پرونده «جنگ رمضان»/۱۳۴؛

بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بن‌بست راهبردی و شکست‌های میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش‌آموزان بی‌گناه آغاز شد، به‌سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای پیدا کرد و واکنش‌های متفاوتی را در رسانه‌های بین‌المللی برانگیخت.

رسانه‌های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.

رسانه های انگلیسی

شبکه ای‌بی‌سی نیوز در گزارشی جامع به مناسبت ششمین ماه جنگ ایران نوشت که این مناقشه که ترامپ پیش‌بینی کرده بود «چهار تا پنج هفته» طول بکشد، اکنون به یک باتلاق تمام‌عیار تبدیل شده است. بر اساس این گزارش، حملات هوایی اولیه آمریکا و اسرائیل که به شهادت رهبران ارشد ایران انجامید، با واکنش قاطع تهران از جمله بستن تنگه هرمز و حمله به پایگاه‌های آمریکا در بحرین، کویت، اردن و عراق مواجه شد. ای‌بی‌سی نیوز تصریح می‌کند که پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، در اوایل مارس بسته شدن تنگه را «نشانه استیصال» ایران خوانده بود، اما شش ماه بعد، «بازگشایی تنگه به محور اصلی مأموریت تبدیل شده است.»

این گزارش به هزینه‌های سنگین انسانی و اقتصادی جنگ اشاره می‌کند: ۱۸ نظامی آمریکایی کشته و بیش از ۷۵۰ تن مجروح شده‌اند؛ قیمت جهانی نفت ۲۵ درصد افزایش یافته و خانوار آمریکایی به طور متوسط ۷۰۰ دلار هزینه سوخت اضافی پرداخته است؛ و هزینه رسمی جنگ ۳۷.۵ میلیارد دلار برآورد شده است. بر اساس نظرسنجی رویترز/ایپسوس، تنها ۳۱ درصد آمریکایی‌ها از حملات نظامی علیه ایران حمایت می‌کنند و محبوبیت ترامپ به پایین‌ترین سطح خود یعنی ۳۳ درصد سقوط کرده است.

ای‌بی‌سی نیوز می‌افزاید که در غیاب یک پیروزی نظامی قاطع، دولت ترامپ به راهبرد «فشار اقتصادی» بازگشته و از آن به عنوان «روز دی اقتصادی» یاد می‌کند. با این حال، مذاکرات متوقف، توافق ژوئن فروپاشیده و امید به دستیابی به هرگونه توافق، چه رسد به یک توافق جامع هسته‌ای، به پایین‌ترین سطح خود رسیده است. مایک جانسون، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا، نیز با اذعان به فشار انتخابات میاندوره‌ای گفته است که پایان دادن به جنگ پیش از انتخابات «مفید» خواهد بود.

شورای روابط خارجی آمریکا (CFR) در تحلیلی جامع به مناسبت شش‌ماهگی جنگ ایران، دیدگاه‌های کارشناسان خود را درباره پیامدهای این مناقشه منتشر کرد. استیون کوک، کارشناس ارشد این اندیشکده، با صراحت اعلام کرد که «محاسبه غلط ترامپ، ایالات متحده را با یک شکست راهبردی مواجه ساخته است.» وی تأکید کرد که ترامپ هرگز انتظار اراده مقاومت ایران را نداشت و نتیجه آن، «آزادی کشتیرانی به شدت مختل شده در تنگه هرمز، آسیب‌پذیری شرکای آمریکا در خلیج فارس، و انگیزه بیشتر تهران برای سلاحی کردن برنامه هسته‌ای‌اش» بوده است.

در مقابل، اد حسین، کارشناس مسائل جهان عرب، مدعی شد که «شبه‌جزیره عربستان امن‌تر از گذشته است» و ایران با حمله به تمامی کشورهای عربی، خود را منزوی کرده است. اما الیوت آبرامز، مقام پیشین دولت ترامپ، ضمن اذعان به تقویت بی‌سابقه همکاری نظامی آمریکا و اسرائیل، به کاهش محبوبیت اسرائیل در افکار عمومی آمریکا و تشدید نیروهای ضدصهیونیستی اشاره کرد. هنری بارکی نیز ترکیه را «برنده قطعی» این جنگ فارغ از نتیجه آن دانست. در مجموع، این تحلیل تصویری از منطقه‌ای دگرگون‌شده ارائه می‌دهد که در آن اعتماد به ایالات متحده به شدت فرسایش یافته است.

روزنامه گاردین در گزارشی روایت شش‌ماهه جنگ ایران را از نخستین حملات آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه تا نبرد بر سر تنگه هرمز ترسیم کرده است. بر اساس این گزارش، شهادت آیت‌الله خامنه‌ای در نخستین روز حملات، بسته شدن تنگه هرمز و کاهش ۸۰ درصدی ترافیک کشتیرانی، جنگ را به یک «مناقشه منطقه‌ای با پیامدهای اقتصادی جهانی» تبدیل کرد. قیمت نفت از زیر ۷۰ دلار در هر بشکه به بیش از ۱۲۰ دلار جهش کرد و ترافیک تنگه از میانگین روزانه ۱۱۰ فروند به حداقل ۲ فروند در برخی روزها سقوط کرد.

گاردین با ثبت دقیق اظهارات متناقض طرفین نشان می‌دهد که هر فرصت دیپلماتیک با تهدیدات تازه، توافقات مناقشه‌برانگیز و حملات جدید دنبال شده است. ترامپ بارها با تهدید به نابودی ایران، از «نابود کردن تمدن» تا «بمباران نیروگاه‌ها»، سپس از حملات عقب‌نشینی کرده است. در مقابل، مقامات ایرانی از جمله عباس عراقچی با تأکید بر اینکه «دکترین دفاعی ما روشن است: چشم در برابر چشم»، و محمدباقر قالیباف با رد «دیپلماسی نمایشی»، بر عدم بازگشت تنگه هرمز به شرایط پیش از جنگ و حقوق حاکمیتی ایران پافشاری کرده‌اند.

این گزارش تصریح می‌کند که الگوی تکراری «آتش‌بس، فروپاشی، تشدید تنش» نشان‌دهنده فقدان راهبرد منسجم در واشنگتن و عزم راسخ تهران برای استفاده از اهرم تنگه هرمز است. توافق ژوئن با خوش‌بینی اولیه امضا شد اما در کمتر از دو هفته فروپاشید. اکنون با وجود مذاکرات منطقه‌ای با عمان و پاکستان، دو طرف همچنان بر سر کنترل این آبراه راهبردی در بن‌بست قرار دارند و ترامپ با ادعای «قلمرو آمریکا» خواندن تنگه هرمز، عملاً دکترین حقوقی جدیدی را مطرح کرده که با واکنش قاطع تهران مواجه شده است.

رسانه های عربی

المیادین در مقاله ای بررسی کرد که چرا با وجود گسترش تحریم‌های آمریکا علیه ایران، عراق احتمالاً با یک شوک اقتصادی گسترده مواجه نخواهد شد.

نویسنده توضیح می دهد که وابستگی عراق به ایران در زمینه تجارت، انرژی و واردات، از یک سو، و وابستگی آن به نظام مالی جهانی و دلار آمریکا، از سوی دیگر، بغداد را در موقعیت حساسی قرار داده است. آمریکا با توجه به اهمیت ثبات سیاسی و امنیتی عراق، احتمالاً به‌جای تحریم کامل این کشور، افراد، شرکت‌ها و شبکه‌های مالی مرتبط با ایران را هدف قرار خواهد داد. معافیت‌های مربوط به واردات برق و گاز ایران نیز می‌تواند از شدت فشارها بکاهد. تجارت دو کشور احتمالاً متوقف نمی‌شود، بلکه مسیرهای پرداخت و سازوکارهای مالی آن تغییر خواهد کرد.

مقاله می افزاید: مهم‌ترین نقطه آسیب‌پذیر عراق، بخش بانکی و استفاده احتمالی از مؤسسات عراقی برای دور زدن تحریم‌هاست. بنابراین بغداد باید میان حفظ روابط اقتصادی با ایران و رعایت محدودیت‌های آمریکا توازن برقرار کند. در نتیجه، آثار تحریم‌ها ملموس خواهد بود، اما احتمالاً قابل کنترل باقی می‌ماند.

رأی الیوم در مقاله ای نوشت: آمریکا و دونالد ترامپ در قبال ایران وارد وضعیتی شده‌اند که خروج از آن بسیار دشوارتر از آغاز آن است. نویسنده می‌گوید نتانیاهو ترامپ را متقاعد کرد که اهداف حمله به ایران دست‌یافتنی است، اما مقاومت ایران و پیچیدگی نفوذ منطقه‌ای آن، تحقق یک «پیروزی» روشن را دشوار کرده است.

از دید مقاله، ایران طی دهه‌ها با پیوند دادن پرونده هسته‌ای به نفوذ خود در عراق، سوریه، لبنان و یمن، شبکه‌ای پیچیده ایجاد کرده که حذف آن آسان نیست. واشنگتن نیز به جای حل نهایی، از «درگیری مدیریت‌شده»، تحریم، حملات محدود و حفظ حضور نظامی استفاده می‌کند. نویسنده تاکید می‌کند که حمله اخیر نشان داد قدرت نظامی آمریکا محدودیت دارد و ترامپ در «باتلاق ایران» گرفتار شده است. همچنین با استناد به اظهارات اسکات ریتر، تهدیدهای اقتصادی ترامپ را فاقد اثرگذاری واقعی می‌داند و پیش‌بینی می‌کند فشارهای سیاسی و انتخابات میان‌دوره‌ای، او را به عقب‌نشینی وادار کند.

العهد در مقاله ای نوشت: رژیم اسرائیل جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران را با دقت و از نزدیک دنبال می‌کند، هرچند این موضوع بازتاب رسانه‌ای گسترده‌ای در اسرائیل ندارد. مسئله اصلی برای محافل تصمیم‌گیری اسرائیل، میزان موفقیت تحریم‌های آمریکا، شدت آسیب به اقتصاد و جامعه ایران و مهم‌تر از آن، تأثیر فشار اقتصادی بر تصمیم‌های راهبردی تهران است.

نویسنده تأکید می‌کند اگر ایران فشارها را تهدیدی وجودی تلقی کند، ممکن است از تحمل و دور زدن تحریم‌ها به سمت اقدامات تهاجمی و تشدید تنش روی آورد. در چنین شرایطی، واکنش آمریکا نیز بر محاسبات ایران و اسرائیل تأثیر خواهد گذاشت.

از دید نویسنده، اسرائیل با وجود توانایی‌های نظامی و امنیتی گسترده، در برابر ایران آزادی عمل راهبردی نامحدود ندارد و به موضع آمریکا وابسته است. بنابراین، احتمالاً اسرائیل ضمن هماهنگی با واشنگتن، عملیات خود را در لبنان و سوریه نیز در چارچوبی کنترل‌شده ادامه می‌دهد تا از تبدیل فشار اقتصادی به یک جنگ منطقه‌ای گسترده جلوگیری شود.

کد مطلب 6930562

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha