خبرگزاری مهر، گروه فناوری: در این میان، هوش مصنوعی از یک ابزار فناورانه فراتر رفته و به بخشی از سازوکارهای تصمیمگیری، امنیت و حکمرانی سازمانی و ملی تبدیل میشود، روندی که مرز میان فناوری و سیاستگذاری را بهطور بیسابقهای کمرنگ میکند.
جهان در آستانه یک جهش فناورانه جدید
اگر سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ دوران ظهور هوش مصنوعی مولد(نوعی از هوش مصنوعی است که میتواند با یادگیری از دادههای موجود، محتوای جدید مانند متن، تصویر، صدا یا کد تولید کند.) بود، سال ۲۰۲۶ را میتوان آغاز عصر جهان مبتنی بر هوش مصنوعی و فوقمتصل دانست؛ عصری که در آن رقابت کشورها، شرکتها و سازمانها دیگر صرفاً بر سر دسترسی به فناوری نیست، بلکه بر سر توانایی طراحی، ترکیب و حکمرانی بر زیستبومهای هوشمند خواهد بود.
گزارش گارتنر با عنوان «۱۰ روند استراتژیک فناوری برای سال ۲۰۲۶» تصویری از آیندهای ارائه میدهد که در آن هوش مصنوعی به لایه بنیادین اقتصاد، امنیت، صنعت و حکمرانی تبدیل میشود. این گزارش تنها درباره فناوری نیست؛ بلکه درباره بازتعریف قدرت، مزیت رقابتی و تابآوری در عصر جدید است.
در این چشمانداز، سازمانهایی موفق خواهند بود که بتوانند همزمان سه مأموریت را انجام دهند: ساخت زیرساختهای هوشمند، ترکیب فناوریهای نوظهور و ایجاد اعتماد دیجیتال.
چرا این گزارش مهم است؟
این گزارش صرفاً یک مرور فناورانه نیست، بلکه نقشهای از بازآرایی قدرت در عصر هوش مصنوعی است. ۱۰ روند کلیدی گارتنر نشان میدهد که فناوریهای نوظهور در حال تبدیل شدن به زیرساخت تصمیمگیری، امنیت، اقتصاد و حکمرانی هستند. اهمیت این گزارش در آن است که به رهبران سازمانی و سیاستگذاران هشدار میدهد رقابت آینده نه بر سر ابزارهای دیجیتال، بلکه بر سر توانایی ساخت، ترکیب و حکمرانی بر زیست بومهای هوشمند خواهد بود.
سه نیرویی که آینده را شکل میدهند
گارتنر روندهای سال ۲۰۲۶ را در سه محور اصلی دستهبندی کرده است: معمار که بر ساخت زیرساختهای آماده برای عصر هوش مصنوعی تمرکز دارد؛ سنتزگر که به ترکیب فناوریهای مختلف برای خلق ارزشهای جدید میپردازد؛ و پیشگام که وظیفه حفاظت از اعتماد، امنیت و حاکمیت در دنیای دیجیتال را بر عهده دارد. این سه محور نشان میدهند که آینده صرفاً متعلق به شرکتهایی نیست که هوش مصنوعی را به کار میگیرند، بلکه متعلق به سازمانهایی است که بتوانند آن را در مقیاس بزرگ مدیریت و هدایت کنند.
معماران عصر جدید؛ زیرساختهایی برای اقتصاد هوشمند
۱. پایان عصر تیمهای بزرگ نرمافزاری
یکی از مهمترین پیشبینیهای گارتنر آن است که تا سال ۲۰۳۰ حدود ۸۰ درصد سازمانها تیمهای بزرگ توسعه نرمافزار را به تیمهای کوچک و توانمندشده توسط هوش مصنوعی تبدیل خواهند کرد.
پلتفرمهای توسعه بومی هوش مصنوعی اکنون قادرند بخش بزرگی از فرایند تولید نرمافزار را از طریق زبان طبیعی انجام دهند. نتیجه این تحول، کاهش هزینه، افزایش سرعت توسعه و تغییر بنیادین ساختار نیروی انسانی فناوری خواهد بود.
این روند یک سؤال اساسی را پیش روی مدیران قرار میدهد:
آیا در آینده مزیت رقابتی از تعداد برنامهنویسان ناشی میشود یا از کیفیت همکاری انسان و هوش مصنوعی؟
۲. رقابت جدید بر سر قدرت پردازش
همزمان با پیچیدهتر شدن مدلهای هوش مصنوعی، تقاضا برای قدرت محاسباتی به سرعت در حال افزایش است.
گارتنر پیشبینی میکند تا سال ۲۰۲۸ استفاده از معماریهای محاسباتی ترکیبی از ۸ درصد به ۴۰ درصد برسد.
ابررایانش هوش مصنوعی اکنون به همان اندازه که در قرن بیستم نفت برای اقتصاد حیاتی بود، برای اقتصاد دیجیتال اهمیت پیدا کرده است.
کشورها و شرکتهایی که به زیرساختهای پردازشی پیشرفته دسترسی نداشته باشند، ممکن است در رقابت جهانی هوش مصنوعی با شکاف فزایندهای مواجه شوند.
همچنین می توان گفت معمولاً هرچه سازمانها به سمت استفاده از خدمات عمومی ارائهدهندگان بزرگ ابر مانند AWS، Azure و Google Cloud حرکت کنند، مزایای فنی، مقیاسپذیری و نوآوری بیشتری به دست میآورند؛ اما در مقابل ریسکهای ژئوپلیتیکی، وابستگی راهبردی، مخاطرات حاکمیت داده و محدودیتهای ناشی از تحریمها و مقررات فرامرزی نیز افزایش مییابد.
در مقابل، استقرار در مراکز داده داخلی یا ملی، اگرچه مزایای کمتری از منظر چابکی و مقیاسپذیری دارد، اما وابستگی ژئوپلیتیکی را کاهش میدهد.
۳. حریم خصوصی به میدان نبرد جدید تبدیل میشود
در حالی که سازمانها حجم عظیمی از دادههای حساس را برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی استفاده میکنند، نگرانیهای مربوط به حریم خصوصی و مالکیت دادهها به سرعت در حال افزایش است.
محاسبات محرمانه پاسخی به این نگرانی است.
این فناوری حتی در زمان پردازش داده نیز از اطلاعات محافظت میکند؛ قابلیتی که برای دولتها، صنایع دفاعی، بانکها و بخش سلامت اهمیت حیاتی دارد.
گارتنر پیشبینی میکند تا سال ۲۰۲۹ حدود ۷۵ درصد پردازشها در زیرساختهای غیرقابل اعتماد با استفاده از این فناوری محافظت شوند.
ظهور زیستبومهای هوشمند
۴. از هوش مصنوعی منفرد تا تیمهای هوشمند دیجیتال
امروزه بیشتر سامانههای هوش مصنوعی بر یک مدل واحد متکی هستند.
اما نسل جدید بر پایه «سیستمهای چندعاملی» شکل میگیرد؛ شبکهای از عاملهای هوشمند که هر یک مسئول وظیفهای مشخص هستند.
رشد ۱.۴۴۵ درصدی تقاضا برای این فناوری طی تنها یک سال نشان میدهد سازمانها به دنبال ساخت همکاران دیجیتال هستند، نه صرفاً ابزارهای هوشمند.
در چنین محیطی، آینده کار نه همکاری انسان با یک هوش مصنوعی، بلکه همکاری انسان با مجموعهای از ایجنتهای تخصصی خواهد بود.
۵. پایان سلطه مدلهای عمومی
در سالهای گذشته مدلهای عمومی مانند ChatGPT، Gemini و Claude توجه بازار را جلب کردند.
اما گارتنر معتقد است آینده متعلق به مدلهای زبانی تخصصی است.
این مدلها برای صنایع خاص مانند بانکداری، پزشکی، انرژی، حقوق و دفاع آموزش میبینند و دقت بسیار بیشتری ارائه میکنند.
تا سال ۲۰۲۸ بیش از ۶۰ درصد هوش مصنوعی مولد سازمانی از مدلهای دامنهمحور(مدلهای دامنهمحور مدلهای هوش مصنوعی هستند که بهطور ویژه با دادهها و نیازهای یک صنعت یا حوزه مشخص آموزش دیدهاند تا دقت و کارایی بالاتری در همان حوزه ارائه دهند.) استفاده خواهد کرد.
این تحول به معنای گذار از هوش مصنوعی برای همه به هوش مصنوعی برای هر صنعت است.
۶. ورود هوش مصنوعی به جهان فیزیکی
یکی از هیجانانگیزترین روندهای سال ۲۰۲۶، ظهور هوش مصنوعی فیزیکی است.
در این مرحله، هوش مصنوعی از صفحه نمایش خارج میشود و وارد کارخانهها، انبارها، پهپادها، خودروها و رباتها میشود.
گارتنر پیشبینی میکند تا سال ۲۰۲۸ حدود ۸۰ درصد انبارهای جهان از رباتیک یا اتوماسیون پیشرفته استفاده کنند.
این تحول میتواند بهرهوری جهانی را افزایش دهد، اما همزمان پرسشهای مهمی درباره آینده اشتغال، مهارتهای نیروی کار و مسئولیتپذیری ماشینها ایجاد میکند.
اعتماد؛ مهمترین دارایی عصر هوش مصنوعی
۷. امنیت سایبری از حالت دفاعی خارج میشود
در دنیایی که حملات سایبری مبتنی بر هوش مصنوعی به سرعت در حال گسترش هستند، مدلهای سنتی امنیت دیگر کافی نیستند.
گارتنر پیشبینی میکند تا سال ۲۰۳۰ نیمی از هزینههای نرمافزارهای امنیتی به راهکارهای پیشدستانه اختصاص یابد.
هدف، دیگر تنها تشخیص حمله نیست؛ بلکه پیشبینی و خنثیسازی آن پیش از وقوع است.
این تحول میتواند صنعت امنیت سایبری را دگرگون کند و به یکی از بزرگترین بازارهای فناوری دهه آینده تبدیل شود.
۸. بحران اعتماد و ظهور اصالت دیجیتال
با گسترش دیپفیکها(محتوای صوتی، تصویری یا ویدیویی جعلی هستند که با استفاده از هوش مصنوعی تولید میشوند و میتوانند واقعگرایانه به نظر برسند. )و محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی، تشخیص حقیقت از جعل به چالشی جهانی تبدیل شده است.
اصالت دیجیتال به سازمانها کمک میکند منشأ دادهها، نرمافزارها و محتوا را اثبات کنند.
در آینده نزدیک، همانگونه که کالاها دارای گواهی اصالت هستند، محتوای دیجیتال نیز نیازمند گواهی منشأ خواهد بود.
این موضوع نهتنها یک مسئله فناورانه، بلکه یک ضرورت اجتماعی و سیاسی است.
۹. امنیت ویژه برای هوش مصنوعی
هوش مصنوعی اکنون خود به یک سطح حمله جدید تبدیل شده است.
از تزریق دستورات مخرب گرفته تا ایجنتهای سرکش و نشت دادهها، تهدیدهای جدیدی ظهور کردهاند که ابزارهای امنیتی سنتی قادر به مقابله کامل با آنها نیستند.
به همین دلیل گارتنر ظهور پلتفرمهای امنیتی اختصاصی هوش مصنوعی را یکی از روندهای کلیدی آینده میداند.
این بازار در سالهای آینده احتمالاً به یکی از پررشدترین حوزههای سرمایهگذاری فناوری تبدیل خواهد شد.
۱۰. بازگشت ژئوپلیتیک به قلب فناوری
شاید مهمترین روند راهبردی گزارش، بومیسازی جغرافیایی باشد.
در سالهای اخیر شرکتها برای بهرهگیری از مزایای ابرهای جهانی به سمت تمرکزگرایی حرکت کرده بودند؛ اما اکنون تنشهای ژئوپلیتیکی، تحریمها، مقررات حاکمیتی و نگرانیهای امنیتی این مسیر را تغییر داده است.
گارتنر پیشبینی میکند تا سال ۲۰۳۰ حدود ۷۵ درصد شرکتها بخشی از بارهای کاری خود را به زیرساختهای محلی یا حاکمیتی منتقل کنند.
این روند نشان میدهد رقابت فناوری در آینده بیش از پیش با امنیت ملی، سیاست خارجی و حاکمیت داده گره خواهد خورد.
جمعبندی: جهان پس از ۲۰۲۶
پیام اصلی گزارش گارتنر روشن است:
رقابت آینده صرفاً بر سر داشتن هوش مصنوعی نیست؛ بلکه بر سر توانایی ساخت زیرساختهای هوشمند، ترکیب فناوریهای مختلف و ایجاد اعتماد در مقیاس جهانی است.
ده روند معرفیشده، تصویری از جهانی ارائه میکنند که در آن مرز میان فناوری، اقتصاد، امنیت و ژئوپلیتیک بیش از هر زمان دیگری کمرنگ شده است.
برندگان این دوره جدید نه لزوماً بزرگترین سازمانها، بلکه چابکترین و آیندهنگرترین بازیگران خواهند بود؛ سازمانهایی که از امروز برای جهان مبتنی بر هوش مصنوعی، فوقمتصل و مبتنی بر اعتماد آماده میشوند.
پرسش کلیدی این است:
در سال ۲۰۳۰، آیا سازمانها از هوش مصنوعی استفاده خواهند کرد، یا هوش مصنوعی زیرساخت اصلی اداره سازمانها خواهد بود؟
محسن محمدی، پژوهشگر حوزه حکمرانی


نظر شما