خبرگزاری مهر، گروه استانها- سیمین سیف: نهم اسفند ۱۴۰۴، در فاصله باریک میان تاریکی شب و روشنایی روز؛ همان ساعتی که شهر معمولاً هنوز در سکوت است و پیش از آغاز هیاهوی روزانه، خبری که از قاب تلویزیون به خانهها رسید و در پی آن، پیش از آنکه آفتاب کامل بالا بیاید، شهروندان اراکی را از خانه بیرون کشیده بود. خبر، خبرِ شهادت قائد شهید امت، امام سیدعلی خامنهای بود.
حالا نزدیک به ۲۰۰ شب از آن صبح گذشته است؛ اما آنچه در اراک شکل گرفته، صرفاً یک تجمع یا برنامه مناسبتی نیست، بلکه تداوم حضوری است که گذر زمان نتوانسته از استمرار آن بکاهد.
هر شب، شهر از چندین نقطه به حرکت درمیآید از مسجد و حسینیه، از مصلا و محلههای مختلف، مردم با در دست داشتن پرچم به راه میافتند، آیین پرچمگردانی، اقشار مختلف مردم را از جغرافیای محلههایشان جدا میکند و به یک نقطه مشترک یعنی میدان شهدای اراک می رساند.

از نخستین صبح تا دویستمین شب؛ روایت یک خانواده از میدان شهدای اراک
در میان جمعیتی که هر شب به میدان شهدای اراک میآیند، یک خانواده چهار نفره، روایت متفاوتی از این استمرار دارد؛ پدر و مادر، کودکی دو ساله و نوزادی که هنوز چند ماه بیشتر از تولدش نگذشته است؛ خانوادهای که میگوید در تمام این ۲۰۰ شب، حضور در این میدان را ترک نکرده است.
فاطمه اسدی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: در تمام این ۲۰۰ شب در تجمعات حضور داشتیم و با وجود دشواری همراه داشتن دو فرزند خردسال، آنها را نیز با خود آوردیم تا در کنار مردم باشیم.

وی ادامه داد: در شرایط جنگ و تهدید، حضور و همبستگی مردم اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ حضور ما در این میدان نیز برای اعلام وفاداری و همراهی با کشور و مردم است و نمیخواهیم در چنین روزهایی میدان را خالی کنیم.
زهرا اسدی گفت: نباید ترس، ما را از آینده ایران غافل کند، امیدواریم این روزهای سخت سپری شود و کشور با قدرت و امنیت بیشتری به مسیر خود ادامه دهد و فرزندانمان را نیز همراه میآوریم تا از کودکی مسئولیتپذیری در قبال ایران و آینده آن را بیاموزند.
وی تصریح کرد: شاید فرزندان خردسالمان امروز درکی از این شرایط نداشته باشند، اما معتقدیم آینده آنها تا حد زیادی به تصمیمها و ایستادگی نسل امروز وابسته است.
روایت زن جوانی که پای میدان ایستاده است
در میان هیاهوی میدان شهدای اراک، زنی جوان هر شب بیهیچ چشمداشتی کاموا و میل بافتنی به دست میگیرد و کودکان را با این هنر آشنا میکند.
فاطمه سادات رجبی به خبرنگار مهر میگوید: هر رجی که میبافد، نذری برای سلامتی رهبر انقلاب و فرزندان و نیروهای حاضر پای لانچرهاست؛ نذری ساده که سهم او از این حضور شبانه شده است.
این زن جوان ادامه داد: شاید این کار کوچک به نظر برسد، اما معتقدم هرکس میتواند به اندازه توان خود سهمی داشته باشد. سهم من بافتن، آموزش دادن و نیت کردن است و همین چند رَج را نوعی همراهی و ادای دین میدانم.
زنی که پرچمها را به عشق ایران دوباره سرپا میکند
میان جمعیت میدان شهدای اراک، زنی هر شب چرخ خیاطیاش را به میدان میآورد تا پرچمهای آسیبدیده را بدوزد و برای اهتزاز دوباره آماده کند؛ دوختهایی که برای او نذری به نیت سلامتی رهبر معظم انقلاب و ادای دین به رهبر شهیدش است.
زهرا فتاحی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: تقریباً در تمام ۲۰۰ شب در تجمعات میدان حضور داشتهام و هر شب چرخ خیاطیام را همراه میآورم تا پرچمهای آسیبدیده را تعمیر و برای اهتزاز دوباره آماده کنم.

وی افزود: انگیزه من از حضور، محبت به رهبر شهیدم، وفاداری به رهبر معظم انقلاب و علاقه به ایران است؛ معتقدم هرکس باید متناسب با توان خود، سهمی در این مسیر داشته باشد.
زهرا فتاحی ادامه داد: جنگ با سختی و نگرانی همراه است، اما نباید ترس، امید و اراده مردم را تضعیف کند؛ معتقدم با حفظ وحدت و همبستگی، ایران از این شرایط عبور خواهد کرد.
وی گفت: هر بار که پرچمی را میدوزم، نیت میکنم رهبر معظم انقلاب و همه مدافعان امنیت کشور در پناه خدا باشند. شاید سهم من همین چند دقیقه پشت چرخ خیاطی باشد، اما همین را وظیفه خود میدانم.


نظر شما