۱۵ فروردین ۱۴۰۵، ۲۲:۰۰

پرونده «جنگ رمضان»/۱۲؛

بازتاب جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان؛نظم نوین جهانی با مرگ و ویرانی

بازتاب جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان؛نظم نوین جهانی با مرگ و ویرانی

با گذشت ۳۶ روز از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی برای متجاوزان در حال آشکار شدن است.

خبرگزاری مهر، گروه بین‌الملل: با گذشت ۳۶ روز از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی و شکست‌های میدانی و سیاسی برای طرف‌های متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش‌آموزان بی‌گناه آغاز شد، به‌سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای پیدا کرده و واکنش‌های متفاوتی را در رسانه‌های بین‌المللی برانگیخته است.

رسانه‌های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.

رسانه های غربی

گاردین در گزارشی با تیتر«جنگ ترامپ علیه ایران اکنون از هر منطق و قاعده‌ای فراتر رفته است» نوشت:«در جهانی آشفته و بی‌ضابطه، اکنون شاهد صحنه‌ای تأسف‌بار هستیم: دو بازیگری که هر دو به سلاح هسته‌ای مجهز هستند، برای جلوگیری از دستیابی کشوری سوم به سلاح مشابه وارد جنگ شده‌اند؛ جنگی که بنا بر یادداشتی به قلم دیوید تایلر، خاورمیانه را با آشوب، مرگ و ویرانی روبه‌رو کرده و برای سایر نقاط جهان نیز بی‌ثباتی و پیامدهایی غیرقابل پیش‌بینی به همراه آورده است. اگر این همان «نظم نوین جهانی» باشد؛ نظمی که در آن کشورها بتوانند آزادانه درباره مداخلات و تصرف‌های بعدی خود تصمیم بگیرند، در آن صورت این وضعیت می‌تواند برای دیگر بازیگران نیز به منزله چراغ سبز تلقی شود؛ از جمله چین در قبال تایوان، اسپانیا درباره جبل‌الطارق و آرژانتین نسبت به جزایر فالکلند.»

نویسنده پیشنهاد می‌کند که مسئولیت اکنون تا حد زیادی بر عهده شهروندان عادی است و باید از تجربه کارزار موفق مقابله با آپارتاید در آفریقای جنوبی الهام گرفت؛ جایی که تحریم کالاها و همچنین تحریم ورزشی، به‌ویژه در کریکت، در تغییر افکار عمومی نقش مؤثری داشت. بر همین اساس، او معتقد است پرهیز از استفاده از کالاها و خدمات آمریکایی و اسرائیلی، همراه با فاصله گرفتن از رقابت‌های جام جهانی فوتبال تابستان آینده، می‌تواند به تدریج دو بازیگر را به بازنگری در رویکرد تقابلی خود نسبت به افکار عمومی جهانی وادار کند.

اندیشکده شورای آتلانتیک در گزارشی با تیتر «حمله به زیرساخت‌های انرژی و آب ایران، راهبردی برای پیروزی نیست» نوشت:« رئیس‌جمهور آمریکا در تلاش است ایران را وادار به پذیرش خواسته‌های خود کند و هشدار داده است که اگر توافقی حاصل نشود، حملات بیشتری علیه زیرساخت‌های ایران انجام خواهد شد. حملات آمریکا به زیرساخت‌های ایران به احتمال زیاد از نظر نظامی موفق خواهد بود؛ اما در مقابل، حملات ایران به زیرساخت‌های کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز می‌تواند موفقیت‌آمیز باشد، در حالی که بعید است ایران تنگه هرمز را به‌طور کامل باز نگه دارد یا بدون واکنش از کنار تحولات عبور کند. در چنین سناریویی، ایران احتمالاً تلاش خواهد کرد خود را طرف پیروز معرفی کند و ترامپ را بازنده این تقابل نشان دهد. از این رو، دولت ترامپ برای رسیدن به نتیجه، به راهبردی متفاوت نیاز دارد.»

ان بی سی نیوز در گزارشی نوشته است:«کمتر از ۴۸ ساعت پس از آنکه دونالد ترامپ به آمریکایی‌ها گفت ارتش ایالات متحده «ایران را شکست داده و کاملاً نابود کرده است»، ایران یک جنگنده را سرنگون کرد؛ رخدادی که نیروهای آمریکایی را وارد یک عملیات پرخطر برای نجات دو نظامی در عمق خاک ایران کرد. ایران همچنین دو بالگرد بلک‌هاوک و یک هواپیمای تهاجمی را که در عملیات جست‌وجو و نجات مشارکت داشتند، هدف قرار داد. حمله ایران به این جنگنده در روز جمعه، نخستین مورد طی چند دهه اخیر بود که یک جنگنده آمریکایی بر اثر آتش دشمن ساقط می‌شود. یکی از نظامیان آمریکایی نجات یافت، در حالی که ارتش آمریکا جست‌وجو برای یافتن فرد دوم را ادامه داد.

به گفته یک مقام آمریکایی، نیروهای حاضر در بالگرد بلک‌هاوک تنها جراحات جزئی برداشتند و خلبان هواپیمای تهاجمی ای-۱۰ تاندربولت با موفقیت در حریم هوایی کویت اجکت کرد. این تحولات می‌تواند نقطه عطفی برای آمریکایی‌ها در این جنگ باشد؛ زیرا روایت کاخ سفید از روند جنگ که بر موفقیت‌های نظامی آمریکا تأکید دارد و تهدیدهای باقی‌مانده از سوی ایران را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد اکنون با واقعیت‌های سخت میدان در تضاد قرار گرفته است. »

سی ان ان در گزارشی با تیتر«سقوط جنگنده‌ها ادعای ترامپ و هگست درباره مصونیت هوایی را زیر سؤال برد» نوشت:« یک جنگنده آمریکایی بر فراز ایران سرنگون شد و پس از آن نیز هواپیمای دیگری سقوط کرد؛ رخدادهایی که ادعاهای دونالد ترامپ و پیت هگست درباره تسلط کامل هوایی و کنترل نفوذناپذیر نظامی بر ایران را نقض می‌کند. با وجود محدود بودن تلفات انسانی آمریکا، این حوادث نشان‌دهنده خطرات جنگ نامتقارن است و ادعاهای دولت درباره موفقیت قاطع نظامی را تضعیف می‌کند. در عین حال، حمایت عمومی همچنان پایین باقی مانده است؛ زیرا نگرانی‌های اقتصادی و نامشخص بودن اهداف جنگ، تردیدها نسبت به ادامه این درگیری را افزایش داده است.»

رسانه‌های عربی و منطقه‌ای

الجزیره در گزارشی به عوامل موفقیت ایران در سرنگونی جنگنده های پیشرفته آمریکا در روز جمعه پرداخت و نوشت: در تحولی قابل توجه در جریان درگیری نظامی جاری در خاورمیانه، منابع آمریکایی و ایرانی از سقوط یک فروند جنگنده آمریکایی از نوع «اف-۱۵» در داخل خاک ایران و زخمی شدن دو بالگرد خبر دادند. همچنین گزارش هایی درباره سقوط یک فروند جنگنده آمریکایی دیگر منتشر شد.

کارشناسان نظامی علت این حادثه را احتمالاً نزدیکی جنگنده به سطح زمین برای حملات دقیق، خطای فنی یا انسانی، و عملکرد سامانه‌های پیشرفته پدافند هوایی ایران مانند اس-۳۰۰ و باور ۳۷۳ (خرداد ۱۵) می‌دانند. آنها تأکید کرده‌اند که این رویداد ادعای آمریکا مبنی بر برتری هوایی مطلق در آسمان ایران را زیر سؤال برده و نشان‌دهنده پیچیدگی و غیرقابل‌پیش‌بینی بودن محیط نبرد است. پس از این رویداد آینده عملیات به ماهیت تهدید ایران مرتبط است؛ اگر پدافندهای هوایی کارآیی خود را بازیافته باشند، این امر منجر به تغییر قواعد درگیری خواهد شد، اما اگر حادثه منفرد باشد، تأثیر آن محدود خواهد ماند، هرچند حامل پیام‌های هشداردهنده واضحی است.

الشرق الاوسط در مقاله ای به قلم آنتوان دوحی به چالش های دوگانه ای می پردازد که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، با آنها روبه روست. از یک سو جنگ با ایران و از سوی دیگر جنگی داخلی و عمیق میان جریان جمهوری خواهِ ملی گرای تندرو و جریان دموکراتِ لیبرالِ کثرتگرا. به گفته نویسنده، این انشقاق نه فقط سیاسی، بلکه مربوط به هویت، ارزش ها و جامعه است و تأثیر آن به اروپای غربی نیز کشیده شده است.

او توضیح می دهد که این شکاف چگونه بر سیاست های خاورمیانه اثر گذاشته، و رویکرد دولت اوباما (مدارا با ایران و حمایت از اخوان المسلمین) را در مقابل رویکرد دولت ترامپ (تقابل ریشه ای با ایران) مقایسه می کند که در نهایت به جنگ کنونی انجامیده است؛ جنگی که به باور نویسنده، از نظر پیامدها در نیم قرن اخیر بیسابقه است.

المسیره در گفتگویی با حسن مقلّد، کارشناس اقتصادی، نوشت: اقتصاد رژیم صهیونیستی با رکود ۲.۵ درصدی در سه ماهه اول سال جاری و احتمال رسیدن به ۹.۵ درصد در صورت ادامه جنگ، دچار بدترین وضعیت دهه‌های اخیر شده است.

بیش از ۷۶ هزار شرکت آسیب دیده یا ورشکسته، خسارت روزانه ۲ تا ۲.۵ میلیون دلاری، تعطیلی بندر ایلات، اختلال ۳۰ درصدی فعالیت در شمال به دلیل جبهه لبنان، و بحران انرژی ناشی از هدف قرار گرفتن پالایشگاه حیفا از جمله خسارات است. مقلّد تأکید کرد این بحران یک بن‌بست وجودی و ساختاری برای رژیم است و حتی توقف جنگ نیز بهبود سریع را ممکن نمی‌کند. همچنین افزایش قیمت نفت به بالای ۱۱۸ دلار، بدهی ۲.۲ تریلیون دلاری آمریکا و بحران انرژی اروپا از پیامدهای جهانی این جنگ است.

وبگاه العهد در مقاله ای به قلم «جهاد حیدر» بر این نکته تأکید کرد که تأثیر واقعی مقاومت در تقابل اخیر با اسرائیل، فراتر از نتایج مستقیم میدانی بوده و مهم‌تر از آن، «ساختار تخمین و محاسبات دشمن» را دگرگون کرده است. پیش از این جنگ، تصور رایج این بود که حزب‌الله به دلیل محدودیت‌ها نمی‌تواند وارد یک درگیری گسترده شود، اما مقاومت در عمل نشان داد که این فرضیه اشتباه است. قدرت واقعی مقاومت نه در آتش سنگین، بلکه در «توانایی ادامه دادن تحت فشار بدون از هم پاشیدگی» است.

این موضوع باعث اختلال در پیش‌بینی‌های دشمن شد، اشتیاق او را برای توسعه اشغالگری کاهش داد و خطاب سیاسی مخالفان مقاومت را در داخل لبنان دچار بحران اعتبار کرد. در نتیجه، مقاومت توانست توازنی مبتنی بر درک متقابل از حدود امکان ایجاد کند. دستاورد اصلی این است که مقاومت نه فقط توان خود، بلکه «ادراک دیگران از توانایی‌هایش» را تغییر داده و بدین ترتیب، معادلات تصمیم‌گیری را در آینده بازتعریف کرده است.

المیادین در گزارشی به کسب سود پسران رئیس جمهور آمریکا از جنگ علیه ایران پرداخته و نوشت: اریک و دونالد ترامپ جونیور، پسران دونالد ترامپ، متهم به تلاش برای سودجویی مالی از جنگی هستند که پدرشان آغاز کرده است. این دو از طریق شرکت «پاوروس» که اخیراً به آن پیوسته اند، قصد دارند پهپادهای رهگیر را به کشورهای حاشیه خلیج فارس بفروشند.

فروش این تجهیزات دفاعی در شرایطی انجام می شود که ترامپ به عنوان فرمانده کل قوا، به تازگی حملاتی را علیه ایران با هماهنگی اسرائیل رهبری کرده است. این حملات، تنش ها را در منطقه افزایش داده و کشورهای خلیج فارس را نگران امنیت خود کرده است. پسران ترامپ دقیقاً از همین فضای ترس و نیاز به «حفاظت» برای بازاریابی محصولات خود بهره می برند.

ریچارد پینتر، مشاور ارشد اخلاقی پیشین کاخ سفید، به شدت به این اقدام اعتراض کرده و آن را بیسابقه خوانده است. به گفته او، برای اولین بار در تاریخ، اعضای خانواده یک رئیس جمهور مستقیماً از یک جنگ بدون مجوز کنگره، سود کلانی به جیب می زنند. منتقدان معتقدند کشورهای خلیج فارس برای جلب رضایت دولت ترامپ و پیشبرد خواسته های سیاسی پدر، عملاً تحت فشار هستند تا از پسرانش تجهیزات بخرند. این ماجرا نمونه ای بارز از تضاد آشکار منافع و تلاش برای تجاری سازی یک بحران نظامی تلقی می شود.

برجان توتار نویسنده روزنامه صباح ترکیه نوشت: جنگ ایران و بحران تنگه هرمز تنها در هفته پنجم خود، بسیاری از پیش‌فرض‌های منطقه‌ای و جهانی را برهم زده است و احتمالاً باز هم برهم خواهد زد. موج حملاتی که آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز کرده‌اند، همراه با بمباران زیرساخت‌های غیرنظامی، در عین حال به جنگی علیه بشریت نیز تبدیل شده است.

روند این جنگ و احتمال تبدیل شدن آن به یک بحران جهانی، یادآور «اصل‌ها»یی است که روی آمارا، آینده‌پژوه، در دهه ۱۹۷۰ مطرح کرده بود. آمارا در دوران طوفان نوآوری که جهان را فراگرفته بود گفته بود: «ما تمایل داریم اثرات کوتاه‌مدت یک فناوری را بیش از حد بزرگ جلوه دهیم و در مقابل، اثرات بلندمدت آن را دست‌کم بگیریم.

در هر دو حالت باید میانه‌رو و متعادل بود.» اگر از این منظر به حمله آمریکا و اسرائیل علیه ایران نگاه کنیم، در کنار هزینه‌های کوتاه‌مدتی مانند بحران انرژی، کاهش عرضه در صنایع پتروشیمی، اختلال در زنجیره تأمین کودهای شیمیایی و افزایش تورم جهانی، می‌توان گفت پیامدهای بلندمدت آن بسیار عمیق‌تر و سوزان‌تر خواهد بود؛ و این چندان هم اغراق‌آمیز به نظر نمی‌رسد.

سویل نوری اوا در روزنامه ترکیه (Türkiye Gazetesi) نوشت: نتایج روندی که آمریکا و اسرائیل به‌طور مشترک پیش می‌برند، اکنون از حالت قابل پیش‌بینی خارج شده است. زیرا واقعیت‌های میدانی به‌روشنی نشان می‌دهد که همه‌چیز آن‌گونه که برنامه‌ریزی شده بود پیش نمی‌رود. در این میان، مقاومت ایران به‌عنوان عاملی تعیین‌کننده خود را نشان می‌دهد. موضعی که حکومت و نظام سیاسی ایران از خود نشان داده‌اند، بسیاری از پیش‌فرض‌های تثبیت‌شده را به چالش کشیده است. به‌ویژه بافت جامعه‌شناختی کشور و واکنش‌های اجتماعی آن با محاسبات آمریکا و اسرائیل همخوانی نداشت. اظهارنظرها و موضع‌گیری‌های گاه متناقض دونالد ترامپ نیز در واقع مستقیماً با همین مقاومت پیش‌بینی‌نشده مرتبط است.

رسانه‌های چین و روسیه

شبکه سی جی تی ان چین در مورد نقشی که این کشور می تواند به عنوان میانجی در جنگ اخیر بازی کند، می‌نویسد: وانگ جین از دانشگاه نورث‌وست چین می‌گوید آمریکا مستقیماً درگیر جنگ علیه ایران شده و درخواست‌های مکرر آن برای گفتگو فاقد صداقت به نظر می‌رسد. روسیه و کشورهای اروپایی نیز یا از افزایش قیمت نفت سود می‌برند یا ایران را به خاطر مسدود کردن تنگه هرمز به شدت محکوم می‌کنند.

در این شرایط، چین به عنوان میانجی مناسب‌تری ظاهر شده و نقش سازنده‌ای ایفا کرده است. «چین تیان» از مؤسسه مطالعات روابط بین‌الملل معاصر چین افزوده که روابط نه چندان نزدیک برخی کشورهای در حال توسعه و اروپایی با ایران، باعث شده نقش آنها برای ترویج گفتگو و کاهش تنش کمتر مناسب باشد. «وانگ یی‌وی» از دانشگاه رنمین چین می‌گوید اتحادیه اروپا این بار عمیقاً ناامید شده، زیرا آمریکا بدون مشورت یا اطلاع‌رسانی، اقدام نظامی علیه ایران انجام داد. اروپایی‌ها اکنون چین را تنها بازیگری می‌بینند که می‌تواند به طور معناداری همه ذی‌نفعان را درگیر کند، به ویژه با توجه به سفر قریب الوقوع «ترامپ» به چین و میزبانی پکن از دومین نشست سران چین و اعراب در اواخر امسال.

به گزارش اسپوتنیک کارن کویاتکوفسکی، کارمند پیشین پنتاگون که بعداً به یک افشاگر مبدل شد، ادعا می‌کند برکناری ژنرال «رندی جورج» و دو فرمانده بلندپایه دیگر توسط «هگست» (وزیر جنگ آمریکا)، نشانه فساد فزاینده در وزارت دفاع در میانه جنگ با ایران است. به گفته او، ژنرال‌های اخراجی، تجربه عملیاتی و درک درستی از آمادگی و نگرش سربازان جوان داشتند. این فرماندهان، جنگ با ایران را «غیرقانونی و غیرضروری» می‌دانند و معتقدند که انگیزه‌های سیاسی و خودخواهانه و نیز فشار اسرائیل در آن نقش دارند. کویاتکوفسکی می‌گوید هگست مهارت رهبری ضعیفی دارد، به سربازان بی‌احترامی می‌کند و «برای کشتار به آموزه های دینی متوسل می‌شود»؛ به همین دلیل در میان نیروهای نظامی از او نفرت وجود دارد.

علت اصلی پاکسازی، ترس هگست از مخالفت سازمانی و سیاسی در رأس ارتش با خودش است. وی هشدار می‌دهد که اگر این نارضایتی ۱۰ تا ۲۰ درصد ارتش را تحت تأثیر قرار دهد، پنتاگون دیگر یک نیروی جنگی قابل اتکا نخواهد داشت، هرچند ژنرال‌های چاپلوس جایگزین شوند. به گفته او، اعتماد در زنجیره فرماندهی از بین رفته و هگست می‌خواهد با اتکا به اطرافیان چاپلوس خود، اعتماد ایجاد کند.

دکتر حسن سلیم اوزرتیم، تحلیلگر امنیتی مقیم آنکارا به اسپوتنیک گفت عملاً برای پنتاگون غیرممکن است آبراه حیاتی هرمز را به زور باز کند، زیرا «ایران بلندترین خط ساحلی را در خلیج فارس دارد» و توان موشکی و پهپادی لازم برای کنترل آن را نیز در اختیار دارد. اوزرتیم به اسپوتنیک گفت که اگر آمریکا نیروی زمینی در منطقه پیاده کند، حتی در مناطق محدودی مانند جزیره خارک یا جزایر نزدیک به ورودی تنگه هرمز، نگهداری از این مناطق خیلی سریع به یک کابوس تبدیل خواهد شد، زیرا «در معرض حملات از طریق سرزمین اصلی ایران» قرار خواهند داشت.

در عمل، واشنگتن دو گزینه پیش رو دارد: حل بحران از طریق دیپلماسی، یا شکست نظامی ایران. تحقق گزینه دوم مشکل تر از آن چیزی است که گفته می‌شود، زیرا ایران توانایی‌های لازم برای مقاومت را دارد و غلبه بر آن در کوتاه‌مدت غیرممکن است.

راشا تودی در تحلیلی در مورد آینده بازار نفت نوشت: با حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، قیمت نفت به شدت افزایش یافته است. قیمت نفت برنت فیزیکی (Dated Brent) به ۱۴۱.۳۷ دلار در هر بشکه رسیده که بالاترین سطح از بحران مالی ۲۰۰۸ است. این در حالی است که قیمت معاملات آتی برنت (front-month) حدود ۱۰۹ دلار است. اختلاف ۳۲ دلاری نشان‌دهنده کمبود شدید عرضه در بازار فیزیکی است. محور بحران، تنگه هرمز است. عبور روزانه نفتکش‌ها از حدود ۱۳۰ فروند به کمتر از ۱۰ فروند کاهش یافته و فقط کشتی‌های چین، هند، پاکستان و آفریقای جنوبی با اجازه سپاه پاسداران می‌توانند عبور کنند.

اجرای گزینه نظامی آمریکا برای بازگشایی تنگه عملاً غیرممکن توصیف شده است. تحلیلگران معتقدند رکود جهانی در سال ۲۰۲۶ اجتناب‌ناپذیر است و کشورهای واردکننده انرژی بیشترین ضربه را می‌خورند. در صورت ادامه جنگ تا ژوئن، احتمال رسیدن قیمت نفت آتی به ۲۰۰ دلار منتفی نیست.

به گزارش راشا تودی، تاکر کارلسون، مجری محافظه‌کار آمریکایی، در پادکست خود گفت جنگ با ایران به «پایان امپراتوری آمریکا» انجامیده است. او به اظهارات ترامپ اشاره کرد که از متحدانش خواست خودشان «رهبری» بازگشایی تنگه هرمز را برعهده بگیرند؛ از نظر وی این یعنی آمریکا دیگر نمی‌تواند نقش «پلیس جهان» را ایفا کند. به گفته کارلسون، کشوری که بتواند نظم را در خلیج فارس برقرار کند، عملاً جهان را اداره می‌کند.

آمریکا از جنگ جهانی دوم تاکنون این نقش را برعهده داشت، اما بحران تنگه هرمز نشان داد که دیگر قادر به این کار نیست. حتی نابودی کامل ایران هم مشکل را حل نمی‌کند، زیرا نظامیان باقی‌مانده به راحتی می‌توانند مسیر را با مین و پهپاد مختل کنند. در نتیجه، راهی جز راه‌حل دیپلماتیک اختلافات با تهران وجود ندارد. کارلسون پایان امپراتوری آمریکا را غم‌انگیز خواند، اما نه پایان ایالات متحده. به اعتقاد او، آمریکا می‌تواند توجهش را به نیمکره غربی معطوف کند و دیگر نیازی به اشغال کشورهای دور ندارد.

رسانه‌های رژیم صهیونیستی

اسرائیل هیوم نوشت: سرنگونی یک هواپیمای آمریکایی بر فراز ایران، نگرانی جدی در نیروی هوایی اسرائیل ایجاد کرده است. خلبانان اسرائیلی هشدار می‌دهند که حتی بدون وقوع اشتباه از سوی ما، خطر سقوط در هر مأموریت وجود دارد. اگرچه اسرائیل برای سناریوی سقوط هواپیما در خاک دشمن آماده است، اما ابعاد این نوع حوادث پیچیده‌تر از پیش‌بینی‌هاست. نگرانی اصلی خلبانان این است که هواپیمای سرنشین‌دار اسرائیلی نیز ممکن است بر فراز ایران هدف قرار گیرد. خلبانان می‌گویند این موضوع به آمار و احتمال بستگی دارد.

در هفته‌های اخیر، نقص فنی در چند جنگنده اسرائیلی کشف شده است. خلبانان به تجهیزات خودامدادی و مکان یابی مجهز هستند. پس از پایان این حادثه، نیروی هوایی اسرائیل قرار است بررسی عمیقی برای کاهش خطرات عملیات‌های آینده بر فراز ایران انجام دهد. در حال حاضر، آمریکا به تنهایی عملیات نجات خلبانان خود را انجام می‌دهد و اسرائیل فقط در جریان تحولات قرار دارد.

معاریو در تحلیلی به سردرگمی آمریکا و اسرائیل در برخورد با ایران و اختلاف نظر دو طرف اعتراف کرد و نوشت: در اسرائیل این طور ارزیابی می‌شود که تا زمانی که جنگ با ایران ادامه دارد، بعید است شاهد شورش در این کشور باشیم. اسرائیل می‌خواهد فشار را با حمله گزینشی به زیرساخت‌های مهم ایران (برق، آب، گاز، نیروگاه‌ها، آب‌شیرین‌کن‌ها) افزایش دهد، اما آمریکا با این کار مخالف است.

واشنگتن نگران واکنش ایران در قبال زیرساخت‌های نفتی کشورهای خلیج فارس و گسترش منطقه‌ای جنگ است. در حال حاضر، اختلاف اصلی میان واشنگتن و اورشلیم بر سر چگونگی تشدید فشار است: اسرائیل خواهان گسترش دامنه اهداف، و آمریکا خواهان خویشتن‌داری برای جلوگیری از انفجار منطقه است. هر دو به دنبال «فرمول میانه» هستند؛ نه «به آتش کشیدن کل منطقه» و نه قناعت به اهدافی که تأثیر بمبارانشان رو به کاهش است.

به گزارش وای نت نیوز، اسناد اطلاعاتی آمریکا نشان می دهد ایران ظرف چند ساعت پس از حملات آمریکا و اسرائیل، سکوهای پرتاب موشک و سنگرهای زیرزمینی خود را تعمیر و به وضعیت عملیاتی بازمی‌گرداند. همچنین ایران کماکان انبار قابل توجهی از موشک‌ها و پرتابگرهای متحرک در اختیار دارد. سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا نمی‌توانند با اطمینان بالا تعداد پرتابگرهای باقیمانده ایران را تخمین بزنند، زیرا ایران از تعداد زیادی پرتابگر فریبنده استفاده می‌کند. همچنین مشخص نیست چند پرتابگر واقعی منهدم شده است.

ایران برای محافظت از پرتابگرها، آنها را به سنگرها و غارها منتقل می‌کند. با وجود آسیب‌هایی به تأسیسات، ایران توانایی هدف قرار دادن اسرائیل و سایر کشورهای منطقه را حفظ کرده است. طبق گزارش سی‌ان‌ان، ایران هنوز حدود نیمی از پرتابگرهای موشکی خود را در اختیار دارد.

معاریو نوشت: در پی اظهارات مقامات ارتش اسرائیل مبنی بر اینکه «برچیدن حزب الله» یک هدف واقع گرایانه نیست و هدف واقعی، خلع سلاح حزب‌الله در جنوب لبنان تا رود لیتانی است، ساکنان شمال اسرائیل با خشم و ناامیدی شدید واکنش نشان داده اند و اختلافات داخلی صهیونیست‌ها در این زمینه تشدید شده است. صهیونیست ها می گویند اسرائیل بار دیگر به وعده های خود عمل نکرده و آنها را رها کرده است.

اسرائیلی ها می گویند پس از آنکه به آنها گفته شد حزب الله در هم شکسته شده، اکنون صحبت از مدیریت تهدید به جای پایان دادن به آن است که فقط به معنای به تعویق انداختن دور بعدی درگیریهاست. برخی از مسئولان محلی و ساکنان شهرهایی مانند متولا، شلومی، کریات شمونا و منطقه جلیل تأکید کرده اند که خلع سلاح حزب الله باید هدف اصلی جنگ باشد. آنها هشدار می دهند در غیر این صورت، شمال اسرائیل خالی از سکنه خواهد شد. ساکنان همچنین از وضعیت روحی وحشتناک خود و زندگی زیر آتش گلوله ها میگویند و تأکید میکنند که اعتمادشان به دولت و ارتش به کلی از بین رفته است. آنها خواستار تصمیم گیری روشن و پایان واقعی تهدید حزب الله هستند، نه آرامش موقت و فریبنده.

وای نت نیوز نوشت: پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، از زمان آغاز حملات نظامی آمریکا به ایران از زبان تند مذهبی استفاده کرده و خواستار دعا به نام عیسی مسیح برای پیروزی نظامی آمریکا شده است. این رویکرد وی واکنش‌های تندی در پی داشته، از جمله از سوی پاپ لئوی چهاردهم که بدون نام بردن از هگست گفت مأموریت دین مسیحیت با «سلطه‌جویی» در تضاد است. هگست صلیب اورشلیم و عبارت «خدا چنین می‌خواهد» (شعار جنگ‌های صلیبی) را روی بدنش خالکوبی کرده و جدایی دین از دولت را «افسانه چپ‌گرایانه» می‌نامد.

منتقدان هشدار می‌دهند که او جنگ با ایران را یک «نبرد کیهانی» بین خیر و شر) می‌داند که می‌تواند تعامل کلیسا و دولت را دشوار کند و سربازان غیرمسیحی و غیر دیندار را براند. پنتاگون در دفاع از هگست گفته که او مانند بسیاری از آمریکایی‌ها مسیحی است و رهبران گذشته نیز برای سربازان دعا می‌کردند. با این حال انتقاد از رویکرد افراطی وی رو به افزایش است.

کد مطلب 6791652

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • IR ۲۳:۴۸ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۵
      0 0
      وقتی سرتاسر دنیا با ایران دشمن هستن نداشتن انبوهی از سلاح های هسته ای ضربه ای به آرامش پایدار کشوره داره دیر میشه بقرآن شروع کنید ساختشو یا علی
    • IR ۰۴:۵۸ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۶
      0 0
      حمله به زیر ساخت به کارغیر قانونیه ،غیر شرافت مندانه ،غیراخلاقی ،وبرخلاف همه نوع دینی هست ،حمله به زیر ساختهای یک کشور باعث تخریب ،ایجاد مشکلات بیشتر برای مردم ،درنتیجه باعث عصبانیت وتنفر بیشتر نسبت به متجاوزان میشه