خبرگزاربی مهر، گروه استان ها- هما اکبری: در روزهای منتهی به پایان ماه صفر، بافت کهن روستای ماشک تهرانچی رنگ و بویی دیگر به خود میگیرد؛ کوچه پس کوچههای این روستای تاریخی در آستانه اشرفیه، با نصب پرچم های سیاه و سبز، فضایی معنوی و ملکوتی پیدا میکند و صدای ذکر یا حسین(ع) و یا رضا(ع) زائران، جایگزین سکوت همیشگی میشود.
بقعه امامزاده آقا سیداحمد یمنی، که خود یادگاری از اعصار گذشته است، در این ایام قلب تپنده روستاست؛ جایی که ارادت، همبستگی و ایثار در هم تنیده میشوند.
اهالی ماشک تهرانچی، آیین سنتی «علم واچینی» را میراثی گرانبها از گذشتگان خود میدانند و بر این باورند که تداوم این رسم کهن، نه تنها هویت آنها را حفظ کرده، بلکه برکت و آرامش را به زندگی و معیشتشان هدیه داده است.
آنها معتقدند این آیین، تنها یک مراسم مذهبی نیست؛ بلکه نمایش زندهای از فرهنگ، ایمان و همدلی است که در طول دو قرن، از سینهای به سینهای دیگر منتقل شده و امروز، نسل جوان نیز با شور و شوقی وصفناپذیر، آن را پاس میدارند.
نیمقرن نذری «میرعباسی»؛ پیرغلامی که خستگی نمیشناسد
در میان هیاهوی آماده سازی برای میزبانی زائران، چهرهای آشنا بیش از همه میدرخشد؛ سید محمود میرعباسی، پیرغلام ۸۴ ساله روستا، که نیمقرن از عمر پربرکت خود را وقف طبخ و توزیع نذری در این ایام کرده است.
او که در میان اهالی به «پیرِ نذریها» شهرت دارد، با کولهباری از خاطرات، در گفتگویی با خبرنگار مهر، از روزهایی گفت که جوان بود و نخستین دیگ نذری را بر آتش نهاد و امروز، با وجود کهولت سن، همچنان پای کار ایستاده است.

میرعباسی اظهار کرد: در تمام این ۵۰ سال، هیچگاه پرچم خدمت را زمین نگذاشتهام. از همان روز اول که دستبهکار شدم، با خود عهد کردم که تا جان در بدن دارم، از سفره اهلبیت(ع) کم نگذارم. این کار برای من فقط یک عادت یا رسوم کهن نیست؛ یک وظیفه است، یک معامله پرسود با خداوند که سودش را در همین دنیا هم میبینم.
وی با اشاره به برکات فراوانی که در سایه این خدمت نصیبش شده است، افزود: هر چه امروز دارم، مزرعهای که گسترش یافته، خانوادهای که در آرامش است و دلهایی که به من محبت دارند، همه و همه عنایت اهلبیت(ع) به همین نذریهای ساده است. من نهتنها خودم را وقف این راه کردهام، بلکه فرزندان و نوادگانم را نیز با خود همراه ساختهام تا این مشعل فروزان، نسلبهنسل منتقل شود و هیچگاه خاموشی نگیرد.
میرعباسی گفت: در روزهای منتهی به پایان صفر، درب خانه ما به روی همه باز است؛ کوچک و بزرگ، آشنا و غریب، همه میدانند که سفره میرعباسی، سفره اهلبیت(ع) است و هیچکس از آن ناامید برنمیگردد.

مراسم «علم واچینی»؛ از برچیدن علم عزا تا اهتزاز پرچم سبز
سید محمد میرحسینی، یکی از متولیان قدیمی بقعه امامزاده آقا سیداحمد یمنی، نیز در گفتگو با خبرنگار مهر، به تشریح جزئیات آیین «علمواچینی» پرداخت و گفت: این آیین که ریشهای ۲۰۰ ساله در تاریخ این منطقه دارد، هر سال در روزهای پایانی ماه صفر و همزمان با ایام سوگواری رحلت پیامبر اکرم(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) و امام رضا(ع)، با شکوهی خاص برگزار میشود.
وی افزود: پس از اتمام مراسم عزاداری و اقامه نمازهای ظهر و عصر در جوار این امامزاده واجبالتعظیم، علم عزا که طی این روزها نماد سوگواری بوده، با آداب و احترام خاصی برچیده میشود و در گوشهای از قلعه تاریخی آقاسید احمد یمنی قرار میگیرد تا سالی دیگر، در چنین ایامی، بار دیگر برافراشته شود.
میرحسینی با اشاره به نمادهای این آیین، تصریح کرد: در پایان این مراسم، پرچم سپاه (پرچم سیاه یا سفید نشاندهنده عزاداری) که بر فراز گنبد این بقعه متبرکه نصب شده بود، بهآرامی پایین آورده میشود و در جای آن، پرچم سبز، که نماد امامت، حیات و امید است، اهتزاز مییابد. این تغییر پرچم، پیامی روشن دارد؛ پایان یک دوره سوگ و آغاز زندگی با امید به ظهور و آرامش.
وی در ادامه با اشاره به حضور گسترده مهمانان و زائران در این مراسم، خاطرنشان کرد: در طول برگزاری آیین علمواچینی، همه زائرانی که از راههای دور و نزدیک خود را به این روستا رساندهاند، به رسم مهماننوازی گیلانی، توسط اهالی روستا با نذریهای گرم و سنتی پذیرایی میشوند تا خاطرهای خوش و ماندگار از این سفر معنوی برایشان رقم بخورد.

ارادتی که در «جنگ» سختیها قد علم میکند
مجتبی میرحسینی یکی از جوانان برگزار کننده روستا در گفتگو با خبرنگار مهر، با صراحت از شرایط اقتصادی روزگار سخن گفت و اینکه چگونه تورم و گرانی نتوانسته است چراغ این مراسم را خاموش کند.
وی ادامه داد: برخی ممکن است تصور کنند در این روزگار که قیمتها سر به فلک کشیده و سفرهها کوچکتر شده است، از رنگ و بوی چنین مراسمی کاسته میشود. اما با کمال تعجب، باید بگویم که ارادت مردم به اهلبیت(ع) نهتنها کم نشده، بلکه با قوتی بیشتر و عشقی وصفناپذیرتر، در میدان عمل خودنمایی میکند. مردم ما، حتی در سختترین شرایط معیشتی، از نذر و نیاز و میزبانی دریغ نمیورزند و نمیگذارند که این سفرهی برکت، بیرونق بماند.
میرحسینی با اشاره به اینکه تلاش برای میزبانی از زائران امامزاده، بزرگترین مایه افتخار و مباهات اهالی ماشک است، افزود: مردم این روستا با تمام وجود، برای این میزبانی ایستادهاند و در واقع، در یک «جنگ» نابرابر اقتصادی، مقاومت میکنند تا دشمن نتواند بر روحیه آنها غلبه کند. هر خانوادهای با توجه به وسع خود، نقشی در این مهم دارد؛ یکی نذری میدهد، دیگری در پخت و پز کمک میکند، آن یکی فضای منزلش را برای اسکان زائران آماده میکند و این همبستگی، سرمایهای عظیم است که در بحرانهای معیشتی، آنها را همچنان پای کار و سرپا نگه داشته است.
وی گفت: مقاومت ما، در تکتک این اقدامات کوچک و بزرگ معنا پیدا میکند. میخواهیم نشان دهیم که عشق به اهلبیت(ع)، از هر تورمی و گرانیای بزرگتر است و تا زمانی که این عشق در دلها زنده است، این آیینها نیز زنده خواهند ماند.
خانوادهها؛ حلقههای زنجیر محکم سنت و نسل نو
مشارکت در آیین علمواچینی روستای ماشک تهرانچی، هرگز به یک فرد یا یک گروه خاص محدود نمیشود. اینجا، همه پای کارند. از پیران سالخوردهای که سالها تجربه در سینه دارند تا کودکان کوچکی که تازه قدم در راه نهادهاند؛ از عروسهای تازهواردی که با شوق، در کنار مادرشوهرهای خود به تهیه نذری مشغولند تا دامادهایی که بار سنگین برپایی خیمهها و علمها را بر دوش میکشند.
این اتحاد و همبستگی که در بافت صمیمی و کَهنِ روستا ریشه دارد، جلوهای بینظیر و کمنظیر از ارادت خالصانه را به نمایش میگذارد. اهالی معتقدند که هر یک از اعضای خانواده، نقشی بیبدیل در زنده نگه داشتن این میراث دارد. مادران و مادربزرگها، دستور پخت غذاهای سنتی را به نسل جوان میآموزند و پدران و پدربزرگها، داستانهای آیینهای گذشته را برای فرزندان روایت میکنند تا هویت و اصالت، در لابهلای شور و حال مراسم، به نسلهای بعد منتقل شود.
این مشارکت گسترده و نسلی، در واقع رمز بقای یک سنت دویستساله است. آنها نشان میدهند که عشق به ائمه اطهار(ع)، نه تنها یک باور قلبی که یک موتور محرکِ اجتماعی است و میتواند در سختترین شرایط، همبستگی و امید را به یک جامعه تزریق کند.
روستایی که خادم بیادعا ماند
در پایان این روزهای پرفراز و نشیب و سرشار از عاطفه، آنچه در اذهان زائران و حتی ناظران این آیین باشکوه باقی میماند، نه فقط طعم خوش نذریهای محلی یا دیدن پرچمهایی که رنگ عوض میکنند، بلکه نمایش زندهی همبستگی، ایمان و ایثار مردمی است که در دل یک روستای گیلانی، دور از هیاهوی رسانههای جمعی، اما با صلابت و استواری تمام، همچنان مشتاقانه در مسیر خدمت به اهلبیت(ع) گام برمیدارند.
ماشک تهرانچی در این روزها، بار دیگر اثبات کرد که سنتهای دیرین، اگر با عشق و ایمان همراه باشند، هرگز رنگ فراموشی نمیگیرند و این روستای کهن، همچنان به عنوان یک خادمِ بیادعا و مخلص برای اهلبیت(ع) خواهد درخشید و نام خود را در تاریخ ارادتمندان این سرزمین، به نیکی ثبت خواهد کرد.


نظر شما