمگیری در ارائه خدمات ایجاد خواهد شد.

وی ادامه داد: با وجود اینکه قانوناً بودجه برای حدود یک هزار و ۵۰۰ خانوار تأییدشده پیشبینی شده است، در عمل نمیتوان خدمات را از دیگر خانوارهای عشایری دریغ کرد.
شعبانی مثال زد: در اجرای طرح آبرسانی نمیتوان یک خانوار دارای کد عشایری را از آب بهرهمند کرد و خانوار مجاور را تنها به دلیل ثبت نشدن در سامانه، محروم گذاشت؛ در حالی که بودجه تنها برای جمعیت تأییدشده اختصاص یافته است.
خدمات عشایری نیازمند همکاری همه دستگاههاست
رئیس امور عشایر مازندران با بیان اینکه نیاز عشایر چندوجهی است، گفت: از ادارات میخواهیم همانطور که برای مناطق شهری و روستایی خدماترسانی میکنند، جامعه عشایری را نیز مورد توجه قرار دهند.
وی افزود: اداره امور عشایر نیز در حد بودجه خود به عشایر خدمات ارائه میکند، اما با توجه به تازهتأسیس بودن این مجموعه، بودجه آن محدود است.
شعبانی درباره آبرسانی گفت: در این حوزه محدودیتی نداریم، البته این کار به صورت مشارکتی میان اداره امور عشایر و خود عشایر انجام میشود؛ به این صورت که کندهکاریها را عشایر انجام میدهند و لوله و امکانات را ما تأمین میکنیم.
برق عشایر؛ پنل خورشیدی تا نیروگاه کوچکمقیاس
رئیس امور عشایر مازندران با بیان اینکه با توجه به ناترازیهای کشور، امکان اتصال عشایر به شبکه برق مورد موافقت مسئولان ذیربط قرار نمیگیرد، گفت: در حال حاضر راهکار نخست، تأمین پنلهای خورشیدی برای همه عشایر است و در گامهای بعدی نیز احداث نیروگاههای کوچکمقیاس خورشیدی پیگیری خواهد شد.
در ارتفاعات ورسک، غروب زودتر و تاریکی غلیظتر از شهرها از راه میرسد. پنلهای خورشیدی شاید بتوانند یک لامپ را روشن نگه دارند، اما برای روشن کردن آینده شغلی نسلی که زندگیاش با مراتع سوادکوه و مازندران گره خورده است، یک لامپ کافی نیست.
عشایر مازندران، با وجود همه تلاشهای انجامشده، همچنان به جادههای قابل عبور، آبرسانی، برق پایدار و امکانات متناسب با اقلیم و شرایط زندگی خود نیاز دارند؛ جامعهای که علاوه بر این نیازها، چشمانتظار آن است که در آمارهای رسمی کشور نیز به اندازه نقش واقعی خود دیده شود.


نظر شما