به گزارش خبرگزاری مهر، بازی در نقش فرماندهان نامدار دفاع مقدس همیشه روی لبه تیغ حرکت میکند؛ سقوط به دره تقلید کاریکاتورگونه و شعاری از یکسو و ناتوانی در انتقال کاریزمای درونی آنان از سوی دیگر. اما آنچه آرمان درویش در «جانشین» مهدی شامحمدی روی پرده خلق کرده، فراتر از یک گریم موفق یا بازی تکنیکی صرف است؛ او کالبدی شده تا روح ناآرام، مصمم و زخمخورده حسین املاکی را پیش چشم ما زنده کند. درویش نه فقط یک بازیگر، که «جانشینی شایسته» برای تجسد این اسطوره بر پردهی نقرهای است.
درویش خوب فهمیده است که املاکی برای تماشاگر امروز، نیاز به تقدستراشیهای متداول ندارد، بلکه تشنه باورپذیری است. نقطه قوت کار او دقیقا در لحظات سکوت و نگاههای سنگینش نهفته است جایی که اضطراب مسئولیت یک لشکر و بار کمرشکن تصمیمگیری در کوران تردیدها و تهدیدها را با کمترین میمیک اضافه و عمیقترین لحن به تماشاگر منتقل میکند. بازی او کنترلشده، بیادعا و به شدت ارگانیک است؛ نوعی وقار شمالی همراه با قاطعیتی نظامی که نه در فریادهای بیهوده، بلکه در صلابت گامها و برق نگاهش فوران میکند.
البته فیلمنامه «جانشین» همهجا پابهپای درویش پیش نمیآید. اثر در بخشهایی از نیمه دوم، بازیگر نقش اولش را در خلأ برخی پاساژهای روایی و دیالوگهای توضیحی رها میکند و از او میخواهد بار گرهگشاییهای حسی را به تنهایی به دوش بکشد. درویش با این چالش میجنگد، اما فیلم گاهی اجازه نمیدهد تلاطمهای غریزی و خشم فروخورده شخصیت، اوج سینمایی خود را در تصویر پیدا کند و آن را محدود به دایره واکنشهای کنترلشده نگه میدارد.
با این همه، آرمان درویش توانسته است پرترهای بسازد که در حافظه سینمای جنگ ماندگار خواهد شود. او توانست املاکی را از قاب عکسهای رنگپریده و خاطرات دستنیافتنی بیرون بکشد و انسانی با گوشت، پوست و استخوان بیافریند که شجاعت را در کوره سختترین امتحانات روحی صیقل میدهد. وقتی پرده خاموش میشود، مخاطب نه با یک پرسوناژ مصنوعی، بلکه با سیمای نجیب و پرجذبه فرماندهی همراه است که برایش احترام قائل است؛ دستاوردی که درویش را بیتردید به جانشینی سزاوار برای بازآفرینی جهان شهید املاکی بدل کرده است.


نظر شما