۱۶ فروردین ۱۴۰۵، ۲۲:۰۰

پرونده «جنگ رمضان»/۱۳؛

بازتاب روزانه جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

بازتاب روزانه جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

با گذشت ۳۷ روز از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی برای متجاوزان در حال آشکار شدن است.

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: با گذشت ۳۷ روز از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی و شکست‌های میدانی و سیاسی برای طرف‌های متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش‌آموزان بی‌گناه آغاز شد، به‌سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای پیدا کرده و واکنش‌های متفاوتی را در رسانه‌های بین‌المللی برانگیخته است.

رسانه‌های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.

رسانه های غربی

سی‌ان‌ان در گزارشی نوشت:«در حالی که اسرائیلی‌ها خود را برای برگزاری عید پسح آماده می‌کردند، بنیامین نتانیاهو اوایل این هفته سخنرانی جنگی سرسختانه‌ای ایراد کرد که سرشار از ارجاعات کتاب مقدس به پیروزی‌های باستانی یهودیان بر دشمنانشان بود. او حملات اسرائیل به دشمنانش را با ۱۰ بلایی مقایسه کرد که بنا بر باورهای دینی، خداوند بر مصر نازل کرد تا بنی‌اسرائیل را از بردگی آزاد کند. نتانیاهو با افتخار گفت اسرائیل «خاورمیانه را تغییر داده است.»

اما تنها چند ساعت بعد، ایران یکی از سنگین‌ترین موج‌های حملات خود در این درگیری را آغاز کرد؛ حمله‌ای که فضای تعطیلات را در هم شکست و فاصله میان لحن پیروزمندانه نتانیاهو و واقعیت میدانی را، بیش از یک ماه پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، آشکار کرد. یائیر لاپید، رهبر مخالفان، به‌سرعت با انتشار ویدئویی جداگانه واکنش نشان داد و سخنان نتانیاهو را «متکبرانه» توصیف کرد. او گفت پیش از آغاز جنگ نیز ایران تحت رهبری فردی به نام آیت‌الله خامنه‌ای موشک‌های بالستیک به سوی اسرائیل شلیک می‌کرد و اکنون پس از یک ماه، تغییر چشمگیری رخ نداده است. این تقابل لفظی، شکاف‌های عمیق‌تر در ساختار سیاسی و افکار عمومی اسرائیل را پس از پنج هفته جنگ آشکار می‌کند؛ در شرایطی که خوش‌بینی و وحدتی که کابینه در روزهای نخست جنگ ایجاد کرده بود، به‌تدریج رو به افول است.

با این حال، بر اساس چندین نظرسنجی، بیشتر اسرائیلی‌ها همچنان از این کارزار حمایت می‌کنند، اما اعتماد عمومی به توانایی اسرائیل برای تحقق اهداف اعلام‌شده جنگ به‌شدت کاهش یافته است.»

گاردین در گزارشی نوشت:«کمتر از دو ماه پس از ورود به کاخ سفید، در حالی که قیمت نفت خام تگزاس غربی به حدود ۱۴ دلار برای هر بشکه نزدیک شده بود، جیمی کارتر با پوشیدن ژاکتی بافتنی در برابر مردم ظاهر شد تا صریح و بی‌پرده درباره راهبرد خود برای مقابله با کمبود دائمی انرژی که آن را بخشی از آینده کشور می‌دانست، سخن بگوید. سخنرانی مشهور او که به «گفت‌وگوی کنار شومینه» معروف شد، بیشتر به دلیل درخواست از آمریکایی‌ها برای تنظیم دمای خانه بر ۱۸ درجه در روز و ۱۳ درجه در شب در خاطر مانده است؛ پیشنهادی که در زمستان سرد سال ۱۹۷۷ چندان با استقبال روبه‌رو نشد.

فعالان محیط زیست با نگاه مثبت، وعده او برای تحقیق درباره انرژی خورشیدی و دیگر منابع تجدیدپذیر را به یاد می‌آورند. اما مهم‌ترین تعهدی که کارتر آن شب مطرح کرد و بعدها در سخنرانی‌های دیگر و برنامه انرژی خود پی گرفت، توسعه تهاجمی منابع داخلی زغال‌سنگ بود؛ همان چیزی که جیمز شلزینگر، نخستین وزیر انرژی آمریکا که از سوی کارتر منصوب شد، آن را «امید سیاه آمریکا» نامید. آمریکای دونالد ترامپ نیز در وضعیتی نه‌چندان متفاوت گرفتار شده است. قیمت بنزین، با در نظر گرفتن تورم، از زمستان سال ۱۹۷۷ نیز بالاتر رفته و به گفته برخی، می‌تواند نرخ تورم را به بالاترین سطح سه سال اخیر برساند.ترامپ اکنون همان راهبرد قدیمی کارتر را با شدت بیشتری دنبال می‌کند: شتاب بخشیدن به توسعه سوخت‌های فسیلی آمریکا.»

اندیشکده شواری آتلانتیک در گزارشی نوشت:«جنگ با ایران، شکست اطلاعاتی است: در سال ۲۰۰۵، یک کمیسیون دوحزبی متشکل از قانون‌گذاران و کارشناسان امنیتی به این جمع‌بندی رسید که «جامعه اطلاعاتی تقریباً در تمامی ارزیابی‌های پیش از جنگ درباره سلاح‌های کشتار جمعی عراق کاملاً اشتباه کرده بود.» دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا به جورج بوش گفته بودند که صدام حسین برنامه تسلیحات هسته‌ای را از نو احیا کرده و عراق دارای سلاح‌های بیولوژیک، تأسیسات سیار تولید، و همچنین ذخایر سلاح‌های شیمیایی است.

همین ادعاها مبنای حمله آمریکا و هشت سال اشغال عراق شد. این کمیسیون نتیجه گرفت: «پس از پایان جنگ، حتی یک مورد از این ادعاها نیز قابل تأیید نبود. این یک شکست بزرگ اطلاعاتی بود.» اگر هیأتی مشابه روند منتهی به جنگ کنونی با ایران را بررسی کند، ارزیابی آن احتمالاً چنین خواهد بود: جامعه اطلاعاتی در ارزیابی‌های پیش از جنگ درباره توانمندی‌ها و نیت‌های ایران برای حمله به آمریکا و متحدانش، دقیق و منسجم عمل کرده بود. برخلاف آنچه دونالد ترامپ برای توجیه تصمیم خود مطرح کرده است، اطلاعات موجود نشان می‌داد که حکومت ایران در حال آماده‌ شدن برای استفاده از سلاح هسته‌ای نبود؛ موشک‌های بالستیکی در اختیار نداشت که قادر به رسیدن به خاک آمریکا باشند؛ و در صورت حمله نظامی آمریکا، احتمالاً به کشورهای همسایه در خلیج فارس حمله خواهد کرد و خواهد کوشید تنگه هرمز را ببندد؛ اقدامی که می‌تواند یک بحران اقتصادی جهانی ایجاد کند».

آسوشیتدپرس در گزارشی نوشته است:« گروه‌های امدادرسان بین المللی هشدار می‌دهند که جنگ در خاورمیانه توانایی آن‌ها را برای رساندن غذا و دارو به میلیون‌ها نفر نیازمند در سراسر جهان مختل کرده است و اگر خشونت ادامه یابد، رنج و مشقت عمیق‌تر خواهد شد. این درگیری نه‌تنها مسیرهای حیاتی کشتیرانی را مسدود کرده و یک بحران جهانی انرژی ایجاد کرده است، بلکه زنجیره‌های تأمین گروه‌های امدادی را نیز مختل کرده و آن‌ها را ناچار ساخته است از مسیرهایی پرهزینه‌تر و زمان‌برتر استفاده کنند.

گذرگاه‌های کلیدی مانند تنگه هرمز عملاً بسته شده‌اند و مسیرهای مرتبط با مراکز راهبردی مانند دبی، دوحه و ابوظبی نیز تحت تأثیر قرار گرفته‌اند. هزینه‌های حمل‌ونقل به دلیل افزایش نرخ سوخت و بیمه به‌شدت افزایش یافته است؛ به این معنا که با همان میزان بودجه، حجم کمتری از اقلام امدادی قابل ارسال خواهد بود.

رسانه‌های عربی و منطقه‌ای

هانی احمد علی با انتشار گزارشی در المسیره نوشت در مجموعه ای از تحولات سریع میدانی، سپاه پاسداران از سرنگونی یک پهپاد MQ-۹ آمریکایی در حریم هوایی استان اصفهان خبر داد. این همزمان با سرنگونی پهپاد دیگری بود که در ماموریت جستجوی خلبان یک جنگنده سرنگون شده آمریکایی در جنوب این استان بود. در همین زمینه، منابع نظامی ایران سرنگونی یک پهپاد دیگر، هرمس ۹۰۰، را تایید کردند و این ادامه موفقیت‌های سیستم‌های پدافند هوایی است که به طور فزاینده‌ای تحرکات هواپیماهای دشمن را محدود کرده و توانایی آنها را برای انجام ماموریت‌های شناسایی و حمله محدود می‌کند.

از نظر اقتصادی، پیامدهای تجاوز صهیونیستی-آمریکایی به طور مستقیم بر ایالات متحده تأثیر گذاشته است. گزارش‌های اقتصادی افزایش قابل توجه نرخ تورم و همچنین افزایش شدید قیمت سوخت را پیش‌بینی می‌کنند. قیمت گازوئیل در برخی شهرها به بالاترین حد خود رسیده و از ۸ دلار در هر گالن فراتر رفته است که نشان دهنده فشار فزاینده بر اقتصاد آمریکا در نتیجه جنگ جاری است. از نظر سیاسی، گزارش‌های رسانه‌ای حاکی از ناامیدی در دولت آمریکا است، به طوری که ترامپ، رئیس جمهور جنایتکار آمریکا، در پی تشدید پیامدهای جنگ، در حال بررسی تغییر گسترده کابینه است.

این نشان دهنده میزان سردرگمی و چالش‌های پیش روی واشنگتن در جبهه‌های مختلف است. این تحولات تأیید می‌کند تلفات دشمن در حال افزایش است و جبهه‌های رویارویی در حال گسترش است، در حالی که ایران انعطاف‌پذیری منسجم خود را حفظ می‌کند و توانایی خود را برای مدیریت درگیری از نظر سیاسی، نظامی و اقتصادی نشان می‌دهد و در نتیجه تحمیل معادلات بازدارنده جدید در منطقه را تقویت می‌کند.

شبکه خبری الجزیره در مقاله ای به تاثیرات اقتصادی جنگ از جمله پیامدهای ناگوار آن بر مصر پرداخته است.:«پس از اظهارات خوش‌بینانه مقامات مصر مبنی بر غلبه بر دوره سختی و بحران های اقتصادی، حمله صهیونیستی-آمریکایی به ایران باعث شد امید کسانی که منتظر تحقق وعده‌های فراوانی بودند که تیم اقتصادی به شنوندگان خود می‌داد - وعده‌هایی که مردم، به ویژه طبقات متوسط و پایین، مشتاقانه منتظر بهبود شرایط اقتصادی بودند - از بین برود و در مواجهه با تنش‌های فزاینده در منطقه، هیچ اثری از آن باقی نماند.

از همان روز اول جنگ در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ و تصمیم تهران برای بستن تنگه هرمز که بحران مربوط به افزایش قیمت نفت را آغاز کرد، دولت مصر در ۹ مارس ۲۰۲۶ قیمت بنزین، گازوئیل، گاز و سایر فرآورده‌های نفتی را افزایش داد. این اقدام پس از آن صورت گرفت که مشخص شد جنگ با ایران طولانی خواهد بود و افزایش قیمت‌ها به دلیل تشدید تنش‌ها بین سه طرف درگیر در درگیری ادامه خواهد یافت.

شبکه المیادین در گزارشی به پیامدهای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران پرداخت وتاکید کرد که دوران پس از جنگ با دوران پیش از جنگ یکسان نیست. در این گزارش با مطرح کردن چند سوال ابعاد تحولات مورد برررسی قرار گرفته است. جایگاه ایران در منطقه و نظم منطقه‌ای پس از پایان جنگ چگونه خواهد بود؟ نقش عملکردی رژیم اسرائیل در آینده با چه چالش‌هایی روبرو خواهد شد؟ طبق اظهارات و اطلاعات فاش شده از سوی مقامات سیاسی، دیپلماتیک و نظامی متعدد آمریکایی و اسرائیلی، مشخص شده است که سقف اهداف آمریکا و اسرائیل در جنگ به طور قابل توجهی کاهش یافته و همچنان در حال کاهش است. علاوه بر این، محاسبات سیاسی، نظامی و استراتژیک واشنگتن و تل‌آویو نیز نادرست، شاید غیرمنطقی و غیرواقعی بوده است، زیرا با حقایق، واقعیت‌ها و داده‌های میدانی در تضاد بوده و حتی نادیده گرفته شده‌اند.

علاوه بر این، نتایج پیش‌بینی شده این جنگ ممکن است با ارزیابی‌ها و پیش‌بینی‌های سیاسی، نظامی و استراتژیک آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها متفاوت باشد، چه این نتایج مستقیم (فوری یا کوتاه‌مدت) باشند و چه غیرمستقیم (میان‌مدت یا بلندمدت). وقتی ایران اقدامات مهمی مانند هدف قرار دادن پایگاه‌های نظامی آمریکا در مقیاس وسیع، هدف قرار دادن ناوهای هواپیمابر آمریکایی (آبراهام لینکلن و جرالد فورد)، هدف قرار دادن پهپادها، هلیکوپترها و جت‌های جنگنده آمریکایی - به عبارت دیگر، چندین بار - هدف قرار دادن هواپیماهای سوخت‌رسانی و هدف قرار دادن هواپیماهای آواکس انجام می‌دهد، به قلب صنایع نظامی آمریکا حمله می‌کند، برتری نظامی، به ویژه برتری هوایی را تضعیف می‌کند و تصویر، جایگاه و حتی اعتبار واشنگتن را در منطقه و جهان در هم می‌شکند. ایران ممکن است اولین یا تنها کشوری باشد که جرات کرده است آمریکا را در منطقه و جهان به چالش بکشد و با آن مقابله کند.

بنابراین، اثرات، پیامدها و عواقب این جنگ بسیار بزرگتر، گسترده‌تر و عمیق‌تر از آن چیزی است که برخی تصور می‌کنند. از این رو، ضروری است که رهبران و صاحب‌نظران به این سؤالات توجه کنند: پس از توقف عملیات نظامی و خصومت‌ها، حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه، به ویژه پایگاه‌های نظامی در منطقه خلیج فارس، چه خواهد شد؟ سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و آینده روابط بین آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها چه خواهد شد؟ جایگاه ایران در منطقه و نظم منطقه‌ای پس از پایان جنگ چگونه خواهد بود؟ نقش عملکردی اسرائیل در آینده با چه چالش‌هایی روبرو خواهد شد؟

نقش عملکردی کشورهای خلیج فارس در آینده چگونه تعریف خواهد شد؟ ترتیبات احتمالی و ویژگی‌های پیش‌بینی‌شده سیستم‌های امنیتی منطقه‌ای به طور کلی، و امنیت خلیج فارس به طور خاص چیست؟ و آینده مشرق عربی در بحبوحه این همه آشوب و پس از همه این تحولات و تغییرات منطقه‌ای چگونه خواهد بود.

روزنامه القدس العربی در مطلبی با اشاره به ناتوانی آمریکا و اسرائیل در تحقق اهداف اعلام شده در جنگ با ایران با استناد به سخنان اخیر ایهود باراک تاکید کرد که جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران و حزب‌الله به دلیل فقدان برنامه و تکیه صرف بر زور، شکست خورده و همچنان شکست خواهد خورد. در پاسخ به این سوال که "جنگ تاکنون را چگونه خلاصه می‌کنید؟" باراک به رادیو رسمی عبری گفت: «همه ما دعا می‌کنیم که رژیم ایران سقوط کند، ۴۲۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده پیدا شود، برنامه‌های هسته‌ای و موشکی نابود شوند و تنگه هرمز بازگشایی شود. وی تاکید کرد مشکل این است که ما اقدامات خود را بر اساس خیال‌پردازی بنا می‌کنیم.

ایران نه با بمب‌هایی که از خارج پرتاب می‌شوند و نه با تحریک مردم به شورش علیه سرنگون می‌شوند. در ایران، اشتباهات متعددی از سوی ما رخ داده است که مانع از دستیابی به اهداف جنگ شد، از جمله تسلیم شدن در برابر توهمات، تفکر کوته‌بینانه و اتکای احمقانه به کردها.»

همچنین باراک در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا ایالات متحده و اسرائیل در تنگنا قرار گرفته اند یا خیر، پاسخ داد: «بله، نظام ایران همچنان پابرجاست. من مطمئن نیستم که برنامه‌ای برای خارج کردن اورانیوم یا بازگشایی تنگه هرمز وجود داشته باشد.»

باراک در مورد تهدید رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر به راه انداختن جهنم بر سر ایران در صورت عدم بازگشایی تنگه هرمز قبل از انقضای اولتیماتومش، تأکید کرد که حمله به تأسیسات زیرساختی ایران بسیار خطرناک است. وی تاکید کرد ایران تهدیدات خود را برای هدف قرار دادن تأسیسات آب، برق و انرژی در سراسر خلیج فارس عملی خواهد کرد.

سایت العهد با اشاره به دخالت های آمریکا در منطقه نوشت: واشنگتن - تحت رهبری ترامپ - با یک فرض استراتژیک آشنا وارد رویارویی با ایران شد: اینکه فشار نظامی خارجی، اگر با هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی همراه شود، ناگزیر تضادهای داخلی را شعله‌ور می‌کند و مردم را به شورش علیه نظام تحریک می‌کند. این فرض که با جنگ‌های قبلی، از ویتنام گرفته تا عراق، همراه بود، امروز به شکلی مدرن‌تر دوباره مطرح شده است، اما در چارچوب تحلیلی خود به همان اندازه ساده‌لوحانه است.

با این حال، آنچه در طول ماه اول جنگ و سپس با ورود به ماه دوم آن رخ داد، یک نقص ساختاری در این برداشت را آشکار کرد که نه تنها در ارزیابی ماهیت نظام ایران دچار خطا شد، بلکه - مهم‌تر از آن - در درک پویایی خود جامعه ایران و نحوه واکنش آن به تهدیدات خارجی نیز درست عمل نکرد. خطای اصلی در محاسبات آمریکایی‌ها - و به طور واضح‌تر اسرائیلی‌ها - سردرگمی بین وجود تضادهای داخلی و پتانسیل تبدیل این تضادها به اقدام سیاسی در زمان جنگ بود. جامعه ایران، مانند سایر جوامعی که جنگ‌های وجودی را تجربه کرده‌اند، دارای حافظه سیاسی عمیقی است که به ویژه در طول جنگ ایران و عراق شکل گرفته است.

سال‌های طولانی جنگ منجر به فروپاشی نظام نشد، بلکه از طریق مکانیسم‌های بسیج ملی و قومی به بازتولید آن منجر شد.

جنگ نیوز سایت خبری معروف پاکستانی در گزارشی که از محمود شام منتشر کرد نوشت که جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل نشانه‌ای از ناکارآمدی و افول رهبری غربی، به‌ویژه تحت تأثیر تصمیمات دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو است. این شکست در چند بُعد قابل مشاهده است: نخست، فاصله گرفتن کشورهای اروپایی از آمریکا و عدم همراهی کامل آن‌ها در جنگ؛ دوم، کاهش اعتبار ادعای دموکراسی در غرب، زیرا تصمیمات مهم بدون اتکا به نهادهای منتخب اتخاذ شده‌اند؛ و سوم، نارضایتی گسترده افکار عمومی در آمریکا و اروپا که مشروعیت سیاسی رهبران را زیر سؤال برده است.

نویسنده همچنین تأکید می‌کند که نهادهای کلیدی غرب مانند ناتو و سازمان ملل متحد کارایی خود را از دست داده‌اند و نتوانسته‌اند از گسترش بحران جلوگیری کنند. در حوزه اقتصادی نیز، افزایش قیمت‌ها و بی‌ثباتی بازارها به‌عنوان نشانه‌های دیگری از این شکست مطرح شده است. در مجموع، این گزارش نتیجه می‌گیرد که این تحولات بیانگر افول نظم غرب‌محور و آغاز دوره‌ای از ضعف راهبردی برای غرب است؛ وضعیتی که در مقابل، فرصت را برای قدرت‌گیری کشورهای شرقی فراهم می‌کند.

یونس پاکسوی خبرنگار مطرح ترک ساکن آمریکا در روزنامه حریت می نویسد: «خدمات درمانی برای سالمندان و افراد کم‌درآمد را ایالت‌ها تأمین کنند. ما اینجا درگیر جنگ هستیم.کار ما باید حفاظت نظامی باشد.» این سخنان متعلق به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا است. او این جملات را چند روز پیش در یک ناهار غیرعلنی در کاخ سفید بیان کرده است. نکته عجیب اینجاست که... ویدئوی ۶۷ دقیقه‌ای این جلسه غیرعلنی در حساب کاخ سفید بارگذاری شد و سپس حذف گردید.

اما حتی اگر این گفت‌وگوی محرمانه منتشر هم نمی‌شد، بودجه‌ای که ترامپ برای سال ۲۰۲۷ از کنگره درخواست کرده، به‌تنهایی همه چیز را روشن می‌کند. برای پنتاگون، که اکنون «وزارت جنگ» نیز نامیده می‌شود، بزرگ‌ترین بودجه نظامی تاریخ بشر در نظر گرفته شده است: ۱.۵ تریلیون دلار. اما سؤال اینجاست که چرا بودجه‌ای که سال گذشته با ۱ تریلیون دلار رکورد زده بود، اکنون با افزایش ۴۴ درصدی به ۱.۵ تریلیون دلار رسیده است؟ پیش از پاسخ به این پرسش، بیایید به سؤال مهم‌تری بپردازیم که احتمالاً در ذهن همه شکل گرفته است: چه کسی هزینه این را خواهد پرداخت؟ پس از بررسی ده‌ها صفحه از این بودجه، پاسخ روشن است: سالمندانی که در زمستان توان گرم‌کردن خانه خود را ندارند، ساکنان مناطق روستایی، آمریکایی‌هایی که با سرطان دست‌وپنجه نرم می‌کنند، کارگران ساختمانی، کشاورزی و کارخانه‌ها، جوانانی که در محله‌های فقیر رشد می‌کنند، افرادی که پس از ۵۵ سالگی بیکار می‌شوند، بی‌خانمان‌ها، از جمله کهنه‌سربازان بی‌خانمان و صاحبان کسب‌وکارهای کوچک و هر کسی که می‌خواهد به آب آشامیدنی سالم دسترسی داشته باشد.

برای تأمین ۴۴۰ میلیارد دلار اضافه‌ای که ترامپ برای پنتاگون درخواست کرده، بسیاری از برنامه‌هایی که مستقیماً با زندگی مردم مرتبط هستند، نه‌تنها کاهش داده نشده‌اند، بلکه به‌طور کامل و ریشه‌ای با «اره برقی» حذف شده‌اند.

رسانه‌های چین و روسیه

پروفسور جفری ساکس، استاد دانشگاه کلمبیا و مشاور ویژه سه دبیرکل سازمان ملل متحد، در گفتگو با راشاتودی در مورد تهدید دونالد ترامپ به «بمباران ایران برای بازگرداندن آن به عصر حجر» گفت این کار منجر به تلافی‌جویی اجتناب‌ناپذیر ایران و یک بحران اقتصادی جهانی خارج از کنترل خواهد شد. وی افزود: قدرت یابی ماشین جنگی در آمریکا و عدم هرگونه تلاش از سوی ترامپ برای متوقف کردن آن یک مشکل جدی است و ویژگی‌های شخصیتی خطرناک ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل که منجر به این جنگ شد را نباید از نظر دور داشت.

وی تصریح کرد: فقط شی جین پینگ، ولادیمیر پوتین و نارندرا مودی می‌توانند جنگ را متوقف کنند و هند باید جایگاه خود را در بحران در حال وقوع از نو مشخص کند، هند و چین باید اختلافات مرزی خود که توسط انگلیس ایجاد شده را مدیریت کنند تا جهان بیش از این دچار قطبیت نشود.

سایت اسپوتنیک در مطلبی در مورد آموزه های صهیونیسم مسیحی در گفتگو با رومن سیلانتیف، استاد الهیات در مسکو می نویسد: «آیین پروتستان که صهیونیسم مسیحی از آن برخاسته، «مستعد تکه‌تکه‌شدن، تغییر دکترین و شکل‌گیری ایده‌های جدید» است، به‌طوری که برخی فرقه‌های آن «بسیار به سوی یهودیت حرکت کرده‌اند» و دکترین آنگلو-اسرائیلیسم و جنبش دینی ترکیبی «یهودی-مسیحی» را ایجاد کرده‌اند.

سیلانتیف، رئیس گروه الهیات در دانشگاه دولتی زبانشناسی مسکو، توضیح داد: «ویژگی کلی پروتستانتیسم، به‌ویژه پروتستانتیسم آمریکایی، گرایش شدید آن به عهد عتیق است. در حالی که مسیحیت ارتدوکس، پیش از هر چیز، دینی مبتنی بر عهد جدید است.» این محقق تأکید کرد: در ارتدوکس، «همه دکترین‌های لازم مدتها پیش توسط هفت شورای جهانی تعیین شده است.

هیچ چیزی فراتر از این به رسمیت شناخته نمی‌شود. ارتدوکس به سیالیت یا انعطاف‌پذیری دکترینال معروف نیست. همه این مسائل بیش از هزار سال پیش حل و فصل شده است. سیلانتیف، ارتدوکس صهیونیسم مسیحی و همچنین کل پروتستانتیسم را «در اصل یک بدعت بزرگ» می‌داند و آنها را رد می‌کند.

گلوبال تایمز چین در تحلیلی به بحران ساختاری ناتو می‌پردازد و استدلال می‌کند که تهدید ترامپ برای خروج از این پیمان فقط یک مسئله فردی نیست، بلکه نشانه زوال تدریجی ناتو پس از جنگ سرد است. با از بین رفتن تهدید شوروی، ناتو برای توجیه بقای خود مجبور به یافتن دشمنان جدید (از شرق‌اروپا تا هند و اقیانوس آرام) شد. هم‌اکنون منافع آمریکا و اروپا از هم فاصله گرفته است: اروپا هزینه‌های جنگ اوکراین (انرژی، مهاجرت، خروج صنایع) را می‌پردازد و در برابر مشارکت در جنگ ایران مقاومت می‌کند.

از سوی دیگر، بدهی فدرال آمریکا از ۳۶ تریلیون دلار گذشته و هزینه‌های نظامیِ جهانی دیگر پایدار نیست. ترامپ علت بحران نیست، بلکه نشانه‌ای از فشارهای حل‌نشده‌ای است که پس از فروپاشی شوروی انباشته شده‌اند. ایده ایجاد «ناتوی اقتصادی» علیه چین نیز به دلیل اختلافات درون‌ناتو غیرعملی و خودتخریب‌گر توصیف شده است. در مجموع، زوال قدرت‌ برتر آمریکا به علت بحران ناتو و جنگ ایران قطعی است.

رسانه‌های رژیم صهیونیستی

هاآرتص در مطلبی با عنوان «روابط بیمارگونه اسرائیل با آمریکا به پایان نزدیک می شود» نوشت: در پایان این جنگ، امیدها کمرنگ شده است. جنگ علیه ایران ممکن است دگرگونی سرنوشت سازی در روابط آمریکا و اسرائیل ایجاد کند. با آشکار شدن شکست ترامپ در جنگ و گیر افتادن آمریکا در باتلاق آن، بازی شناسایی مقصر آغاز خواهد شد که یک طرفه به نفع آمریکاست و تمام تقصیرها به گردن اسرائیل خواهد افتاد.

این امر می تواند منجر به فروپاشی زنجیره ای و تبدیل اسرائیل به «کره شمالی محلی» - بازیگری منزوی و طردشده بدون تکیه گاه آمریکایی - شود. به گفته نویسنده، این رابطه بیمارگونه باید مدت ها پیش قطع می شد. اسرائیل بدون توجه به خواست آمریکا عمل کرد و نتانیاهو بیش از هر نخست وزیری به آمریکا بی احترامی کرد. آمریکا حملات به اسرائیل را محکوم کرد، همچنان به نفع آن وتو کرد و تسلیحات فرستاد. اروپا هم از ترس آمریکا سکوت کرد و حالا منتظر فرصت است تا در کنار بخش بزرگی از افکار عمومی امریکا از اسرائیل انتقام بگیرد.

اکنون جنگ علیه ایران می تواند نقطه عطفی باشد و هر دو حزب منتظر گسست روابط با اسرائیل هستند. ترامپ نخستین کسی خواهد بود که انگشت اتهام را به سمت اسرائیل می گیرد و سپس سیل خواهد آمد. قطع رابطه بی قیدوشرط آمریکا با اسرائیل می تواند به امیدی تبدیل شود، اگر منجر به تغییر عمیق سیاست های اسرائیل (پایان اشغالگری، آپارتاید و جنگهای بی‌پایان) گردد. اما خطر آن نیز هست که اسرائیل بدون حمایت آمریکا نتواند دوام بیاورد. راستگرایان خیال می‌کنند نیازی به آمریکا نیست، اما واقعیت این است که حیات اسرائیل بدون سلاح، پول و وتوی آمریکا سخت خواهد بود. آن روز نزدیکتر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد. آنگاه اسرائیل باید سرانجام تصمیم بگیرد: اسرائیلی دیگر، یا هیچ.

وای نت نیوز اسرائیل در مطلبی با عنوان «پایان عصر پیروزی ها» می نویسد: اظهارات شادی آفرین و بزرگنمایی درباره شکست حزب‌الله و ایران به سرخوردگی خواهد انجامید. ما مدتهاست وارد دورانی شده‌ایم که در آن ابرقدرتها و کشورهای قوی دیگر به پیروزی قاطع نمی‌رسند. روسیه نتوانسته اوکراین را شکست دهد، آمریکا در افغانستان شکست خورد و شوروی نیز در باتلاق افغانستان ماند.

در جنگ با ایران نیز پیروزی وجود ندارد، حتی اگر خسارت عظیمی به ایران وارد شود. حزب‌الله خلع سلاح نخواهد شد. اسرائیل دو سال با حماس جنگید، اما حماس همچنان حدود ۵۰٪ نوار غزه را کنترل می کند. هرچند تضعیف شده، اما روی پاهای خود ایستاده است. نتانیاهو مدام از «نابودی»، «پیروزی بزرگ» و «ابرقدرت جهانی» می گوید، اما واقعیت این است که شمال اسرائیل هنوز زیر آتش بی‌وقفه است.

وی پس از آتش‌بس با حزب‌الله در نوامبر ۲۰۲۴ ادعای فروپاشی حزب‌الله را کرد، اما کمتر از یک سال بعد حزب‌الله همچنان فعال است. نویسنده تأکید می کند که این حرفها برای تضعیف روحیه نیست، بلکه ریشه‌کنی ایران و حزب‌الله ضروری است. اما وعده پیروزی های مطلق و خلع سلاح حزب‌الله به ساکنان شمال اسرائیل تنها باعث سرخوردگی و شکست ملی می شود. اظهارات پرطمطراق به جای تقویت تاب‌آوری، به آن آسیب می زند.

وای نت نیوز در مقاله ای دیگر با عنوان «از حمایت خودکار تا خطر سیاسی؛ اسرائیل اکنون برای نامزدهای دموکرات آمریکا به یک بار اضافی تبدیل شده»، به تغییر بنیادین رویکرد حزب دموکرات آمریکا نسبت به اسرائیل در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ و انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ می پردازد. در این مقاله تصریح شده برخلاف گذشته که هر نامزد دموکراتی باید از اسرائیل حمایت می کرد، امروز تقریباً همه رهبران دموکرات برای موفقیت در انتخابات مقدماتی ناچارند مواضعی ضداسرائیلی اتخاذ کنند که تا همین اواخر غیرقابل تصور بود.

بر اساس نظرسنجی ان بی سی، ۶۷٪ دموکراتها با فلسطینی ها همذات‌پنداری می کنند و فقط ۱۳٪ دیدگاه مساعدی نسبت به اسرائیل دارند (در مقایسه با ۳۴٪ در سال ۲۰۲۳). حتی نامزدهای یهودی مانند جی.بی. پریتزکر و رام امانوئل از آیپک (لابی هوادار اسرائیل) فاصله گرفته و کمک خودکار به اسرائیل را رد کرده اند. الکساندریا اوکازیو-کرتز نیز با هرگونه کمک حتی برای تقویت سامانه گنبد آهنین مخالفت کرده است. تنها نامزدی که هنوز از اسرائیل حمایت قاطع دارد، جاش شاپیرو از پنسیلوانیا است.

به گفته نویسنده، جو بایدن احتمالاً آخرین رئیس‌جمهور صهیونیست آمریکا بود و اکنون اسرائیل برای نامزدهای دموکرات به یک «بار اضافی سیاسی» تبدیل شده است.

هاآرتص در تحلیلی با عنوان «اقتصاد یا پیروزی؛ هر راهی که ترامپ انتخاب کند، بهای سنگینی برای جنگ با ایران می پردازد»، می نویسد: دونالد ترامپ در سخنرانی اخیر خود نتوانست بازارها را آرام کند و قیمت نفت جهش کرد. او با اولتیماتومی به ایران روبروست که دو بار تمدید شده و به زودی منقضی می شود. گزینه‌های پیش روی ترامپ همگی نامطلوبند: عقب نشینی و پذیرش آتش‌بس به معنای پیروزی ایران است؛ تشدید جنگ با استقرار نیروهای ویژه آمریکا در خلیج فارس و تنگه هرمز، خطر درگیری طولانی و پرهزینه را افزایش می دهد.

متحدان ترامپ در اسرائیل و برخی کشورهای عربی خواستار ادامه جنگ تا سرنگونی نظام ایران هستند، اما کارشناسان میگویند تیم ترامپ فاقد تخصص کافی است و تناقض گوییهای او سردرگمی ایجاد کرده است. شکست در مدیریت بحران می تواند به تکرار سرنوشت دوره اول ترامپ (شکست در همه گیری کرونا) بیانجامد و به جایگاه او در انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر لطمه بزند. از نظر مالی، بحران جدی است: حق بیمه نفتکشها تا ۴۰ برابر افزایش یافته، ترافیک دریایی از مصر ۹۰٪ کاهش یافته و ۱۵٪ عرضه نفت جهان قطع شده است. ایران با بستن تنگه هرمز برگ برنده‌ای در دست دارد.

کد مطلب 6792509

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • IR ۲۲:۱۷ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۶
      0 0
      باید سلاح هسته‌ای داشته باشیم
    • IR ۲۲:۴۹ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۶
      0 0
      ایران ،نظام ایران ،موافق صلح فلسطین بوداینکه صلحی ببن اسرائیل فلسطین با میانجی گری کشورهای عربی اتفاق بیفتد ومشکل اسرائیل وفلسطین هم برطرف شود ایران کاری با امریکا نداشت وکاری هم به کشورهای عربی نداشت ودلیلی هم نداشت که داشته باشد ،ولی متاسفانه جنگی رخ داد و ایران ناچار به دفاع شدایران خواهان جنگ نبود
    • IR ۱۰:۵۱ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۷
      0 0
      ایران خواستار جنگ نبود ودنبال جنگ هم نبودو برای کاهش تنش میانجی گری ها وتلاشهای انجام شد ولی موفق نشدند ،در وسط مذاکرات به ایران حمله شد وفقط درعرض یک روز چندین نفر ترور وکشته شدندبرای چه هدفی ،وایران در این شرایط چاره ای جزء دفاع نداشت کی دوست داشت این جنگ اتفاق بیفته ،خوبه که کشورها عادلانه ومنصفانه قضاوت کنندوخودشون رو بگذارند جای ایران چیکار می کردند ،مردم ایران از خدا می خوان این جنگ به خوبی تمام بشه