خبرگزاری مهر، گروه استانها: ۲۰۰ شب از حضور حماسی مردم در خیابانها میگذرد. ۲۰۰ شب است که میدانهای «معلم»، «ابوذر» و «مدرس» به میعادگاه مردمانی تبدیل شدهاند که بر عهد خود با رهبرشان استوار ماندهاند و هر شب، روایت تازهای از حضور و همدلی رقم میزنند.
اینجا هرکس سهمی از این روایت دارد. یکی موکب دارد... یکی پرچم را در دست گرفته و لحظهای زمین نمیگذارد و دیگری آمده است تا صدای خود را به آسمان برساند و فریادهایش را بر سر دشمن بکوبد.
۲۰۰ شب است که مردم، فارغ از تیپ، سن و شخصیت، کنار یکدیگر در میدان حاضر میشوند. از کودکانی که دست در دست پدر و مادر آمدهاند تا جوانان و سالخوردگانی که هر شب، قدمهایشان را به سمت میدان میکشند.
اما پشت این حضور طولانی، قصهها و انگیزههایی شنیدنی نهفته است. برای همین به میان مردم میرویم، با آنها همصحبت میشویم و از خودشان میپرسیم چه چیزی باعث شده همچنان راهی میدان شوند؟ چه عهدی آنها را هر شب به اینجا میکشاند و از این حضور چه روایتی برای گفتن دارند؟
شاید پاسخ هرکدام متفاوت باشد، اما همه این روایتها در یک نقطه به هم میرسند؛ جایی که مردم، حضورشان را به بخشی از یک روایت بزرگتر تبدیل کردهاند.

دشمن را ناامید میکنیم
مائده فیاضی ۱۴ ساله از جمله نوجوانانی است که به گفته خودش اکثر شبها را در میدان ابوذر و گاهی معلم حضور داشته است. هدفش را در ناامیدی دشمن میداند و میگوید: دشمن از حضور ما بچهها در خیابان میترسد و میداند این مردم شکست نمیخورند.
وی در پاسخ به دومین سوال خبرنگار مهر پیرامون آینده جنگ، کوبنده و با صلابت میگوید: قطعا ایران پیروز نهایی این جنگ خواهد بود.
محمد ایمانی، ۱۰ ساله، دومین مخاطب مهر است؛ پسربچهای با چشمانی معصوم، اما نگاهی محکم و استوار.... پرچم ایران را که تصویر رهبر انقلاب بر آن نقش بسته، در دست گرفته و با شور و شوق تکان میدهد؛ انگار تمام حرفهایش را میخواهد با همین پرچم کوچک به دنیا بگوید.
اهدافی کوچک اما روشن
محمد از روزهای نخست جنگ رمضان، همراه خانوادهاش پای ثابت میدان است؛ حضور مردمی را از نزدیک دیده و هر شب با همان شور کودکانه در اجتماع حاضر شده است.
هدفش اما ساده و روشن است چراکه میخواهد صدای کوچکش را تا جایی که میتواند بلند کند و با فریادهایی کوچک، اما گوشخراش، بر اسرائیل و آمریکا لعنت بفرستد. فریادهایی که شاید از حنجره یک کودک بیرون بیاید، اما برای خودش معنای بزرگی دارد.

پای نظام ایستادهایم
مهدی رحیمآبادی، ۴۲ ساله، یکی از حاضران مستمر در تجمعات مردمی است. وقتی از انگیزهاش برای این حضور مستمر میپرسیم، از «وحدت» و «همدلی» میگوید: امشب دقیقاً ۲۰۰مین شبی است که در تجمعات شرکت میکنیم؛ بعضی شبها در میدان شهید آیتالله رئیسی و برخی شبها نیز در میدان مادر حضور داریم.
رحیمآبادی ادامه میدهد: در تمام این شبها، به دشمن بهصورت ویژه اعلام کردهایم که پای نظام و پای رهبریمان ایستادهایم و اجازه نخواهیم داد گزندی به کشورمان وارد شود.
وی با اشاره به تأکید امام راحل(ره) و رهبر شهید بر وحدت، همدلی و حفظ ارزشهای نظام جمهوری اسلامی ایران میگوید: امروز نیز با همان اهداف در میدان حاضر شدهایم و تلاش میکنیم این ارزشها را حفظ کنیم. با همین هدف آمدهایم و انشاءالله با همین هدف نیز ادامه میدهیم و اجازه نخواهیم داد خواستههای دشمنان، بهویژه آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی، محقق شود.
تا حکم رهبری، در میدان میمانیم
رحیمآبادی تأکید میکند: تا هر زمانی که رهبرمان صلاح بدانند و دستور دهند مردم در میدان باشند، ما نیز در میدان حضور خواهیم داشت.
رحیمآبادی با اشاره به حضور مردم در جریان پیروزی انقلاب اسلامی میگوید: همانطور که در ابتدای انقلاب مردم علیه رژیم ستمشاهی قیام کردند، امروز نیز قیام مردم علیه شیاطین زمان، یعنی آمریکا و در رأس آنها رژیم صهیونیستی، ادامه خواهد داشت.
وی میگوید: پیروزی از آن ملت خواهد بود و در این موضوع هیچ شکی نیست و این حرکت زمینهساز ظهور حضرت مهدی(عج) خواهد شد.
آقایی میانسال بر صندلی آرام نشسته است؛ آرام و بیهیاهو، اما گاهی ناگهان طوفانی میشود. صدایش که بالا میرود، گویی سکوت شب را میشکند و فریادش با موج جمعیت درهم میآمیزد.

ایران همیشه پیروز است
لبخندی میان ریشهای سفیدش جا خوش کرده... پرچم ایران را محکم در دست گرفته و هر از گاهی آن را در هوا تکان میدهد.
نقابش زیر نور شب، آرام و متفکر به نظر میرسد. اما در نگاهش میتوان انگیزهای را دید که او را به این میدان کشانده است. خودش این انگیزه را در تعهد به عهدی میداند که با رهبرش بسته است؛ عهدی که به گفته او، دلیل حضورش در این شبهاست.
موسی محمدی ۷۰ ساله معتقد است این تجمعات مردمی، در کنار تلاش نیروهای مسلح و با فرماندهی کل قوا، میتواند ایران را به پیروزی نهایی برساند؛ پیروزیای که برای رسیدن به آن، مردم نیز سهم خود را با حضور و ایستادگی ادا میکنند.
و شب به پایان میرسد، اما قصه این میدان هنوز ادامه دارد...


نظر شما