۱۳ تیر ۱۴۰۵، ۰:۳۶

هر اشک یک قصه - ۴

چند قدم تا وداع

چند قدم تا وداع

انگار امشب در مصلی اندوه میان همه تقسیم شده است؛ تنها شکل بروز آن از چهره‌ای به چهره دیگر فرق می‌کند.

خبرگزاری مهر - مجله مهر: گاهی آن‌هایی که برای حفظ آرامش مردم ایستاده‌اند و مسئولیت خدمت، مجال بروز احساس را از آنان گرفته، خودشان نیز در برابر سنگینی و عظمت لحظه «وداع» با عزیزترینشان تاب نمی‌آورند؛ اشک، بی‌آنکه اجازه بگیرد، از پشت روزها و ماه‌ها خویشتنداری عبور می‌کند.

میان رفت‌وآمد نیروهای امدادی و نظمی که بی‌وقفه جریان دارد، یکی از نیروهای هلال‌احمر چند قدم به سمت جایگاه وداع برمی‌دارد. نگاهش به دنبال آقای شهید عمیق می‌ماند؛ نگاهی که نمی‌خواهد آخرین بدرقه رهبرش را از دست بدهد. انگار دلش می‌خواهد پیش از آنکه دوباره میان جمعیت و مأموریتش گم شود، یک بار دیگر رهبر عزیزش را ببیند؛ همان ابرمردی که حالا باید برای همیشه با او خداحافظی کند. دست‌هایش روی زانو می‌نشیند و قامتش آرام خم می‌شود؛ گویی بغضی که ساعت‌ها پشت چهره آرامش پنهان مانده بود، دیگر تاب ماندن ندارد.

اما این چند ثانیه، فقط حال و هوای این امدادگر نیست؛ روایتی است از حال مشترک بسیاری از حاضران امشب در مصلی؛ جایی که برای وداع با رهبر شهیدشان آمده‌اند. هر شخص به شیوه خودش با این اندوه روبه‌رو می‌شود؛ یکی اشکش را پنهان می‌کند، یکی پس از ساعت‌ها بغضش می‌شکند، یکی در سکوت خیره می‌ماند و دیگری، با همان دل داغدار، دوباره به خدمت ادامه می‌دهد. انگار امشب اندوه میان همه تقسیم شده است؛ تنها شکل بروز آن از چهره‌ای به چهره دیگر فرق می‌کند.

کد مطلب 6878585

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha