تمدن چیزی جز تشکیل هیئت اجتماعیه با معتقدات و مقررات حکومتی و آداب مربوطه نیست. تمدن و اجتماع بشری از قدیمی ترین مراحل خود زاییده مذهب و تحت تأثیر شدید آن بوده است.
در سایه اشتراک در عقیده و توحید در پرستش است که رفع دشمنی و ایجاد ائتلاف و اتحاد از طریق تأسیس دولتی که تمام افراد بشر بتوانند در سایه آن زیست کنند، امکان پذیر می شود .
امیرالمؤمنین علی(ع) درباره پیامبران می فرماید: " فبعث فیهم رسله لیستأدوهم میثاق فطرته و یذکروهم منسی نعمته و یحتجوا علیهم بالتبلیغ و یثیرولهم دفائن العقول ویردهم الآیات المقدره. پس خداوند، پیامبران خود را بین مردمان برانگیخت تا پیمان خدا را از آنها بخواهند و نعمت فراموش شده حق را یادآوری کنند و از راه تبلیغ با آنان سخن گویند و خردهای پنهان شده را برانگیزند و به کار اندازند و شانه های قدرت را به آنان بنمایانند."
پس وظیفه پیامبران برانگیختن خردها و روشنگری اندیشه هاست در پرتو پیوستگی عقول به مبدأ حکمت الهی و برانداختن پرده های جهل و خرافه و گسستن زنجیرهای بردگی، و همین است رمز اوج فکری انسان و چرخش مولد خرد آدمی که موجب بروز دانشها و ایجاد تمدنها و اخلاقیات و فرهنگهاست.
اساس دعوت پیامبر
پیامبر اسلام برای بنیانگذاری یک جامعه جاوید و امت واحد به عنوان بزرگترین و قدسی ترین معمار کاخ اجتماع به پی افکنی بنای برومند و استواری پرداخت که در سایه آن روشن ترین، اصیل ترین و جاوید ترین تمدنها به وجود آمد و بشر را از همه مزایای یک تمدن عالی انسانی که هرگز دستخوش توفان روزگار نخواهد شد برخوردار ساخت و اساس چنین دعوت جاوید را برچنین مبانی مقدس و عالی استوار کرد:
وحدت بشریت
عقیده وحدت بشریت یکی از کمکهای بی نظیری است که پیامبر اسلام در راه تمدن بشر انجام داد و این وحدت در حقیقت یکی از ثمرات طبیعی اعتقاد به یگانگی خداوند به عنوان اساس تعلیمات اسلامی است .
وحدت بشریت یک امر عملی واقعی بود که با تمام شئونش در مراتب علمی و عملی وحی و رفتار پیامبر مورد عنایت قرار گرفت.
بنابراین افراد بشر در هر کشوری زندگی کنند، با هر زبانی سخن بگویند و هر رنگی که داشته باشند، همه آنها یک خانواده شناخته شده اند چنانکه خداوند فرمود: " ای مردم از نافرمانی خدایی که شما را از یک پدر آفرید، بپرهیزید." زندگی بر اساس این افکار چهره جدیدی به خود گرفت و نتیجه طبیعی، آن شد که بردگان سیاه و شریف ترین مردان قریش در جامعه اسلامی در یک رتبه شناخته می شدند و این بزرگترین قدم اساسی بود که در راه ایجاد وحدت بشریت و پی ریزی اساسی ترین مراحل تمدن بشر برداشته شده است.
شأن زندگی انسان و مقام خالق هستی
دیگر گام بلندی که از سوی پیامبر به جهت تمدن بشری برداشته شده است اندیشه بزرگی و شرافت انسان بود و آن نیز یکی از نتایج طبیعی اعتقاد به یگانگی مبدأ آفرینش است که پیامبر اسلام در تعلیمات خود اهمیت فراوانی به آن می داد و بر حسب گفته اش انسان اشرف آفریدگان خداست و جز خدا هیچکس شایسته پرستش او نیست.
خدمتگذاری بشر
برای تشکیل جامعه واحد و متمدن، بایستی همه افراد جامعه به یکدیگر بپیوندند، توانایان به ناتوانان خدمت کنند و همگی حلقه های کبیر به هم پیوسته و گسست ناپذیری را تشکیل دهند و همین همگامی و حس همکاری است که تحت عنوان زکات یکی از بزرگ ترین فرامین اسلامی را تشکیل می دهد و همه جا مرادف فریضه صلوة که رمز بقاء روحی بشر است قرار می گیرد و در این صورت است که حلقه برادری دینی به وجود می آید.
بشر دوستی
بشردوستی و مهرورزی در جان و طبیعت پیامبر جای داشت. او نه تنها برای دردهای مادی و نیازهای دنیایی مردم نگران بود، بلکه برای فسادهای اخلاقی و انحرافهای روحی بشری نیز نگران بود. پیامبر می فرمایند: " افراد مسلمان در دلسوزی و مهربانی با یکدیگر مانند اندامهای یک پیکر هستند که هر گاه عضوی به درد آید دیگر عضوها نیز دردناک می شوند." و این بهترین دستورالعمل حیات، مدلی برای ایجاد یک ملت زنده، بیدار، پیشرو و متمدن است.


نظر شما