۱۰ شهریور ۱۴۰۵، ۹:۴۲

افسری که ۱۰ ماه مرخصی نیامد؛ «عماد» قاب شهادت را برگزید

افسری که ۱۰ ماه مرخصی نیامد؛ «عماد» قاب شهادت را برگزید

نوشهر - جای‌جای شهر نوشهر تصویر افسر جوانی نقش بسته که هنوز پیکر مطهرش به خانه و شهر برنگشته است. او شهید «عماد هرمزی» نام دارد.

خبرگزاری مهر؛ گروه استان‌ها - علیرضا نوری کجوریان: شهید عماد هرمزی، افسر عملیات ناوشکنی که ۱۰ ماه از مرخصی خود گذشت، پای مأموریت و وطنش ماند و پیش از آنکه راهی آخرین مأموریت شود، عکسی برای خانواده فرستاد و از آنان خواست اگر شهید شد، همان تصویر را برای اعلامیه‌اش انتخاب کنند.

حالا نوشهر در انتظار بازگشت پیکر جوانی است که تصویرش در خیابان‌های شهر دیده می‌شود، اما خودش هنوز به خانه بازنگشته است.

شهری که هنوز چشم‌انتظار عماد است

نوشهر این روزها فقط یک شهر بندری نیست؛ شهری است که بخشی از خاطره خود را در قاب‌های بزرگی که از یک افسر جوان در گوشه‌وکنار آن نقش بسته، مرور می‌کند. تصویر عماد هرمزی بر دیوارها و تابلوهای شهر دیده می‌شود؛ جوانی با چهره‌ای آرام که حالا نامش با عنوان شهید گره خورده است.

اما پشت این تصاویر، خانواده‌ای قرار دارد که هنوز برای بازگشت فرزندش چشم‌انتظار است.

برای بسیاری از مردم شهر، شاید دیدن تصویر شهید عماد در نخستین نگاه، تنها یادآور یک شهید جوان باشد؛ اما برای خانواده هرمزی، هر تصویر یادآور پسری است که در خانه بزرگ شد، درس خواند، لباس نیروی دریایی را پوشید، مسئولیت پذیرفت و سرانجام راهی مأموریتی شد که بازگشت از آن نصیبش نشد.

پدر شهید عماد هرمزی از فرزندی سخن می‌گوید که پای کار و وطنش ماند و انجام وظیفه را بر آسایش شخصی مقدم می‌دانست.

افسری که ۱۰ ماه مرخصی نیامد؛ «عماد» قاب شهادت را برگزید

پدر شهید هرمزی به خبرنگار مهر گفت: عماد پای کار و وطنش ماند و برای انجام مسئولیتی که بر عهده داشت، تا آخر ایستاد.

در میان خاطرات پدر، جمله‌ای از عماد باقی مانده که نگاه او به زندگی و دشواری‌های مسیرش را نشان می‌دهد.

پدر شهید هرمزی ادامه داد: «عماد می‌گفت با خدا رو راست باشید؛ خدا هر کسی را بیشتر دوست داشته باشد، لپش را بیشتر فشار می‌دهد» و این جمله را باید در سردر خانه قاب کنیم.

امروز این جمله برای خانواده‌ای که همچنان چشم‌انتظار فرزند خود است، معنایی متفاوت دارد. عماد دیگر در کنار خانواده نیست، اما حرف‌ها و خاطراتش مانده‌اند؛ خاطراتی که جای خالی او را پر نمی‌کنند، اما تصویری روشن از شخصیتش به خانواده می‌دهند.

در میان همه این خاطرات، یک تصویر جایگاه ویژه‌ای دارد؛ عکسی که عماد برای خانواده فرستاد و وقتی پدرش درباره علت ارسال آن پرسید، پاسخی داد که امروز به یکی از ماندگارترین یادگارهای او تبدیل شده است.

پدر شهید هرمزی گفت: وقتی از عماد پرسیدم چرا این عکس را فرستادی، گفت وقتی شهید شدم، همین عکس را روی اعلامیه من بزنید.

آن روز شاید کسی تصور نمی‌کرد این جمله روزی به واقعیتی تلخ تبدیل شود. یک عکس معمولی، به انتخاب خود عماد، حالا به تصویری تبدیل شده که مردم شهر او را با آن به یاد می‌آورند.

پدر شهید هرمزی می گوید: هنوز پیکری از عماد برنگشته است و شاید خود او اینگونه دوست داشت.

در شهری که دریا بخشی از هویت آن است، نام عماد نیز با دریا گره خورده است؛ جوانی که زندگی حرفه‌ای خود را در نیروی دریایی ادامه داد و سرانجام در همان مسیر، نامش در شمار شهدای این نیرو قرار گرفت.

از دانشگاه نوشهر تا عرشه ناوشکن

برای شناختن عماد هرمزی، باید به سال‌هایی بازگشت که او هنوز دانشجوی دانشگاه علوم دریایی امام خمینی(ره) نوشهر بود؛ سال‌هایی که شخصیت حرفه‌ای و نظامی او در محیط آموزش شکل گرفت و زمینه حضورش در یکی از حساس‌ترین بخش‌های نیروی دریایی فراهم شد.

دریادار ابوطالب مطلبی، فرمانده دانشگاه علوم دریایی امام خمینی(ره) نوشهر، در گفت وگو با خبرنگار مهر با اشاره به دوران تحصیل شهید هرمزی، از او به عنوان یکی از دانشجویان ویژه دانشگاه یاد کرد؛ جوانی که از همان دوران دانشجویی ویژگی‌های متفاوتی داشت.

دریادار مطلبی گفت: شهید هرمزی یکی از دانشجویان ویژه و خاص دانشگاه بود و در زمینه‌های علمی، نظامی، اخلاقی و شخصیتی جایگاه برجسته‌ای داشت.

افسری که ۱۰ ماه مرخصی نیامد؛ «عماد» قاب شهادت را برگزید

این ویژگی‌ها در ادامه مسیر خدمت عماد نیز خود را نشان داد. او پس از دانش‌آموختگی برای یکی از بخش‌های مهم و تخصصی نیروی دریایی انتخاب شد؛ جایی که ورود به آن نیازمند برخورداری از توانایی‌های حرفه‌ای و تخصصی است.

فرمانده دانشگاه علوم دریایی امام خمینی(ره) نوشهر با اشاره به حساسیت انتخاب نیرو برای ناوشکن‌ها اظهار کرد: برای خدمت در ناوشکن‌ها بهترین کارکنان و افسران نیروی دریایی انتخاب می‌شوند و شهید هرمزی نیز در شمار همین نیروهای برگزیده قرار داشت.

عماد به عنوان افسر عملیات ناوشکن خدمت می‌کرد؛ مسئولیتی که او را در قلب مأموریت‌های تخصصی و عملیاتی یک شناور رزمی قرار می‌داد. او از محیط آموزش دانشگاه به عرشه ناوشکن رسید و آنچه طی سال‌های تحصیل و آموزش آموخته بود، در میدان واقعی به کار گرفت.

دریادار مطلبی افزود: شهید هرمزی افسر عملیات ناوشکن بود و از بهترین نیروهای نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌رفت.

این عنوان، جایگاه حرفه‌ای عماد را در ساختار نیروی دریایی روشن می‌کند. او صرفاً یک نیروی حاضر در یگان نبود؛ مسئولیتی تخصصی و حساس بر عهده داشت و باید در شرایط مختلف عملیاتی، وظایف خود را انجام می‌داد.

مسیر عماد از دانشگاه تا ناوشکن، مسیر آموزش تا مسئولیت بود؛ مسیری که در نهایت او را به جایی رساند که باید آموخته‌هایش را در میدان واقعی به کار می‌گرفت.

فرمانده دانشگاه علوم دریایی امام خمینی(ره) نوشهر با اشاره به انتخاب نیروهای نخبه برای خدمت در ناوشکن‌ها بیان کرد: شهید هرمزی از جمله افسرانی بود که به دلیل توانمندی‌هایش برای چنین مسئولیتی انتخاب شد.

این روایت، در کنار گفته‌های پدر، تصویری کامل‌تر از عماد ارائه می‌کند؛ جوانی که در خانه پای وطن ایستاد و در محیط نظامی نیز شایستگی خود را برای پذیرفتن یکی از مسئولیت‌های تخصصی نیروی دریایی نشان داد.

۱۰ ماهی که به مرخصی نرسید

امیر دریادار شهرام ایرانی، فرمانده نیروی دریایی راهبردی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در روایت خود از شهید هرمزی به همین دوری طولانی از خانه اشاره کرد؛ افسر جوانی که حدود ۱۰ ماه به مرخصی نیامده بود.

دریادار ایرانی گفت: شهید هرمزی حدود ۱۰ ماه به مرخصی نیامده بود و در این مدت درگیر مأموریت و مسئولیت خود بود.

افسری که ۱۰ ماه مرخصی نیامد؛ «عماد» قاب شهادت را برگزید

برای خانواده، این ۱۰ ماه احتمالاً مجموعه‌ای از روزهای انتظار بود؛ روزهایی که بازگشت فرزند، یکی از مهم‌ترین امیدهای خانه محسوب می‌شد اما عماد در محل مأموریت خود ماند.

فرمانده نیروی دریایی ارتش در ادامه با اشاره به دیدار خود با خانواده شهید هرمزی، از روحیه و عزم این افسر جوان سخن گفت.

دریادار ایرانی بیان کرد: زمانی که در کنار شهید هرمزی قرار گرفتم، احساس کردم همان چیزی را که از او انتظار داشته‌اند، انجام داده است؛ حتی اگر قرار باشد برای انجام مأموریت خود بازنگردد.

فرمانده نیروی دریایی ارتش درباره شهدای این نیرو تأکید کرد: اگرچه امروز حضور فیزیکی شهیدان در کنار همرزمانشان وجود ندارد، اما روحیه، عزم و مسیر آنان در میان نیروهای نیروی دریایی ادامه دارد.

دریادار ایرانی همچنین با اشاره به مسئولیت نیروهای دریایی پس از شهادت همرزمانشان گفت: مسئولیت امروز همرزمان شهدا سنگین‌تر شده است و آنان باید با همان روحیه و اراده، مأموریت‌های خود را دنبال کنند.

عماد در میان این روایت، تنها یک نام نیست؛ او نمونه‌ای از نسلی از نیروهای جوان نیروی دریایی است که آموزش دیدند، مسئولیت پذیرفتند و در لحظه آزمون، از مأموریتی که بر عهده داشتند فاصله نگرفتند.

قاب شهادت؛ تصویری که عماد از پیش انتخاب کرده بود

در شهر نوشهر، تصویر عماد حالا بخشی از سیمای شهر شده است؛ اما برای خانواده، میان تصویر و واقعیت فاصله‌ای دردناک وجود دارد.

تصویر او بازگشته است؛ نامش بازگشته است؛ خبر شهادتش به شهر رسیده است؛ فرماندهان درباره ویژگی‌هایش سخن گفته‌اند و همرزمانش از جای خالی او می‌گویند، اما پیکر مطهرش هنوز به خانه بازنگشته است.

شاید به همین دلیل است که عکس عماد معنایی فراتر از یک تصویر یادبود پیدا کرده است.

امروز آن تصویر در شهر نوشهر دیده می‌شود و هر بار که از مقابلش عبور می‌کنیم، قصه جوانی را یادآوری می‌کند که هنوز پیکرش به خانه بازنگشته، اما انتخابش برای ماندن در مسیر مسئولیت، پیش از بازگشت او به شهر، در ذهن مردم ماندگار شده است.

عماد هرمزی هنوز به خانه بازنگشته است؛ اما قابش در نوشهر مانده، نامش در میان مردم جاری است و روایت. زندگی‌اش از همان نقطه‌ای ادامه پیدا می‌کند که خودش انتخاب کرده بود؛ پای کار، پای وطن و پای عهدی که برای دفاع از ایران بسته بود.

در پایان این انتظار، شهر نوشهر تلاش کرده است یاد عماد را نه فقط با تصویر او بر دیوارها و تابلوها، بلکه با رسم و آیینی از جنس زندگی و جوانی زنده نگه دارد.

مجمعه مادران برای شهید هرمزی

در مراسم یادبود شهید عماد هرمزی، مادران و دختران برای این جوان شهید مجمعه عروسی گرفتند؛ رسمی که در مازندران برای جوانان برپا می‌شود و در آن، آرزوی تشکیل زندگی و رسیدن به روزهای خوش آینده برای جوان خانواده گرامی داشته می‌شود.

مجمعه‌ای که این بار برای عماد آماده شد، معنایی متفاوت داشت؛ جوانی که فرصت رسیدن به روز دامادی را پیدا نکرد و پیش از آنکه در کنار خانواده خود جشن ازدواج بگیرد، راهی مأموریتی شد که بازگشتی از آن نداشت.

این رسم محلی، در مراسم یادبود عماد به تصویری از یک آرزوی ناتمام تبدیل شد؛ گویی مادران و دختران نوشهر، در غیاب او، سهم خود را در بدرقه جوانی ادا کردند که قرار بود روزی داماد شود، اما سرنوشت برایش قاب دیگری رقم زد.

کد مطلب 6933552

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha