به گزارش خبرنگار مهر، نشست صمیمی کتاب با محوریت «سیره تربیتی و سبک زندگی حضرت آیتالله محیالدین حائری شیرازی» با حضور فاطمه حائری شیرازی، فرزند آیتالله حائری شیرازی و راوی کتاب «من فاخرهام»، به همت انتشارات شهید کاظمی در مجتمع ناشران قم برگزار شد.
این نشست با شروع گروه همخوانی «کتاب خانواده» توسط نشر شهید کاظمی صورت گرفت. خانوادههایی که دغدغه تربیت فرزند داشتند، با هم در فروشگاه نشر شهید کاظمی و دورهمیهای منظم گفتوگو میکردند، نظراتشان را با هم به اشتراک میگذاشتند و سپس به سراغ همخوانی کتاب «من فاخرهام» رفتند و بعد از آن برگزاری یک جلسه با راوی کتاب.
فاطمه حائری شیرازی در این نشست با روایت بخشهایی از تجربه زیسته خود در خانواده آیتالله حائری شیرازی، به برخی از مهمترین ویژگیهای شیوه تربیتی پدرش اشاره کرد؛ شیوهای که به گفته او بیش از آنکه بر دستور دادن و کنترل مستقیم استوار باشد، بر اعتماد، همراهی، گفتوگو و رشد قدرت انتخاب و تشخیص فرزند بنا شده بود.
او با اشاره به اهمیت اعتماد به نوجوان و فرصت دادن برای تجربه گفت: پدر در بسیاری از مواقع به جای اینکه مستقیماً فرزند را به انتخابی خاص مجبور کند، شرایطی فراهم میکرد تا نوجوان خودش به نتیجه برسد. به تعبیر او، آیتالله حائری شیرازی اهل تفحص و تجسس دائمی در رفتار فرزندان نبود و معتقد بود باید به آنها فرصت داد تا در یک فرآیند طبیعی، قدرت انتخاب و تشخیص خود را به دست آورند.
راوی کتاب «من فاخرهام»، یکی دیگر از اصول مهم پدرش را پرهیز از برخوردهای چکشی دانست و افزود: ممکن است والد در کودکی با یک تشر یا دستور، مسئلهای را تمامشده تلقی کند، اما چنین روشی لزوماً به تربیت واقعی منجر نمیشود. به گفته او، آیتالله حائری شیرازی تلاش میکرد مسیر تربیت را به گونهای طراحی کند که فرزند در نهایت، خودش انتخاب درست را انجام دهد.

او همچنین حفظ کرامت و حیثیت فرزند را از اصول مهم تربیتی پدرش عنوان کرد و گفت: اگر در جریان تربیت، شخصیت و حیثیت فرزند آسیب ببیند، ترمیم رابطه به آسانی ممکن نیست. بنابراین، حتی زمانی که نیاز به تذکر یا واکنش وجود داشت، حفظ جایگاه و کرامت فرزند مورد توجه قرار میگرفت.
فرزند آیتالله حائری شیرازی با اشاره به تأکید پدرش بر رابطه صمیمی میان والد و فرزند، گفت: یکی از توصیههای مهم او این بود که رفیق اول فرزندت باش. پدرم معتقد بود اگر والد نتواند رفیق اول فرزندش باشد، احتمال دارد فرد یا جریان دیگری این جایگاه را به دست آورد و در نتیجه، بر فکر و شخصیت فرزند تأثیر بیشتری بگذارد. این نگاه در زندگی خانوادگی آیتالله حائری شیرازی هم نمود داشت؛ به گونهای که رابطه او با فرزندان تنها به تذکر و آموزش مستقیم محدود نمیشد و بازی، تفریح، گفتوگو و حضور در فضای شخصی فرزندان نیز بخشی از این رابطه بود.
فاطمه حائری در ادامه با اشاره به استفاده پدرش از قصه به عنوان ابزار تربیتی گفت: قصههای انبیا، بهویژه داستان حضرت موسی(ع) و فرعون، تنها برای سرگرمی یا انتقال یک پیام اخلاقی روایت نمیشد؛ بلکه بعدها به یک الگوی ذهنی و معیار تحلیل برای فرزندان تبدیل شده بود. وقتی میان فرزندان اختلافی پیش میآمد، پدر لزوماً به دنبال صدور حکم نهایی نبود. ابتدا از آنها میخواست ماجرا را تعریف کنند و سپس از خودشان میپرسید که در این ماجرا کدام رفتارشان «موسایی» و کدام رفتارشان «فرعونی» بوده است. در این شیوه، فرزند صرفاً منتظر قضاوت پدر نمیماند، بلکه یاد میگرفت رفتار خودش را تحلیل کند و در تشخیص درست و نادرست سهم داشته باشد.
یکی دیگر از محورهای مطرحشده در این نشست، اهمیت تربیت فکری در سیره آیتالله حائری شیرازی بود. فرزند آیتالله حائری شیرازی با اشاره به تأکید پدرش بر «حجت داشتن» گفت: از نگاه او، انسان نباید صرفاً بر اساس برداشتها و تحلیلهای آماده سخن بگوید؛ بلکه باید برای تحلیل خود دلیل و مبنا داشته باشد. از همین منظر، در سیره تربیتی او نیز قرار نبود فرزند همیشه پاسخ آماده دریافت کند؛ بلکه باید به تدریج قدرت پرسیدن، تحلیل کردن و انتخاب کردن را به دست میآورد.
فاطمه حائری شیرازی همچنین یکی از مبانی مهم تربیتی پدرش را توجه به قدرت تشخیص درونی انسان دانست و با اشاره به مفهوم «پیامبر درونی» گفت: در این نگاه، تربیت صرفاً به معنای آن نیست که همیشه از بیرون به انسان گفته شود چه چیزی درست و چه چیزی غلط است؛ بلکه باید قدرت تشخیص درونی او نیز رشد کند.

بر همین اساس، اعتماد، تجربه، گفتوگو و واگذاری بخشی از انتخابها به فرزند، همگی در خدمت شکلگیری انسانی قرار میگرفت که بتواند در موقعیتهای مختلف، خودش درست را از نادرست تشخیص دهد. خداباوری تنها با حرف زدن درباره خدا به فرزند منتقل نمیشود، بلکه کودک باید خدا را در رفتار، انتخابها و تصمیمهای والدین خود ببیند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، بر اهمیت مراقبت بدون کنترل دائمی نیز تأکید کرد و از تعبیر پدرش یاد کرد که میگفت: «من از دور مراقب هستم.» به این معنا که مراقبت از فرزند وجود داشت، اما این مراقبت الزاماً به معنای دخالت و کنترل لحظهبهلحظه نبود.
کتاب «من فاخرهام» که با تدوین فرزانه قائنی و با روایتهای فاطمه حائری شیرازی منتشر شده، تلاش میکند تصویری صمیمی و ملموس از رابطه یک پدر با فرزند و تجربههای تربیتی در خانواده آیتالله حائری شیرازی ارائه کند. این کتاب در واقع آیتالله حائری شیرازی را نه فقط در جایگاه یک عالم، خطیب و شخصیت اجتماعی، بلکه در جایگاه یک پدر به مخاطب معرفی میکند؛ پدری که تربیت را از متن زندگی روزمره جدا نمیکرد و تلاش داشت به جای ساختن فرزندی فرمانبردار، انسانی متفکر، انتخابگر و دارای قدرت تشخیص تربیت کند.



نظر شما