فاطمه زهرا اللهدوست، خبرنگار اعزامی سیستان و بلوچستان به مراسم تدفین رهبر شهید، در گفتوگو با خبرنگار مهر، از روزی روایت میکند که به گفته او، «مشهد نفسش را برای یک وداع بزرگ در سینه حبس کرده بود.»
آنچه در ادامه میخوانید، روایت این خبرنگار از حالوهوای مراسم تدفین رهبر شهید در جوار حرم مطهر امام رضا(ع) است.
همه آمده بودند تا در این لحظه تاریخی سهیم باشند
اللهدوست درباره نخستین تصویری که با ورود به مشهد در ذهنش نقش بست، گفت: از همان لحظهای که وارد خیابانهای اطراف حرم شدم، موج عظیم جمعیت بیش از هر چیز توجهم را جلب کرد. مردم آرام و باوقار به سمت محل مراسم حرکت میکردند؛ هر چهره روایتگر احساسی متفاوت بود.
وی افزود: یکی با چشمانی اشکبار آمده بود، دیگری پرچمی در دست داشت و عدهای نیز زیر لب دعا میخواندند. همه آمده بودند تا در این لحظه تاریخی سهیم باشند. فضای شهر به گونهای بود که گویی مشهد برای وداعی بزرگ، نفس خود را در سینه حبس کرده است.
هیچ تصویری عمق این اندوه را روایت نمیکرد
خبرنگار اعزامی سیستان و بلوچستان ادامه داد: صدای صلوات، نوای عزاداری و نگاههای سرشار از اندوه مردم، فضای معنوی کمنظیری را ایجاد کرده بود؛ حالوهوایی که تنها با حضور در میان آن جمعیت میشد آن را لمس کرد و هیچ عکس یا گزارشی قادر نبود عمق آن را بهطور کامل روایت کند.
به گفته وی، در آن لحظات، غم و ارادت در کنار یکدیگر معنا پیدا کرده بود و هر گوشه از شهر، تصویری از دلدادگی مردم را به نمایش میگذاشت.
مردم برای آخرین سلام ساعتها در انتظار ایستاده بودند
اللهدوست با اشاره به فضای حرم مطهر امام رضا(ع) اظهار کرد: در صحنها و رواقهای حرم، ترکیبی از دلتنگی، عشق و ارادت موج میزد. مردم ساعتها در انتظار ایستاده بودند تا آخرین سلام و ادای احترام خود را به رهبر شهید تقدیم کنند.
وی گفت: نگاهها همه به یک سو بود؛ انگار هیچکس نمیخواست لحظه وداع به پایان برسد و هرکس تلاش میکرد آخرین حضور خود را در این بدرقه تاریخی ثبت کند.
روایتی که در ذهن تاریخ باقی میماند
این خبرنگار در پایان خاطرنشان کرد: برای من، این حضور فقط یک مأموریت خبری یا ثبت یک رویداد نبود؛ بلکه تجربهای عمیق از همدلی، وحدت و ارادت مردمی بود که در کنار یکدیگر، صحنهای ماندگار از احترام و وداع را رقم زدند؛ روایتی که بیتردید تا سالها در ذهن و قلب همه حاضران باقی خواهد ماند.


نظر شما