۳۱ مرداد ۱۴۰۵، ۱۱:۵۷

آقای وزیر؛ بیمار با سیاست درمان نمی‌شود!

آقای وزیر؛ بیمار با سیاست درمان نمی‌شود!

سخنان اخیر وزیر بهداشت درباره تحولات سیاسی و ضرورت تغییر مسیر کشور در دوره پساجنگ، در حالی مطرح می‌شود که مردم و همچنان با مجموعه‌ای از مشکلات قدیمی و انباشته دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

گروه سلامت خبرگزاری مهر - محمد رضازاده: سخنان اخیر وزیر بهداشت در مجمع عمومی انجمن اسلامی جامعه پزشکی، بیش از آنکه درباره مسائل جاری نظام سلامت باشد، بخش قابل توجهی از خود را به تحولات سیاسی، ضرورت تغییر مسیر در دوره پساجنگ، حمایت از برخی چهره‌های سیاسی و نقد عملکرد رسانه ملی اختصاص داده است.

تردیدی نیست که وزیر بهداشت، مانند هر شهروند دیگری، حق دارد درباره مسائل سیاسی و اجتماعی کشور اظهارنظر کند. اما مسئله اینجاست که وزیر بهداشت پیش از هر عنوان و جایگاه دیگری، مسئول سیاست‌گذاری و اداره یکی از حیاتی‌ترین بخش‌های زندگی مردم است؛ بخشی که مستقیماً با جان، سلامت و معیشت میلیون‌ها ایرانی ارتباط دارد.

از همین منظر، شاید بد نباشد در کنار مباحث سیاسی مطرح‌شده، یک سؤال ساده اما جدی از وزیر بهداشت پرسیده شود: وضعیت نظام سلامت پیش از جنگ چگونه بود و امروز، چه تغییری کرده است؟

این پرسش را نمی‌توان نادیده گرفت؛ زیرا بسیاری از مشکلاتی که امروز مردم و کارکنان نظام سلامت با آن مواجه‌اند، اساساً محصول جنگ نیستند. بخش مهمی از این مشکلات، پیش از آغاز جنگ نیز وجود داشتند و سال‌ها درباره آنها هشدار داده شده بود.

دارو؛ هزینه‌ای که مستقیماً از جیب مردم پرداخت می‌شود

یکی از مهم‌ترین مسائل نظام سلامت، وضعیت دارو و هزینه تأمین آن برای مردم است.

برای بیماری که هر ماه نیازمند مصرف چند قلم دارو است، افزایش قیمت دارو صرفاً یک عدد در جدول قیمت‌ها نیست؛ این افزایش مستقیماً به سبد هزینه خانوار منتقل می‌شود. برای خانواده‌ای که همزمان با اجاره، مسکن، مواد غذایی، آموزش و سایر هزینه‌های زندگی مواجه است، هزینه درمان می‌تواند به نقطه‌ای برسد که بیمار میان «درمان کردن» و «تحمل کردن بیماری» مجبور به انتخاب شود.

البته در این میان باید میان قیمت اسمی دارو، سهم بیمه، میزان پوشش بیمه‌ای و پرداخت واقعی از جیب بیمار تفکیک قائل شد. اما آنچه برای مردم اهمیت دارد، در نهایت یک چیز است: در روز مراجعه به داروخانه، چه میزان از درآمد خانوار باید صرف درمان شود؟

اگر سیاست‌های دارویی کشور توانسته‌اند هزینه پرداختی مردم را کنترل کنند، وزارت بهداشت باید با ارائه آمار شفاف، این موفقیت را برای افکار عمومی توضیح دهد. اگر هم پرداخت از جیب مردم افزایش یافته، باید مشخص شود علت چیست و چه برنامه‌ای برای مهار آن وجود دارد.

نظام سلامت با اظهارنظرهای سیاسی اصلاح نمی‌شود؛ با سیاست دارویی دقیق، پوشش بیمه‌ای مؤثر، تأمین پایدار دارو و نظارت بر زنجیره توزیع اصلاح می‌شود.

کادر درمان؛ مطالبه‌ای که از امروز شروع نشده است

موضوع بعدی، وضعیت معیشتی نیروهای نظام سلامت است.

پرستاران، پزشکان، کارکنان بیمارستان‌ها، نیروهای اورژانس و سایر کارکنان حوزه سلامت، سال‌هاست درباره دستمزد، اضافه‌کاری، شرایط کاری، کمبود نیرو و فشار ناشی از حجم کار مطالباتی را مطرح می‌کنند.

این مسائل نیز مربوط به پساجنگ نیست. بسیاری از این مطالبات پیش از جنگ وجود داشته‌اند و بارها از سوی گروه‌های مختلف کارکنان نظام سلامت مطرح شده‌اند.

نمی‌توان از جامعه درمان انتظار داشت در سخت‌ترین شرایط کاری، بالاترین سطح خدمت را ارائه کند، اما درباره کیفیت زندگی و امنیت شغلی آنان پاسخ روشنی ارائه نشود.

اگر قرار است از «تغییر مسیر» سخن گفته شود، یکی از نخستین مسیرهایی که نیازمند اصلاح است، نحوه مواجهه با نیروی انسانی نظام سلامت است.

پرسش مشخص این است: وزارت بهداشت برای کاهش فشار کاری، بهبود پرداخت‌ها، تعیین تکلیف مطالبات معوق و ایجاد انگیزه برای ماندگاری نیروهای متخصص چه برنامه عملی و زمان‌بندی‌شده‌ای دارد؟

زیرمیزی؛ مسئله‌ای که نمی‌توان با انکار آن را حل کرد

مسئله دیگر، دریافت‌های خارج از تعرفه و آن چیزی است که در ادبیات عمومی با عنوان «زیرمیزی» شناخته می‌شود.

باید در این موضوع نیز منصف بود. نمی‌توان تخلف را به کل جامعه پزشکی نسبت داد. اکثریت پزشکان و کارکنان حوزه سلامت، خدمات خود را در چارچوب قوانین و تعرفه‌های رسمی ارائه می‌کنند. اما وجود حتی موارد قابل توجهی از دریافت‌های غیررسمی، برای اعتماد عمومی به نظام سلامت آسیب‌زاست.

بیماری که در شرایط اضطرار قرار دارد، معمولاً قدرت چانه‌زنی با پزشک یا مرکز درمانی را ندارد. اگر به او گفته شود برای انجام یک عمل، دریافت یک خدمت یا تعیین وقت مناسب باید مبلغی خارج از تعرفه پرداخت کند، در واقع با یک انتخاب عادلانه مواجه نیست.

اینجاست که نقش نظارت اهمیت پیدا می‌کند.

اگر وزارت بهداشت معتقد است پدیده دریافت‌های غیررسمی تحت کنترل است، باید آمار، سازوکار نظارتی، تعداد پرونده‌های رسیدگی‌شده و نتایج برخوردها را به افکار عمومی اعلام کند. و اگر چنین مشکلی همچنان وجود دارد، انتظار می‌رود وزارتخانه به جای کلی‌گویی، درباره راهکارهای عملی خود توضیح دهد.

چرا بیمار باید هزینه ضعف نظارت را پرداخت کند؟

بخش خصوصی درمان؛ حلقه‌ای که نیازمند نظارت جدی است

بخش خصوصی نیز بخشی جدایی‌ناپذیر از نظام سلامت ایران است و بسیاری از خدمات درمانی توسط مراکز خصوصی ارائه می‌شود. اما افزایش هزینه‌های این بخش، تعرفه‌ها، قراردادهای بیمه‌ای و نحوه دریافت هزینه از بیمار، همگی نیازمند نظارت دقیق هستند.

در چنین شرایطی، مردم حق دارند بدانند مرز میان هزینه واقعی ارائه خدمت، تعرفه قانونی و پرداخت غیرقانونی کجاست؟

شفافیت در این حوزه نه به معنای تقابل با پزشک و نه به معنای تضعیف بخش خصوصی است. اتفاقاً شفافیت می‌تواند از پزشک و مرکز درمانی قانونمند نیز حمایت کند؛ زیرا وقتی قواعد روشن باشد، تخلف قابل شناسایی و برخورد با آن امکان‌پذیرتر خواهد بود.

آقای وزیر، «پساجنگ» نباید به فراموشی مشکلات پیش از جنگ منجر شود

وزیر بهداشت از ضرورت تغییرات جدی در دوره پساجنگ سخن گفته است. این حرف، در حوزه سلامت نیز می‌تواند کاملاً درست باشد؛ اما تغییر باید از جایی آغاز شود که مردم هر روز آن را لمس می‌کنند.

پساجنگ در نظام سلامت یعنی داروی قابل دسترس، درمان قابل پرداخت، بیمه کارآمد، نیروی درمان باانگیزه، بیمارستان توانمند و نظارت مؤثر بر مراکز درمانی.

پساجنگ یعنی بیماری که به دلیل هزینه درمان، درمان خود را نیمه‌کاره رها نکند.

یعنی پرستاری که به دلیل فشار کاری و مشکلات معیشتی، احساس نکند تنها راه ادامه زندگی حرفه‌ای‌اش مهاجرت یا ترک شغل است.

یعنی بیماری که برای دریافت یک خدمت پزشکی، مجبور نباشد نگران پرداخت‌های خارج از تعرفه باشد.

و یعنی وزارت بهداشت بتواند با ارائه آمار شفاف، به مردم نشان دهد که وضعیت سلامت کشور در حال بهبود است.

یک پیشنهاد ساده برای وزیر بهداشت

اگر وزیر بهداشت معتقد است مسیر گذشته باید تغییر کند، بهترین فرصت آن است که این تغییر را در عملکرد حوزه سلامت نشان دهد.

پیشنهاد روشن است: وزیر بهداشت در یک برنامه زنده و عمومی در رسانه ملی حاضر شود و نه درباره جناح‌های سیاسی، بلکه درباره عملکرد وزارتخانه خود با مردم گفت‌وگو کند.

درباره قیمت دارو.

درباره میزان پرداخت از جیب مردم.

درباره کمبودهای دارویی.

درباره مطالبات کادر درمان.

درباره وضعیت پرستاران.

درباره مشکلات بیمارستان‌ها.

درباره نظارت بر مراکز خصوصی.

درباره دریافت‌های خارج از تعرفه.

درباره سهم بیمه‌ها در تأمین هزینه درمان.

و درباره اینکه چرا بخشی از مشکلاتی که سال‌هاست درباره آنها صحبت می‌شود، همچنان پابرجاست.

این گفت‌وگو می‌تواند بسیار مهم‌تر از هر مناقشه سیاسی باشد؛ زیرا سلامت مردم موضوعی جناحی نیست.

جامعه پزشکی، پرستاران و مردم، بیش از آنکه نیازمند منازعات سیاسی باشند، به پاسخ روشن درباره آینده نظام سلامت نیاز دارند.

اگر قرار است «مسیر گذشته» تغییر کند، باید مشخص شود این تغییر دقیقاً از کجا آغاز می‌شود و چه زمانی نتیجه آن در زندگی مردم دیده خواهد شد.

نظام سلامت ایران امروز به سیاست‌گذاری، شفافیت، پاسخگویی و تصمیم‌های سخت اما ضروری نیاز دارد.

مردم از وزیر بهداشت انتظار تحلیل سیاسی ندارند

مردمی که برای خرید دارو، پرداخت هزینه درمان یا تأمین هزینه یک عمل جراحی تحت فشار قرار گرفته‌اند، انتظار ندارند وزیر بهداشت برایشان تحلیل سیاسی ارائه کند؛ آنها انتظار دارند بدانند چه کسی مسئول حل مشکل آنهاست و برای حل آن چه اقدامی انجام شده است.

سیاست می‌تواند موضوع بحث احزاب و جریان‌های سیاسی باشد؛ اما درد بیمار، گرانی دارو و معیشت کادر درمان، مسئله همه مردم ایران است.

بنابراین اگر قرار است از «پساجنگ» و «تغییر مسیر» سخن بگوییم، بهتر است نخستین نشانه این تغییر را در خود نظام سلامت ببینیم؛ جایی که مردم هر روز با مشکلات آن زندگی می‌کنند.

آقای وزیر؛ مردم از شما پاسخ سیاسی نمی‌خواهند؛ پاسخ سلامت می‌خواهند.

کد مطلب 6923701

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha