۱۶ خرداد ۱۳۹۳، ۱۰:۴۹

علی محمد صابری در گفتگو با مهر:

امام خمینی(ره) عارفی بودند که سیاست را نظام‌مند کردند/ عرفان با سیاست امروز وجه اشتراکی ندارد

امام خمینی(ره) عارفی بودند که سیاست را نظام‌مند کردند/ عرفان با سیاست امروز وجه اشتراکی ندارد

خبرگزاری مهر ـ گروه دین و اندیشه: عارف می خواهد از اخلاق نکوهیده دوری کند، همواره مراقب اصلاح نفس خود است اما سیاست امروزی ملکات نفسانیه را مورد تهدید قرار داده است و به همین جهت حقیقت فدای مصلحت می شود اما عارف هرگز نمی خواهد از حقیقت دوری کند.

دکتر علی محمد صابری، استاد دانشگاه فرهنگیان در گفتگو با خبرنگار مهر به بررسی رابطه بین عرفان و سیاست پرداخته است که اکنون از نظر شما می گذرد.
 
بررسی رابطه عرفان و سیاست، بحث بسیار مهمی است، البته برای ورود به این بحث لازم است ابتدا تعریفی از سیاست و سپس تعریفی از عرفان ارائه شود و در ادامه به ارتباط آنها پرداخته شود. همان طور که می دانید ارسطو، حکمت را به نظری و عملی تقسیم بندی کرد و سیاست، تدبیر منزل و اخلاق را جزو حکمت عملی بودند. سیاست در گذشته به معنای تربیت بود و جزو حکمت عملی شناخته می شد. اصولا تمام انبیاء(ع) را جزو حکمای حکمت عملی و نظری می دانند، یعنی به معنایی سیاست و اخلاق در گذشته با هم عجین بوده و به نحوی می توان حدیث نبوی «إنّي بُعِثتُ لِاُتَمِّمَ مَكارِمَ الاَخلاق» را به همین معنا در نظر می گیریم. اولین اقدامی که پیغمبر(ص) در مدینه انجام دادند بنای اسلام براساس سیاست عملی اسلام بود که همان اخلاق و عرفان است که این سیاست بسیار مقدس بود.
 
افلاطون می گوید: «حکیمان باید حاکم باشند و حاکمان باید حکیم باشند»، یعنی افلاطون شرط حکومت را حکمت می داند که البته منظور از این حکمت، حکمت عملی است. افلاطون شرط حکمت را این امر می داند که حکیم باید اول در حکمت عملی گام بردارد و حتی افلاطون در نامه هایش می گوید ما باید از پادشاهان ایرانی الگو بگیریم، چون آنها را دارای حکمت عملی می دید. پس سیاست معنای بالایی داشت اما در دوره جدید سیاست معنای «Politic» پیدا کرد و اولین بار ماکیاول اصطلاح « Politic» را در سیاست به کار برد و بعد هابز آنرا ادامه داد و گفت: انسان، گرگِ انسان است و برای رسیدن به قدرت هر کاری می توان انجام داد و در واقع سیاست به نوعی به مصلحت اندیشی دنیایی تبدیل شد و رویکرد عقلی در این جنبه از سیاست، عقل کوته بین بازاری است که حاکم حاضر است برای سود شخصی هر کاری را انجام دهد.
 
حکومت علوی و حکومتی اموی
 
 برای تبیین این موضوع نوع رفتار معاویه و امام علی(ع) را مقایسه می کنم که دقیقا سیاستی که امیرالمؤمنین(ع) به کار می برد همان سیاستی است که حکمت نبوی(ص) به کار می برد و مصداق حکمت عملی است که ارزش حکومت را در حد آب بینی بُز می دید. سیاست به دنبال امام علی(ع) بود، حضرت برای حکومت ارزشی قائل نبودند اما برای مسئولیتی که حکومت نسبت به مردم داشت، ارزش قائل بودند. ولی برای معاویه این گونه نبود و اسلام و دیانت را در خدمت حکومت و سیاست گرفت. میان حکومت دینی و دین حکومتی اختلاف وجود دارد؛ امام علی(ع) می خواست حکومت کاملا دینی برپا کند یعنی حکومتی که فقط در خدمت دین خدا و سپس در خدمت خلق خدا باشد اما معاویه دین حکومتی داشت یعنی دینی که در خدمت حکومت و استحکام پایه های قدرت خود است، به همین دلیل در پی جانشینی یزید و تداوم قدرت خود افتاد.
 
اما خلافت الهی که حضرت علی(ع) داشت همان ولایت و امامت و منصبی الهی بود و این ویژگیها به هیچ عنوان به امام  علی(ع) اجازه نمی داد که نفس مطمئنه را که دعوت «ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ» را شنیده وارد قدرتهای مادی و حکومتی کند. پس عقل امام علی(ع)، عقل پایان بین است که به آن عقل الهی می گویند. همانطور که امام جعفر صادق(ع) می فرماید: «العَقلُ ما عُبِدَ بِهِ الرَّحمانُ‌ وَ اکتُسِبَ بِهِ الجِنان»، عقلی که به بندگی خدا درآمده و سیاست و حکومت را به خدمت گرفته تا آنرا برای خدمت به خلق خدا به کار گیرد. گاندی هم می گوید: «اگر ما بر نفس اماره خود یعنی شهوت و غضب غلبه کنیم آنگاه می توانیم بر دنیا حکومت کنیم»، به همین خاطر عرفان نسبت به سیاستهای امروز دنیا به معنای « Politic» و مصلحت اندیشی، دخالت نمی کند. 
 
سیاست و دیانت
 
در میان عرفا شخصی مانند مولوی وجود دارد که حوزه علمیه بزرگی در قونیه داشت و جزو عالمان دینی بود اما در عرفان و طریقت مرید شمس تبریزی کم سواد شد و به این امر هم افتخار می کرد، چون طریقت عملی و عرفان از رابطه قلبی انسان با خدا حاصل  می شود. به این معنا اگر معنای سیاست همان حکمت عملی و نبوی باشد، این سیاست از دین جدا نیست و در خدمت دیانت است و حتی به معنایی عین دیانت است، اما اگر سیاست به معنای امروزی باشد که دین شأن قدسی و سیاست کاملا شأن بشری دارد هرگز سیاست و دیانت هیچ وجه اشتراکی نخواهند داشت.
 
عرفان آیت الله بهجت، زاهدانه است عرفانی که همراه زهد و تقواست.(معنای زهد صرفا کناره گیری از دنیا نیست بلکه بی تفاوتی نسبت به دنیاست.) مگر انسان می تواند کار نکند و فعالیتی نداشته باشد. آنچه در زهد معنا دارد این است که دنیا غفلت از یاد خداست و باید دنیا را اصل قرار ندهیم. به قول مولوی: «چیست دنیا؟ از خدا غافل شدن/ نی قماش و نقره و مرد و زن» دنیا غفلت از خداست و دنیا به معنای مال داشتن نیست بلکه دلبستگی به مال و اموال دنیاست؛ یعنی علایق دنیوی و پستی که ما را از یاد خدا غافل می کند. انسان هم مجموعه ای است که صفات حیوانی به نحو کمال در اوست و قوه فکر و عقل و احساس هم دارد، می خواهد صفات نفسانی را در حد اعتدال نگه دارد. افراط و تفریط در هر کدام از وجوه نفسانی می تواند انسان را به مرز نابودی و سقوط برساند و برای همین انسان می خواهد بر نفسش مسلط شود تا روحش ترقی پیدا کند و اخلاق پسندیده را در خود آشکار کند و از اخلاق نکوهیده دوری کند.
 
پس انسان مؤمن و مؤمنی که سلوک باطنی و عرفانی دارد و عرفان را از مرکز قلب شروع کرده است و می خواهد از اخلاق نکوهیده دوری کند، همواره مراقب اصلاح نفس خود است اما سیاستهای امروزی(با تعریفی که ارائه شد) ملکات نفسانیه را مورد تهدید قرار داده است و به همین جهت حقیقت فدای مصلحت می شود اما عارف هرگز نمی خواهد از حقیقت دوری کند. کسی از شیخ ابوالحسن ابوالخیر خواست که او را نصیحت کند و او پاسخ داد: من 40 سال نفس خویش را نصیحت کردم، نصیحت نپذیرفت! چطور می توانم تو را نصیحت کنم؟! اما اینکه به خاطر مکتب عرفان به ویژه عرفان زاهدانه ای که افرادی مانند آیت الله بهجت داشتند و در سیاست دخالت نمی کردند آنها را متهم به دوری از جامعه کنیم، حرف نادرستی است.
 
صفات عارف مؤمن
 
از رساله «پند صالح» تألیف شیخ محمدحسن صالح علیشاه گنابادی از عرفای بزرگ خراسان است خلاصه ای از صفات عارف مؤمن در جامعه را نقل می کنم. در این کتاب از عزلت به عنوان یکی از ویژگیها یاد می شود اما باید بگویم که ما عزلت را گوشه نشینی معنا می کنیم در حالی که عزلت یعنی «دست به کار و دل به یار است» یعنی دست به کار و دل با یار باشد. بی تفاوتی نسبت به دنیا به معنای گوشه گیری نیست و حتی پیامبر(ص) ایامی را به غار حرا می رفتند و خلوت می کردند. در احادیث هم آمده که یک ساعت تفکر برتر از هفتاد سال عبارت است. اگر کسی با خدا خلوت کند و ساعتی به تفکر راجع به روح و جان بپردازد، چنین عزلتی ارزشمند است اما آن عزلتی که نکوهیده است همان چیزی است که پیامبر(ص) فرمودند: «لا رهبانیت فی الاسلام». عرفا مشغولیت به امور روزمره و خواب و خور و شهوت را نکوهیده می دانند اما رهبانیتی که در اسلام جایز نیست معنایش این است که کسی کار نکند و از راه دین ارتزاق کند.
 
رهبانیت همان چیزی است که روحانیون مسیحی انجام دادند. امام خمینی(ره) در همه آثاری که قبل از انقلاب نوشتند از عارفان بزرگ به عنوان مفسران قرآن یاد می کنند. امام(ره) هم به بعد عرفانی اشاره داشتند و خودشان هم اساتید عرفانی داشتند و در سیاست هم که وارد شدند سیاست را رسمی و نظام مند نکردند و در طول 8-9 سالی هم که در حاکمیت حضور داشتند؛ اینگونه نبود که به صورت نهاد سازمانی وارد سیاست شوند و عمدتا مسائل را واگذار می کردند و آنجا که دخالت می کردند منظور همان حکمت عملی بود که عرض کردم والا اگر بخواهیم ما وارد آن سیاست به معنی مصلحت اندیشی شویم دچار مشکل می شویم، به هر حال معنایش این نیست که مکتب عرفان از خلق جداست؛ بلکه اصولا با خلق و تربیت خلق کار دارد. 
 
همانطور که رابطه فردی انسان با خداست، رابطه اجتماعی انسان هم با خداست. عرفان به مانند فلسفه نیست که نظر و عمل از هم جدا باشند و یا مثل اخلاق نیست که فقط عملی باشد و نظر نداشته باشد. عرفان هم نظر و هم عمل دارد. برای همین است که عرفای بزرگ صاحب بهترین کتب هستند که به نثر و یا نظم نوشته اند و همچنین اخلاق و منش شان، روش است، اما این امر در عرفان زاهدانه آیت الله بهجت به ظهور نمی رسد. زهد به تنهایی کافی نیست و عرفان، عرفان عاشقانه هم هست یعنی انسان با حس و تجربه ای که در اختیار دارد و هم با عقل کارها را به پیش می برد و با عشق سلوک می کند. وقتی عشق یا ولایت انسان کامل در سینه عاشق بیفتد آنگاه همه مخلوقات را نور خدا می بیند و کسی را خوار نمی بیند، همان طور که شاعر می گوید: به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست/ عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست. اگر در انسانی این امور جمع شود آنگاه راه بندگی خدا را یاد گرفته و راه تکامل نفس را پیدا کرده است. اصولا معنای دعا، خواندن خدا به دل است چه به زبان بیاید یا نیاید. «ادعونی استجب لکم»، یعنی خدا را بخوانید و در راه او سلوک کنید و به خاطر او به مخلوقش هم محبت کنید.
کد مطلب 2305445

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha