به گزارش خبرنگار مهر، این روزها فرصت مغتنمی است تا ما اهالی رسانه درنگی کنیم و نقشهراهی برای مسیر حرفهای و رسالت سنگین خود بچینیم. در این میان، چه معیاری روشنتر و الهامبخشتر از بیانات رهبر شهید انقلاب؛ شخصیتی که خود در راه حق و حقیقت جان فدا کرد و همواره نگاهی راهبردی، مشفقانه و هدایتگر به عرصه خطیر رسانه داشت. سطور پیشرو، بازخوانی همین نگاه و تلاشی برای استخراج اصولی است که میتواند چراغ راه و قطبنمای حرکت ما در تلاطمهای رسانهای و نبرد روایتهای امروز باشد.
آگاهیبخشی؛ رسالت بنیادین و حیاتی مطبوعات
در نگاه رهبر شهید انقلاب، مطبوعات و در راس این نهاد، خبرنگاران، شریانی حیاتی برای کالبد جامعه هستند. حکایت حضور رسانهها در یک نظام مردمی، حکایت نیاز به آب و هواست. ایشان دههها پیش در بیاناتی، جایگاه مطبوعات را اینگونه روایت میکنند: «ما معتقدیم که مطبوعات برای نظام جمهوری اسلامی، یک مقوله تجمّلاتی و تشریفاتی نیست… هر چه مردم بیشتر آگاه باشند، نظام جمهوری اسلامی، بیشتر سود میبرد. بنابراین، این نظام، به آگاه سازی مردم نیازمند است.» (۱۳۷۵/۰۲/۱۳)
در این مسیر و از دید ایشان، رسانهها سه وظیفه عمده را بر دوش میکشند که شالوده کار حرفهای آنان را شکل میدهد: «وظیفه نقد و نظارت، وظیفه اطّلاع رسانی صادقانه و شفّاف، وظیفه طرح و تبادل آراء و افکار در جامعه.» (۱۳۷۹/۱۲/۰۹). این بیانات روشن میکند که آزادی قلم، مادامی که مایه رشد ملت باشد و در طریق سلامت گام بردارد، یک ارزش بنیادین است که به نفع کلیت جامعه حرکت میکند.
نگذارید مردم ناامید شوند؛ توصیهای که ۲۰ سال تکرار شد
شاید بتوان گفت محوریترین نکتهای که در نقشه راه آقای شهید برای اصحاب رسانه به چشم میخورد، ایستادگی در برابر امواج یأسآفرین و تلاش برای روشن نگه داشتن چراغ امید در دل جامعه است. چراکه در کارزار امروز، دشمن بیش از آنکه به دنبال تسخیر خاک باشد، به دنبال تسخیر ذهنهاست.
ایشان در یکی از آخرین دیدارهایشان با هیئت دولت در سال ۱۴۰۴ این موضوع را صراحتاً و به معنایی عام مورد تاکید قرار دادند: «ما ضعف داریم، نقص داریم، کمبود داریم؛ کدام کشور ندارد؟ لکن قوّتهایی داریم، تواناییهایی داریم، کارهایی شده، تلاشهایی شده؛ اینها را روایت کنیم و به مردم بگوییم. هم مطبوعات در این زمینه مسئولند، هم صداوسیما مسئول است، و بیش از همه خود مسئولان دولتی مسئولند که وقتی جلوی مردم پشت آن بلندگو قرار میگیرند، راوی ضعف و ناتوانی و ناامیدی و مانند اینها نباشند.»
دو سال قبلتر نیز ایشان در دیدار دیگری همین نکته را متذکر شدند: «یک توصیهی مهمّ من به همهی کسانی که توانایی سخن گفتن با مردم را دارند و رسانه در اختیارشان است، چه در فضای مجازی، چه در مطبوعات، چه در صدا و سیما، امیدآفرینی است. دشمن سعی میکند جوانهای ما را ناامید کند؛ ما باید متقابلاً امیدآفرینی کنیم.»(بیانات در اجتماع زائران حرم مطهر رضوی در تاریخ ۱۴۰۲/۰۱/۰۱)
برای ردیابی توصیههایی با این مضمون عقبتر و عقبتر رفتیم تا رسیدیم به سال ۱۳۸۷، زمانی که هنوز طرح عملیاتی دشمن برای ایجاد فتنههایی از جنس ناامیدی و شکاف هنوز به ناآرامیهای سال ۱۳۸۸ ختم نشده بود؛«دستگاههای تبلیغاتی هم، چه صداوسیما، چه مطبوعات، چه این وبگاههای فضای مجازی، بذر ناامیدی نپاشند در مردم؛ جوری حرف نزنند که یک عدّهای را ناامید کنند از اسلام؛ نه، حالا میخواهند انتقاد هم بکنند، انتقاد کنند؛ بنده با انتقاد منطقی مخالف نیستم، منتها ناامید نکنند مردم را. گاهی در یک روزنامهای، در یک برنامه تلویزیونیای، یا در یک برنامهی رادیویی، جوری حرف زده میشود که آدم میبیند «عجب! مثل اینکه همهی درها بسته است»؛ خب اینجور نیست؛ درها بسته نیست؛ چرا اینجوری بگویند؟ این را بدانید؛ بدانید مطمئنّاً ملّت ایران و انقلاب عزیز اسلامی و نظام جمهوری اسلامی همچنانکه از مراحلِ سختِ دیگری گذشته است، از این مراحل که از آنها آسانتر است براحتی انشاءالله خواهد گذشت.»
جهاد تبیین؛ پادزهر پروپاگاندا و محاصره تبلیغاتی
در دنیایی که وارونهنمایی حقایق به راهبرد اصلی دشمن برای تصرف اذهان مردم تبدیل شده، سکوت رسانهای یا حرکت منفعلانه اصحاب رسانه، بازی در زمین حریف است. درست در همین بزنگاه، کلمهای کلیدی در دستگاه فکری شهید آیتالله خامنهای متولد میشود: جهاد تبیین.
روایت رهبر شهید انقلاب از این رویارویی، بسیار دقیق است: «دشمن در رأس نقشههایش تبلیغات است؛ به قول خودشان پروپاگاندا است. علاجِ پروپاگاندا، تبیین است، تبیین حقیقت از زبانهای مختلف… وسوسهای را که روی آن جوان یا نوجوان اثر میگذارد… باتوم که نمیتواند برطرف کند،؛ آن وسوسه را تبیین میتواند برطرف کند.» (۱۴۰۱/۱۰/۱۹)
این حرکت روشنگرانه، خنثیکنندهی توطئهای است که هدفش دچار ابهام نگه داشتنِ افکار و رها کردن اذهان مردم و بخصوص جوانها است (۱۴۰۰/۰۷/۰۵). خبرنگار در این عرصه، افسر جنگ نرمی است که موظف است نهال امید به آینده را پرورش دهد و به عنوان «نخستین و ریشهایترین جهاد»، ترس و نومیدی را از جامعه براند (۱۳۹۷/۱۱/۲۲).
مرز باریک نقد منصفانه و سیاهنمایی
یکی از ظریفترین بخشهای این نقشه راه، نحوه مواجهه با ضعفها و بیان انتقادات است. خبرنگار به عنوان چشم بیدار جامعه باید منتقد باشد، اما مرز میان نقد و تخریب کجاست؟
رهبر شهید انقلاب ضمن تایید ضرورت انتقاد منطقی، از یکسونگری انتقاد میکردند: «در رسانهها و غیررسانهها مرتباً منفیبافی میشود… خب، اگر فرض بفرمائید یک واحد تولیدی دچار یک اشکالی میشود و شما میخواهید به عنوان یک نگاه واقعبینانه آن را بیان کنید، بسیار خوب، در کنارش مثلاً دو تا واحد تولیدی هم ایجاد شده. اگر این نقطه مثبت را بیان کنیم، یک جور مسائل کشور را میفهمیم… اگر فقط نقاط منفی را مشاهده کنیم… طبعاً واقعبینی نیست؛ این برآورد درستی از اوضاع کشور به ما نخواهد داد؛ منجر به ناامیدی میشود.» (۱۳۹۰/۰۵/۱۶).
در این مسیر، کارهایی مانند هوچیگری رسانهای که اعتماد به نفس ملی را هدف میگیرد، به شدت نفی شده است: «انسان جایزالخطاست… کسانی هم که خطای طرف مقابل را میبینند، باید دلسوزی کنند… اما هوچیگری کردن، مردم را دلسرد کردن، اعتماد به نفس مردم را شکستن، آنها را ناامید کردن نسبت به آینده، هیچ روا نیست.» (۱۳۸۶/۱۰/۱۳).
اخلاق رسانهای؛ پاسداری از حسنظن و پرهیز از شایعهپراکنی
در نهایت، کالبد رسانه بدون روح اخلاق، ابزاری ویرانگر خواهد بود. در فضایی که رسانههای جدید و شبکههای مجازی بستر اظهارنظرهای بیمحابا را فراهم کردهاند، مقید بودن به اخلاق حرفهای، یک ضرورت غیرقابل انکار است (۱۳۹۱/۰۱/۰۱)
خبرنگار متعهد در این نقشه راه، از متهم کردن بیاساس دیگران و اشاعه سوءظن پرهیز میکند. رهبر انقلاب با استناد به آیات قرآن کریم، نسبت به رواج تهمت و گمان سوء هشدار میدهند:«فضای جامعه را فضای برادری، مهربانی، حسن ظن قرار بدهیم. من هیچ موافق نیستم با اینکه فضای جامعه را فضای سوءظن و فضای بدگمانی قرار بدهیم… اینکه متأسفانه باب شده که روزنامه و رسانه و دستگاههای گوناگون ارتباطی… روشی را در پیش گرفتهاند برای متهم کردن یکدیگر… فضای زندگی ما را ظلمانی میکند.» (۱۳۸۸/۰۶/۲۹)
ایشان صراحتاً تاکید میکردند که تا زمانی که جرمی از طرق قانونی ثابت نشده است، رسانهها حق ندارند آبروی افراد را دستمایه گمانهزنی قرار دهند و هتک حرمت کنند. (۱۳۸۸/۰۶/۲۹ و ۱۳۸۹/۱۰/۰۷)


نظر شما